جوابیه نوه دختری مرحوم آیت الله مهدوی به خبر «تابناک»
چندی پیش، تابناک گزارشی انتقادی با تیتر «آقای مهدوی کنی دل خوشی از آقای هاشمی رفسنجانی نداشت!» که بر گرفته از مصاحبه نوه دختری آیت الله مهدوی کنی با یکی از رسانهها بود، نوشت.
«در روزهای اخیر برخی از رسانهها، با مصاحبه با نوه دختری کم و سن و سال حضرت آیتالله، مطالبی را به نقل از وی درباره نظر ایشان درباره برخی از بزرگان انقلاب منتشر کردهاند؛ نقل قولی که این را هم نمیشود تأیید کرد.
در قسمتی از مصاحبه نوه دختری آیتالله با یکی از سایتها میخوانیم: «ببینید آقای مهدوی دل خوشی از آقای هاشمی و برخی دوستان قدیمی که اسم آنها در مناظرات آمد نداشتند. اگر داشتند اصلا چرا وارد مجلس خبرگان شدند؟ اگر کسی بگوید ایشان دل خوشی از این افراد داشت، قطعا دروغ گفته است».
هرچند ممکن است، عبارت مذکور از نوه دختری، حضرت آیتالله مهدوی، برای عدهای خوشایند و برای عدهای ناخوشایند باشد، اصالتا نقل چنین مطالب که جایی ذکر نشده و اکنون توسط جوانی که چندان تجربهای هم در سیاست ندارد نقل میشود، شایسته نیست.
شاید برای نقل خاطرات و نظرات، آیتالله، اکنون واجبتر از همه فرزند ایشان، سعید آقا مهدوی کنی باشد که هم به لحاظ سنی و تجربه سالها در کنار پدر محترمشان بودهاند و گویا صلاح دیدهاند که در این باره سکوت کنند. حضرت آیتالله باقری کنی، اخوی فاضل ایشان هم که همه عمر را در کنار آیتالله بودهاند، نیز چنین رویهای را پیش گرفتهاند و نقلی، متفاوت از آنچه ایشان در طول حیاتشان ابراز کردهاند، منتقل نکردهاند.
علاوه بر این دو بزرگوار، حجتالاسلام میر لوحی، داماد آیتالله هم سالها در کنار ایشان بوده و مسئولیت دفتر ایشان را بر عهده داشته است. وی نیز تا کنون در این باره چنین رویهای را اتخاذ نکرده است.
لذا به نظر میرسد، افراد کم سن و سالتر از خانواده آیتالله نیز بهتر است در این زمینه احتیاط بیشتری به خرج دهند و در گفتوگو با رسانهها، جانب حزم را دور نگه دارند تا مبادا در این میان با ناپختگی، سخنی بر زبان برانند که دور از شأن مرحوم آیتالله و سیر عملی ایشان در حیات مبارکشان باشد.
پس از انتشار این گزارش انتقادی، محمد حسین میرلوحی، نوه مرحوم آیت الله مهدوی، جوابیهای برای تابناک فرستاده است. تابناک متن کامل این جوابیه را منتشر میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
مدیر مسئول محترم سایت تابناک
باسلام:
خواهشمند است جوابیه اینجانب (سید محمد حسین میرلوحی) را طبق قانون مطبوعات در اولین فرصت و در همان صفحه مربوطه درج نمائید:
۱ ـ اخیرا رسانه اینترنتی خیبر آنلاین به مناسبت چهلمین روز درگذشت حضرت آیت الله مهدوی کنی پس از پیگیریهای مکرر با اینجانب مصاحبهای صورت داد. بنده نیز به عنوان نوه آن بزرگوار به طرح مستند و اصولی نقطه نظرات و خاطرات خویش از مرحوم آیت الله مهدوی کنی پرداختم. بدیهی است این مصاحبه که متکی بر اصول حرفهای یک گفت و شنود سیاسی با یک رسانه ارزشی است موافقین و مخالفین خود را داراست.
۲ ـ با عنایت به فرضیه اعتدال گرایی و اخلاقمداری در جامعه امروز ما که برخی آنرا یک راهبرد نجات بخش ملی برای حل و فصل معضلات جاری جامعه برمیشمرند، حداقل توقع بنده نقادی و برخورد معقول رسانهای با سخنان اینجانب بود. معذلک برخلاف انتظار با تهاجمی خارج از آداب رسانهای برعلیه شخصیت خویش روبرو شدم. این برخورد هدف دار نخست در سایت تابناک و به دنبال آن در روزنامه ایران پی گرفته شد.
۳ ـ تصدیق میفرمایید این برخورد غیراصولی با شخصیت مصاحبه شونده بدون در نظر داشتن و نقد سخنان مستند بنده تنها یادآور تکنیکهای ژورنالیستی غربی است که از فقدان اخلاق حرفهای در عرصه مطبوعاتی خود رنج میبرد.
۴ ـ مایه بسی تعجب است در حالی که هر ایرانی مسلمان با هر گرایش و سطح فکری و سن و سال سیاسی قادر به طرح آزادانه آرا و عقاید خویش در چارچوب احکام اسلام است بر چه اساس و منطق سیاسی سایت تابناک اینجانب را توصیه به سکوت سیاسی نموده و محروم سازی یکی از نزدیکترین و وفادارترین علاقهمندان به نظام را اولویت و استراتژی رسانهای خود مینماید.
۵ ـ حضور گرم، صادقانه و مسئولیت پذیر جوانان همواره یکی از شالودهها و سنتهای سیاسی دیرین انقلاب اسلامی از اوان شکل گیری انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله امام خامنهای مقام معظم رهبری تا کنون بوده است. امری که همواره موجبات پویایی و تعالی انقلاب را پدید آورده است. بدیهی است مخالفت با این حضور و پتانسیل بیبدیل زیر هر عنوان و اندیشهای صورت پذیرد امری سؤال برانگیز و خارج از منطق سیاسی است.
۶ ـ از آنجایی که مرقومه تابناک تلویحا حقیر را متهم به بیان موضع پنهان آیت الله در قبال آقای هاشمی میکند و کنایتا بنده را متهم به خاطره سازی میکند (کاری که این روزها اتفاق میافتد)، ذکر این نکته ضروری است که حقیر یک موضع کاملا بدیهی و روشن حضرت آیت الله مهدوی را بیان کردم که عجیب است عدهای نخواستند آن را باور کنند. استدلال بنده هم این بود که حضرت آیتالله مهدوی که در طول تاریخ انقلاب به اعتراف دوست و دشمن ابدا به دنبال پست و مقام نبود و از سوی دیگر در آن ایام مریضی بدی را تجربه میکردند چرا وارد مسأله ریاست خبرگان رهبری شدند؟ و استدلال بنده امری کاملا عیان و روشنتر از روز بود که اگر باز کسانی بخواهند این موضع را خدشه دار کنند چون بخش مهمی از تاریح انقلاب را بنای بر تخریب داشتهاند، مجبور به تبیین برخی دیگر از مواضع آیتالله مهدوی خواهم شد. از طرف دیگر خاطرنشان میشود که ما به تاسی از حضرت آیتالله مهدوی ابدا راضی به تخریب سرمایههای قدیمی انقلاب نیستیم و این قسمتی از مصاحبه بود که در سایت مارالذکر سانسور شده بود.
۷ ـ در پایان این سؤال از سایت تابناک و... که مدعی ژورنالیسم حرفهای و مسئولانه هستند همچنان باقی است که آیا به لحاظ حرفهای گزارش و نقل یک خبر و یا مصاحبه به صورت گزینشی و حذف مقدمه و مؤخره آن مبین حرکت در مسیر ژورنالیسم حرفهای است یا اینکه نیم نگاهی هم به هدف گذاری خاص سیاسی دارد!
سید محمد حسین میرلوحی
کارشناس ارشد معارف اسلامی و حقوق عمومی
بنده به شخصه معتقدم حرف نوه دختری آیت الله کنی خالی از وجه نبوده و نیست.
خوب است
ولی اگر آخرش به ملت صدمه میزند و آب در آسیاب دشمن میریزد
از هر طرف محکوم است و در خلوت خودشان گفتگو کنند
- من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمايى بعضى افراد ذكرى از آنان كرده و تمجيدى نمودهام، كه بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالى بود كه خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مىنماياندند، و نبايد از آن مسائل سوء استفاده شود. و ميزان در هركس حال فعلى او است . (صحيفه امام ج21 ص 452 وصيتنامه سياسى - الهى.) تمسك به گذشته افراد، هنگامي قابل قبول است كه حال فعلي آنان در مقابل گذشته ايشان قرار نداشته باشد اما اگر چنين شد طبعا گذشته افراد ديگر نميتواند معيار و ملاك باشد.حضرت ايت الله خامنه اي با اشاره به کسانيکه در روز جهاني قدس بصراحت در مقابل آرمانهاي امام موضع گيري کردند و در روز عاشوراي سال گذشته آن فضاحت را بار آوردند افزودند: اگر شخصي در قبال اين تحرکاتي که از اساس با مباني امام مخالف است اظهار همراهي يا حتي سکوت کند، ملت با درک حقايق ، ادعاي اين فرد را در دنباله روي از امام نمي پذيرد. رهبر انقلاب اسلامي، در همين زمينه ، سوابق طولاني و درخشان طلحه و زبير در صدر اسلام و سپس تغيير موضع آنان را مورد اشاره قرار دادند وافزودند برخورد قاطع امير مومنان با طلحه و زبير، نمونه اي تاريخي از ضرورت توجه به حال كنوني افراد در هرگونه قضاوت و ارزيابي است .
هربزرگی که به فضل و هنرش گشت بزرگ
نشود خرد به بد گفتن بهمان و فلان





