صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

مدينه فاضله فارابي؛ بايدها و نبايدها

سيد جواد ميرخليلي
کد خبر: ۴۵۸۲۹
| |
32665 بازدید
معلم ثاني، ابونصر، محمد بن فارابي (260- 339) از جمله فيلسوفان مطرح سده هاي سوم و چهارم هجري قمري و نخستين فيلسوف بزرگ مسلمان و از بزرگ‌ترين انديشورزان تاريخ تفكر است كه تأثير شگرفي بر عالم انديشه و پيدايش و شکوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي داشته است. اهميت فارابي، تنها به اين دليل نيست كه از برجسته‌ترين شارحان آثار ارسطو و افلاطون به شمار مي رود، بلكه وي در بسياري از مباحث فلسفي، مؤسس يا صاحب‌نظر بوده است؛ به گونه اي که برخي از متفکرين معاصر، همانند داوري اردکاني، فارابي را مؤسس فلسفه اسلامي ناميده اند(رضا داوري اردکاني، فارابي مؤسس فلسفه اسلامي).

منظور از فلسفه اسلامي را مي توان فلسفه اي دانست که در ميان مسلمانان شکل گرفته و رشد و نمو يافته است. فارابي، بلندآوازه ترين فيلسوف مسلمان است که به فلسفه سياسي، عنايت خاصي داشته است. فلسفه اي که فارابي، آن را طرح و تدوين کرد همواره بر فلسفه و فيلسوفان بعدي، مؤثر بود و به رغم موافقت يا مخالفت، ناديده گرفتن افکار وي امکان ناپذير بود(حاتم قادري، انديشه هاي سياسي در اسلام و ايران). در اين نوشتار، قصد داريم تا به بحث و بررسي مدينه فاضله از ديدگاه فارابي بپردازيم.

براي طرح جامعه آرماني يا همان مدينه فاضله فارابي، مي بايست به اين نکته توجه کرد که فارابي، انسان را موجودي مدني الطبع مي داند که سعادت وي در گرو فعاليت هاي اجتماعي اش است. اين ديدگاه فارابي، بسيار به آراي حکيمان يونان باستان، شباهت دارد؛ چرا که آنها هم، اين نوع نگاه را داشتند.

غرض و هدف انسان، نيل به سعادت است، ولي اين سعادت، جز در جامعه يا مدينه، تحقق نمي يابد. مراد فارابي اين نيست که انسان بايد مطيع جامعه باشد، بلکه مي خواهد بگويد که جامعه، جز کمال آدمي، مقصود و مراد ديگري ندارد و آدمي، جز از راه جامعه به اين کمال- که همان سعادت وي است- دسترسي پيدا نمي کند(همان).
مدينة‌ فاضله‌ در ترجمه‌ واژه‌ يوناني‌ ou topos آمده‌ است‌. اين‌ واژه‌، مركب‌ از كلمه‌«او» (ou) به‌ معناي‌ «نه‌» و «توپوس‌» (topos) به‌ معناي‌ «مكان‌» است‌ و در كل،‌ّ معني‌«لامكان‌» را مي‌دهد، كه‌ كنايه‌ طنزآميز از eu-topos به‌ معناي‌ «خويستان‌» در آن‌ است‌.

مدينه فاضله بحث مفصلي به شمار مي رود كه از ابتداي ظهورش تاكنون مورد توجه فيلسوفان زيادي قرار گرفته است. فارابي از جمله فيلسوفاني است كه به طور جدي در رابطه با مدينه فاضله، بحث نموده است. اصول و مباني‌اي كه فارابي در مدينه فاضله خود دنبال مي کند چند مورد است. از جمله آنها مي توان به روش‌شناسي، جهان‌شناسي، انسان‌شناسي و غايت شناسي اشاره کرد.

اركان مدينه فاضله از ديدگاه فارابي عبارتند از: 1. لزوم وجود رئيس؛ 2. فيلسوف بودن حاكم كه چنين فردي با فلسفه‌ورزي، قواعد كلي را با فلسفه نظري در آميخته و با مبدأ وحي در ارتباط است. اما اين مدينه فاضله فارابي، داراي ويژگي هايي است که عبارتند از: 1. تعاون؛ 2. خداوند و غايت قصوي بودن او؛ 3. معرفت خداوند؛ 4. با فضيلت بودن مردم؛ 5. عدالت؛ 6. محبت و الفت و 7. صلح در مدينه فاضله و تشبيه به خداوند داشتن در اوصاف.

فارابي بر اساس نياز انسان به وجود روابط اجتماعي براي رسيدن به سعادت دنيوي و غايي، يک تقسيم بندي از جوامع به دست مي دهد: جوامعي که در آنها نيازهاي کمي انساني برآورده مي شود و جوامع بسيار کوچکي که توان برآوردن نيازهاي انسان را ندارد. جوامع گروه اول، خود به جماعات عظمي يا بزرگ، وسطي يا متوسط و صغري يا کوچک تقسيم مي شود.

منظور از جماعت عظمي يا بزرگ، جماعتي است که در بخش معموره زمين، سکني گزيده باشند و منظور از جماعت صغري يا کوچک، جماعتي است که در مدينه جاي گرفته باشند. بديهي است جماعت وسطي يا متوسط هم در بين اين دو جمعيت قرار مي گيرد. مدينه از نظر فارابي، کوچک ترين واحد اجتماعي است که توان برآوردن حوائج و نيازهاي انساني را دارد. واحدهاي کوچک تر از آن مثل قريه، کوي و منزل، توان رفع نيازهاي آدمي را ندارند و از اين رو، شايسته رسانيدن وي به کمال وجودي اش نيستند.

 به غير از اين گونه مناسبات، انتخاب مدينه براي مدينه فاضله، بي تأثير از مدينه يا دولت شهرهاي يوناني نيست. بنابراين بايد گفت که مدينه فاضله، دربرگيرنده جمعيتي است که از رهبري رئيس اول يا دست کم، فرد يا افرادي که داراي مجموع مطلوبي از خصايل ياد شده هستند برخوردار است و تمام مردم يا بيشتر آنان چنين نظامي را پذيرفته اند.

 مردم، قابليت هاي متفاوتي دارند و تعليم و تربيت مي تواند براي رشد و شکوفايي آنان يا دست کم، باوراندن نظام مطلوب به آنان مؤثر واقع شود. بر اساس يک تقسيم بندي مي توان مردم مدينه فاضله را شامل پنج گروه دانست که عبارتند از:

1. بزرگان؛ که منظور فلاسفه و شايستگان قدرت است؛
2. سخنوران؛ که خطيبان، شعرا، موسيقي دانان را در بر مي گيرد؛
3. گوشه نشينان؛ که شامل رياضي دانان، اخترشناسان و طبيعي دانان مي شود؛
4. جنگاوران؛ که وظيفه شان حراست از مردم مدينه است؛
5. سربزيران؛ يعني برزگران، بازرگانان و عامه؛ کساني که به کار خود مشغولند و به اصطلاح، توده مردم را تشکيل مي دهند.(همان)

فارابي به عنوان يك فيلسوف مسلمان در توصيف مدينه فاضله مي‌گويد: مردمش به اموري مشغولند و به فضايلي آراسته‌اند و هدف‌شان رسيدن به سعادت است و چنين جامعه‌اي را به بدن سالم تشبيه مي‌كند. و در ويژگي‌هاي زعيم مدينه فاضله، علاوه بر خصوصيات فيزيكي و اخلاقي والا، اشاره به عالي‌ترين درجه سعادت بشري مي‌نمايد؛ يعني اتصال با عقل فعال و ارتباط با ملك وحي؛ به گونه اي كه بتواند مصالح و شرايع را به وضوح دريافت كند و در اختيار مردم قرار دهد.

در نگاه فارابي، مدينه فاضله عبارت است از: مدينه مطلوب و مناسبي که امکانات نيل به سعادت در آن مهياست. به عبارت ديگر، مدينه فاضله، اجتماعي است که افراد آن، سعادت را مي شناسند و در اموري که آنها را به اين غرض و غايت برساند تعاون دارند. پس مدينه فاضله به خودي خود، غايت نيست، بلکه وسيله نيل به سعادت است و قاعده نظام آن بايد تابع معنايي باشد که فيلسوف ما از سعادت، مراد مي کند(تقي آزاد ارمکي، تاريخ تفکر اجتماعي در اسلام).

در اين جا مشاهده مي شود که فارابي در تقسيم جوامع به کيفيت آنها توجه دارد که عبارت است از کمال گرايي و سعادت طلبي؛ بنابراين هدف مدينه در تعيين نوع مدينه دخيل است.

مدينه فاضله فارابي برخوردار از نظام منسجمي است که از شخص رئيس اول که مخدوم صرف است و نياز ندارد به مقامي خدمت کند شروع مي شود و به خادمان صرف، يعني کساني که مورد خدمت فردي واقع نمي شوند ختم مي گردد. اين نظم به نظم کيهاني شبيه است؛ يعني از واجب الوجود تا هيولي(قادري، پيشين).

در مدينه فاضله فارابي 12 خصلت براي رئيس مدينه و 6 خصلت براي جانشين وي منظور گرديده و قوام مدينه به خصال رئيس مدينه، پيوند خورده است. رئيس كه با وحي و عقل فعال در ارتباط است موظف به آموزش تعاليم نه گانه به توده هاست و اوست كه سياست فاضله را تحقق مي بخشد. در مقابل مدينه فاضله فارابي، مدينه هاي غير فاضله وجود که عبارتند از: مدينه هاي جاهله، فاسقه، مبدله، ضاله و نوابت كه به ترتيب، داراي جهل نسبت به سعادت، فساد در عمل، تباهي رأي و عمل، انحراف فكري و عملي و جوهره بي مصرف مي باشند.(هر يك از اين اقسام، خود به اقسام ديگري قابل تقسيم اند)

حال به ويژگي هاي رئيس مدينه فاضله مي پردازيم. رئيس اين مدينه بايد شخصي باشد که داراي اين ويژگي ها و خصايل باشد:

1. آن که تام الاعضا باشد و قوت هاي آن در انجام کارهايي که به اعضا، مربوط است به آنها امکان داده ياوري نمايند؛
2. هر کاري را که وظيفه او است بتواند عملاً انجام دهد و قواي فکري و بدني او کامل باشد تا به واسطه آلات و که ابزاري که همان اعضاي ظاهره است وظايف خود را انجام دهد؛
 3. خوش فهم باشد؛
 4. به خوبي حفظ کند و حافظه قوي داشته باشد؛
 5. فطن و هوش مند باشد؛
 6. خوش بيان باشد؛
 7. دوستدار علم و استفادت و منفاد آن باشد؛
 8. از راست گويان و دشمن دروغ گويان باشد؛
 9. درهم و دينار و ساير متاع اين جهان در نزد او خوار و ناچيز باشد؛
 10. دوستدار دادگري و دادگران و دشمن ستم و ستم گران باشد؛
 11. بر هر کاري که انجام آن را لازم مي داند قوي العزم باشد
12. نفس او بزرگ و دوستدار کرامت بود و از همه امور ناپسند و پست، نفس خود را بالاتر و برتر بداند(فارابي، آراي اهل مدينه فاضله).

رئيس اول مدينه فاضله فارابي، يادآور انساني کامل و آرماني است؛ بنابراين وي بلافاصله بعد از ذکر اين ويژگي ها مي گويد يافتن کسي که داراي چنين خصايلي باشد کار بسيار دشواري است. به همين دليل، حاضر است در صورت نبود کسي که از تمامي اين ويژگي ها برخوردار باشد به برخي از اين ويژگي ها رضايت دهد.

در خاتمه بحث از مدينه فاضله فارابي، ذکر اين مطلب نيز لازم مي نمايد که عوامل متعددي مي توانند در زوال اين مدينه، دخيل باشند که عبارتند از: انحراف فکري از اصول مشترک و ارزش هاي مقبول مدينه فاضله؛ فقدان رهبري حکيم؛ رذايل اخلاقي و استحاله ارزش هاي فاضله؛ دلبستگي اهل مدينه فاضله به مظاهر مادي و عوامل ديگري که در آثار فارابي به آنها اشاره شده است.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟