عباس کیارستمی میهمان جانبازان شد
عباس کیارستمی کارگردان سینما و برنده نخل طلایی کن به موزه صلح رفت تا هم از این موزه دیدن کند و هم با جانبازان جنگ تحمیلی گفتوگو کند.
به گزارش خبرآنلاین، میزبان جانبازان بودند و میهمان عباس کیارستمی، کارگردان سینمای ایران. مکان موزه صلح بود، ساختمانی کوچک در ضلع شمالی پارک شهر تهران. موزهای که ریاست آن را محمدرضا تقی پور به عهده دارد، رزمنده دیروز، جانباز 70 درصد امروز.
«من پاهایم را در عملیات آزادسازی خرمشهر از دست دادم، ولی همیشه با خودم تکرار میکنم که بدون هیچ منتی و از صمیم قلب به نشستنم بر این ویلچر افتخار میکنم. این را به همه بازدیدکنندهها هم میگویم که نشستن من و امثال من روی این ویلچر، باعث سربلندی و سر پا ایستادن ملتم شده است.»
تقی پور این حرفها را به کارگردان «طعم گیلاس» گفت، فیلمسازی که به گفته خودش پیش از ورود به این ساختمان اصلاً فکر نمیکرده با چنین فضایی مواجه شود.
او دو ساعت در موزه صلح گشت، همراه جانبازانی که در این موزه نقش راوی را دارند. با سیر رشد و بهکارگیری سلاحهای شیمیایی در جهان آشنا شد، رسید به زمانی که این سلاحها در هشت سال جنگ تحمیلی روی سر مردم ایران ریخته شدند، از راویان شنید که این سلاحهای کشتارجمعی با جسم و روان انسانها چه میکنند، و بعد به چشمهای حسن حسنی سعدی جانباز 70 درصد خیره شد، کسی که تاکنون11 بار، بر اثر عوارض ناشی از شیمیایی شدن، مجبور به پیوند قرنیه هر دو چشم شده. کسی که کیارستمی گفت، چشمان سرخ و اشک ریزش را هیچوقت فراموش نخواهد کرد.
حسنی سعدی از موزه صلح گفت، از اینکه فعالیتهایشان در اینجا ادامه منطقی دفاع مقدس است. از اینکه کسی به نام صدام با پشتیبانی همهجانبه کشورهای دیگر شعله جنگ را افروخت تا کینهای ابدی بین دو ملت ایران و عراق برقرار کند؛« حالا که جنگ با مقاومت افتخارآمیز ملت ایران به پایان رسیده، ما همچنان ضمن افتخار به تکتک اجزای این حماسه فراموشنشدنی، نباید خدایناکرده دچار این محاسبه اشتباه شویم که همچنان با جدا نکردن مردم مظلوم عراق از عملكرد حزب بعث، در تریبونهای سياسي و تبليغات سطحي در فیلمها، و ادامه کینه بین دو ملت همجوار، ناخودآگاه به دست خودمان دشمنان زيرك و پشتیبان صدام را در زمان صلح، به اهداف شکستخوردهشان در زمان جنگ برسانیم.»
كونيكو يامامورا، بانوی ژاپنی و مادر شهيد محمد بابايي برای کیارستمی از زندگي خودش و فرزندش در دوران جنگ گفت، از عزم راسخش براي اجراي برنامههای موزه صلح در بين كودكان وزنان ايراني و ژاپني.
رئیس موزه اما نقبی به امروز زد؛« تعریف ما از صلح در این موزه، هرگز قد خم کردن در مقابل ظالم نیست، بلکه ما در پی صلحی با عدالت و پایدار هستیم، نه صلحی كاذب که به دلیل تحقق نیافتن عدالت، تنها آتشبسی موقت خواهد شد، در میان دو جنگ قبلي و بعدی.»
تقی پور یک روایت دردناک هم برای تعریف کردن داشت، روایت شهید شدن یکی از روایان جانباز موزه صلح، احمد زنگیآبادی، کسی که در صف پیوند ریه قرار داشته و تنها چند صدم ریهاش كار ميكرده، اما برخلاف تبليغات دروغيني كه جانبازان را افتاده بر تخت و تمامشده فرض ميكند، هرروز با کپسولی سنگین از بار اکسیژن، ماسک بر صورت، از خانه بیرون میزده، به موزه صلح میآمده، تا از حوادثی بگوید که به گفته تقی پور «بر ملت مظلوم ما گذشته است.»
رئیس موزه گفت:«متأسفانه اکنون او در این جمع حضور فیزیکی ندارد تا به شما خوشآمد بگوید، روحش شاد.»
در این دیدار صمیمی و ساده، البته فیلم هم پخش شد، اولی گزارشی بود از جشن کشتی دوستی، بین بچههای ایرانی و عراقی در سیامین سالگرد جنگ، با حضور جانبازان و هنرمندان بر روی اروندرود. دومی ماجرای مسابقات کتابخوانی دفاع مقدس و تأثیر تربیتی و اخلاقی این کتابها بر مددجویان و مددکاران زندان شهر دورود را نشان میداد.
این فیلمها راوی تجربههای تازه و عملي درزمینهٔ صلحطلبی بودند، تجربههایی که توجه این کارگردان سرشناس ایرانی برانگیخت. کسی که در نیمه اول امسال با موجی از نقدها مواجه شد، پسازآن که فیلمی از سخنان او در خارج از کشور و در یک جلسه خصوصی منتشر شد. فیلمی که بهزعم منتقدانش معنا و مفهومش زیر سؤال بردن دفاع مردم در برابر ارتش متجاوز صدام بود.
فیلم بافاصله زمانی بسیار زیادی در ایران منتشر شد، آنهم درست در بحبوحهای که حرفهای ابراهیم حاتمی کیا علیه کیارستمی، کیانوش عیاری و رخشان بنی اعتماد، در فضای رسانهای ایران خبرساز شده بود. بااینهمه کیارستمی در گفتوگو با حبیب احمدزاده نویسنده و مستندساز جنگ تحمیلی گفت که خودش را مدیون کسانی میداند که از این سرزمین دفاع کردهاند.
حرفی که در موزه صلح هم دوباره بر زبان آورد اما با این تفاوت؛ «با بازدید امروزم از این موزه متوجه شدم که بیشک شما عزیزان جانباز دو بار بر گردن ما حقدارید یکی آن موقع که در موقعیت دفاع و فداکاری برای همه ما بودهاید و دیگری الآن که با تمام صدمات بدنی و با انرژی عجیب موزه صلح تهران را روایت گری میکنید، چون مرور این فجایع توأم با حماسه به یک توان مضاعف نیاز دارد که باید از صمیم قلب اعتراف کنم که واقعاً غیر از شما کسی این توان عظیم را ندارد.»
او به آدمهای عادی که بیرون از این موزه در حال قدم زدن و تفرج در پارک شهر هستند، اشاره کرد،کسانی که با ورود به این موزه، ناگهان به جهان تازهای وارد میشوند و «آنها بیشک دچار دو نوع عذاب وجدان و سؤال خواهند شد، اولاً اینکه چرا همه ما که بهنوعی کموبیش با موضوع جنگ و این دفاع آشنا هستیم، تاکنون از ابعاد عظیم ماجرایی بدین نزدیکی اینهمه غافل بودهایم؟»
پرسش دومی که به گفته کیارستمی «قطعاً مهمتر از پرسش اولی است» به قیاس احساس مسئولیت جانبازان با بازدیدکنندگان بر میگردد؛« که چطور شما با تمام مشکلات بدنی، هنوز اینگونه دلسوزانه در حال سعی، تلاش و فعالیت برای آگاهی بخشی به مردم هستید؟»
کارگردان «خانه دوست کجاست؟» گفت که «این تلنگری است به هرکس و ازجمله خود من که هر کاری میتوانیم با تمام وجود و احساسمان برای کمک به شما عزیزان و راهتان انجام دهیم.»
کیارستمی گفت: «به همين دليل بهجز آنكه به همه پيشنهاد خواهم كرد تا حتماً به دیدن این موزه بیایند و با شما عزیزان دیدار کنند. این درخواست را هم از شما دارم که در مقابل روشها و هزینههای هنگفت همسو، حداقل 50 موزه مشابه همین موزه صلح با روایتگری اصیل شما جانبازان در سراسر کشور ساخته شود، تا این لذت کشف برای دیگران نیز حاصل گردد. بیشک همه مردم هم در این حرکت انساني مددکار شما هستند.»
او تأکید کرد که «من واقعاً با یک ذهنیت عادی وارد این موزه شدم، ولی از الآن تا ابد بهشدت درگیر تمام موضوعاتی خواهم بود که در اینجا مشاهده کردم، بهخصوص تصویر دو چشم اشکریزان، سرخ و پیوندی جناب حسنی سعدی که خود بهتنهایی اثباتی بر تمامی اسناد این موزه است.»
در ادامه جانبازان موزه صلح تهران نیز از عباس کیارستمی به دلیل ساخت فیلم «دو راهحل برای یک مسئله» تشکر کردند و اظهار داشتند که تاکنون از این فیلم برای آموزشهای ساده صلحطلبی به کودکان بازدیدکننده بسیار استفاده کردهاند.
خیابان خیام، خیابان فیاض منش، پس از در شمالی پارک شهر تهران، جایی بود که عباس کیارستمی در کنار جانبازان ایستاد، تا عکسی به یادگار بگیرد، جانبازانی که هرروز از ساعت 9 صبح تا12 و30 و بعدازظهرها از ساعت 14و30 تا 17 درهای موزه صلح را باز میکنند تا فارغ از هیاهوهای رسمی بازدیدکنندگان را با صلح آشتی دهند.


