نوبت اجرای طرحهای معوق مانده که رسید، «حمایت» کمیاب شد؛
عملکرد وزارت بهداشت منافع چه کسانی را به خطر انداخته است؟
از طرح ناکام «پزشک خانواده» تا گامهایی پیوسته که به سال نکشیده، صدای خیلیها را درآورده است، شاید بهترین توصیف برای تحولی که در نظام سلامت کشور رقم خورده را در این قیاس بتوان یافت. آنجا که میبینیم اجرای طرحی عظیم با حمایت کامل تمامی نهادها، سالهای سال به تعویق افتاد و در نهایت ناکام شد تا تحولی واقعی که هنوز سنش به سال نرسیده، تندترین نقدها به سمتش روان است!

انگار عادت کردهایم منتظر بنشینیم تا کسی بنویسد و بعد لابلای سطور نوشته شده دنبال غلط بگردیم و هیچ به روی خودمان نیاوریم که اگر قرار بود خودمان بنویسیم، ممکن بود چه اوضاعی رقم بخورد!
به گزارش «تابناک»، با گذشت یک سال و اندی از عمر دولت یازدهم، اگر قرار باشد نگاهی منصفانه به کارنامه دولت بیندازیم، درخواهیم یافت حوزه سلامت و درمان به قدری متحول شده که میتوان تأثیر اتفاقات رقم خورده در آن را به سادگی در سطح جامعه دید.
از تأمین داروهای مورد نیاز که اواخر عمر دولت قبل کمبودشان بحرانی شده بود تا تحت پوشش بیمه قرار دادن تمامی مردم و در نهایت اجرای پیوسته گامهای طرح تحول سلامت، همه و همه نشان از عزمی برای رسیدن به اهداف بر زمین مانده از سالیان گذشته دارد؛ اهدافی که گاه دهها سال پیشتر برای اجرایشان نقشه کشیده و به بایگانی سپرده بودیمشان.
اگر اوضاع سلامت در جامعه تا یک سال و اندی پیش به حدی بحرانی شده بود که وزیر اسبق از اولویتِ بالاتر واردات زین اسب و دسته بیل و بیتوجهی به واردات دارو و مواد اولیه مورد نیاز برای تهیه آن در برنامه تلویزیونی گلایه میکرد و برای نشان دادن اهمیت این مقوله، دارو را از نان شب واجبتر میخواند، اکنون اوضاع به قدری تغییر کرده که شاهدیم تمامی مردم تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاند و سهمشان در هزینههای درمان کاهشی چشمگیر یافته و در برخی موارد به صفر رسیده است.
جالبتر اینجاست که اتفاقات مثبتی چون تحت پوشش بیمه قرار گرفتن تمامی ایرانیان در حالی اجرایی شده که قدمت آن به شعارهای انقلابی بازمیگردد اما در سالیان متمادی تنها در حد وعدهای شیرین مانده بود و ظاهرا هیچ مسئولی اولویتی برای اجرایش در دست نداشت؛ اتفاقی مثبت که با توجه ویژه دولتمردان به حوزه سلامت رقم خورده تا غلطهای مشقِ نوشته شده نیز آشکار شود!
در چنین فضایی است که میبینیم وقتی طرح تحول سلامت در گامهای اول و دوم موفق میشود به اهداف تعیین شده دست یابد، در گام سوم به یکی از فسادهای بزرگی که دامان نظام درمان کشور را گرفته میپردازد و برای مقابله با پدیده زشت و مخرب زیرمیزی گرفتن برخی پزشکان، اقداماتی چون ارزشگذاری نسبی خدمات سلامت یا تعدیل تعرفهها را در دستور کار قرار داده که سر و صدای بسیاری به راه انداخته و بساط نقد وزارت خانه را فراهم آورده است.
از یک سو برخی چون پرستاران معتقدند که در این طرح دیده نشده و اجحاف در حقشان روا داشته شده و از سوی دیگر، بعضی از فراموش شدن طرحهایی چون پزشک خانواده سخن میگویند که بعد از سالها طراحی و تدارک، اینقدر اشکال آن به مشکل خورد که عملا بانیان طرح از اجرایش ناامید شده و رهایش کردند تا چیزی جز هزینههای بیفایده از آن به یادگار نمانده باشد.
گویی موفقیتهای حاصل آمده اینقدر در تغییر پیش فرضهای عمومی به وزارت بهداشتی ـ که بیماران متعدد از تأمین نشدن برخی داروهای ضروری در آن خون گریه میکردند ـ مؤثر بوده که خیلیها فرصتی برای طرح اشکالات دیگر نظام درمان و سلامت به دست آوردهاند، وگرنه کیست که نداند امثال فقدان عدالت در نظامی پرداختیها در کشورمان، مشکلی گران سنگ است که از قدیم، گریبانگیر جامعه بوده و تلاش برای رفع آن زمان میبرد.
بدین ترتیب عجیب نیست که ببینیم برنامهای مفصل در رسانه ملی برای نقد عملکرد وزارت بهداشت شکل گرفته و بدون آنکه پاسخی برای چرایی بیتوجهی به توفیقات به دست آمده در این وزارت خانه ارائه دهد، تصمیماتی چون افزایش تعرفه را دستمایه به انحراف کشیده شدن مسیر طرح تحول سلامت بخواند و فراموش کند که بعد از سالیان سال، وزارت خانه تدابیری را پیگیری میکند که امیدواریم به تحقق خواست عمومی و منویات رهبری منجر شود.
آنجا که به یاد میآوریم رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند «مردم از لحاظ سلامت باید در وضعیت قابل قبول باشند و بیمار و خانوادهاش نباید دغدغه و رنجی، جز رنج بیماری داشته باشند» و میبینیم که کاهش سهم پرداختی مردم از هزینههای درمان و رایگان کردن برخی درمانها و خدمات نزدیکترین اتفاقی است که در راستای این رهنمود به وقوع پیوسته است.
اینجاست که درخواهیم یافت اگر قرار باشد واکنشی به اتفاقات رقم خورده در این عرصه نشان دهیم، بیشک باید در راستای حمایت از دولتمردان، به ویژه وزیر پرتلاش بهداشت باشد که با کمترین حاشیهسازی و سر و صدا موفق شدهاند حرکت خوبی شروع کنند که امید میرود در آینده تکامل یافته و دیگر نواقص این عرصه را نیز رفع و رجوع کند.
از این رو از ضرورت حمایت میگوییم که به نظر میرسد، چه با سیاستهای دولتمردان در طرح تحول سلامت موافق باشیم و چه مخالف، بر این موضوع که دولت برای سلامت برنامه دارد، اشتراک نظر خواهیم داشت، مگر آنکه تلاش پیگیر ایشان برای تحقق گامهای طراحی شده و فرصت سه ساله پیش رو برای نمایان شدن اثرات این طرح کلان را ندید گرفته و با دید سیاسی به ماجرا بنگریم.
تنها در این صورت است که میتوان اتفاقات خوش رقم خورده در حوزه سلامت را ندید گرفت و حتی به کلیاتی چون دور از دسترس بودن برخی حوزههای سلامت (مثل پیشگیری که وزارت بهداشت برای اعمال آن نیاز به ابزارهایی چون رسانه ملی دارد اما در مقام عمل زورش به برچیدن بساط تبلیغ چیپس و پفک از رسانه ملی که از قضا غیرقانونی است، هم نمیرسد!) بیتوجهی کرد و به جای حمایت، رویکرد نقد در پیش گرفت و کارهای انجام نشده را برشمرد!
نظام سلامت کشوری مثل ایران و شأن و منزلت ملتی چون ایرانیان تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد؛ اما این یک سال و اندی که با توجه خاص به این مسأله سپری شده، متعلق به هر دولت و هر دولتمردی ـ با هر سبقه سیاسی ـ که باشد، قابل تقدیر و حمایت است.
به عبارت بهتر، انتظار میرود دغدغه اصلی منتقدان، رفاه و رضایتمندی مردم باشد که هدف برنامههای وزارت بهداشت نیز هست و مراقب باشیم در دام سیاسیونی که به جز منافع جناحی به چیزی نمیاندیشند و سودجویانی که به جز پر شدن جیبشان از درآمدهای زیرمیزی فکری ندارند، نیفتیم.
به گزارش «تابناک»، با گذشت یک سال و اندی از عمر دولت یازدهم، اگر قرار باشد نگاهی منصفانه به کارنامه دولت بیندازیم، درخواهیم یافت حوزه سلامت و درمان به قدری متحول شده که میتوان تأثیر اتفاقات رقم خورده در آن را به سادگی در سطح جامعه دید.
از تأمین داروهای مورد نیاز که اواخر عمر دولت قبل کمبودشان بحرانی شده بود تا تحت پوشش بیمه قرار دادن تمامی مردم و در نهایت اجرای پیوسته گامهای طرح تحول سلامت، همه و همه نشان از عزمی برای رسیدن به اهداف بر زمین مانده از سالیان گذشته دارد؛ اهدافی که گاه دهها سال پیشتر برای اجرایشان نقشه کشیده و به بایگانی سپرده بودیمشان.
اگر اوضاع سلامت در جامعه تا یک سال و اندی پیش به حدی بحرانی شده بود که وزیر اسبق از اولویتِ بالاتر واردات زین اسب و دسته بیل و بیتوجهی به واردات دارو و مواد اولیه مورد نیاز برای تهیه آن در برنامه تلویزیونی گلایه میکرد و برای نشان دادن اهمیت این مقوله، دارو را از نان شب واجبتر میخواند، اکنون اوضاع به قدری تغییر کرده که شاهدیم تمامی مردم تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاند و سهمشان در هزینههای درمان کاهشی چشمگیر یافته و در برخی موارد به صفر رسیده است.
جالبتر اینجاست که اتفاقات مثبتی چون تحت پوشش بیمه قرار گرفتن تمامی ایرانیان در حالی اجرایی شده که قدمت آن به شعارهای انقلابی بازمیگردد اما در سالیان متمادی تنها در حد وعدهای شیرین مانده بود و ظاهرا هیچ مسئولی اولویتی برای اجرایش در دست نداشت؛ اتفاقی مثبت که با توجه ویژه دولتمردان به حوزه سلامت رقم خورده تا غلطهای مشقِ نوشته شده نیز آشکار شود!
در چنین فضایی است که میبینیم وقتی طرح تحول سلامت در گامهای اول و دوم موفق میشود به اهداف تعیین شده دست یابد، در گام سوم به یکی از فسادهای بزرگی که دامان نظام درمان کشور را گرفته میپردازد و برای مقابله با پدیده زشت و مخرب زیرمیزی گرفتن برخی پزشکان، اقداماتی چون ارزشگذاری نسبی خدمات سلامت یا تعدیل تعرفهها را در دستور کار قرار داده که سر و صدای بسیاری به راه انداخته و بساط نقد وزارت خانه را فراهم آورده است.
از یک سو برخی چون پرستاران معتقدند که در این طرح دیده نشده و اجحاف در حقشان روا داشته شده و از سوی دیگر، بعضی از فراموش شدن طرحهایی چون پزشک خانواده سخن میگویند که بعد از سالها طراحی و تدارک، اینقدر اشکال آن به مشکل خورد که عملا بانیان طرح از اجرایش ناامید شده و رهایش کردند تا چیزی جز هزینههای بیفایده از آن به یادگار نمانده باشد.
گویی موفقیتهای حاصل آمده اینقدر در تغییر پیش فرضهای عمومی به وزارت بهداشتی ـ که بیماران متعدد از تأمین نشدن برخی داروهای ضروری در آن خون گریه میکردند ـ مؤثر بوده که خیلیها فرصتی برای طرح اشکالات دیگر نظام درمان و سلامت به دست آوردهاند، وگرنه کیست که نداند امثال فقدان عدالت در نظامی پرداختیها در کشورمان، مشکلی گران سنگ است که از قدیم، گریبانگیر جامعه بوده و تلاش برای رفع آن زمان میبرد.
بدین ترتیب عجیب نیست که ببینیم برنامهای مفصل در رسانه ملی برای نقد عملکرد وزارت بهداشت شکل گرفته و بدون آنکه پاسخی برای چرایی بیتوجهی به توفیقات به دست آمده در این وزارت خانه ارائه دهد، تصمیماتی چون افزایش تعرفه را دستمایه به انحراف کشیده شدن مسیر طرح تحول سلامت بخواند و فراموش کند که بعد از سالیان سال، وزارت خانه تدابیری را پیگیری میکند که امیدواریم به تحقق خواست عمومی و منویات رهبری منجر شود.
آنجا که به یاد میآوریم رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند «مردم از لحاظ سلامت باید در وضعیت قابل قبول باشند و بیمار و خانوادهاش نباید دغدغه و رنجی، جز رنج بیماری داشته باشند» و میبینیم که کاهش سهم پرداختی مردم از هزینههای درمان و رایگان کردن برخی درمانها و خدمات نزدیکترین اتفاقی است که در راستای این رهنمود به وقوع پیوسته است.
اینجاست که درخواهیم یافت اگر قرار باشد واکنشی به اتفاقات رقم خورده در این عرصه نشان دهیم، بیشک باید در راستای حمایت از دولتمردان، به ویژه وزیر پرتلاش بهداشت باشد که با کمترین حاشیهسازی و سر و صدا موفق شدهاند حرکت خوبی شروع کنند که امید میرود در آینده تکامل یافته و دیگر نواقص این عرصه را نیز رفع و رجوع کند.
از این رو از ضرورت حمایت میگوییم که به نظر میرسد، چه با سیاستهای دولتمردان در طرح تحول سلامت موافق باشیم و چه مخالف، بر این موضوع که دولت برای سلامت برنامه دارد، اشتراک نظر خواهیم داشت، مگر آنکه تلاش پیگیر ایشان برای تحقق گامهای طراحی شده و فرصت سه ساله پیش رو برای نمایان شدن اثرات این طرح کلان را ندید گرفته و با دید سیاسی به ماجرا بنگریم.
تنها در این صورت است که میتوان اتفاقات خوش رقم خورده در حوزه سلامت را ندید گرفت و حتی به کلیاتی چون دور از دسترس بودن برخی حوزههای سلامت (مثل پیشگیری که وزارت بهداشت برای اعمال آن نیاز به ابزارهایی چون رسانه ملی دارد اما در مقام عمل زورش به برچیدن بساط تبلیغ چیپس و پفک از رسانه ملی که از قضا غیرقانونی است، هم نمیرسد!) بیتوجهی کرد و به جای حمایت، رویکرد نقد در پیش گرفت و کارهای انجام نشده را برشمرد!
نظام سلامت کشوری مثل ایران و شأن و منزلت ملتی چون ایرانیان تا رسیدن به وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد؛ اما این یک سال و اندی که با توجه خاص به این مسأله سپری شده، متعلق به هر دولت و هر دولتمردی ـ با هر سبقه سیاسی ـ که باشد، قابل تقدیر و حمایت است.
به عبارت بهتر، انتظار میرود دغدغه اصلی منتقدان، رفاه و رضایتمندی مردم باشد که هدف برنامههای وزارت بهداشت نیز هست و مراقب باشیم در دام سیاسیونی که به جز منافع جناحی به چیزی نمیاندیشند و سودجویانی که به جز پر شدن جیبشان از درآمدهای زیرمیزی فکری ندارند، نیفتیم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۲۳
انتشار یافته: ۳۲
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




