فاجعه يا ركود فوتبال ايران؟ ميلياردر عقب نشيني ميكند
شكست 5 - 1 پرسپوليس از الغرافه قطر را فاجعه نام دهند يا شكستي شرمآور و ...، نتيجه عملياش اين است كه باشگاه پرطرفدار پايتخت در شرف تغيير و تحولات جدي است.
به نوشته جام جم، تغيير و تحولاتي كه حتي ممكن است به جدايي اسميهاي مديريتي اين تيم منجر شود. حسين هدايتي ميلياردر پرسپوليسي و رئيس هيات مديره اين باشگاه، شخصا در اين زمينه زمزمه جدايي سر داده و به فارس گفته است كه «ميرود .» بيشك براي مديري دست به جيب چون هدايتي سخت است كه اين همه پول خرج كند و بازيكنان ستاره و اسمي به مجموعه تيمش اضافه كند و آن وقت خروجي تيم، اين باشد.
در ليگ كه ناكام شده، در جام حذفي شرايطش اگر و مگر است و در ليگ آسيا نيز كه به بزرگترين شكست خود در طول تاريخ حياتش تن داده است. شايد وقتي بايرن مونيخ دو هفته پيش مقابل بارسلونا و در بازي رفت تحقير شد و در يك نيمه 4 گل خورد، جملگي كارشناسان با توجه به قدرت تهاجمي ياران گوارديولا و ضعف مفرط تيم ژرمن، اين نتيجه را زياد عجيب ندانستند؛ اما شكست پرسپوليس از الغرافه تحقيركننده است. هر چند شايد مديران پرسپوليس كه ميز مديريتي خود را در خطر ميبينند از بيان اين مساله ناراحت و دلخور شوند، اما قضيه آنقدر شور شده كه صداي خان نيز در آمده است . عباس انصاريفرد كه چنين به نظر ميرسد مديريتش نيم بند است و اختيار تمام و كمال ندارد، به فارس گفته است: اين شكست براي باشگاه بزرگ پرسپوليس فاجعه است .
در حقيقت او نيز كه از جمله پيشكسوتان مديريتي باشگاه سرخهاست، نيك ميداند هيچگاه پرسپوليس چنين حقير نشده بود؛ آن هم مقابل يك تيم عربي! جالب آنكه نلو وينگادا نيز كه اعتبار فوتبالياش با اين نتايج سوال برانگيز و حقيرانه، خدشهدار شده، به سخن آمده و ميگويد: اين شكست براي من هم شرمآور است.
اما براستي اين شرم آوري چه دردي را از پرسپوليس دوا ميكند. مشكل پرسپوليس اين است كه قدر سرمايههاي تيمياش را نميداند و وينگادا در اين زمينه مقصر اصلي است و كارش جاي دفاع ندارد. كسي كه به طور طبيعي و بعد از گذشت هفتهها از آمدنش به مجموعه پرسپوليس بايد رد پايي روشن از خود بر جاي ميگذاشت اما تا به امروز نه تنها چنين نكرده، بلكه چندين مهره سرخها را نيز نيمكتنشين صرف كرده است تا پرسپوليس كه به نسبت فصل قبل، از وجود مهرههايي كارآمدتر سود ميجويد، چنين دچار افت شده و از شير بودنش، سايهاي بيش همراه نداشته باشد. براستي بايد گفت چرا نبايد در ضعف مفرط دفاع پرسپوليس، بازيكني دونده و انرژيك چون فرانك آتسو در تركيب تيم مورد استفاده قرار گيرد و يا بازيكناني چون محمد منصوري و حسين بادامكي در تهران بمانند و در اين شرايط بهادر عبدي ميداندار سرخها در ميدان قطر شود؟ بيشك در اين شرايط بايد گفت كه پرسپوليس شانس آورد كه بيش از 5 گل نخورد!
بيانگيزگي چرا ؟
در شرايطي كه به نظر ميرسد ضعفهاي پرسپوليس عمقيتر از اين حرفها باشد كه يك دليل براي آن بتراشيم، افشين پيرواني مربي تيم كه اين فرصت را نيافت تا بعد از جدايي افشين قطبي، عهدهدار هدايت تيم تا پايان فصل شود، بيانگيزگي بازيكنان را دليل اين ناكامي عنوان كرده است. دليلي كه نميتواند چندان وارد باشد مگر آنكه آن را به اين نكته ربط دهيم كه تعدادي از بازيكنان دست به مبارزه منفي زده و كمتر از حد خود نمايش ميدهند. در غير اين صورت چه انگيزهاي بالاتر از اينكه تيم نتيجه نگرفته در ليگ برتر، مملو از انگيزه و اشتياق براي پيروزي در ليگ آسيا و تيم قطري باشد.
نتيجه تغيير و تحولات روزانه
واقعيت اين است كه حقايق را بايد در جاي ديگري جستجو كرد؛ جايي كه مركز فرماندهي تيم است و وزن فنياش در حوزه مديريتي بالا نيست. نگاهي به تركيب هيات مديره مشخص ميسازد پرسپوليس از تصميمات اين ناحيه كم ضربه نخورده است.
جعفر كاشاني از پيشكسوتان پرسپوليس كه در كابينههاي قبلي حضور در هيات مديره را تجربه كرده، در اين زمينه به ايسنا ميگويد: نتيجه تغيير و تحولات روزانه همين است. تيم پرسپوليس تيم بزرگي است و بايد مديرانش هم بزرگ باشند. وي در عين حال تصريح ميكند كه متاسفانه امروز اين باشگاه به صورت يك تيم اداره ميشود و جايي براي تفكرات علمي و هدفمند در آن نيست.
هر چند كه همين صحبتهاي كاشاني نيز به عنوان يك اهل فن صاحب تجربه، وافي و كافي است، اما از منظري ديگر بايد صحبتهاي حميد درخشان را نيز وارد دانست كه به ايسنا گفته است: فوتبال ايران در حال ركود است. شكست سنگين از الغرافه و ناكامي ديگر نمايندگان ايران در ليگ آسيا، نشان از عقب رفت و ضعيف شدن فوتبال ايران به نسبت كشورهاي منطقه است. همان طور كه اشاره شد جدا از كلافگي مديران ارشد ورزش از بابت اين نتايج ضعيف فوتبالي، صبر ميلياردر سرخها نيز حسابي سر آمده تا در شرف جدايي از پرسپوليس باشد. بويژه آنكه وضع استيل آذين نيز براي صعود به ليگ برتر چندان بد نيست.


