چرا نوحهخوانی به سبک لسآنجلس؟!
بیژن ارژن معتقد است، نوگرایی افراطی و دور شدن از سنتها و مطالعه نداشتن شاعران آیینی، سبب شده نوحهخوانی محرم به سمت موسیقی لسآنجلسی برود.
این شاعر آیینی در گفتوگو با ایسنا، درباره نوحههایی که این روزها در کوچه و خیابان و به مناسبت عزاداری ماه محرم خوانده میشود، گفت: در گذشته، بیشتر در نوحهخوانی محرم از مقامها و گوشههایی استفاده میشد که از موسیقی مذهبی ما و از تعزیه برداشت شده بود. بسیاری از آهنگسازان مذهبی هم از تعزیه برای ساخت این نوحهها بهره میگرفتند و شعر را به تناسب فضا عوض میکردند. اما امروزه این روند تغییر کرده است و بیشتر آهنگسازها و مداحها به جای اینکه پای تعزیهخوانی بنشینند و از این فضا اثر بگیرند، گوشهچشمی به موسیقی لسآنجلسی و موسیقی پاپ و رپ دارند.
او افزود: در این روزگار با تعزیه خوب برخورد نشده است و وقتی تعزیه را که از سنت ما برمیآید کنار میگذاریم، همین میشود که حسین حسین (ع) در کنار دوبس دوبس قرار بگیرد! موسیقی ما دوری است، اما موسیقی رپ نقطهیی است. موسیقی دوری معرفتی نسبی دارد و انسان را به تفکر وامیدارد چون به خودش رجعتی دارد، اما موسیقی نقطهیی رجعت ندارد و بسیار گذراست. این نوع موسیقی از نظر روانشناسی قابل بررسی است.
ارژن همچنین گفت: بخشی از این شرایط به زمانه ما هم برمیگردد که زمانه نفاق و دورویی است. اگر از روی خلوص برای امام حسین (ع) شعر میگفتیم و عزاداری میکردیم، این سبک نوحهخوانی باب نمیشد.
این شاعر با اشاره به شعرهایی که این روزها برای عزاداری در محرم خوانده میشود، گفت: روزگار ما روزگاری است که متاسفانه برخی به بهانه نوگرایی، هر کاری میکنند؛ در حالی که تکرار اصل ماندگاری برخی وقایع است که عاشورا هم از این جنس است. اما برخی به بهانه نوگرایی حرفهایی را وارد عاشور کردهاند که ضربههایی به عاشورا زده؛ ضربههایی که دشمنان ما نمیتوانستند امثال آن را وارد کنند.
او همچنین درباره دلیل ضعیف بودن برخی از شعرهای آیینی که در نوحهسرایی استفاده میشود اظهار کرد: در حوزه شعر عاشورایی چون خود شاعران به کمال نرسیدهاند، آفرینشهای آنها هم به کمال نرسیده است. ما باید اول خودمان را شخم بزنیم؛ منِ شاعر باید مطالعه کنم و عاشورا را بخوانم و درک کنم. به بهانه استفاده از چند واژه در یک شعر نمیتوان عاشورایی نگاه کرد و عاشورایی شعر گفت
از نحوۀ سر و وضع حاضرین در دسته ها (هیکل های لخت شدۀ بادی بلدینگی ، ناتوان در حرکت دادن علامت حتی تا یک متر!!!! و....) و وضع بینندگان مراسم (که تازه از آرایشگاه !!!! درآمده اند و.....) گرفته تا تغییرات حاصله در غذای نذری سنتی مراسم یعنی همون پلوی امام حسین و ورود جوجه کباب و فسنجون و..... و به روایتی حتی پیتزا !!!!! به منوی پذیرائی ، وقت و زمان مراسم که اینک حتی در شب "شام غریبان" نیز تا پاسی از بامدادان گذشته ادامه داره . در حالیکه حتی تا بیست سی سال گذشته هم هنوز، چنین شبی همدل وهمنوا با کاروان اسراء و کلبۀ احزان ، فضائی انباشته از حزن و اندوه شدید همه جا را فراگرفته بود و در عین حال ، افسردگی ناشی از سکوت ، تاریکی و بی جنبشی کوی و برزن پس از حداقل 10 روز و 9 شب پر هیجان و هیاهو ونوحه-خوانی و گریه و زاری ، این احساس درد و رنج و اندوه را چند-چندان می کرد ولی اینک ، وای اگر روز یازدهم محرم مصادف با تعطیلات آخر هفته باشد ، که درآنصورت شام غریبان حتی تا بامدادان و منوی کله پاچه !!!! نیز به درازا خواهد کشید ؛



