تا وقتي دوميدانيكارها رييس ما باشند همين است
سرمربي پيشين تيمملي با ابراز تاسف از اتفاقات رخ داده اخير در سطح اول فوتبال مملكت، غيبت فوتباليها در راس فدراسيون اين رشته را از جمله عوامل اصلي در بروز چنين ناهنجاريهايي ميداند.
ناصر ابراهيمي در گفتوگو با ايلنا، پيش از هر حرفي گفت: براي فوتبال اين مملكت متاسفم كه اين روزها تا اين حد حرف و حديث در آن شنيده ميشود و از بالا تا پایین در ميان مديران ورزش و فوتبال بحث و جدل داريم. البته سرمنشا همه اين مشكلات از خود اهالي فوتبال است. ما در اين پنج، شش سال اخير طوري رفتار كرديم كه گويي در اين رشته قحطالرجال شده و هيچكس نيست كه بتواند زمام امور اين فدراسيون مهم ورزشي را در دست بگيرد كه آقايان سكان هدايتش را به دست يك دووميدانيکار سپردهاند.
مربي پيشين تيم ملي در دوران سرمربيگري اميرقلعهنويي كه در جريان كامل متن بيانيه محمد مايلي كهن خطاب به سرمربي تيم استقلال تهران قرار داشت، با اشاره به مراسم تكراري اول هر بازي ادامه داد: بهتر است به جاي گل بردن به سمت نيمكت يكديگر و آن روبوسيهاي ظاهري، بيشتر به فكر اتفاقات بعد از «بسم الله» باشيم. متاسفانه اين اتفاق چيز تازهاي نيست و الان مدتي است كه شاهد بروز چنين اتفاقاتي در سطح اول فوتبال مملكت ميان نامداران اين رشته هستيم. چند سال پيش اختلاف محمد مايلي كهن با علي پروين و آن ماجراي اتوبان يكطرفه رخ داد. پس از آن شاهد اختلاف علي دايي با علي پروين بوديم. سپس شكايت عليدايي از محمد مايلي كهن و حالا هم اين بيانيه كه باعث اختلاف مايليكهن و اميرقلعهنويي شده است.
ناصر ابراهيمي كه از اختلاف مايليكهن و قلعهنويي به شدت ناراحت بود، اضافه كرد: اگر كسي ادعايي دارد و گذشتهاش را فراموش كرده به سراغ من بيايد تا پيشينهاش را به خودش بگويم. ناصر ابراهيمي شايد از معدود نفراتي باشد كه از پيش از انقلاب در سطح اول فوتبال اين مملكت بوده و پس از آن هم حضور داشته است و زير و بم تمام فوتباليستهاي اين مملكت را خوب ميداند. محمد مايلي كهن و اميرقلعهنويي را هم خوب ميشناسم. اين دو نفر همواره جزو نفرات با اخلاق فوتبال ما بودهاند و من تعجب ميكنم چرا به اين شكل به مشكل برخوردهاند. به ياد دارم همين چند وقت پيش اين دو در كلاسهاي روتهمولر با هم شركت داشتند و به هم احترام ميگذاشتند اما مايليكهن نبايد اين چنين رفتاري را در قبال اميرقلعهنويي بروز ميداد.
وي ادامه داد: اينكه يك نفر بيسواد است يا ديپلم دارد و زيرديپلم است هيچ ربطي به نوع خدمتش به ورزش مملكت ندارد. خيلي از ليسانسههاي ورزش هستند كه يك هزارم خدمات علي پروين و امير قلعهنويي و امثال اينها را به ورزش نكردهاند. ليسانس و تحصيلات در فوتبال و به ويژه در خدمت به ورزش كشور نقش اصلي را ايفا نمي كند. يا اينكه به قدر و قواره كسي توهين شود و فيزيك افراد را زير سوال ببريم كاري ناپسند است. منطقه سكونت افراد هم هرگز براي آنها شخصيت نميآفريند. جواديه و نازي آباد يا تجريش و نياوران تضمينكننده ادب و نزاكت افراد نيستند. هر انساني در هر جايگاهي كه هست داراي شخصيت و مقام انساني خودش است.
سرمربي پيشين تيم ملي فوتبال كشورمان تاكيد كرد, من از اين ناراحت هستم كه امروز وقتي رهبر، رئيس جمهور يا مقامات كشوري و لشكري اين مطالب را ميخوانند چه برداشتي از محيط ورزش و به ويژه فوتبال ميكنند. اين براي خود ما بد است. همين ميشود كه مهران مديري به خودش اجازه ميدهد درون رختكن يك تيم فوتبالي را به نمايش بكشد و رفتار فوتباليستهاي كشورمان را در حين ناخن سوهان كردن، مو درست كردن، موبايل حرف زدن، ژل زدن و كارهايي كه در شان يك ورزشكار نيست نشان بدهد. مگر ما از پشت صحنه هنرمندان در سينما و تلويزيون خبر نداريم اما آنها طوري رفتار ميكنند كه به كسي اجازه نميدهند به حريم خصوصيشان وارد شود. اما وقتي ما يكديگر را گروهبان قندلي و آقا قلدره و كوتوله صدا ميزنيم چه توقعي از ديگران داريم.
ناصر ابراهيمي با ابراز تاسف مجدد از اوضاع نابسامان فدراسيون فوتبال گفت: از ابتداي انقلاب تاكنون 14 رئيس فدراسيون داشتهايم و در اين مت 15،16 تا سرمربي براي تيم ملي تعيين شدهاند اين تغييرات پياپي و گسترده همه ناشي از نبودن ثبات در ورزش است. به نظر من ما در ايران انقلاب كرديم اما در ورزش مان انقلابي صورت ندادهايم چون پيش از انقلاب هم ورزش ما به همين مشکلات دچار بود. بهتر است فوتبال را پنج سال تعطيل كنيم و به فيفا اعلام كنيم كه در اين مدت فقط در رده نوجوانان، جوانان و اميد كار خواهيم كرد تا درون كشورمان اين بدرفتاريها را از بين ببريم. در ممالك ديگر شاهد هستيم كه تماشاگران در فاصله يك متري زمين نشستهاند و هيچ اتفاقي رخ نميدهد اما اينجا به رغم وجود داشتن حصار، فنس و سيم خاردار، ترقه، بطري و آجر به وسط ميدان پرتاب ميشود.
ابراهيمي كه علت صدور بيانيه را در شعارهاي عدهاي تماشاگرنما عليه محمد مايلي كهن ميدانست گفت: 25 سال پيش زماني كه من سرمربي تيم ملي بودم يك بازي با لهستان داشتيم. در آن بازي ابتدا ما با يك گل از لهستان پيش افتاديم و همه استاديوم گفتند ابراهيمي بهبه! بعد يک يک شديم و تشويقها قطع شد سپس يک گل ديگر خورديم بهبهها به اهاه تبديل شدند. بعد گل تساوي را زديم و باز گفتند ابراهيمي بهبه. آخر سر هم در پنالتي باختيم و مردم بار ديگر گفتند اهاه. اين طبيعت فوتبال است و از مايلي كهن خواهش دارم كه به حرف من به عنوان يك بزرگتر عمل كند و از اين پس بدون دليل و مدرك با شخصيت ديگران بازي نكند و از به كار بردن الفاظي كه در شان ايشان نيست بپرهيزد.
ناصر ابراهيمي با اشاره به سال 88 كه از سوي مقام معظم رهبري سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شده است از مديران عاليرتبه مملكت خواست كه اگر ابراهيمي ميتواند رئيس فدراسيون بدمينتون شود يا هدايت فدراسيون اسكواش را در دست بگيرد از اين پس از فوتباليها هم براي رياست فدراسيونهاي ورزشي ديگر استفاده شوند." چطور هيچوقت يك فوتباليست رئيس فدراسيون كشتي نميشود. پس بايد الگوي مصرفمان را اصلاح كنيم و در هر فدراسيون از پيشكسوتان همان رشته ورزشي براي رياست در آن استفاده شود.


