درخواست طلاق از مرد دستفروش
زن جوان که از دستفروش بودن شوهرش خجالت ميکشيد، در نهايت پس از يکسال زندگي به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد.
به گزارش ابتکار، زن جوان با مراجعه به شعبه 268 دادگاه خانواده درخواست طلاق از شوهرش را ارائه کرد و به قاضي عموزادي گفت: آقاي قاضي يکسال پيش با بهرام شوهرم ازدواج کردم. آن زمان شوهرم در يک شرکت کار ميکرد اما به دليل برخي مشکلات از آنجا آمد بيرون و پايش را در يک کفش کرد تا براي خودش کار کند.
وي ادامه داد: براي همين با سرمايهاي که پدرش در اختيارش قرار داد چند قلم جنس خريد و دستفروشي کرد. من مخالف بودم اما او ميگفت با اينکار ميتوانيم پول خوبي بدست بياوريم. من هم به خاطر زندگيم تصميم گرفتم دست از لجبازي بردم اما واقعا اين کار او را دوست ندارم.
زن جوان افزود: الان يکسال از زندگي ما گذشته و من ديگر تحمل زندگي با شوهر دستفروشم را ندارم. او باعث آبروريزي است و من از کارش خجالت ميکشم. چند روزي است مرتب به او ميگويم که شغلش را تغيير دهد و مانند گذشته به يک شرکتي برود و در آنجا مشغول به کار شود اما گوشش به اين حرفها بدهکار نيست و من هم واقعا از اين وضعيت خسته شدهام براي همين تصميم گرفتم به اين زندگي پايان دهم.
در پايان قاضي عموزادي از زن جوان خواست تا دست از لجبازي بردارد و به اين راحتي زندگيش را کنار نگذارد. اما زن تصميم خودش را گرفته بود و از طلاق منصرف نشد.
براي همين رسيدگي به پرونده به جلسه بعدي و در حضور شوهر اين زن موکول شد.
اسمت هم مسخره است
شعور داشته باش...!!
تو همه ی خبرها کامنتاش هست
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
زنه به خاطر كار شوخرش ميخواد طلاق بگيره اونوقت تو ميگي تهمت؟؟؟
خودت مواظب ايمانت هستي؟
دقت كن كه گفته: شوهرم پايش را در يک کفش کرد تا براي خودش کار کند.
به وجود چنين مردي بايد افتخار كرد و سرتا پايش را طلا گرفت. مگر اينكه مشكل چيز ديگه اي بوده باشه
بد بخت دزدی که نکرده داره خرجزندگیشو در میاره . همه کار آفرین های برتر و کسایی که تو بازار کسی شدن از شغل های پست شروع کردن . از روز اول که نیامدن بگن این حجره ؛ این کارخونه و... مال تو بیا کار کن . باید تو این شرایط اقتصادی از صفر که سهله از زیر صفر شروع کنی تا به جایی برسی . والا با کارمندی 100 سال دیگه هم همینی که هستی باقی مونده . وهشتش گرو نه هست .
معمولا خانم هاتا جایی یار آدم هستند که پولی در بساط باشه
وای از روزی که جیبت خالی باشه
عزیزم الانهزینه تحصیلتو چه جوری با 800 تمان میدی؟؟
انشالله زندگیتون به چرخه و شاد باشید
بنده خدا ماموره مونده بود چی بگه ؟؟؟
چند ماه دنبال کار بودم و بعضی وقتا هم مسافرکشی می کردم.
همیشه با حمایت همسرم امید می گرفتم تا اینکه کار پیدا کردم. مشکلات مالی و اینا حل میشه!
به نظر میرسه مشکل موضوعی غیر از بهانه کار باشه!




