جهان به اين چشمها محتاج است
اين روزها جهان در برخوردي دوگانه و رياکارانه هم بمب بر سر کودکان ميريزد و هم فعالانِ عرصه کودکان را جايزه نوبل ميدهد؟ همين جايزه صلح نوبل هم در دستان دخترکي پاکستاني خودنمايي ميکند که براي آموزش کودکان کشورش تا مرز مرگ پيش رفته است
کد خبر: ۴۴۱۴۸۰
| | 4232 بازدید
فضل الله ياري در سرمقاله ابتکار نوشت:
1- کودکاني در سرزمين بلازده عراق و سوريه در حال فرار از دست آدمکشان داعشي در کوره راه هاي خشک و سوزان، چشم به دوربين عکاسان دوخته اند تا وحشت آشکار در نگاهشان را به جهانيان مخابره کنند.
2- کودکاني در سرزمين جنگ زده افغانستان، پاي بر مين هايي ميگذارند که جنگ سالاران داخلي و خارجي در دل زمين کاشته اند تا کينه و نفرت درو کنند. اما آنچه که از اين کينه جويي حاصل ميشود نگاه دخترکان و پسرکاني است که با پاهاي چوبي، خود را به اين طرف و آن طرف ميکشانند، تا حسرت کودکانه خود را به جنگ افروزان جهان نشان دهند.
3- پسران و دختران غزه روي تلي از سيمان و خاکستر و زير نور چراغ نفتي کتاب هاي خود را ميگشايند و با نيم نگاهي به جاي خالي پدران و مادران و دوستان خود، همپاي کودکان جهان واژه هاي صلح و آرامش را تکرار ميکنند.
4- دختران و پسرانِ نابالغ در پايتخت هاي اروپاي متمدن هر روزه در معرض تصاويري هستند که خشونت و سکس را تجويز ميکند و چشمِ کودکانه آنان ناباورانه به صحنه هايي دوخته ميشود که روح کودکي شان را، با تخيلات صاحبان شبکه هاي تلويزيوني نظام سرمايه داري، آشفته ميکند.
5- در ايران خودمان، کودکاني در کارگاه هاي کوچک و داغ کوره پزخانه ها و چهار راه هاي شلوغ شهرهاي بزرگ، هر روزه چشم به دستهايي دارند که با سکه اي بخشي از روياهايشان را علمي کند.
در همه اين تصاوير چشم هايي ديده ميشود که به مردمان جهان خيره شده اند و در سکوت فريادي بر ميآورند که: «اينک ماييم ايستاده در برابر دوربين هاي جهان و چشم در چشم شما بزرگتر ها ميدوزيم و سوالي استخوان سوز ميپرسيم که چرا جهان جاي امني براي کودکان نيست؟»
آنان از ما ميپرسند: «مگر ما نيامده ايم که دنياي شما را رنگي از خنده و شادي و اميد بزنيم. پس چرا دنياي خودمان سياه و سفيد است؟»
در چشم اين کودکان ميتوان خواند: «اين بود دنيايي که وعده اش را ميداديد؟»
***
اين روزها جهان در برخوردي دوگانه و رياکارانه هم بمب بر سر کودکان ميريزد و هم فعالانِ عرصه کودکان را جايزه نوبل ميدهد؟ همين جايزه صلح نوبل هم در دستان دخترکي پاکستاني خودنمايي ميکند که براي آموزش کودکان کشورش تا مرز مرگ پيش رفته است و هم سال ها پيش از اين در آغوش سه تن از رهبران اسرائيلي جاي گرفته که اين روزها در کودک کشي شهره آفاق گشته است. شايد اين تناقض بزرگ براي ذهن هاي مصلحت پيشه بزرگترها قابل حل باشد، اما بدون ترديد براي چشم هاي روشن و البته غم زده کودکان جهان همچنان علامت سوالي بزرگ است که ذهن و روح شان را به چالش ميکشد.
***
با يک تصويرسازي فرضي ميتوان روي ديگري از اين سکه رايج دنياي معاصر را پيش بيني کرد. کودکان عراق و سوريه در سرزميني سبز و روشن بازي کنند. کودکان افغانستان با پاهاي خودشان به دنبال توپ فوتبال بدوند. پسران و دختران غزه زير سقفي امن و راحت کلماتي از جنسِ آرامش و کودکي بر زبان بياورند و ده ها تصوير ديگر، خلافِ آن چه که اين روزها در گوشه و کنار جهان ديده ميشود. در اين تصاوير ميتوان صداي خنده هايي شنيد که جهان را به شادي فرا ميخواند. ميتوان حرکاتي ديد که مردمان را به سازندگي، سرسبزي و اميد نويد ميدهد. ميتوان چشم هايي ديد که با هر بار پلک زدن گوشه اي از يک جهان آرام، امن و زيبا را نشان ميدهد. جهان به اين چشم ها محتاج است.
اين چشم ها ميتواند نقشه راهِ روشني براي سياستمداران و داعيه داران صلح و جهان عاري از خشونت و دنياي خالي از سلاح هاي کشتار جمعي باشد. کافي است به مردمک هاي اين چشم ها خيره شوند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


