انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال توسط كميته انتقالي گران تمام ميشود
سرويس ورزشي تابناک ـ مهدي خرمدل: در حالي كه مدارك و اسناد ارايهشده توسط رئيس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال كشورمان در برنامه «90» تا حدودي فضا را به نفع كميته انتقالي برد، نگاهي به پشت پرده انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال، باعث ميشود تا در اين مقوله نيز مختصات متفاوتي در اذهان شكل ببندد.
اصولا انتخاب سرمربي تيم ملي بزرگسالان در همه فدراسيونهاي ورزشي و به طور ويژه فدراسيونهاي پرطرفداري همچون فوتبال و كشتي، اقدامي است كه جزو تصميمات راهبردي مجموعههاي ورزشي تلقي ميشود. به هر شكل، گذشته حكايت از آن دارد كه عمده تغييرات صورت پذيرفته در فدراسيونهاي ورزشي با تكيه بر عدم كسب نتايج در رويدادهاي قارهاي و جهاني بوده است كه به همين دليل حساسيتها را پيرامون انتخاب شايستهترين شخص براي سرمربيگري تيم ملي بزرگسالان افزايش ميدهد و رئيس هر فدراسيوني نخست براي حفظ جايگاه خويش، ضابطهمداري را در رأس امور جهت انتخاب سرمربي قرار ميدهد.
در فوتبال نيز شرايط متفاتي وجود ندارد؛ همچنان كه سونامي رسانهها پس از جام جهاني 2006 با همراهي سازمان تربيتبدني، فدراسيون فوتبال را در بر گرفت و دچار تغييراتي كرد كه تعليق کوتاه مدت، از آثار همين تصميمات شتابزده ميباشد و يك سال و اندي پس از آن، رئيسجمهور اين اقدام را نكوهش كرد.
پس از تعويق چندباره انتخابات فدراسيون فوتبال كه در زمان نبود مسئولان طبق نظر كميته انتقالي اداره ميشود و همه تصميمات آن توسط اين كميته گرفته ميشود، رئيس كميته انتقالي با چراغ سبز مسئولان سازمان ورزش، به رايزني با مربيان مطرح فوتبال جهان پرداخته است تا بحران مربي در آستانه ديدارهاي مقدماتي جام جهاني 2010 گريبان فوتبال كشورمان را نگيرد.
بنابراين، كميته انتقالي پس از مذاكر با چهار مربي آرژانتيني مذاكرات اوليه را انجام داد و آمادگي خود را براي جذب يكي از اين مربيان به سازمان ورزش اعلام كرد؛ اما پس از اين بررسيها، از سوي سازمان تربيت بدني به كميته انتقالي اعلام شد كه پيرو بررسي و استعلام از وزارت امور خارجه، به دلايلي امكان جذب هيچ كدام از مربيان كشور آرژانتين نيست؛ اما چرا سازمان تربيت بدني چنين استعلامي را پيش از گفتوگوهاي انجام شده با مربيان آرژانتيني كه يك ماه و اندي زمان صرف خود كرد، انجام نداد؟
كميته انتقالي در گام بعدي براي جذب يك مربي برزيلي دست به كار شد اما اين بار نيز همان اتفاقي كه براي چهار مربي آرژانتيني افتاده بود، تكرار و اعلام شد كه امكان جذب اين مربي وجود ندارد.
پس از آنكه سازمان تربيت بدني در رسانهها اعلام كرد، كميته انتقالي هر مربياي که جذب كند، رقم قراردادش تأمين ميشود، اين كميته مقابله به مثل كرد و در حركتي سياسي، دو مربي را به عنوان كانديداهاي سرمربيگري تيم ملي معرفي كرد تا سازمان ورزش به نوعي در برابر عمل انجام شده قرار گيرد.
سرانجام صفايي فراهاني، «آرتور جورج» را پس از ديداري كه نزديك به يك هفته پيش در تهران با اين مربي پرسابقه انجام داد، به عنوان سرمربي تيم ملي بزرگسالان اعلام كرد تا آخرين اقدام اين كميته را پيش از برگزاري مجمع عمومي انتخاباتي فدراسيون فوتبال، با عقد قرارداد با اين مربي به سرانجام برساند.
اما چندي پيش از معرفي جورج به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال بزرگسالان كه سازمان ورزش را پيرو اظهارات مسئولان دستگاه ورزش به عقد قرارداد ملزم ميكرد، رسانههاي حامي دولت و بيشتر نشريات ورزشي به حمايت از سازمان تربيت بدني پرداختند و انتخاب آرتور جورج را گزينشي نسنجيده اعلام كردند.
سايت حاميان دولت، آرتور جورج را به دليل مسائل اخلاقي، فاقد صلاحيت براي سرمبيگري تيم ملي فوتبال ايران خواند و رسما به تخريب اين مربي پرداخت، حال آنكه در عصر ارتباطات كه حتي زندگي شخصي ورزشكاران از نگاه رسانههاي خبرساز دور نميماند، با نگاهي به وبسايتهاي فوتبال جهان كه چندان نيز مختصر نبود، ميشد به اين نتيجه دست يافت كه هدف، عدم انتخاب آرتور جورج بوده است؛ چراكه خبري درباره مسائل اخلاقي جورج در سايتهاي خارجي ذكر نشده بود.
برخي رسانهها با ادبياتي غيرواقعي و بهكارگيري كلماتي همچون مريض، ناقص، تنبل و ... جورج را با مربيان فوتبال افغانستان همتراز كردند؛ حال آنكه جورج حاضر شد براي اثبات آمادگياش، در تهران تست آمادگي جسماني بدهد. از سوي ديگر، رقم قرارداد جورج در اين نشريات چند ميليون پوند ذكر شده بود، حال آنكه كاملا مشخص است قيمت اين مربي در بازار بينالمللي نهايتا هشتصد هزار دلار است كه اين رقم برابر با بضاعت فدراسيون فوتبال ايران است و اگر كميته انتقالي با رقم يك ميليون و پانصد هزار پوند به بررسي گزينهها ميپرداخت، «ژاك سانتيني»، مربي سرشناس فرانسه و امثال وي در ليست خريد تيم ملي قرار ميگرفتند. در واقع ارايه ارقام غيرواقعي پيرامون جورج، آخرين کاري بود كه صورت پذيرفت تا وي از ليست گزينههاي كميته انتقالي حذف شود؛ اما به هر شكل، اعضاي كميته انتقالي درباره جورج به نتيجه رسيدند و اين مربي روز چهارشنبه، 12 دي ماه، رسما به عنوان سرمربي تيم ملي پيشنهاد شد.
اما آنچه پس از آن به وقوع پيوست، جالب توجه بود؛ اين بار دو كانديداي رياست فدراسيون فوتبال در گفتوگوهاي خويش با رسانهها، رسما اعلام كردند گزينههاي مد نظر كميته انتقالي، مورد تأييد ايشان نيستند تا بدين شكل، مأموريت غيرممكن كميته انتقالي، با پايان قصه آرتور جورج، منتفي شود.
قطعا آخرين تصميم كميته انتقالي پيش از برگزاري مجمع انتخاباتي فدراسيون فوتبال، لازمالاجراست و اين كميته در طول اين هفته ميتواند سازمان ورزش را در تنگنا قرار دهد تا با جورج قرارداد نبندد، اما آيا حتي اگر جورج را بهترين مربي فوتبال جهان نيز معرفي كنيم و انتخاب كميته انقالي، بهترين انتخاب ممكن باشد، ميتوان اين انتخاب را به رئيس آينده تحميل كرد؟
اگر هيأت رئيسه منتخب مجمع عمومي فدراسيون فوتبال، اين مربي را نپذيرد، چه اتفاقي ميافتد؟ در اين شرايط در صورت قرارداد با جورج و حفظ وي روي نيمكت تيم ملي فوتبال، راه فراري براي رئيس آينده اين فدراسيون به وجود ميآيد كه مسئوليت شكستها را متوجه سرمربي منتخب كميته انتقالي كند و در صورت رد شدن جورج و فسخ قرارداد اين مربي، رقم قابل ملاحظهاي به دليل اقدام شتابزده كميته انتقالي، بايد به وي پرداخت شود.
با توجه به اينكه در هر دو صورت اين فوتبال ايران است كه ضرر ميكند، به نظر ميرسد بهترين تصميم كميته انتقالي در اين روزها، پيگيري بحث برگزاري مجمع عمومي فدراسيون فوتبال و سپردن مسئوليت انتخاب سرمربي و كادر فني تيم ملي فوتبال به اعضاي هيأت رئيسه فدراسيون باشد. در اين ميان قطعا تلاشهاي كميته انتقالي، بدين شكل كه در سطور بالا بيان شد، ناديده گرفته نميشود؛ اما در هر حال، منافع ملي ايجاب ميكند تا اين انتخاب توسط مسئولان جديد فدراسيون به سرانجام برسد و اين گزينه را كه ميتواند قدري گران تمام شود، به مسئولان منتخب بسپاريم.
از سوي ديگر، هيأت رئيسه منتخب مجمع عمومي فدراسيون فوتبال، بايد حداكثر يك هفته پس از انتخابات سرمربي و تركيب كامل كادر فني تيم ملي بزرگسالان را معرفي کند؛ چراكه ديدار تيم ملي فوتبال ايران با مليپوشان سوريه نزديك است و اگر اردوهاي تيم ملي بدون لژيونرها، با برنامهريزي جامع و مديريت واحد پيگيري نشود، نميتوان چندان به كسب نتيجه در دور مقدماتي جام جهاني 2010 با اين قرعههاي نسبتا آسان اميدوار بود.


