صفايي فراهاني:دايي جور بيبرنامگي فوتبال را كشيد
عضو كميته اجرايي كنفدراسيون فوتبال آسيا با انتقاد از عدم حاكميت "سيستم" در برنامهريزيهاي فدراسيون فوتبال تاكيد كرد كه نرفتن به جامجهاني فاجعه نيست اما، عدم وجود يك برنامه مشخص فاجعهاي است كه هر سال تبعات و آثار آن براي فوتبال ايران بيشتر از سال گذشته خواهد بود. او همچنين بحثهاي اخير درمورد دو شغلههاي ورزش كشور را نيز يك موضوع سياسي خواند و طراحان آن را افرادي دانست كه با موضوعات سياسي پيگير اين مساله شدهاند.
محسن صفاييفراهاني در گفتوگو با ايسنا، با اشاره به اتفاقات اخير در تيم ملي فوتبال ايران و بركناري علي دايي اظهار كرد: مشكل فوتبال ايران در بركناري دايي و انتخاب مايليكهن نيست. هر دو اين نفر از افراد موثر در فوتبال ايران هستند كه در طي ساليان اخير زحمتهاي زيادي را براي رشد و پيشرفت فوتبال كشيدهاند. علي دايي به نوبهي خود در سطح ملي از اسطورههاي فوتبال آسيا و حتي جهان است و محمد مايليكهن نيز با حضورش در فوتبال توانسته خود را به فوتبال ايران ثابت كند، آنچه كه در اين موضوع مطرح است، انتخاب يا عزل افراد نيست، مشكل فوتبال ايران فراتر از اين بحثهاست.
وي افزود: بارها و در موقعيتهاي مختلف اين موضوع را متذكر شدهام و اگر لازم شد بارها خواهم گفت كه نبود يك ساختار مشخص در فوتبال ايران آسيبهاي جبران ناپذيري را به فوتبال كشور وارد كرده و خواهد كرد. واقعا مشخص نيست با اين روند چگونه ميتوان اين ساختار را در فوتبال ايران ايجاد كرد. ژاپن از سال 1997 ليگ حرفهاياش را با هفت تيم شروع كرد اما، امروز آنها با 18 تيم در ليگ برتر پوياترين ليگ آسيا را دارند. برنامهريزي براي برگزاري همزمان ليگها در ردههاي سني و توجه به تيم هاي پايه موضوعي بوده كه ژاپنيها با توجه به آن امروز خود را به عنوان يكي از قدرتهاي برتر و ثابت فوتبال آسيا مطرح كردهاند و همواره نيز در سطح آسيا چه در ردهي ملي و باشگاهي حضور موفقي داشته و خواهند داشت.
وي افزود: خوشبختانه يا متاسفانه رقابت در فوتبال آسيا همانند اروپا بين 20 تيم يا بيشتر نيست، بلكه در آسيا اين رقابت هميشه بين شش الي هفت كشور بوده است. قدرتهاي فوتبال آسيا كاملا مشخصاند و اگر در اين بين و در فوتبال قهرماني آسيا تيمهايي مانند امارات يا كويت در مقطعي خود را مطرح ميكنند، همانند قهرماني يونان در جام ملتهاي اروپاست و اگر در اين ميان كشوري مانند ژاپن با برنامه فعاليتهاي خود را پيگيري كند، هميشه از حضور در جام جهاني و يا قهرمانيهاي آسيا مطمئن خواهد بود، چرا كه نسبت به شش الي هفت رقيب خود موقعيت كاملا متفاوت و بهتري خواهد داشت.
صفايي فراهاني تاكيد كرد: فوتبال اين نيست كه به عزل و نصبهاي كادرفني حساسيت فوقالعادهاي داده شود، بلكه فوتبال توجه به زيرساختهاست. اگر ميخواهيم فوتبال ايران رشد كند بايد شرايطي را فراهم كنيم كه در يك بازدهي زماني 10 ساله اين شرايط در فوتبال ايران مهيا شود نه اينكه با دخالت از بالا در جزييترين مسايل فوتبال، روند را به گونهاي پيش ببريم كه سيستم و كارايي مجموعه زير سوال برود.
وي خاطرنشان كرد: هم دايي و هم مايليكهن براي فوتبال ايران زحمت كشيدهاند. اگر دايي بركنار ميشود نبايد او را مقصر دانست. همچنين اگر محمد مايليكهن با تيم ملي نتيجه نگرفت باز هم نبايد او را مقصر دانست، چرا كه معتقدم مقصر افراد نيستند. معتقدم در فوتبال حال حاضر ايران تمام تقصيرها بر گردن عدم وجود يك سيستم مناسب است.
صفايي فراهاني در مورد دلايل ناكامي علي دايي در تيم ملي گفت: همان طور كه پيش از اين نيز گفته بودم، آمدن دايي تحت شرايطي صورت گرفت كه نشان از عدم وجود يك برنامهي مشخص بود. چرا كه كساني كه علي دايي را جلو انداختند، ميخواستند ضعفهاي خودشان را بپوشانند. هرچند معتقدم كه فعاليتهاي علي دايي نيز متاثر از عدم هماهنگي فدراسيوني بود كه ميخواست تغيير مديريت از فرد گرايي به ادارهي گروهي فوتبال را تجربه كند و در نهايت اين موضوع باعث شد كه علي دايي بيشترين آسيب را از ناهماهنگيهاي موجود در سيستم فوتبال ايران بخورد. در اين حالت "دايي" علاوه بر فعاليت به عنوان سرمربي بايد جور بيبرنامگي را نيز به دوش مي كشيد و قطعا در تلفيق اين دو با توجه به ناهماهنگي مديران فدراسيون فوتبال، كسب موفقيت به حداقل ممكن رسيده بود.
صفايي فراهاني گفت: باز هم ميگويم نبايد توقع زيادي از مايليكهن داشت، او هم با اين وضعيت معجزه نخواهد كرد. او قطعا نميتواند براي اردوهاي بلند مدت تا پيش از سه بازي آينده بازيكنان تيم ملي را در اختيار داشته باشد و آن طور كه مي خواهد با آنها كار كند، هر چند كه اميدوارم تيم ايران 9 امتياز بازيهاي اخير را بگيرد و مستقيم به جام جهاني برود، ولي آنچه كه دل ما ميخواهد با واقعيتها فاصلهي زيادي دارد. بايد همهي كساني كه نگران فوتبال ايران هستند به محمد مايليكهن كمك كنند تا او نيز قرباني ساختار نامشخص فوتبال ايران نشود.
وي همچنين با اشاره به نقل قولي كه از وي در يكي از روزنامههاي صبح روز دوشنبه مبني بر جايگزيني صفر به جاي صفر (اشاره به بركناري دايي و انتخاب مايليكهن) شده بود، گفت: هيچ كس را صفر نميدانم و حتي به خودم اجازه نمي دهم كه در هر شرايطي با اين الفاظ به كسي توهين كنم. هر كسي مقام و شان و جايگاه خود را دارد. تاكيد ميكنم كه با هيچ رسانهاي درخصوص تغييرات اخير كادرفني چنين گفتوگويي نداشتهام و شخصا قبول ندارم كه بخواهم با چنين الفاظي به كسي توهين شود.
صفايي فراهاني در بخش ديگري از گفتوگو درباره موضوع دو شغلههاي ورزشي كه اين روزها به چالش بزرگي بين سازمان بازرسي و سازمان تربيت بدني تبديل شده است، گفت: در موضوع دو شغلههاي ورزشي و از منظر روساي فدراسيونهاي فوتبال معتقدم كه نميتوان موضوع دو شغلهها را دربارهي فدراسيونها مطرح كرد، چرا كه فدراسيون ربطي به دولت ندارد و يك NGO محسوب ميشود. طرح موضوع دو شغلهها در مورد فدراسيونهاي ورزشي بحثي كاملا بيربط است.
وي افزود: روساي فدراسيونهاي ورزشي براساس اساسنامههاي موجود در يك فرآيند انتخابي برگزيده ميشوند و با توجه به اينكه هيچ حقوق و مزايايي به عنوان رييس فدراسيون دريافت نميكنند، نميتوان بحث دو شغلهها را به اين موضوع تسري داد، همچنان كه من در فدراسيون فوتبال هيچگونه حقوقي دريافت نميكردم. ولي معتقدم در ساير بحثها احترام به قانون باعث رشد و ترقي جامعهي ورزش خواهد شد.
صفايي فراهاني تاكيد كرد: موضوعات اخيري كه در بحث دو شغلهها مطرح شد به نظر ميرسد پيش از آنكه دغدغهي حل مشكلات ورزش باشد، يك موضوع كاملا سياسي است و طراحان آن به دنبال بهرهكشيهاي سياسي هستند اما، در خصوص ادارات تربيت بدني به نظر مي رسد بايد موضوع دو شغلهها با دور انديشي و با هدف كمك به ورزش حل شود چرا كه ادارات تربيت بدني بخشي از زير مجموعههاي دولت محسوب شده و مشمول بحث دو شغلهها خواهند بود.


