سه رئيسجمهور و يك مشكل!
دولتها در ايران به صورت سنتي به دو شكل از ارز حاصل از فروش نفت براي كنترل تورم استفاده ميكنند؛ صورت نخست با افزايش واردات و گسترش بازار عرضه براي پاسخ دادن به تقاضاي اضافي موجود در داخل كشور است و شيوه دوم نيز تبديل ارز به ريال و فروش مستقيم ارز توسط بانك مركزي يا فروش غيررسمي آن به وسيله واسطههاي داخلي و خارجي و جذب ريال موجود در بازار براي كنترل نقدينگي و تأمين هزينههاي دولت، بدون افزايش پايه پولي مي باشد كه البته در اين شيوه، بخشي از منابع ارزي كشور براي كنترل تورم مصرف ميشود...
بررسي عملكرد اقتصادي دولت سازندگي، نشان ميدهد كه اين دولت در هشت سال مسئوليت خود، شاهد بيشترين نوسانات در نرخ تورم بوده است، به گونهاي كه از يك سو، تنها دولتي كه موفق به تكنرخي كردن تورم شده و از سوي ديگر، تنها دولتي كه تورم در زمان تصدي آن از 25 درصد فراتر رفته، دولت سازندگي است.
بررسي عملكرد دولت سازندگي، نشان ميدهد كه نرخ تورم در ابتداي كار اين دولت، از 18 درصد به 7 / 8 درصد كاهش پيدا كرده، اما با يك سير صعودي تا مرز 49 درصد در سال 1374 افزايش مييابد و سپس دوباره كاهش يافته و به كمتر از 20 درصد در سال نخست دولت بعد ميرسد. به عبارت ديگر، متوسط نرخ تورم در دولت هاشمي رفسنجاني، معادل 25 درصد است.
در دولت خاتمي نيز تورم در سه سال نخست، سير صعودي دارد و از 17 درصد در سال 1376 به 20 درصد در سال 1378 ميرسد، اما اين روند در سال 1379 متوقف شده و نرخ تورم به 12 درصد در اين سال و 11 درصد در سال 80 كاهش مييابد؛ هرچند بار ديگر در سه سال پاياني دولت اصلاحات، تورم در حد 15 درصد ثابت ميماند.
اما سير نزولي تورم در سالهاي پاياني دولت اصلاحات، موجب ميشود كه نرخ آن در سال 1384؛ يعني نخستين سال دولت نهم به 12 درصد برسد. در مجموع ميتوان گفت، نرخ متوسط تورم در دولت خاتمي كمتر از 16 درصد است.
در دولت نهم، نرخ تورم در سال دوم از 12 درصد به حدود 14 درصد افزايش مييابد و در سال سوم نيز تا پايان هشت ماهه نخست سال 1386به 19 درصد رسيده و پيشبيني ميشود تا پايان امسال به مرز 22 درصد افزايش يابد. با اين حساب، نرخ تورم در سه سال نخست دولت احمدينژاد در حد دولت سابق؛ يعني كمتر از 16 درصد باقي ميماند...
بررسي درآمد نفتي دولتهاي گذشته، نشان ميدهد روند تورم دقيقا متناسب با درآمدهاي فروش نفت و واردات حاصله از آن است...
در دولت اصلاحات نيز دقيقا شاهد تناسب نرخ تورم با درآمد نفتي و واردات هستيم... اما با به قدرت رسيدن دولت نهم، تناسب بين درآمدهاي نفتي، واردات و تورم تغيير ميكند. به رغم افزايش درآمدهاي نفتي به 54 ميليارد دلار در سال 1384، 62 ميليارد دلار در سال 1385 و هفتاد ميليارد دلار در سال 1386 (بنا بر شرايط كنوني) كه واردات کشور را به 43ميليارد دلار در سال اول، 49 ميليارد دلار در سال دوم وپنجاه وهشت ميليارد دلار در سال سوم ميرساند، نرخ تورم روند صعودي به خود گرفته است و از 12 درصد در سال 1384 به 14 درصد در سال 1385 و 22 درصد در سال 1386 ميرسد...
به بيان ديگر، متوسط درآمد نفتي دولت نهم، 350 درصد بيش از دولت سازندگي و 190 درصد بيش از دولت اصلاحات بوده و واردات اين دولت نيز 190 درصد بيش از دولت سازندگي و 150 درصد بيش از دولت اصلاحات است. اما تورم در سه سال نخست دولت نهم، کمي بيش از دولت اصلاحات و حدود 9 درصد كمتر از دولت سازندگي است.
نكته جالب ديگري كه وجود دارد، تفاوت شرايط جهش تورمي در دولت سازندگي و جهش تورم در دولت نهم است...
متن کامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.
حالا کجای این تعریف از دولت است نمی دانم!.
دانشجوی اقتصاد
دوم اينكه زمان آقاي هاشمي ما مجبور بوديم براي يك مدت سياست رياضت اقتصادي داشته باشيم.
سوم اينكه حتي زمان ايشان حقوق كارمندان بر خلاف حال حاضر مطابق تورم افزايش پيدا مي كرد
چهارم اينكه زمان بعد از جنگ را ما مجبور بوديم به سختي سپري كنيم و لي برايش برنامه ريختيم ولي حالا خيلي بي برنامه تر عمل ميكنيم و حتي از تجربيات گذشته درس نميگيريم
پنجم اينكه تورم حال حاضر بر خلاف زمان آقاي هاشمي نه تنها به رونق اقتصادي كمك نميكند بلكه موجب تنش در بازار ميشود.






