صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
ادعای توهین آمیز یک جامعه شناس:

واکنش‏ها به باخت تیم ایران، توام با هیجان و خالی از عقلانیت! + صدا

انقلاب ایران، انقلابی بود که در عرض شش ماه توانست حاکم وقت را سرنگون کند. شعار "جاوید شاه" در عرض شش ماه به جایی کشیده شد که مردم می‌گفتند «تا این شاه کفن نشود، این وطن، وطن نمی‌شود». این مردم از خارج نیامده بودند. همان مردمی بودند که جاوید شاه می‌گفتند و در عرض شش ماه "جاوید شاه"شان تبدیل به "مرگ بر شاه" شد و یک رژیم را سرنگون کرد.
کد خبر: ۴۱۸۹۷
| |
9840 بازدید
بعد از شکست تیم ملی فوتبال ایران در برابر عربستان، واکنش‌های گوناگونی از سوی کارشناسان و مردم صورت گرفت. دکتر حسین قاضیان، جامعه‌شناس، معتقد است این واکنش‌ها اکثرا هیجانی و زاییده‌ شرایط تاریخی ملت ایران است.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، یک جامعه‏شناس در گفت و گویی با دویچه‏وله پس از شکست تیم ملی ایران برابر عربستان و نارحتی شدید مردم ایران، این موضع‏گیری عمومی را در تحلیلی کلی با ادعایی توهین‏آمیز همراه ساخته و واکنش‏ها با کنش شکست تیم ملی را توام با هیجان و خالی از کم‏ترین عقلانیت (دیوانگی) دانست. در متن این گفت و گو چنین آمده است.

دکتر حسین قاضیان، جامعه‌شناس، در واکنش به تحلیل‌های گوناگون در مورد باخت تیم ایران از عربستان، چند سوال را مطرح می‌کند: آیا اگر تیم ایران برنده‌ی بازی در مقابل عربستان می‌شد، علی دایی مربی خوبی برای این تیم می‌بود؟ آیا در آن صورت فوتبال ایران هیچ مشکلی نمی‌داشت؟ سیستم سیاسی و اجتماعی ایران خالی از اشکال می‌بود؟ به عقیده‌ی وی، ضمن آنکه فوتبال نیز متاثر از سیستم و ساختار کلی جامعه است، اما نباید در بررسی علل پدیده‌ها، علل فنی و نزدیک به آن پدیده را از نظر دور داشت.

آقای قاضیان، شما بعد از باخت تیم ملی فوتبال ایران در برابر عربستان، یک پست در وبلاگ‌تان گذاشتید و در آن اشاره کردید به تغییر ۱۸۰ درجه‌ای تماشاگران از زمانی که ایران اولین گل‌اش را زد، تا آخر بازی که ایران باخت. در ابتدا علی دایی را تشویق می‌کردند و بعد دیگر کار به ناسزا گفتن به علی دایی کشید. مشابه‌این اتفاق بسیار افتاده، بخصوص در زمینه‌ی ورزش در ایران. این خصوصیت را نشانه‌ی چه چیزی در ملت ایران می‌دانید؟
به نظر من این تا حدی بازتاب یک نوع روحیه‌ی ملی است، اگر به چنین مفهومی قائل باشیم که در همه‌ سطوح زندگی نزد ما حاضر است، نه فقط در رفتار خودمان در ارتباط با مثلا اعضای گروه کوچکی مثل خانواده، بلکه در رفتارمان در همین مسابقات فوتبال و حتا در رفتارمان با دولت. یعنی سطوح خرد و کلان به یکسان از این نوع رفتار و روحیه آسیب می‌بینند یا به هرحال پذیرایش هستند؛ رفتاری که با هیجان توام است و نه با ارزیابی‌های عقلانی، و اصولا بر عاطفه و احساس متکی است و به‌علاوه خیلی هم لرزان است و به شدت ممکن است به جریان مقابل‌اش بینجامد.

من فقط برای نمونه خاطر نشان می‌کنم که انقلاب ایران، انقلابی بود که در عرض شش ماه توانست حاکم وقت را سرنگون کند. شعار "جاوید شاه" در عرض شش ماه به جایی کشیده شد که مردم می‌گفتند «تا این شاه کفن نشود، این وطن، وطن نمی‌شود». این مردم از خارج نیامده بودند. همان مردمی بودند که جاوید شاه می‌گفتند و در عرض شش ماه "جاوید شاه"شان تبدیل به "مرگ بر شاه" شد و یک رژیم را سرنگون کرد.
 
دولت‌ها همیشه از این وضعیت فریب می‌خورند و فکر می‌کنند احساسات مثبتی که مردم به آنها دارند، دائمی است. مثلا این مسابقه‌ی فوتبال که در عرض ۹۰ دقیقه "علی دایی" تبدیل شد به "علی کریمی" و چیزهای دیگری در ارتباط با علی دایی گفته شد. در ارتباط با دولت‌ها هم همین موضوع را به عینه می‌بینیم.
 
در ارتباط با رفتارهای دیگر اجتماعی‌مان هم می‌توانیم این را ببینیم؛ رفتاری که به طور کلی حاکی از هیجان و عواطف و احساسات است و عموما از کمترین عقلانیتی خالی است. ضمنا این رفتار پایدار هم نیست و به شدت ممکن است به عکس‌اش تبدیل شود.

این گونه رفتارهای مردم را چقدر می‌شود به آن فرهنگ قهرمان‌سازی و اسطوره‌سازی که ایرانی‌ها خیلی هم به آن علاقه دارند ارتباط داد که یک‌شبه مثلا علی دایی می‌شود قهرمان و بعد فردا صبح ناگهان به ضد قهرمان تبدیل می‌شود؟
قهرمان همیشه زاییده‌ی وضعیت اجتماعی‌ای است که روال امور به خوبی جریان ندارد و همه مستأصل هستند و در آرزوی این که دستی از غیب برون بیاید و کاری بکند و این خود را در شکل یک قهرمان متجلی می‌کند. حالا در هر سطحی، حتا در سطح مسابقه‌ی فوتبال که وقتی این مسابقه گره خورده و کسی چاره‌گشا نیست، یکباره یک قهرمان ممکن است با دوتا ترفند خیلی جالب بتواند گره بازی را باز کند و گلی بزند و بازی را از وضعیتی که درگیرش شده است نجات بدهد. در بازی زندگی هم همین طور است، در بازی سیاست هم همین طور است. وقتی زندگی اجتماعی گره می‌خورد، همه مستاصل می‌شوند و انگار کاری از دست کسی برنمی‌آید، آن‌وقت قهرمان‌ها زمینه پیدا می‌کنند.

اگر وضعیت اجتماعی شما به گونه‌ای بوده باشد که به لحاظ تاریخی همواره فکر کنید که در وضعیت استیصال قرار داشته‌اید، همیشه به فکر قهرمان هستید، چه در بعد کلانش در ارتباط با سطح ملی در حوزه‌ی سیاست، چه در سطوح خردترش در سطح ورزش. برای همین هم هست که قهرمان در جامعه‌ی ما بیش از خیلی از جوامعی که چیزهای دیگری برای خرسندی دارند، خرسندکننده جلوه می‌کند و جای خیلی از ناکامی‌های دیگر را می‌گیرد.
 
در یک چنین فضایی طبیعی است که قهرمانان می‌آیند و جای خودشان را به قهرمانان دیگری می‌دهند. ممکن است امروز علی دایی از اوج قهرمانی به حضیض ذلت کشانده شده باشد، اما دیر یا زود یک قهرمان دیگر می‌آید و جای او را می‌گیرد و بنابراین فقط مصادیق این فرایند قهرمانی عوض می‌شود، ولی مفهومش و خودش باقی می‌ماند.

خیلی‌ها قضیه‌ی باخت تیم ملی را به علی دایی ربط دادند و او را مقصر دانستد و بعد هم گفتند که این آدم اصلا بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای مربی شده است. اما این واکنش‌ها بعد از شکست تیم ایران بود. فکر می‌کنید چرا آن موقعی که او بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای و بدون هیچ سابقه‌ی درخشان مربی‌گری، برای مربی‌گری تیم ملی انتخاب شد ، هیچ مقاومت فرهنگی در برابرش از سوی مردم و دوستداران فوتبال صورت نگرفت؟
در ایران، تصمیم‌گیری‌ها در حوزه‌ی ورزش هم مثل تصمیم‌گیری‌ها در حوزه‌ی سیاست از شفافیت کافی برخوردار نیست. بنابراین در واقع نمی‌دانیم در آن پشت، سازوکارهای تصمیم‌گیری چگونه به انتخاب یک مربی مثل آقای دایی می‌انجامد و چه طور در عرض چند دقیقه آقای قطبی که مربی‌گری‌اش قطعی شده بوده و حتی جشن خداحافظی با هم تیم‌هایش می‌گیرد، در عرض چند دقیقه به او خبر می‌رسد که چنین قضیه‌ای صحت ندارد و کسی دیگر مربی شده است.
 
ما نمی‌دانیم آن پشت‌ها چه می‌گذرد. چون تصمیم‌گیری‌ها از شفافیت کافی برخوردار نیست، قابل ارزیابی هم نیست که بدانیم بر چه مبنایی این تصمیم‌گیری‌ها انجام شده و چه مراحلی را طی کرده و کجاها نقص داشته است. بنابراین پیشرفتی هم حاصل نمی‌شود. چون فقدان شفافیت و فقدان ارزیابی، فقدان انتقاد را می‌آورد و وقتی انتقاد نباشد، پیشرفت هم حاصل نمی‌شود. اما در ارتباط با این موضوع ببینید، باز دوباره ما داریم اسیر فضایی هیجانی می‌شویم. این فضای هیجانی امکان ارزیابی‌های فنی را هم از بین می‌برد.
 
اگر جنبه‌ی هیجانی این ماجرا را کنار بگذاریم، این هم یک باخت است مثل بقیه‌ی باخت‌هایی که در هر بازی فوتبالی ممکن است حاصل بشود. اما از نظر بسیاری از مردم که پریروز آن شعارها را می‌دادند و بسیاری از کسانی که از این باخت ناراحت هستند، این فقط یک باخت نیست. انگار این باختی است عظیم‌تر و عمومی‌تر. خیلی از جنبه‌های هیجانی دیگری را که در همین بازی تنها هم خلاصه نمی‌شده است به غلیان می‌آورد. مثلا باخت به عرب‌ها، با همین تعبیری که مردم معمولا دارند. یا این که ما بازهم نتوانستیم به جام جهانی برویم. یا بازهم کار به روزهای آخر کشید.

بنابراین وقتی این یک باخت محسوب نمی‌شود و باختی محسوب می‌شود که انگار زمینه‌های قبلی و پیشینه‌ی روانی تاریخی دارد، دیگر ارزیابی فنی نسبت به موضوع این یک باخت کنار گذاشته می‌شود، وگرنه اگر پای ارزیابی فنی در همین بازی خاص گذاشته شود، به نظر من از جنبه‌ی فوتبالی قضیه‌ی خیلی عجیبی اتفاق نیفتاده است. تاریخ مسابقات ایران و عربستان همیشه پر از رقابت‌های بسیار نزدیک اینهاست. ما قبلا چهار برد داشتیم، عربستان سه برد داشت. بنابراین هر آن امکان داشت که آنها ببرند. قبلا هم پیش آمده بود که آنها برده بودند و در یک بازی هم همیشه اتفاقاتی می‌افتد که بعید نیست و ممکن است تیمی که انتظار می‌رفت پیروز بشود، اتفاقا شکست بخورد.
 
اگر از زاویه‌ی حوادث فوتبالی یا مسائل فنی فوتبال نگاه کنیم، این هم یک باخت است مثل سایر باخت‌هایی که به دست می‌آید. اما چون فقط از این زاویه نگاه نمی‌شود، بنابراین ارزیابی فنی هم جای خودش را به همان پیشینه‌ی روانی‌ـ تاریخی احساسات نهفته و انباشته‌ای می‌دهد که حالا دیگر سرریز می‌کند و در شعارهای مختلف و در ارزیابی‌های هیجانی خودش را نشان می‌دهد، به‌طوری که علی دایی از اوج عزت به حضیض ذلت رانده می‌شود و همین طور همه چیزهایی که تا به‌حال خوب جلوه می‌کرد، یکباره بد جلوه می‌کند.

برخی از وبلاگ‌ها بعداز شکست تیم ملی ایران در مقابل عربستان این قضیه را از دید سیاسی یا اجتماعی نگاه کرده‌اند و آن را نتیجه‌ی ساختارهای موجود سیاسی‌ـ اجتماعی دانسته‌اند. حتا یک وبلاگ آن را نتیجه‌ی "سیستم احمدی‌نژادیسم" توصیف کرده است، "سیستمی پرمدعا و کم‌توان که خودش را در برابر هیچ کس پاسخگو نمی‌داند" و گفته است که علی دایی زاییده‌ی چنین سیستمی است. چقدر با این نظر موافق‌اید؟
در بررسی هر پدیده‌ای ما می‌توانیم علل دور و علل نزدیک را بررسی کنیم. ممکن است از طریق بررسی علل دور، ما به نتایجی از این دست برسیم. به این که بالاخره ساختار کلی یک جامعه منجمله ساخت سیاسی آن در اوضاع ورزش آن کشور تاثیر دارد، منجمله فوتبال و در یک مسابقه‌ی معین. اما اگر بخواهیم خود این مسابقه‌ی خاص را بررسی کنیم و ببینیم چرا در اینجا ما باختیم، دیگر توسل به آن علل دور، خیلی مفید نیست.
 
بهتر است ما اینجا و از لحاظ روش‌شناسی به علل نزدیک توجه کنیم. مثلا اگر صرفا جنبه‌های فنی فوتبالی مورد نظرمان باشد، خب بهتر است بدانیم که چه تاکتیک‌های اشتباهی در پیش گرفتیم، چه اشتباهی مرتکب شدیم، آنها از چه موقعیتی استفاده کردند، ما چه گرفتاری‌هایی داشتیم و آنها چه برتری‌هایی. اینها چیزهایی است که علل نزدیک محسوب می‌شوند. در غیر این صورت اگر ما این بازی را برده بودیم، آیا معنایش این بود که سیستم سیاسی ما جالب و بدون مشکل است؟ پس موقعی که می‌بریم چه هست؟

این است که واقعا نمی‌شود در این مواقع به علت‌های دور اتکا کرد. البته بی‌تردید وضعیت خاص در هر جامعه‌ای از وضعیت عامش تبعیت می‌کند. مثلا فوتبال‌اش از وضعیت ساخت اجتماعی به طور کلی و همین طور ساخت سیاسی‌اش پیروی می‌کند. اما در یک مورد مشخص اگر آنها را بخواهیم پیش بکشیم، به نظر من خیلی دریافت فنی از حادثه به دست نمی‌آوریم. بنابراین می‌شود همیشه این سوال را در برابر این جور استدلال‌ها گذاشت که اگر برده بودیم، آیا نشان‌دهنده‌ی آن بود که آن ساختارها مستأصل نیستند، آن ساختارها خوب و بهینه هستند و به خوبی دارند کار خودشان را انجام می‌دهند؟
 
 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
United Kingdom
|
۰۲:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
میدونم که حرفم را منتشر نمی کنید اما دوست داشتم که بگویم:...حقیقتش خوب این جامعه شناس درست گفته و به نظرم کاملا حرف ایشان صحیح است
ناشناس
|
Switzerland
|
۰۲:۴۶ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
Kojaye in harf tohin bood ?
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۳۵ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
har mozoro dar jaye khodash bayad barasi kard football dar football va syasat dar syasat ba karshenashaye khodesh
ناشناس
|
Australia
|
۰۶:۳۲ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
به نظر من تحلیل درستی بود و تابناک هم هوشمندانه "ادعای توهین آمیز یک جامعه شناس" را هرچند خیلی ریز درج کرده تا بعدها براش مشکل ساز نشه!
ناشناس
|
Canada
|
۰۶:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
من مطمئن هستم که این جامعه شناس تا حالا استادیوم نرفته است، من بارها شاهد بودم که تماشاچیان با عقاید مختلف کنارهم نشستند و به فراخور زمان شعار‌های دلخواه خودشون رو سر میدهند، اینکه یک نفر نظرش رو نیم ساعته عوض کنه ممکن است اما عمومیت ندارد.

در انقلاب هم همینطور بود یک زمانی‌ جاوید شاهی‌ها تو میدون بودند و در مقیاس بسیار بزرگتر افراد دیگری با شعار مرگ بر شاه به خیابون آمدند، من حتا یک نفر رو هم نمیشناسم که از دست اول به دست دوم اومده باشه. من به این آقای جامعه شناس پیشنهاد می‌کنم که به محل تجمع مردم مثل استادیوم‌ها بره و رفتار مردم رو از نزدیک ببینه، واقعا از تلویزیون نمی‌شه قضاوت کرد.
ناشناس
|
United States
|
۰۹:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
آینه چون روی تو بنمود راست...خود شکن آینه شکستن خطاست..
ناشناس
|
United States
|
۱۰:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
خوبه ایرانی بود، اگه جامعه شناس خارجی بود، چی مخواست بگه!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
اول یکی به این بابا بگه وقتی می گویند دور از عقلانیت یعنی دیوانه و این توهین است. وای بر ما که هنوز نمی دانیم توهین چه هست و آنوقت نظر هم می دهیم. البته خوشحالم از اینکه ظاهرا ایشان از همانهایی هستند که علی دایی را بت کردندد و او را به بیراهه کشاندند و مانند بادکنک ترکاندند.
اما در مورد اصل خبر:
در زمان مسابقه در حدود 100 هزار تماشاگر البته تعدادی هم طرفدار آقای دایی بودند و بعد از گل این گروه چند تشویق انجام دادند و فقط هم در سطح محدودی بازتاب داشت. بعد از گل دوم که خوردیم دیگر این گروه حرفی و جایی برای دفاع از دایی نداشتند که بخواهند از او حمایت یا ایشان را تشویق کنند . (سوال شونده عمدا اینکار را می کند . خبر گذاری دوچه وله خبر گذاری آلمانی است و البته وقتی روته مولر در کنار دایی است حتما باید از این ترکیب دفاع کند و دایی هم که در بوندس لیگا بوده و دو نفر دیگر از بازیکنان و به نوعی بد بازی کردن تیم برای آلمانیها هم نکته منفی است) از این جامعه شناس سوال می کنم مگر داشتن احساسات عمومی و به نظر ایشان عوام‏الناس گناه است و یا اینکه بد است؟ یک اصل در جامعه شناسی می گوید افکار عمومی اشتباه نمی کند و بارها و بارها این ادعا ثابت شده است. حالا مشکل افرادی نظیر این جامعه شناس غلط دانستن نظر مردم است که این البته تنها نظر ایشان است و برای خودش محترم ولی با هزارو یک یدک و القاب او هیچ حقی ندارد که دیگران را منکوب کند که با ایشان هم عقیده نیستند. یک ضرب‏المثل داریم که می گوید آدم بزرگ دشمن خود را هم بزرگ میبیند. ایشان مردم را به کوته فکری و غیر عقلانی بودن متهم می کنند، و این بازتاب همان کوته بینی خودشان است و نمایش کوچک بودن ایشان. از نظر ایشان علی دایی باید می ماند و فضاحت شروع کرده را به اتمام می رساند و مردم همه خفه می شدند تا توسط افرادی نظیر این جامعه شناس فهیم خوانده شود. زهی خیال باطل و شرم بر این شناخت . جامعه شناسی که برای جامعه خود خط تعیین کند که جامعه شناس نیست، جامعه گریز است. او اگر براستی جامعه را می شناخت می توانست حدس بزند غرور ملی از ارکان این مردم شریف است و در این امر با کسی هم شوخی ندارند هر کسی هم می خواهد باشد. بوش باشد که روزی آنها را به بی تمدنی و نابودی این تمدن خطاب کرد و چه فردی با یدک جامعه شناس که آنها را به بی عقلی متهم می کنند و چه علی دایی که غرور ملی آنها را فدای غرورو خودخواهی و کوته بینی خود می کند.
به این جامعه شناس محترم می گویم که فدراسیون با بر کناری ایشان اشتباهی در حد اشتباه انتخاب علی دایی به عنوان سر مربی کرد. این اشتباه هم خدمتی بسیار بزرگ به دایی و دارو دسته اش بود که تیم ملی یک کشور را بر اساس ماموریتی دیکته شده برای نابودی، تا حد تقریبا نابودی هدایت کرد و برای فرار از عواقب آن درست در زمان احتضار او را بر کنار کرد تا بعد از مرگ تیم خود را و البته دایی خائن را تبرئه کند. ولی آنها باید بدانند تیم ملی ایران مانن ققنوس است و مطمئنم از زمین بر می خیزد و روسیاهی را به جامعه شناس و علی دایی و دارو دسته اس هدیه می دهد و البته به خارجیانی که چشم طمع به همه چیز این مملکت دارند حتی فوتبال.

زنده!!!!!!!!! باد آلمان حامی اصلاحات!!!!!!!!!!!!
نمی دانستیم تیم ملی فوتبال هم تابع نظر مرکل باید باشد تا مردم عاقل قلمداد شوند. ننگ بر آن عاقلی و جاوید کشور و ملت سر افراز ایران
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
به هر حال ما خوب بلدیم به خودمون توهین کنیم. با این گفته جناب دکتر هرکسی ناراحت شده از سر هیجان بوده و نه عرق ملی و انقلاب ایران هم محصول یک هیجان زودگذر بوده است. این یعنی چی؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۱/۱۴
تیتر شما واقعا گمراه کننده و غیر اخلاقی است. ایشان به درست یا غلط این پدیده را از نگاه علمی بررسی کردند، حالا اگر به مذاق شما خوش نیامده که نمی شود گفت توهین شده است.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟