مقابله آمریکا با چین، روسیه و هند به کمک طالبان
سرويس بينالملل «تابناک» ـ پاکستان از زمان ايجادش در منطقه به محوري مبدل شده است که هرگاه بخواهد ميتواند هند، افغانستان و ايران را تهديد کند، اين وضعيت نميتواند با سياستهاي کلي آمريکا در آسيا همخواني نداشته باشد.
اين تحليلگر افغان با بيان اين موضوع ميگويد: سفارت آمريکا در پاکستان و در مجموع خود پاکستان، امروز يکي از بزرگترين پايگاهها و از متحدان آمريکايي در منطقه آسياست که با سلاحهاي هستهاي که سالانه قادر به توليد چهل راکت اتمي است، ميتواند از هر پايگاه مستقلي بيشتر به سود ايالات متحده عمل کند و اين را هم پاکستان به خوبي ميداند که آمريکا هيچ گاه حاضر نيست روابط خود را با آن کشور بر هم بزند، چرا که از يک سو هدف دراز مدت آمريکا در منطقه کنترل بر مواد خام، به ویژه بزرگترين معادن نفت و گاز و بازارهاي بسيار گسترده و آبراههاي مهم آسياست و از سوي ديگر، قصد مهار روسيه و مقابله با چالشهاي آينده در دو کشور چين و هند را دارد؛ بنابراين، در بسياري جاها، پاکستان با اين سياستها همخواني داشته و سود خود را ميبرد.
نوراني در ادامه به تبيين اوضاع عراق و ارتباط آن با مسأله افغانستان ميپردازد و مينويسد: پس از اشغال عراق به وسيله نيروهاي آمريکايي ـ انگليسي، آمريکا درگير نبرد خونيني شد که به کشته شدن يک و نيم ميليون عراقي، معلول و زخمي شدن دو ميليون و مهاجر شدن نزديک به چهار ميليون ديگر انجاميد؛ يعني عراق 31 ميليوني در برابر اين اشغـال، بهاي کشته، زخمي و آواره شدن بيش از 7/5 از نفوسش را پرداخت و چون آمريکا در ظاهر به خاطر آوردن دمکراسي به اين کشور آمده بود، ولي در عمل هر کسي ميدانست که آمريکا مايل به کنترل ذخاير پانزده هزار ميليارد تني نفت اين کشور است که در زمان پل برمر اين کار صورت گرفت و سه کارخانه براي 25 سال اين کنترل را به دست گرفتند. برای همین، اين دو عامل اساسي (فروکش کردن جنگ و به دست آوردن انحصار نفت عراق) باعث ميشد که آمريکا ديگر ضرورتي براي ماندن با نيروي 153 هزار نفري که پس از آن سی هزار ديگر هم بر آن افزوده شد، در عراق نداشته باشد. که اگر اوباما ميآمد يا نميآمد، بايد آمريکاييها نيروهايشان در عراق را کاهش میدادند. از آنجايي که افغانستان در مهمترين نقطه استراتژي آسيايي آمريکا قرار داشت، بناچار بايد نيروهایش در افغانستان را زیاد میکرد.
باراک اوباما زماني خواست به کاخ سفيد برود که پرونده عراق در حـال بسته شدن بود و البته اين که چرا موازي با آن رهبران القاعده، اسامه، الظواهري و ابوايوب المصري (رهبر القاعده در عراق)، يکباره به ترک عراق و تمرکز نيروهاي شان در وزيرستان دست زدند، تا کنون در ابهام باقي مانده است!
آمريکا براي نخستين بار مستقيم به پاکستان و محل سازماندهي طالبان و حضور سران القاعده در آن کشور حمله کرده و با اين که اوباما پیش از رفتن به کاخ سفيد با تأکيد بسياري ميگفت، در صورتي که او به قدرت برسد، بلافاصله و بدون اين که ضرورت اجازه گرفتن از پاکستان را داشته باشد، به مناطق قبايلي در آن کشور خواهد رفت و لانه تروريستها را ويران خواهد کرد، اما در اينجا گفته است که به خاک آن کشور نخواهد رفت و سالانه يک و نيم ميليارد دلار نيز به آن کشور خواهد پرداخت.
اين تحليلگر افغان با اشاره به فساد گسترده در فرآيند کمکهاي بينالمللي به افغانستان و نقش شرکتها و سازمانهاي غربي و به ويژه آمريکايي در بلعيدن اين کمکها به موضوع طالبان ميپردازد و ادامه ميدهد:
طالبان نيرويي نامتجانس و ناهمگون است که برنامه مدون سياسي ندارد و اين که گروههاي گوناگون آن چگونه و از کجا آموزش ديده و مسلح ميشوند، همه انگشتها به سوي پاکستان نشانه ميرود. عدهاي از تحليلگران به گونهای از حمايت رسانههاي غربي در راستای بزرگ کردن طالبان و شکست نيروهاي غربي برابر طالبان نيز نام ميبرند و بر اين باورند، زماني که آمريکا و انگليس نيروهاي خود را در افغانستان افزايش ميدهند، تبليغات درباره بزرگ نشان دادن طالبان، اوج ميگيرد و اين باور را در اذهان دامن ميزند که اين رسانهها ذهنيتها را براي پذيرش اين نيروها در افغانستان فراهم ميسازند.
در ميان طالبان افکار ديوبندي، سلفي، بريلوي و گروههاي متعدد القاعده از خارج و گروههاي ملاعمري، حقاني، مولوي منصوري، گلبديني، جميل الرحماني و غيره در داخل وجود دارد. احزاب اسلامي پاکستاني چون جماعت اسلامي و جمعيت العلماي اسلامي با بيش از بیست هزار مدرسه در پاکستان، پشتوانهشان با گروههاي بنيادگراي کشميري است و تشخيص اين که کدام يک از آنان ميانهروست و چه دليلي هست که مصالحه کنند و اين که نفوذ سازمانهاي اطلاعاتي آمريکا و انگليس در ميانشان چقدر است و با کدامها مصالحه ميشود و کدامها از نظر استراتژيک ضرورت است تا همچنان در جنگ نگهداشته شوند، از مسائلي هستند که تا کنون هيچ يک از اينها معلوم نشده است.
در صورتي که آمريکا با گروههايي از طالبان مصالحه کند، در آينده ميتواند در چين، روسيه و هند روي کمک آنان حساب باز کند، به ویژه طالبان ازبک به رهبري طاهر يولداش که يکي از معاونان شاخه نظامي القاعده به شمار ميآيد، ميتواند هر چه بهتر اسلام کريموف را تهديد کند؛ اسلام کريموفي که نخستين بار پس از يازده سپتامبر به اخراج نيروهاي آمريکايي از خاک خود دست زد. آمريکا همان گونه که با شکست طالبان در يازده سپتامبر پايش به اين منطقه باز شد، در مصالحه با طالبان، ميتواند حريفانش را در آسيا تهديد نمايد و امتياز بگيرد. اين که روند اين مصالحه تا کجا پيش خواهد رفت و به قرباني چه چيزهايي خواهد انجاميد، در آينده بايد منتظر آن بود. در اين مورد بین کرزاي و اوباما ظاهراً وحدت نظر هست و اين هم روشن است که تصميم نهايي را در اين استراتژي چه کسي ميگيرد.
مصاحبه وگزارش خوبی بود اما چرا منبع این گزارش ذکر نشده وتعجب است از سایت تابناککه گزارش به این مهمی را آورده اما نگفته که کدام رسانه، افغانی یا خارجی این گزارش را انعکاس داده است؟ درصورت یادآوری از منبع قطعا اعتبار خبر بیشتر است تا اینکه اینطوری سرکور گزارش انعکاس پیدا کند.



