فوتبال ما به تسویه حساب اساسی نیاز دارد؛
رابطه فوتبال ما با پول، مثل درد اقتصادمان از نفت است!
هنوز اوج گیری تب و تاب والیبال مانده است؛ درست است که تیممان توانسته در دومین حضور در لیگ جهانی در جمع تیمهای برتر و راه یافته به مرحله نهایی قرار گیرد، هنوز کارش در این رقابتها به پایان نرسیده تا دستمان بیاید این روزها چقدر از موفقیت ایشان، احساس غرور ملی مان تقویت شده است.
هنوز اوج گیری تب و تاب والیبال مانده است؛ درست است که تیممان توانسته در دومین حضور در لیگ جهانی در جمع تیمهای برتر و راه یافته به مرحله نهایی قرار گیرد، هنوز کارش در این رقابتها به پایان نرسیده تا دستمان بیاید این روزها چقدر از موفقیت ایشان، احساس غرور ملی مان تقویت شده است. به گزارش «تابناک»، در کوران مسابقات جام جهانی فوتبال، همزمان با برگزاری مسابقات نهایی لیگ جهانی والیبال، ناخودآگاه شکل گرفتن قیاس میان فوتبالی ملی ـ که سال هاست نتواسته قلهای فتح کند و والیبالی که یاد گرفته چگونه در جهان بزرگی کند ـ این پرسش را به اذهان می آورد که آیا میشود مدل پیشرفت والیبال را در فوتبال پیاده کرد؟
دکتر عبدالرضا امیرتاش، استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش میگوید: چراکه نه! کافی است نگاهی به استعدادهای فراوانی که در کشورمان داریم بیندازیم تا دریابیم که نه تنها در فوتبال، که الگوی موفق والیبال را میتوان در بسیاری رشتههای دیگر هم به کار بست و انتظار موفقیت آنها را داشت؛ الگویی که منجر به کشف استعدادهایی چون موسویها، معروفها و سایرین میشود و در ادامه پشتوانه سازی را هم مد نظر دارد و نفرات دیگر را به تناوب به تیم ملحق میکند.
وی با اشاره به بنیان نهادن علمی والیبال در زمان یزدانی خرم به عنوان شروع این مدل موفق، تداوم این کار در زمان داورزنی را یادآور شده و میافزاید: زمانی که آقای ولاسکو به ایران آمد، اعتماد به نفس به تیم تزریق شد تا گویی شاه بیت شکوفایی به مجموعه اضافه شده باشد و از آنجا بود که مدل کامل شد و شاهد موفقیتهای روزافزون آن هستیم. اینقدر که تنها تا کنون تنها موفق به شکست روسیه نشدهایم و بس، که این هم به امید خدا در این دور محقق خواهد شد. البته این مدل هم نیازمند تغییراتی خواهد بود و همواره باید بهبود بیابد.

امیرتاش در ادامه به ضرورت بازنگری مداوم در مدل موفق والیبال اشاره کرده و میگوید: خوشبختانه هنوز مافیایی که در فوتبال ما شکل گرفته، در والیبال رشد نکرده و میتوان گفت تا هنگامی که آرامش و حضور نیافتن افراد مخرب در والیبال ادامه داشته باشد، موفقیتهای این تیم ادامه خواهد یافت؛ پس لازم است از یک سو مدل موفق این تیم را از این دست گزندها در امان بداریم و از سوی دیگر، درخواهیم یافت که کار بنیانی کردن در فوتبال، نیازمند مقابله با این دست آفات است.
این استاد دانشگاه که دکترای مدیریت ورزشی دارد، میافزاید: تا هنگامی که رد و بدل شدن پولهای فراوان در فوتبال، چشم طمع به آن را زیاد میکند، تا زمانی که افراد بر اساس روابط فوتبال را اداره میکنند و عدهای خاص که بیشترشان سواد این کار را هم ندارند، در تیمهای گوناگون میچرخند و فوتبال را اداره میکنند، تا زمانی که فوتبال وابسته به عدهای بازیکن خاص است، مدل موفق والیبال هم نمیتواند به کار بیاید و امثال کی روش هم مجبور میشوند برای به دست آوردن موفقیتهای نسبی، به کشف استعدادهای شناخته نشده ایرانی در دیگر کشورها روی بیاورند.
امیرتاش در ادامه با تأکید بر ضرورت برچیدن بساط باندبازی در فوتبال میگوید: برای آنکه بتوانیم مدل موفق والیبال را در فوتبال پیاده کنیم، نخست باید به سراغ استعدادیابی برویم؛ اما چون مکانیزمهای کنونی فاقد توانایی این کار هستند، باید بنیانیتر عمل کنیم. وزارت ورزش باید اوضاع را تغییر دهد و مدیرانی جدید را که غیر وابسته، غیر باندی و بیارتباط با مافیا هستند، به کار بگمارد تا بنیان فوتبال کشورمان تغییر کند. فوتبال ایران نیازمند تسویه حساب اساسی است.
وی میافزاید: باید به جایی برسیم که اگر قرار است پول بزرگی در فوتبال رد و بدل بشود، برای افرادی باشد که استعداد خاصی دارند، نه اینکه انبوه پولهای بیحد و حساب جابجا بشود و در مجموع انتخاب یک تیم منتخب از میان ایشان ممکن نباشد. اگر امثال والیبالیستها پول خوبی بگیرند کسی ناراحت نخواهد شد؛ اما بسیاری از مبالغ دریافتی کلان بازیکنان متوسط و متوسط به پایین در فوتبال دلخور میشوند و حق هم دارند.
این استاد دانشگاه در ادامه میگوید: کسی در جهان با نرخ دریافتی امثال مسی و رونالدو مشکلی ندارد و همینطور کسی نمیگوید، چرا امثال معروف قرار است راهی ایتالیا شوند و احتمالا مبالغ دریافتی شان بیشتر شوند. صحبت اینجاست که در فوتبال ما هیچ گونه کار استعدادیابی صورت نمیشود و در مقابل برای خرید برخی بازیکنان که به دلایلی مطرح میشوند، دعوا درمیگیرد و سر پول بیشتر دادن و به خدمت گرفتن ایشان دعواست.
وی در ادامه با اشاره به امکان پیاده سازی مدل موفق والیبال در باشگاهها میگوید: به نظر پیاده کردن مدل موفق به دست آمده در سطح باشگاههای فوتبال سادهتر باشد تا در سطح ملی، که البته اگر تا این هم پیگیری شده و به کار بسته شود، در پایان به موفقت ملی منجر خواهد شد. نه تنها مدل والیبال، که مدل کشتی فرنگی و کار به یاد ماندنی بنا هم میتواند الگو قرار گرفته و به کار بسته شود تا استعدادها شناخته شوند و موفقیت در نتیجه شناسایی ایشان دست یافتنیتر شود.
امیرتاش میافزاید: پولهای بادآورده و بیحساب و کتابی که در فوتبال هزینه میشود، مثل پول نفتی است که همیشه میگویند اقتصاد را نابود میکند و تلاش دارند تا وابستگی به آن را کم کنند. تا این رقمهای گنده در فوتبالمان جابجا میشود، چشم طمع به آن زیاد خواهد بود و کسی دنبال سازندگی و استعدادیابی نخواهد رفت. درست مثل آنکه پول نفت را بگیریم و خرج کنیم و کاری به مسائل اقتصادی و زیربنایی نداشته باشیم.
وی در پایان میگوید: به نظر من، باید نخست با یک جراحی اساسی اوضاع را بهبود دهیم و بعد حتما الگوهای موفق دیگر رشتهها مثل والیبال را به کار ببندیم. البته در این راه به کارگیری مربیان بزرگ هم تأثیر بسیاری دارد؛ همان گونه که دیدیم، ولاسکو و کی روش با کنار گذاشتن برخی بازیکنان بزرگ که همراهی نمیکردند، به رشد تیم کمک شایانی کردند اما نمونههای مشابه آن را کمتر در مربیان داخلی سراغ داریم.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۴
حرف دیگه م هم اینه که در صورتی پول بیشتری به فوتبال بدن که حداقل ثمری داشته باشه،نه اینکه برن 2 بازی رو ببازن و یه مساوی بگیرن بعد هم براشون سرود بذارن و بریزن توی خیابون
و هنوز به ایران برنگشته کاری میکنیم که همین بازیکنا توی نقل و انتقالات به خاطر تمجید کاذبی که ازشون کردیم و خودشون هم باورشون شده بگن پس من این فصل 10 میلیارد میخوام که اتفاقن همینطور هم شده و دارن طاقچه بالا میذارن
که این طاقچه بالاها به خاطر عملکرد ما هست
آخرین صحبتم هم این هست،همه باشگاه ها باید ملزم به رعایت سقف قرار داد بشن و فدارسیون و وزارت ورزش سفت و سخت بررسی کنن که کسی قانون رو با وعده ماشین و کارت سوخت دور نزنه
هیچ باشگاهی حق نداره به بازیکنی بالاتر از سقف قرار داد پول بده،اگر تمامی باشگاه ها به یک مقدار پول بدن این بازیکن هست که باید تیم مورد نظرش رو انتخاب کنه
در غیر اینصورت اگر باز هم پول بیشتری طلب کرد و به حقش قانع نبود هیچ باشگاهی حق ثبت قرارداد نداره و بازیکن میتونه بره به خارج از کشور بازی کنه!!!!
البته اگر اگر خارج از کشور پیشنهاد داشته باشه!!!
به نظرم مانند تمام طرح های اولیه با نگاه آرمانی تدوین شد اما در عمل چیز دیگر شد.
تا موقعی که نظارت نباشد مثل همه طرح ها عده ای از این شرایط سوء استفاده می کنند
در تمام دنیا بازیکنان با دریافتهای هفتگی و .... قرارداد میبندند و پولهای کلان فقط بین باشگاهها در گردش است
مثلا اقای گل جام جهانی 5 ساله قرارداد داشت و مبلغ دریافتی او از باشگاهش طی 5 سال انچنان تغییری نمیکند ولی باشگاه جدیدش قرار است دو برابر قیمت خرید وی را به باشگاه فعلی پرداخت کند
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




