صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ما با هر بهار، از نو، زاده مي‌شويم!

فرهاد عرفاني
کد خبر: ۴۱۰۶۴
| |
5335 بازدید

نوروز که مي‌رسد، احساس عجيبي در من به حرکت در مي‌آيد، سرم را بالا مي‌گيرم و استوار گام مي‌زنم! احساس مي‌کنم ايراني‌ام و چنان لذتي از اين احساس مي‌برم که نگو و نپرس! با خود مي‌گويم، اگر هزار بار ديگر از نو متولد شوم، آرزو مي‌کنم ايراني باشم. اگر خاکم، خاک ايران باشم. اگر سبزه‌ام، سبزه بردميده در باغ ايراني باشم، اگر آبم و آتش و گر باد، از اين سرزمين بجوشم و در اين سرزمين بخروشم و هم بدين سرزمين بسوزم و روشني بخشم، اما چرا؟ چرا اين احساس در من و شايد و قطعا در بسياري از هموطنانم، با آغاز بهار، به غليان درمي‌آيد؟ راز اين جوش و خروش دروني در چيست؟ و پرسش بزرگتر، چرا هر چه بيشتر مي‌خوانم و بيشتر مي‌دانم و بيشتر تجربه مي‌کنم، اين احساس در من فزوني مي‌گيرد و قدرتمندتر مي‌شود؟

آري! به اين پرسش‌ها نمي‌توان پاسخ داد، مگر از گذر شناخت خود نوروز! سنتي که عميقا انساني است و درست بر همين اساس، از گذر قرنها و هزاره‌ها، همچنان پايدار است و تا زمين مي‌چرخد و خورشيد مي‌تابد، جاودانه خواهد بود، حتي اگر انسان بار سفر بسته باشد و کار زمين، به زمين واگذاشته باشد!

نوروز، هويت خود را بر نوزايي بنا نهاده است، بر تولد و رويش و تجديد حيات، بر زندگي و حرکت و پويش و جوشش و شادماني و از مردم نيز مي‌خواهد چنين باشند و هم از اين روست که آن هويتي که بر نوروز بنا مي‌شود، هويتي ناميراست؛ هويتي که عليه سکون، مرگ، زشتي و اندوه و ايستايي است و درست بر همين اساس و بنيان است که هويت ايراني، هويتي جاودانه است و تا هنگامي که ايراني بر اين عهد و پيمان نشسته است، مرگ ناپذير است! چه دليلي بالاتر و محکمتر از آنچه بر اين سرزمين و اين مردمان رفته است، مي‌تواند اثبات مدعاي ما باشد؟ آيا جز اين است که همه انديشه‌هاي ناپاک و اهريمنانه، دست‌کم يک بار بخت خود را در نابودي عظمت و شکوه ايران و ايراني آزموده‌اند؟ و آيا جز اين است که هم ايشان، بر خاک شده‌اند و بر باد رفته‌اند، ليک، آتش عشق هنوز در اين سرزمين جاويدان زبانه مي‌کشد و هر بهار، ميليون‌ها انسان را به حرکت درآورده، به مهرباني و تقسيم شادي و زندگي فرا مي‌خواند؟

چه ابله بودند اسکندر‌ها و خالد بن وليدها و سعدابن ابي وقاص‌ها و فاتحان قادسيه و سلطان غزنه و چنگيز و هلاکو و تيمور و قزلباش‌هاي صفوي... تا خاقان قاجار که بناهاي پرشکوه را ويران کردند و شهرهاي آباد را سوزاندند و کتاب‌هايمان را به آب دادند و بهترين فرزندانمان را سر بريدند و از جمجمه ايشان مناره بر پا داشتند تا مگر از اين رهگذر، ظلمت و اندوه را حاکم کنند و گرد مرگ بر باغ زندگي بپاشند! غافل از اينکه ايراني، همان شکوه جاوداني زندگي، از گذر نوزايي است. ايراني مرگ ناپذير است؛ چرا که زندگي خود را با حقيقت هستي، پيوند زده است و اين حقيقت، همان تجديد حيات شادي و رويش، از پس هر زمستان، هر چند سخت و تيره و سرد است!.

آري! ما با هر بهار، از نو زاده مي‌شويم، دوباره مي‌روييم و عطر زندگي را در فضاي فرح‌بخش سرزمينمان مي‌پراکنيم! ما ايرانيان، دشمنان ابدي تاريکي و مدافعان هميشگي روشنايي هستيم! ما با نوروز، مرگ را به زانو درآورده‌ايم. اين رمز را پاس خواهيم داشت و به فرزندانمان خواهيم آموخت تا هر بهار، با شکوفه و خورشيد، بيارايند سفره‌هاي حيات خويش را و راست قامت، بسرايند ايراني بودن را که ايراني بودن يعني انسان بودن، درست انديشيدن، درست گفتن و درست عمل کردن، يعني به حق حيات احترام گذاشتن، يعني طرفدار رويش و رشد و حرکت بودن، يعني مهربان و شاد بودن و با عشق زيستن، ايراني يعني آزاده و سربلند، يعني دشمن خرافه و جهل و تاريکي، ايراني يعني مدافع روشني، زندگي، دوستي، دانش! ايراني يعني پاسدار راستي و دشمن دروغ! ايراني يعني ستايش زن، احترام به کودک و کهنسال و مراقبت از ضعيف و بيمار، ايراني يعني نگهبان طبيعت و زندگي، ايراني يعني نفرت از مرگ و جنگ و تحقير و جنايت و رذالت و زور و استبداد و... ايراني يعني گوش سپردن به بانگ بلند تولد بهار و گفتن فرخنده باد نوروز بر همه ايرانيان!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟