استقلال خدمت منتقدان رسید!
باشگاه استقلال به تازگی با انتشار مطلبی تحت عنوان "انتقاد یا انتقام"، به خوبی خدمت منتقدین رسیده و با زیر سوال بردن ماهیت فنی منتقدین، درصدد زیرسوال بردن پشتوانه نقدهای این اشخاص برآمده است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در این گزارش که با ادبیات نسبتاً تندی به نگارش درآمده و پیکان حمله را به جای کلیگویی متوجه برخی اشخاص کرده، آمده است:
اگر قرار است استقلالی بودن را شرط لازم و کافی عنوان کنند پس چگونه است که این آقایان فقط در مواقع شکست سخن می گویند؟.
یک مجموعه موفق انتقادها را می پذیرد و به منتقدان با چشم مخالف و دشمن نگاه نمی کند. انتقاد شرط لازم برای پیشرفت است و این اصول بدیهی را همگان می دانند.
استقلال چهارشنبه شب در مسابقه ای که تا دقیقه 87 پیروز میدان بود در پایان بدون امتیاز ورزشگاه جده را ترک کرد. پس از این مسابقه و در چند روز گذشته برخی از اهالی فوتبال و خانواده بزرگ استقلال به انتقاد ازعملکرد کادرفنی این تیم پرداختند. نکته مهم و قابل بحث در این یادداشت یک پرسش مهم است :
«این انتقادها را چه کسانی و بنابر کدام ا صول حرفه ای در فوتبال امروز دنیا مطرح می کنند؟»
در این مورد بیان چند نکته و پرسش ضروری به نظر می رسد:
1- در کدام نقطه دنیا سرمربی یک تیم لیگ برتری و رقیب تیم استقلال درباره شکست تیم دیگری اظهار نظر می کند؟ آیا در همه جای دنیا اگر چنین رفتاری صورت گیرد اهالی فوتبال آن کشور این اخلاق و رفتار غیر حرفه ای را نقد نمی کنند؟ سرمربی یک تیم لیگ برتری که خود در 15 مسابقه بیرون از خانه فقط به 2 پیروزی دست یافته و 7 بازی را هم شکست خورده است چگونه این حق را برای خود قائل می شود که درباره شکست خارج از خانه تیم استقلال مقابل یک حریف قدرتمند آسیایی اظهار نظر کند؟ اگر قرار است استقلالی بودن را شرط لازم و کافی عنوان کنند پس چگونه است که این آقایان فقط در مواقع شکست سخن می گویند؟ اگر این دوستان به خاطر عرق، تعصب، عشق و علاقه به پیراهن آبی در این روزها به انتقاد می پردازند پس چگونه است که این عشق و علاقه فقط در شرایط باخت و منفی تیم استقلال به منصه ظهور می رسد ؟
آیا سرمربی فعلی تیم استقلال پس از نتایج ضعیف تیم فصل قبل خود در بازی های خارج از خانه اظهار نظری کرد و پس از 7 شکست خارج از خانه تیم سابقش به انتقاد پرداخت؟
گاهی اوقات می توان رفتار حرفه ای را از جوانترها آموخت.
2- در کدام نقطه دنیا سرمربی یک تیم دسته دومی (لیگ آزادگان) که هنوز در کارنامه مربیگری اش هیچ موفقیتی دیده نمی شود درباره شکست یک تیم لیگ برتری و آن هم در رقابت های آسیایی مصاحبه می کند و به اظهار نظر می پردازد؟
به این دو سرمربی بزرگوار در لیگ برتر و لیگ یک تأکید می کنیم کاش این همه تعصب، عشق و علاقه به استقلال را با مصاحبه های تهییج کننده در جهت تخریب هواداران استقلال برای حضور در وزشگاه آزادی در مسابقه روز چهارشنبه نشان می دادند و چقدر زیبا بود اگر به جای همه این رفتارهای غیرحرفه ای تا روز چهارشنبه به حمایت از باشگاه خودشان، کادر فنی و بازیکنان این تیم می پرداختند. بیاییم انتقادها و انتقام های جوانمردانه را در عمل نشان دهیم. در بازی های رودررو و شفاف!
3- روزگاری کارشناس محترم فوتبال که در اظهار نظر و انتقاد صاحب حق است (چون نه تیم دارد و نه در حال حاضر مربی است) در حمایت از مربی مورد علاقه اش (بلاژویچ) پس از شکست مقابل بحرین در منامه (به دلیل آنکه حضور تیم ملی ایران شانس صعود به جام جهانی داشت) مقابل دوربین های برنامه نود گفت: «درخت که می افتد، تبر به دست زیاد می شود. من نمی خواهم تبرزن تیم بلاژویچ باشم.»
این موضوع را یادآور شدیم که از این کارشناس محترم سوأل کنیم : «چگونه است ایشان درباره تیم ملی و سرمربی محترمش به دلیل منافع ملی و محدودیت ها با احتیاط کامل به انتقاد می پردازد اما درباره استقلال در فاصله 6 روز تا مسابقه حساس مقابل الجزیره به عنوان نماینده ایران در رقابت های آسیایی به دلیل منافع ملی سکوت نمی کنند و حتی با احتیاط هم سخن نمی گویند؟!
ایشان برای درختی که هنوز ایستاده است تبر به دست می گیرند و کاش شاگرد سابقش در تیم ملی جوانان را به اندازه مربیان مورد علاقه شان دوست می داشتند.
این یادداشت و مقاله با انتقادهای سازنده مخالف نیست اما انتقاد را کارشناسانی باید انجام دهند که رقیب تیم مورد انتقاد نباشند و یا حداقل در ردیف سابقه مربیان مورد انتقاد قرار داشته باشند.


