آزمونهاي دشواري به رنگ جباري و توره!
1 ) اين روزها و مطابق معمول، دو باشگاه سرشناس تهراني در بورس اخبار ورزشي کشور قرار گرفته اند. اين مرتبه پرسپوليسي ها روي جلد هستند، چون دو مهاجم سرشناس اين تيم به واسطه نيمکت نشيني، استقبال شايسته اي از دقايق محدود حضور در ميدان نکرده اند و البته استقلالي ها هم به دليل رفتار عجيب مجتبي جباري در بازي با الاتحاد به سمت جنجال رانده شده اند.
به نوشته قدس، در شرايطي که به نظر مي رسد دوباره حاشيه ها بر سرخ آبي هاي تهراني استيلا يافته، مديران و مسؤولان هر دو تيم به صرافت مقابله با خاطيان افتاده اند. قرمزها براي رسيدگي به اوضاع توره جلسه گذاشته و آبي ها حکم به احضار جباري داده اند. اما به راستي، چگونه است که اين دو قطب فوتبال ايران، دمي نمي توانند بدون حاشيه بياسايند؟!
2 ) اگر بخواهيم به مسايل فرامتني پرسپوليس و استقلال شکلي منطقي و از يک زاويه عقلايي نگاه کنيم، چاره اي نيست غير از آنکه بپذيريم تنش و حاشيه، ميهمانان ناخوانده اين دو تيم هستند و در واقع مديران سرخ آبي، خواه ناخواه بايد همزيستي با اين موجودهاي مخوف را بپذيرند.
محبوبترين تيمهاي ايران (البته به پشتوانه همين شهرت) به شدت زير ذره بين رسانه ها و افکار عمومي هستند. به عنوان نمونه، عملي به مراتب بدتر از آنچه مجتبي جباري مرتکب شد، چندي پيش از يک بازيکن ملواني سر زد، اما در سکوت نسبي مجاري ارتباط جمعي، انزلي چي ها فرصت پيدا کردند ستاره تيم شان را تأديب و به فهرست بازيکنان بازگردانند. اما آيا چنين فرمولي در استقلال يا پرسپوليس به همين راحتي قابل اجراست؟ بدون شک نه!
هنوز به خاطر داريم که اوايل فصل جاري همين شماره 8 خبرساز استقلالي ها به واسطه تعللش در تمديد قرارداد با آبي پوشان، مشمول بيرون ماندن از ترکيب اصلي تيم شد، اما فشارهاي جانبي چنان عرصه را بر کادر فني تنگ کرد که نامبرده در همان نيمه اول ديدار نخست تيمش به ميدان راه يافت و دست بر قضا گلزني هم کرد! همه اينها نشان مي دهد محيط دو قطب فوتبال ايران به طرز عجيبي «حاشيه پرور» است و عجيب تر اينکه، نوع تعامل با اين حاشيه ها نيز در پرسپوليس و استقلال تفاوتهاي عمده اي با نمونه هاي مشابه در ساير تيمها دارد.
3 ) بي ترديد خبر ساده اي همچون فرا خوانده شدن يک بازيکن خاطي از سوي کميته انضباطي باشگاهش، نبايد حساسيتهاي آنچناني به دنبال داشته باشد. با اين وصف مي بينيم که ماجراي دعوت کميته انضباطي استقلال از جباري چه سر و صدايي به راه مي اندازد و حتي «شايعه اخراج» را در محافل عمومي دامن مي زند و يا ماجراي چالشي و کشدار پرسپوليسي ها با توره، چگونه خبرساز مي شود و در بورس توجهات عمومي قرار مي گيرد.
در چنين شرايطي، مسلم است که رتق و فتق امور اين قبيل باشگاه ها، مديراني از جنس متفاوت را مي طلبد؛ «منيجر»هاي هوشمندي که بيشتر از تسلط بروکراتيک به حوزه تحت هدايت شان، استعداد آرام نگه داشتن اوضاع و پيش بردن اهداف خود را داشته و در يک کلام «هنرمند» باشند. شايد در اين حوزه، کسي مثل حبيب کاشاني يک نمونه ايده آل باشد؛ مردي که با ظريف انديشي هايش توانست کشتي پرسپوليس را به ساحل آرامش برساند؛ حال آنکه اين تيم همه نوع حاشيه از بازيکن و مربي اخراجي تا کسر شش امتياز را در ليگ هفتم به چشم ديد!
4 ) سرخ آبي هاي تهراني هر يک در مقطع حساسي به سر مي برند. استقلالي ها چشم به دومين عنوان قهرماني شان در تاريخ ليگ برتر دوخته اند و پرسپوليسي ها در کنار رؤياي فتح جام حذفي، به کسب سهميه آسيايي از دل ليگ مي انديشند. در چنين شرايطي هر دو مجموعه مذکور گرفتار حواشي زيادي شده اند که به طور طبيعي هر چه به پايان فصل نزديکتر مي شويم، شدت و دامنه بيشتري هم مي گيرد.
در اين شرايط است که «هنر مديريت» اصالت پيدا مي کند و سهمي اساسي را در کاميابي يا ناکامي تيمها به خودش اختصاص مي دهد. مديران دو باشگاه تهراني آزمونهاي دشواري نظير چگونگي تعامل با امثال جباري و توره را پيش رو دارند و دقيقاً در چنين تستهايي است که توانايي مديريتي آقايان به چالش کشيده مي شود.
آيا مديران محبوب سازمان تربيت بدني، مي توانند موفقيت مديران مغضوب قبلي را تکرار کنند؟ به انتظار مي نشينيم!


