مقاله ارسالی هوشنگ امیر احمدی برای تابناک:
آمریکا باید به خاطر ایران تغییر رفتار دهد
درباره اين که باب صحبت با چه شخصي در ايران گشوده شود نيز اختلاف هست. آيا ايالات متحده بايد به سراغ رهبر نظام آيتالله علي خامنهاي يا رئيسجمهور احمدينژاد برود؟ اختلافنظر ديگري که بين کارشناسان وجود دارد، درباره حضور مستقيم رئيسجمهور اوباما در مذاکرات است. برخي با حضور مستقيم وي مخالفند و برخي هم آن را تشويق ميکنند تا بلکه رهبر ايران نيز به حضور مستقيم در مذاکرات ترغيب شود.
کد خبر: ۴۰۵۳۹
| | 10911 بازدید
اگر ايالات متحده به طور جدي در پي بهکرد روابط خويش با ايران است و ميخواهد که از ايران يک شريک راهبردي بسازد، بايد درباره نگرش و خط مشي خود در قبال ايران «تغيير پارادايم» دهد و اين تغيير پارادايم بايد در يک سخنراني پيامآور و آيندهنگر رئيسجمهور باراک حسين اوباما بازتاب يابد و فرضهاي معقولتري از قدرت و مقاصد ايران، شناخت بهتري از نگرانيها و تمايلهاي تهران و تعريفي همپذير از معضلات روابط دو کشور به دست دهد. اين تغيير پارادايم بايد با درهم شکستن بن بست دهساله و فلج کننده حالت «نه جنگ نه صلح» در اين روابط و به دست دادن يک تعريف مشخص براي يک ايران ايدهآل آمريکا آغاز شود. اين اقدام، بخشي از «پيشروي بزرگ» به جلوست که بايد مشکل وضع موجود و نبود يک نگرش روشن را حل کرده و شامل برنامههاي تشويقي جسورانه و هدفمند کمک مادي هم بشود.
هوشنگ امیر احمدی، رئیس شورای آمریکايیان و ایرانیان در مقاله ارسالی خود برای «تابناک» با اشاره به جایگاه ایران در صحنه سیاست جهانی به ویژه تحولات سیاسی آمریکا نوشته است: ايران دشوارترين چالش و نويدبخشترين فرصت براي فراخوان «تغيير» رئيس جمهور باراک اوباماست، اما هماکنون همستيزي سياسي ايالات متحده و ايران فروکشناپذير مانده است. رويکردهاي يکجانبه و چندجانبه موجود در قبال ايران براي پرداختن به چالش ايران کارساز نيستند. پيشبيني ميشود رئيس جمهور اوباما در خطمشي ايالات متحده در قبال ايران تغييراتي ايجاد کند و بسياري اميدوارند اين تغييرات، گشايشي واقعگرايانه براي به ميدان آوردن جمهوري اسلامي باشد.
وی در ادامه مینویسد: رويکردهاي يکجانبه و چندجانبه مبتني بر ديپلماسي فشار در قبال ايران براي پرداختن به چالش ايران کارساز نيستند. پيشبيني ميشود که رئيسجمهور اوباما تغييراتي ايجاد کند و بسياري اميدوارند که اين تغييرات براي ايجاد گشايش کافي باشند. هواداران جبهههاي گوناگون و کارشناسان متعدد در دانشگاهها و مؤسسات انديشهپرور و نيز اصحاب رسانهها مشغول به تجويز راهکار هستند. در کل، ميتوان آنان را به دو گروه بخش کرد:
هوشنگ امیر احمدی، رئیس شورای آمریکايیان و ایرانیان در مقاله ارسالی خود برای «تابناک» با اشاره به جایگاه ایران در صحنه سیاست جهانی به ویژه تحولات سیاسی آمریکا نوشته است: ايران دشوارترين چالش و نويدبخشترين فرصت براي فراخوان «تغيير» رئيس جمهور باراک اوباماست، اما هماکنون همستيزي سياسي ايالات متحده و ايران فروکشناپذير مانده است. رويکردهاي يکجانبه و چندجانبه موجود در قبال ايران براي پرداختن به چالش ايران کارساز نيستند. پيشبيني ميشود رئيس جمهور اوباما در خطمشي ايالات متحده در قبال ايران تغييراتي ايجاد کند و بسياري اميدوارند اين تغييرات، گشايشي واقعگرايانه براي به ميدان آوردن جمهوري اسلامي باشد.وی در ادامه مینویسد: رويکردهاي يکجانبه و چندجانبه مبتني بر ديپلماسي فشار در قبال ايران براي پرداختن به چالش ايران کارساز نيستند. پيشبيني ميشود که رئيسجمهور اوباما تغييراتي ايجاد کند و بسياري اميدوارند که اين تغييرات براي ايجاد گشايش کافي باشند. هواداران جبهههاي گوناگون و کارشناسان متعدد در دانشگاهها و مؤسسات انديشهپرور و نيز اصحاب رسانهها مشغول به تجويز راهکار هستند. در کل، ميتوان آنان را به دو گروه بخش کرد:
1. هواداران ديپلماسي فشار (در معناي غير تعاملي)
2. هواداران آميزهاي از توسل به نيروي نظامي و ديپلماسي فشار (ابتدا حمله و سپس مذاکره کردن).
بیشتر اعضاي اين گروهها بر این باورند که ديپلماسي با جمهوري اسلامي، بايد عمدتا «مخفي» انجام پذيرد. آنان اعتقادي به اهميت شفافيت و نقش مردم ندارند.
اين کارشناسان درباره طرف صحبت در ايران يا نقطه آغاز هم اختلاف دارند. توصيه برخي گفتوگوي رودرروي رهبران بلندپايه دو کشور است، در حالي که برخی ديگر هم تبادل سرديزدا ميان نمايندگان مجلس، مقامات تراز پايين يا شهروندان عادي را برای آغاز به کار ترجيح ميدهند. درباره اين که باب صحبت با چه شخصي در ايران گشوده شود، نيز اختلاف هست. آيا ايالات متحده بايد به سراغ رهبر نظام آيتالله علي خامنهاي يا رئيس جمهور احمدينژاد برود؟ اختلاف نظر ديگر در میان کارشناسان، حضور مستقيم رئيسجمهور اوباما در مذاکرات است. برخي با حضور مستقيم وي مخالفند و برخي هم آن را تشويق ميکنند تا بلکه رهبر ايران نيز به حضور مستقيم در مذاکرات ترغيب شود. تصادفا، مگر اينکه رئيس جمهور اوباما يک موضع شخصي مورد پسند بگيرد، آقاي خامنهاي وارد ميدان نخواهد شد.
باید دانست که معضل پيشرفت نکردن در روابط ايالات متحده و ايران تا اندازه بسیاری ناشي از مجموعه خطمشيهاي نادرست ايالات متحده در گذشته و حال است.
امیر احمدی با ارزیابی یکجانبهگراییهای ایالات متحده به ویژه در زمینه توجه به خواستهها و نارضایتیهای ایران آورده است: نکته مهم اين است که در رويکردهاي تجويز شده اغلب به شکايات، ديدگاهها و نتايج مطلوب مورد نظر جمهوري اسلامي در زمينه سازش با ايالات متحده توجه نشده اس؛ براي مثال، به فهرست بلند بالاي نارضاييهاي ايران از ايالات متحده بي توجهي و به نارضاييهاي ايالات متحده از ايران تا حد زيادي محوريت داده شده است. کارشناسان از همين رويکرد نامتعادل آغاز ميکنند و خطمشيهايي يکجانبه و نامتوازن ارايه ميدهند که قرار است در فرو کاستن همستيزي ايران و ايالات متحده به کار آيد؛ بنابراين، تعجبي ندارد که ايران فراخوانهاي تعليق غنيسازي اورانيوم، عدم پشتيباني از حزبالله لبنان، حماس فلسطين و شيعيان عراق، مخالفت نکردن با «تمهيد صلح» خاورميانه و بهبود وضعيت رعايت حقوق بشر را ناديده ميگيرد.
اين کارشناسان درباره طرف صحبت در ايران يا نقطه آغاز هم اختلاف دارند. توصيه برخي گفتوگوي رودرروي رهبران بلندپايه دو کشور است، در حالي که برخی ديگر هم تبادل سرديزدا ميان نمايندگان مجلس، مقامات تراز پايين يا شهروندان عادي را برای آغاز به کار ترجيح ميدهند. درباره اين که باب صحبت با چه شخصي در ايران گشوده شود، نيز اختلاف هست. آيا ايالات متحده بايد به سراغ رهبر نظام آيتالله علي خامنهاي يا رئيس جمهور احمدينژاد برود؟ اختلاف نظر ديگر در میان کارشناسان، حضور مستقيم رئيسجمهور اوباما در مذاکرات است. برخي با حضور مستقيم وي مخالفند و برخي هم آن را تشويق ميکنند تا بلکه رهبر ايران نيز به حضور مستقيم در مذاکرات ترغيب شود. تصادفا، مگر اينکه رئيس جمهور اوباما يک موضع شخصي مورد پسند بگيرد، آقاي خامنهاي وارد ميدان نخواهد شد.
باید دانست که معضل پيشرفت نکردن در روابط ايالات متحده و ايران تا اندازه بسیاری ناشي از مجموعه خطمشيهاي نادرست ايالات متحده در گذشته و حال است.
امیر احمدی با ارزیابی یکجانبهگراییهای ایالات متحده به ویژه در زمینه توجه به خواستهها و نارضایتیهای ایران آورده است: نکته مهم اين است که در رويکردهاي تجويز شده اغلب به شکايات، ديدگاهها و نتايج مطلوب مورد نظر جمهوري اسلامي در زمينه سازش با ايالات متحده توجه نشده اس؛ براي مثال، به فهرست بلند بالاي نارضاييهاي ايران از ايالات متحده بي توجهي و به نارضاييهاي ايالات متحده از ايران تا حد زيادي محوريت داده شده است. کارشناسان از همين رويکرد نامتعادل آغاز ميکنند و خطمشيهايي يکجانبه و نامتوازن ارايه ميدهند که قرار است در فرو کاستن همستيزي ايران و ايالات متحده به کار آيد؛ بنابراين، تعجبي ندارد که ايران فراخوانهاي تعليق غنيسازي اورانيوم، عدم پشتيباني از حزبالله لبنان، حماس فلسطين و شيعيان عراق، مخالفت نکردن با «تمهيد صلح» خاورميانه و بهبود وضعيت رعايت حقوق بشر را ناديده ميگيرد.
وی با برشمردن امیدهای تئوریسینهای آمریکایی برای تهدید و اعمال زور علیه ایران، این نقشهها را بی نتیجه دانسته و مینویسد: پيشبيني ميشود که ايران به تدريج به همه حملات نظامي با توسل به شگرد «جنگهاي نامنظم» پاسخ دهد. حکومت اسلامي، بيش از يک ميليون مسلمان وفادار مسلح دارد و به آساني ميتواند يک ميليون نفر ديگر را بسيج کند. 75 ميليون نفر جمعيت ايران هم در کل افرادي مليگرا و وطن پرست هستند. تهران از حمايت متحدان شيعي خود در منطقه نيز در برابر مهاجمان برخوردار است. به احتمال زياد در داخل ايران و در تهران حکومت نظامي برقرار ميشود. گروههاي مخالف خارجي و تبعيدي که هوادار جنگ و تغيير دادن رژيم هستند کوچک و سازمان نيافته هستند، در ميان مردم ايران محبوبيت و آيندهاي ندارند.
همچنين گروههاي جداييطلب يا خودمختاري خواه قومي (در بين کردها، بلوچها، عربها و آذربايجانيها) ضعيف هستند. مخالفان اصلاحطلب داخلي نيز به حکومت وفادارند و از شورش ضد دولتي حمايت نخواهند کرد. دولت آمريکا همچنين نبايد روي قيام مردم ايران عليه رژيم در بحبوحه جنگي که عليه آنهاست، حساب کند. به استثناي اندک شماري از افراد، مردم ايران از جنگ و انقلاب بيزارند و در برابر تهديدات بيروني متحد خواهند شد.
همان گونه که استدلال خواهد شد، تنها يک راه براي تشويق ايران به همکاري با ايالات متحده وجود دارد: ايالات متحده بايد به خواستهاي ايران گوش بسپارد، به نگرانيهاي ايران بهاي کافي بدهد و براي برداشتها و هراسهاي ايران پاسخ مناسبي داشته باشد. گام برداشتن در اين راستا از نظر ايران علامت آن است که ايالات متحده به طور واقعي براي «نگرشي» تازه در قبال ايران آمادگي دارد. جمهوري اسلامي، اغلب ايالات متحده را به «رفتارهاي اهانت آميز» و «خط مشيهاي منفعت طلبانه» متهم کرده است.
بنا بر يکي ديگر از استدلالها، بهترين رويکرد در قبال ايران، دور زدن کامل حکومت اسلامي و سخن گفتن مستقيم با مردم ايران است. دولت بوش اين ديدگاه را کامل اجرا کرد و مدتي خط مشي آشکار تغيير رژيم را در پيش گرفت و براي حمايت از جنبشهاي مخالف و گروههاي قومي ناراضي ايران، منابع مالي و رسانههاي تبليغي در نظر گرفت. برنامههاي فارسي صداي آمريکا (VOA)، راديو فردا و ايستگاههاي راديو تلويزيوني لسآنجلس براي تبليغ ديدگاه تغيير رژيم به کار گرفته شدند.
همان گونه که استدلال خواهد شد، تنها يک راه براي تشويق ايران به همکاري با ايالات متحده وجود دارد: ايالات متحده بايد به خواستهاي ايران گوش بسپارد، به نگرانيهاي ايران بهاي کافي بدهد و براي برداشتها و هراسهاي ايران پاسخ مناسبي داشته باشد. گام برداشتن در اين راستا از نظر ايران علامت آن است که ايالات متحده به طور واقعي براي «نگرشي» تازه در قبال ايران آمادگي دارد. جمهوري اسلامي، اغلب ايالات متحده را به «رفتارهاي اهانت آميز» و «خط مشيهاي منفعت طلبانه» متهم کرده است.
بنا بر يکي ديگر از استدلالها، بهترين رويکرد در قبال ايران، دور زدن کامل حکومت اسلامي و سخن گفتن مستقيم با مردم ايران است. دولت بوش اين ديدگاه را کامل اجرا کرد و مدتي خط مشي آشکار تغيير رژيم را در پيش گرفت و براي حمايت از جنبشهاي مخالف و گروههاي قومي ناراضي ايران، منابع مالي و رسانههاي تبليغي در نظر گرفت. برنامههاي فارسي صداي آمريکا (VOA)، راديو فردا و ايستگاههاي راديو تلويزيوني لسآنجلس براي تبليغ ديدگاه تغيير رژيم به کار گرفته شدند.
«در نبرد براي کسب آزادي و رهايي در کنار شما هستيم» به شعار سخنرانيهاي رئيس جمهور بوش درباره ايران تبديل شد. ايالات متحده میخواست تا از شکاف فزاينده بين مردم و حکومت ايران براي در انداختن «انقلاب مخملي» در ايران استفاده کند.
اما مردم ايران به زودي به اين فريب پي بردند و دریافتند که ايالات متحده ميخواهد از اين خط مشي براي تحقق اهداف خودش استفاده کند و علاقهاي به ديدگاه مردم ايران ندارد. جنبشهاي هوادار دمکراسي و حقوق بشر نيز با آن که کوشيدند تا دامن خود را از تصادم بين واشنگتن و تهران دور نگه دارند، لطمه خوردند. در چنين پس زمينهاي است که براي ايالات متحده، اگر نگویيم ناممکن، بسيار دشوار شده است تا يک خط مشي منطبق بر منافع مردم ايران در پيش گيرد. مگر آن که در سايستگذاري جديد ايالات متحده، اقداماتي گنجانده شود که براي مردم ايران سود مستقيم داشته باشد، آنها از خط مشي جديد حمايت نخواهند کرد و فشار لازم را به دولت خود براي پذيرش گفتوگو و سازشي آبرومندانه وارد نخواهند کرد. خيلي از روشنفکران ايران به مقاصد بازيگران اصلي شوراي امنيت سازمان ملل مشکوک هستند، چون بازي آنها را شبيه «بازي بزرگ» ميبينند که قدرتهاي جهاني در دویست سال گذشته روي «مسأله ايران» با هم پيش بردهاند.
وی که به عنوان دلال رابطه ایران و آمریکا شناخته میشود، در ادامه با پیشنهاد راهی برای ارتباط سریع و راحت با ایران مینویسد: دولت اوباما بايد از بلندپايهترين مقامات ايران نيز پيامي مبني بر آمادگي براي بهکرد روابط دریافت کند. براي اين منظور، بايد پيشنويس سخنراني اوباما به همراه نقشه راه محرمانه و براي بررسي به ايران فرستاده شود. بايد منتظر واکنش و پيشنهادهاي ايران ماند. ايالات متحده بايد اعلام کند که سخنراني بنا بر آنچه براي ايران فرستاده شده انجام ميشود و پس از آن، نقشه راه به اجرا درميآيد. آيا ايران با اين ديدگاه همراهي خواهد کرد يا مخالفت؟ شکي نيست که ستيزه گراهاي ايراني مقاومت خواهند کرد، اما مقامات بلندپايه حکومت و بسياري از رهبران اسلامي موافقت خواهند کرد. شعار سنتي جمهوري اسلامي در چند سال اخير اين بوده است که تنها در صورتي بهکرد روابط با ايالات متحده را خواهد پذيرفت که ايالات متحده «نگرشها» و «خط مشيهاي» خود را تغيير دهد.
اما مردم ايران به زودي به اين فريب پي بردند و دریافتند که ايالات متحده ميخواهد از اين خط مشي براي تحقق اهداف خودش استفاده کند و علاقهاي به ديدگاه مردم ايران ندارد. جنبشهاي هوادار دمکراسي و حقوق بشر نيز با آن که کوشيدند تا دامن خود را از تصادم بين واشنگتن و تهران دور نگه دارند، لطمه خوردند. در چنين پس زمينهاي است که براي ايالات متحده، اگر نگویيم ناممکن، بسيار دشوار شده است تا يک خط مشي منطبق بر منافع مردم ايران در پيش گيرد. مگر آن که در سايستگذاري جديد ايالات متحده، اقداماتي گنجانده شود که براي مردم ايران سود مستقيم داشته باشد، آنها از خط مشي جديد حمايت نخواهند کرد و فشار لازم را به دولت خود براي پذيرش گفتوگو و سازشي آبرومندانه وارد نخواهند کرد. خيلي از روشنفکران ايران به مقاصد بازيگران اصلي شوراي امنيت سازمان ملل مشکوک هستند، چون بازي آنها را شبيه «بازي بزرگ» ميبينند که قدرتهاي جهاني در دویست سال گذشته روي «مسأله ايران» با هم پيش بردهاند.
وی که به عنوان دلال رابطه ایران و آمریکا شناخته میشود، در ادامه با پیشنهاد راهی برای ارتباط سریع و راحت با ایران مینویسد: دولت اوباما بايد از بلندپايهترين مقامات ايران نيز پيامي مبني بر آمادگي براي بهکرد روابط دریافت کند. براي اين منظور، بايد پيشنويس سخنراني اوباما به همراه نقشه راه محرمانه و براي بررسي به ايران فرستاده شود. بايد منتظر واکنش و پيشنهادهاي ايران ماند. ايالات متحده بايد اعلام کند که سخنراني بنا بر آنچه براي ايران فرستاده شده انجام ميشود و پس از آن، نقشه راه به اجرا درميآيد. آيا ايران با اين ديدگاه همراهي خواهد کرد يا مخالفت؟ شکي نيست که ستيزه گراهاي ايراني مقاومت خواهند کرد، اما مقامات بلندپايه حکومت و بسياري از رهبران اسلامي موافقت خواهند کرد. شعار سنتي جمهوري اسلامي در چند سال اخير اين بوده است که تنها در صورتي بهکرد روابط با ايالات متحده را خواهد پذيرفت که ايالات متحده «نگرشها» و «خط مشيهاي» خود را تغيير دهد.
تصميم نهايي درباره اين موضوع با آيتالله خامنهاي، رهبر عالي ايران است. ايشان هم اکنون گفته است که ايالات متحده و ايران نميتوانند تا ابد دشمن بمانند و روزي فرا خواهد رسيد که روابطشان را بهبود بخشند و آن روز وقتي است که منافع مردم و نظام بتواند تأمين شود. با توجه به اين سخن رهبر ايران، بعيد است که ايران با اين طرح، که سود یادشده را در نظر دارد، مخالفت کند، اما اگر تهران مخالفت هم کند، دولت اوباما همچنان ميتواند از اين فرصت استفاده کند و با اعلام اين که گزينه «نه جنگ نه صلح» پايان يافته است و ايالات متحده خط مشي جديد را مستقيم و آشکارا در قبال مردم ايران و جهان در پيش خواهد گرفت به جمهوري اسلامي فشار وارد کند. محبوبيت رئيسجمهور اوباما فشار ديگري است که حکومت اسلامي با آن روبهرو خواهد شد.
امیر احمدی در زمینه دغدغه غرب نسبت به برنامه هستهای ایران و چاره اعتماد سازی مناسب برای آن آورده است: رهبر معظم ايران اعلام کرده است، بنا بر شريعت اسلام ساختن بمب هستهاي مجاز نيست و اين سخن بسيار مهم و جدي ميتواند مبناي اعتماد متقابل ما باشد. ميخواهم از آيتالله خامنهاي درخواست کنم که به دولت ايران فرمان دهد براي اجراي اين سخن اقداماتي عملي انجام دهد و اعتماد همسايگانش جلب شود. ما همچنين اين واقعيت را ميدانيم که برنامه غنيسازي هستهاي غير نظامي ايران، از افتخارات ملي ايران به شمار آمده است و اين واقعيت بايد در هر طرحي براي حل و فصل اين مسأله کامل در نظر گرفته شود.
ايالات متحده درک ميکند انتقال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل به خاطر همکاري نکردن با آژانس انرژي اتمي نتيجه عکس به بار آورده، زيرا باعث شده است تا ايران در دفاع از آبرو، غرور و حقوق خود موضع سرسختانهاي بگیرد. براي بهبود بخشيدن به اين وضعيت و گشودن راه همکاري ايران، ايالات متحده تمايل دارد که در شرايط اعتمادساز خاصي پرونده هستهاي ايران به آژانس بين المللي هستهاي بازگردانده شود.
وی در پایان مینویسد: رويکردهاي چندجانبه و دوجانبهاي که تاکنون براي رفع بن بست اعمال شده کارساز نبودهاند. به نظر برخي رويکردي که نگارنده پيشنهاد کرده خيلي بلندپروازانه يا غير واقعگرايانه است. به نظر برخي ديگر نيز اين رويکرد آغازي است براي برخي تفکرات مثبت برای پايان دادن به سی سال همستيزي.
مشروح این مطلب را در ستون مقالات بخوانید.
امیر احمدی در زمینه دغدغه غرب نسبت به برنامه هستهای ایران و چاره اعتماد سازی مناسب برای آن آورده است: رهبر معظم ايران اعلام کرده است، بنا بر شريعت اسلام ساختن بمب هستهاي مجاز نيست و اين سخن بسيار مهم و جدي ميتواند مبناي اعتماد متقابل ما باشد. ميخواهم از آيتالله خامنهاي درخواست کنم که به دولت ايران فرمان دهد براي اجراي اين سخن اقداماتي عملي انجام دهد و اعتماد همسايگانش جلب شود. ما همچنين اين واقعيت را ميدانيم که برنامه غنيسازي هستهاي غير نظامي ايران، از افتخارات ملي ايران به شمار آمده است و اين واقعيت بايد در هر طرحي براي حل و فصل اين مسأله کامل در نظر گرفته شود.
ايالات متحده درک ميکند انتقال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل به خاطر همکاري نکردن با آژانس انرژي اتمي نتيجه عکس به بار آورده، زيرا باعث شده است تا ايران در دفاع از آبرو، غرور و حقوق خود موضع سرسختانهاي بگیرد. براي بهبود بخشيدن به اين وضعيت و گشودن راه همکاري ايران، ايالات متحده تمايل دارد که در شرايط اعتمادساز خاصي پرونده هستهاي ايران به آژانس بين المللي هستهاي بازگردانده شود.
وی در پایان مینویسد: رويکردهاي چندجانبه و دوجانبهاي که تاکنون براي رفع بن بست اعمال شده کارساز نبودهاند. به نظر برخي رويکردي که نگارنده پيشنهاد کرده خيلي بلندپروازانه يا غير واقعگرايانه است. به نظر برخي ديگر نيز اين رويکرد آغازي است براي برخي تفکرات مثبت برای پايان دادن به سی سال همستيزي.
مشروح این مطلب را در ستون مقالات بخوانید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
کنار هم چیدن اینهمه مطالب ژورنالیستی فقط از عهده امثال این روشنفکران .... بر می آید.
بوش و اوباما گر چه در تاکتیکها رو در روی هم دارند لکن در استراتژی هم کاسه اند. من و شما و افغانیها و عراقیها و ژاپنیها و کره ایها و ترکها و کردها هم خیلی برایشان توفیری نداریم الا اینکه هر که منافعشان را بیشتر تامین کند به آنها نزدیک تر است.
به این روشنفکر متفکر! که چنین تزهای محیرالعقول می دهد بفرمایید اگر ما این شروط و آرزوهای ایشان و دوستان آمریکاییشان را برآورده کنیم با آمریکا که هیچ، با اسراییل و مصر و مغرب و یزید و شمر هم مصالحه و مفاهمه خواهیم کرد، منتها یم شرط دارد و آن اینکه اول باید اسم کشورمان را عوض کنیم و "جمهوری مشنگهای صلح طلب ذلیل" بگذاریم.
خالا کدام راحت تر است راه حل من یا این آقای دکتر هوشنگ!؟
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




