خودزني اصولگرايان در دانشگاه!
به تازگي، خبري شنيدم كه از شنيدن آن همزمان هم ناراحت شدم و هم خندهام گرفت. خبر اين بود كه يكي از اساتيد بسيار متدين دانشگاه علامه طباطبايي، جناب آقاي مهندس مهدي طيب ـ كه نزديك به سه دهه است به فرزندان اين مملكت درس معارف دين ميدهد و يكي از توفيقات وي، مصاحبت بيش از بيست ساله با عارف سالك حاج ميرزا اسماعيل دولابي است و اهل قلم و تعهد و تقوا و تدين است و نماينده دوره اول مجلس شوراي اسلامي از حوزه نائين نيز هست ـ در اقدامي يكسويه و از سوي رئيس دانشگاه ـ كه متأسفانه، يك سيد روحاني است و از اين گونه کارها قاعدتا بايد به دليل سيادت و روحاني بودن خود نسبت به اهل دين و تدين به دور باشد ـ به بازنشستگي اجباري فراخوانده شده و چون اين بازنشستگي تحميلي را برنتافته به ديوان عدالت اداري شكايتي كرده و ديوان هم به سود او رأي صادر نموده است و با پيگيري دانشجويان وي، رئيس جمهور محترم هم در بازگشت او به دانشگاه، دستور روشني صادر كرده است، اما به رغم صدور آن رأي و اين دستور رئيس جمهور، رئيس دانشگاه همچنان بر نظر خود پافشاري ميكند و از طريق مصادري كه به آنها مرتبط است، به دنبال تغيير رأي ديوان عدالت اداري در راستاي بازنگشتن طيب به دانشگاه است.
من در اين نوشتار، قصد ورود به اختلافات و مسائل طرفين دعوا را ندارم، اما طيب را سالهاست ميشناسم و ميزان ارادت بزرگان نظام را كه در مجلس اول با او همكار بودهاند نسبت به او ميدانم و شهادت ميدهم نظير او در ميان اساتيد موجود معارف دانشگاههاي تهران اعم از روحاني و غير روحاني كمتر يافت ميشود.
اينكه برخي در سي امين سال پيروزي انقلاب، اينگونه خودزني ميکنند و با در پیش گرفتن رويكردهاي استبدادي آن هم در ساحت مقدس دانشگاه ـ كه ساحت علم و انديشه است ـ با تضييع حقوق فردي استادي همانند استاد طيب در برابر رأي ديوان عدالت اداري و دستور رئيسجمهوري ميايستند و اصرار آن همه دانشجو به بازگشت وي به مسند تدريس و نيز تمايل نداشتن او به بازنشستگي اجباري را به هیچ میانگارند، جای تردید و تعجب و تأمل فراوان است.
از قضا، طيب كسي است كه با تمام قوا در انتخابات رياست جمهوري در حمايت و تبليغ احمدي نژاد كوشيده است و به لحاظ دستهبندي قطعا جزو دسته اصولگراهاست! به راستي چرا و چه شده است كه دوستان اصولگرا به نقطهاي رسيدهاند كه نميتوانند دوستان خود امثال طيب را تحمل کنند؟ اگر اين برخورد با استادي اصلاح طلب ميشد ـ كه البته نبايد بشود ـ باز جاي توجيهي نداشت، ولي برخورد با طيب اصولگرا چرا؟ چرا رئيس دانشگاه نبايد تحمل يك استاد اصولگرا مثل طيب را ـ كه احتمالا و يا قطعا در برخي مسائل با وي اختلافنظر دارد و اين اختلاف نظر بين اساتيد امری طبيعي است ـ داشته باشد؟
طيب و امثال وي، چه ضرري براي دانشگاه و يا سياستهاي دولت نهم دارند كه بايد به رغم ميلشان در اوج آمادگي علمي خود و تمايل نداشتن، اجبارا بازنشسته شوند؟ اين چه رويه ناپسندي است كه برخي دنبال آنند؟ كم ظرفيتي در برابر تحمل نيروهاي خودي چرا و تا کي و کجا؟ اين که فرياد هزاران دانشجو و تمايل نداشتن استاد طيب به بازنشتگي اجباري را به هيچ ميانگارند، از عجايب روزگار ماست كه رمز و راز آن بر من و خيليها معلوم نيست. آيا كسي در اينكه استاد طيب از بهترين نيروهاي خودي است، كمترين شك و ترديدي داشته و دارد؟!
از اينگونه خودزنيها چه كسي سود ميبرد؟ اين نظام بايد به دنبال كساني همچون طيب باشد و حتي پس از پايان سنوات خدمتي آنان، از ايشان بخواهد و حتي خواهش كند در سيستم آموزشي كشور بمانند و معارف الهي را به نسل تشنه معارف الهي در كشور منتقل کنند، نه اينكه آنها را به زور از ساحت دانشگاه براند!

تا آنجا كه اين كمترين به عنوان يك دانشگاهي در مسائل اين سه دهه دانشگاهها هست، كمتر موردي را ميتوان مانند مسأله طيب و رئيس دانشگاه علامه سراغ يافت و عجب اينكه به ظاهر فريادرسي هم نيست و ظاهرا آنچه در اين ميان به جايي نميرسد، فرياد است و از تاريخ بايد آموخت كه بار كج هرگز به مقصد نخواهد رسيد.
خوب است اهل عقل و حل و انديشه به صرافت بيفتند و جلوي اين گونه ستمهاي اداري را توسط كساني كه رويههاي استبدادي و رضاشاهي اما در اندازه حقير آن به مذاقشان خوش آمده است، قاطعانه بگيرند و بيش از اين با آبروي نظام و وجاهت آن بازي نكنند.
گيريم مستبدان كوچك بتوانند با ناديده گرفتن قانون، طيب و امثال طيب را با ناديده گرفتن سه دهه ارزش خدمات آنان در دانشگاه از مسند خدمت دور كنند و خشم و اعتراض و فرياد و خواسته هزاران دانشجو در بازگشت اين دلسوخته نظام و انقلاب و حامي دولت به دانشگاه را ناديده بگيرند ـ كه نخواهند توانست ـ اما آيا نسبت به اين ستم آشكار براي لحظه حضور در محضر الهي پاسخي آماده كردهاند؟

سخن آخر، كارنامه استاد پرهيزكار، مهدي طيب بر همگان روشن است. ديگراني كه با برخورداري از مسند چند روزه قدرت در برابر او به اشتباه ايستادهاند، بهتر است نه در برابر اين معلم دلسوز و مخلص انقلاب، كه در برابر ديگراني كه صرفا به اقتضاي شرايط و جلب مصلحت و منفعت خود در كنارشان ايستادهاند، بايستند و بدانند سرانجام اين بازي تلخ از نوع قدرتمدارانه آن، اين طيب است كه به شهادت هزاران دانشجوي گذشته و کنوني خود پيروز اين ميدان است.
دكتر غلامعلي رجايي






