يك بازگشت مدرن به سنت
مرحله حذفی لیگ قهرمانان نقطه عطف فصل است. به روزهایی فلاشبک بزنیم که مردان حقیقتاً مرد بودند و فقط قهرمان لیگهای اروپایی میتوانستند در جام باشگاهها با یکدیگر زورآزمایی کنند و چه رویداد ویژهای بود این جام. در خاطرات ما آن دوران تبدیل به زمانهای رویایی شدهاند مشحون از فوتبال تمام هجومی در مقابل رقبای افسانهای. اما آیا واقعاً چنین بوده است؟ بعضی اوقات آری و بعضی اوقات نه!
کافی است از گاس هیدینك بپرسید: در فصل 88-1987 پیاسوی آیندهوون بدون بردن هیچ یک از بازیهایش از مرحله یک چهارم نهایی به بعد قهرمان جام باشگاههای اروپا شد. در آن سال آنچه پیاسوی به بهترین شکل ممکن انجام داد، استراتژی زدن گلهای بیرون از خانه بود، به طوری که میشد گفت یک ورزش جدید به موازات آنچه ما فوتبال مینامیم ابداع شده بود که بویژه در جامهای اروپایی جلوه داشت.
از جمله در بازیهایی که دو هفته پیش شاهد بودیم باشگاهها با این نگرش پا به زمين فوتبال میگذاشتند که حداقل آسیب را ببینند تا اینکه بخواهند به پیروزی فکر کنند.
اکثر تیمها برای مدت 80 دقیقه دکان فوتبال را تعطیل میکردند و بعد اگر میهمان بودند آن آخر همه تلاششان را میکردند تا به یک گل در زمین حریف دست یابند، اما آن تیمهایی که خارج از خانه بر میزبانشان تسلط کامل داشتند، ولی دست آخر با نتیجه صفر – صفر بازگشتند مورد ملامت قرار گرفتند. «فیلیپ مکسس» مدافع رم پس از آنکه تیمش در لندن توسط آرسنال شکست خورد به من میگفت از اینکه «تنها با یک گل شکست خوردهایم خشنودم!» به همین دلیل اغلب بازیهای رفت نخستین دور حذفی لیگ قهرمانان به درد تماشا کردن نمیخوردند.
تیمها فوتبال بازی نمیکردند، بلکه مشغول انجام رشتهای ورزشی به نام «گل بیرون خانه» بودند. این بازیها معمولا با این عبارت آشنا همراه بود: «اگر شما تیم میزبان باشید و رقیبتان گل اول مسابقه را بزند، باید نهایت ریسک لازم را بکنید و گرنه باور بر این است که با همان گل شما از گردونه رقابتها خارج میشوید». در پنج فصل اخیر تنها سه تیم از جمع 18 تیمی که در بازیهای رفت مراحل حذفی گل اول را در خانه دریافت کردهاند موفق شدهاند به دور بعد صعود کنند.
این همان اتفاقی است که برای اسپورتینگ لیسبون افتاد. در 42 دقیقه آنها قدم به قدم با بایرن مونیخ جنگیدند، اما بعد «فرانک ریبری» ژرمنها را پیش انداخت و بعد برق از سر پرتغالیها پرید. اسپورتینگ پیش کشید و بایرن چهار بار دیگر دروازهشان را باز کرد. حالا تصورش را بکنید بازی برگشت (امشب در مونیخ) چقدر تماشایی میشود. در لیگهای داخلی، تیمها یک هدف دارند؛ بردن مسابقات و اگر نتوانستید ببرید، مساوی هم بد نیست.
ولی از همین ابتدای راه مرحله حذفی لیگ قهرمانان چنین برمیآید که ذهنیت متفاوتی در اینجا حکمفرماست. یعنی در بازی رفت وقتی شما یک گل در خانه حریف عقب افتادید، همه نیروهایتان را به جلو فرا میخوانید با این ذهنیت که یا مساوی میکنید که عین پیروزی است یا گلهای بیشتری دریافت میکنید، اما باز هم شانس زدن گل در خانه حریف را دارید.
شكل «رفتوبرگشت» مسابقات از منطق مسابقات لیگ برخوردار نیست که طبق آن هر دو تیم میهمان و میزبان سعی دارند نتیجه بگیرند، یا حتی جام جهانی که در آن فقط یک طرف زنده میماند و هر دو تیم برای بردن تلاش میکنند بر این اساس مزیتهایی دارد. بنابراین لیگ قهرمانان اروپا استراتژی کاملاً متفاوتی را نسبت به هر تورنمنت معتبر دیگر فوتبال میطلبد. ممکن است قانون «گل زده در خانه حریف» را ملامت کند.
قانونی که از فصل 71-1970 در همه رقابتهای باشگاهی اروپا اجباری شد. پیش از آن اگر دو تیم در مجموع دو بازی مساوی میشدند یک بازی پلیآف در زمین بیطرف برای مشخص شدن تکلیف کار برگزار میشد، اما «پلیآف» به دلایلی حذف شد بویژه به این خاطر که مسافرتهای آن زمان دشوار و خستهکننده بودند، همچنین برگزاری مسابقه در زمین بیطرف هزینه برمیداشت و البته تقویم فصل را به مرز اشباع میرساند. اما حالا به نظر میرسد زمان تجدیدنظری دیگر در این باره فرا رسیده است، دست کم درباره مرحله حذفی لیگ قهرمانان اروپا. حالا مسافت ارزان و راحت شده. پول دیگر مساله اصلی باشگاههای حرفهای اروپایی نیست و علاوه بر این به لطف حق پخشهای نجومی، چهکسی است که از دیده شدن بدش بیاید؟ امثال بارسلونا و منچستریونایتد با خيالي آسوده پا به بازی پلیآف و مسابقه سرنوشتساز سوم در زمین بیطرف، میگذارند و سهمشان را میگیرند.
اما در رابطه با اشباع تقویم مسابقات این موضوع کمتر از آنچه فکر میکنید اهمیت دارد. چنانکه تا سال 2002 که یوفا، مرحله دوم گروهی لیگ قهرمانان را حذف کند رسیدن به فینال برای یک تیم 17 مسابقه به طول میانجامید. حالا اگر برای هر مرحله حذفی یک مسابقه پلیآف سومی در نظر بگیریم، حداکثر مسابقاتی که یک تیم تا فینال در لیگ قهرمانان انجام میدهد به عدد 16 خواهد رسید که تازه این اتفاق هم به ندرت رخ خواهد داد. قانون گل زده در پنج سال اخیر تنها پنج بار در مراحل حذفی لیگ قهرمانان به کار آمده و مطمئناً ترتیب دادن برگزاری یک مسابقه پلیآف به فاصله یک هفته پس از بازی برگشت (در صورتی که دو تیم در مجموع دو بازی رفت و برگشت مساوی کرده باشند) کار چندان دشواری نخواهد بود.
اگر لازم است به این منظور تاریخ یک مسابقه داخلی جام حذفی را تغییر بدهید، خب بدهید. اگر هم معتقد هستید که قانون «گل زده در خانه حریف» تنها معدود دفعاتی به کار آمده است، به یاد آورید که مساله اصلی نه خود این قانون بلکه تبعات آن از شیوه پرداخت تیمها به فوتبال است. برای آسانتر کردن فهم قضیه، مثلاً میتوان تصور کرد که چقدر خوب میشود اگر بازی تکراری مفروض را در ورزشگاههای بزرگ اروپایی همراه با خدمات حمل و نقل عالی برگزار کنیم و اینگونه به هواداران اهمیت بدهیم.
وقتی چلسی با یوونتوس بازی میکند در مجموع دو دیدار 60 هزار هوادار به ورزشگاهها میروند ولی اگر یک بازی پلیآف در کار باشد، مثلاً در استاد دو فرانس شما قادر خواهید بود تنها در یک شب 80 هزار هوادار را به آنجا بکشانید، مطمئناً این حرکتی منطقی است.
کافی است از پیش میزبانان شایسته چنین مسابقهای را رزرو کنید، آن وقت با یک سازماندهی معمولی سود سرشاری به جیب همه طرفهای رویداد سرازیر میشود: یک شانس اضافی برای شاهدان مسابقه، پخش یک بازی بزرگ دیگر از تلویزیون و مهمتر از همه یک موقعیت بهتر برای تعیین سرنوشت بازی از راههای بهتر و غیرمخربتر نسبت به گل زده در خانه حریف یا ضربات پنالتی.
هر چند من از چنین فرصتی استقبال میکنم اما شاید هنوز خیلی زود باشد که مقامات یوفا آن را درک کنند. «موسیو پلاتینی» میگوید شما یک سنتگرا هستید و چه چیزی از این سنتیتر که به سنت مسابقه تکراری بازگردیم؟ نظرت چیست میشل؟ فقط کمی برای یوفا زحمت دارد، همین. اما در عوض این کار بازیهای رفت و برگشت را جذابتر میکند و بیش از همه چیز این یک راه منصفانه برای تعیین نتایج است.


