وينگادا چه كاره است؟
بازي پرسپوليس و فجر سپاسي تاييدي است بر اين كه در فوتبال ما، پول علف خرس است.
به نوشته جامجم، در اين بازي، بيشتر متوجه شديم كه پرسپوليسيها با آوردن وينگادا، پول خود را توي جوي آب ريختهاند و از هزينه هنگفت خود بهرهاي نبردهاند.
وينگادا آمد تا با ايجاد شوك، پرسپوليس را قهرمان كند و حالا پرسپوليس براي قرار گرفتن بين تيمهاي سهميه با اما و اگر مواجه است.
پرسپوليسي كه خوب بازي نميكند و از بازي خود لذت نميبرد؛ ظرف اين روزهايي كه با وينگادا تمرين كرده، چه چيزي ياد گرفته است؟
بايد ديد چرا پرسپوليسيها قادر به قطع توپهاي سرگردان وسط ميدان نبودند.
بايد ديد آقاي وينگادا و دستيارش چه بر سر بازيكنان پرسپوليس آوردهاند كه در وقت دوم بدون استثناء گوش به سوت داور داشتند و براي تمام شدن بازي لحظهشماري ميكردند.
پرسپوليس به چه مرضي دچار شده است كه از گذشت لحظهها بويژه پس از خوردن 2 گل دردش نميآيد و بيخيال در زمين راه ميرود.
راستي چرا ما قدر مربيان زحمتكشي مثل غلام پيرواني را نميدانيم و دنبال مربيان از رده «خارج» ميرويم.
ابزارهايي كه پرسپوليس در دست دارد، دچار چگونه نقصاني است كه نسبت به گذشته تا به اين حد و اندازه عقب رفته و سير قهقرايي داشته است.
نگراني ما نه از بابت اين بازي، بلكه از اين جهت است كه پرسپوليس با اين ريخت و قيافه چند روز ديگر بايد در جام باشگاههاي آسيا بازي كند. چند روز ديگر، كريم باقري و علي كريمي مصدوم بايد در هيبت بازيكنان كليدي تيم ملي در برابر عربستان بايستند، گمان ميرود كه اين نتايج تاثير نامطلوبي بر آينده فوتبال ما دارد و اين اميد وجود دارد كه صاحبمنصبان ورزش و بويژه تصميمگيرندگان پرسپوليس، براي بازآفريني پرسپوليس از دست رفته فكري بينديشند و چارهاي پيشه كنند.
باخت پرسپوليس هم نبايد مانع از اين باشد كه بازي خوب بازيكنان پراراده، مصمم و باانگيزه مقاومت را نبينيم. آنها با دل و جان براي مربي خود بازي ميكنند، از دقيقه اول تا پايان بازي ميدانند كه چه ميخواهند و با تمام گوشت و پوست خود، بازي زيبا را حس ميكنند.


