وقتی که خاتمی و کروبی خودی نباشند!
تا کي بايد با آزمون و خطا و سليقههاي شخصي، امروز، ديروز را نفي کند و فردا، امروز را؟
وقتي بنا باشد که هيچ رئيسجمهوري کار رئيس جمهور قبلي خود را ادامه ندهد و مسير جديدي را بپيمايد، هيچگاه به مقصد تعيين شده نخواهيم رسيد و رسيدن به سند چشمانداز و برنامهريزيهاي درازمدت بيشتر به يک لطيفه ميماند.
کد خبر: ۳۹۸۳۴
| | 20757 بازدید
اين يکي از بلاهاي بزرگ روزگار ماست که منتقدين را نه به چشم بهترين برادرانمان و نه حتي به چشم دوستانمان، و نه حتّي به چشم آشنايانمان، بلکه به چشم دشمنانمان نگاه ميکنيم که بايد دائما در کنترل محسوس و نامحسوس باشند که مبادا بر خلاف آنچه ميکنيم و ميانديشيم سخني يا ايدهاي مطرح کنند و اگر هم به هر دليلي مطرح کردند، دهانشان را گل بگيريم (به کسر گاف!!). در اين بستر جز آدمهاي بادمجان دور قاب چين و مزوّر رشد نمييابند و در صورت فراگيري اين بيماري اجتماعي، اين آغاز انحطاط يک نظام است.
سي سال از انقلاب اسلامي ميگذرد و گذر اين سالها بايد به همه ما آموزانده باشد که با تحريم و تکفير و تحقير هيچ فکري از بين نميرود بلکه به مصداق «الانسان حريص علي ما منع» حرص مردم به دانستنِ بيشتر آنچه از دانستن آن منع شدهاند، بيشتر ميشود. همچنان كه پدر نوع بشر ـ آدم ابوالبشر(ع) ـ را اين حرص از بهشت روانه خاک کرد!
اين تناقض عجيبي است در کشوري که داعيه تمدن و فرهنگ و فرهيختگي دارد و خود را بحق صاحب فکر و فضيلت ميداند و مسئولان طراز اول پيشين همين نظام، حقّ ارائه فکر خود به مردم و بيان نظرات خود به علاقمندان را نداشته باشند. اگر واقعا کساني مثل خاتمي که هشت سال با راي همين مردم و تفويض رهبر خردمند انقلاب در راس قوه مجريه بودهاند، حقّ شرکت در انتخابات و ارايه فکر خود را نداشته باشند يا هاشمي رفسنجاني که از اوّلين جرقههاي اين نهضت فدايي آرمانهاي اين انقلاب و رهبري بوده است حق نقد شرايط موجود را نداشته باشند، يا کرّوبي با همان صفا و صداقت هميشگياش نتواند در دانشگاه که بايد توليدگر فکر و زاينده انديشههاي نو باشد سخنش را بيان کند و مجبور شود از پشت ميلههاي دانشگاه با مخاطبين خود سخن بگويد، انصافا چه کساني حق سخن گفتن خواهند داشت؟!
سي سال از انقلاب اسلامي ميگذرد و گذر اين سالها بايد به همه ما آموزانده باشد که با تحريم و تکفير و تحقير هيچ فکري از بين نميرود بلکه به مصداق «الانسان حريص علي ما منع» حرص مردم به دانستنِ بيشتر آنچه از دانستن آن منع شدهاند، بيشتر ميشود. همچنان كه پدر نوع بشر ـ آدم ابوالبشر(ع) ـ را اين حرص از بهشت روانه خاک کرد!
اين تناقض عجيبي است در کشوري که داعيه تمدن و فرهنگ و فرهيختگي دارد و خود را بحق صاحب فکر و فضيلت ميداند و مسئولان طراز اول پيشين همين نظام، حقّ ارائه فکر خود به مردم و بيان نظرات خود به علاقمندان را نداشته باشند. اگر واقعا کساني مثل خاتمي که هشت سال با راي همين مردم و تفويض رهبر خردمند انقلاب در راس قوه مجريه بودهاند، حقّ شرکت در انتخابات و ارايه فکر خود را نداشته باشند يا هاشمي رفسنجاني که از اوّلين جرقههاي اين نهضت فدايي آرمانهاي اين انقلاب و رهبري بوده است حق نقد شرايط موجود را نداشته باشند، يا کرّوبي با همان صفا و صداقت هميشگياش نتواند در دانشگاه که بايد توليدگر فکر و زاينده انديشههاي نو باشد سخنش را بيان کند و مجبور شود از پشت ميلههاي دانشگاه با مخاطبين خود سخن بگويد، انصافا چه کساني حق سخن گفتن خواهند داشت؟!
آيا فکر نميکنيد که با اين رفتارها چگونه ميتوان ژست گرفت و از دانشمندان آمريکايي خواست که به ايران بيايند و در دانشگاههاي ما سخنراني کنند؟!
تا کي بايد با آزمون و خطا و سليقههاي شخصي، امروز، ديروز را نفي کند و فردا، امروز را؟ تا چه زماني بايد خادمان ديروز، خائنان امروز لقب بگيرند و با اين روال، بيهيچ ترديدي خادمان امروز هم خائنان فردا؟!
چرا ما با هر تغييري که در راس قوه مجريه مان رخ ميدهد، رئيس جمهور فعلي بجز چند روز اول و ديدارهاي فرمايشي و نمادين سياسي، که دست در دست رئيس جمهور پيشين از کاخ رياست جمهوري خارج ميشوند!! بفاصله چند ماه صاحب آن دست را خائن و سزاوار هر گونه تخريب و تحقير و حتي اخيرا تهديد ميدانند؟
آيا اين با آموزههاي ديني و اخلاقي ما سازگاري دارد؟ کدام وليّ خدا مردم را توصيه به هتک حرمت يکديگر، تهمت، دروغ، تخريب، دهان چاکي کرده و يا وصيت به آبروريزي از مؤمنين کرده که در نظام اسلامي عدّهاي چون اوجب واجبات کمر به ترويج اين رذايل بستهاند!
از سوي ديگر کساني نيز که همه اقدامات اين دولت را يکسره غلط ميانگارند نيز راه به بيراهه بردهاند. چگونه ممکن است افدامات شجاعانهاي را که در عرصه دفاع از حق ّ ملّت ايران در حوزه فنّ آوري هستهاي و ديپلماسي در سايه رهبريهاي حکيمانه حضرت آيت الله خامنهاي و توسط اين دولت بدست آمده، يا اجرايي کردن طرح سهميهبندي بنزين که سالها راکد مانده بود و بسياري جرات اجراي آن را نداشتند، يا محوري شدن شعارها و ارزشهاي انقلاب در اين دولت را بکلّي ناديده گرفت. لذا هيچ ترديدي نيست که دولت نهم هم چون ساير دولتها نقاط قوت فراوان وبسيار ارزشمندي دارد که بايد منصفانه به آنها پرداخته شود.
تا کي بايد با آزمون و خطا و سليقههاي شخصي، امروز، ديروز را نفي کند و فردا، امروز را؟ تا چه زماني بايد خادمان ديروز، خائنان امروز لقب بگيرند و با اين روال، بيهيچ ترديدي خادمان امروز هم خائنان فردا؟!
چرا ما با هر تغييري که در راس قوه مجريه مان رخ ميدهد، رئيس جمهور فعلي بجز چند روز اول و ديدارهاي فرمايشي و نمادين سياسي، که دست در دست رئيس جمهور پيشين از کاخ رياست جمهوري خارج ميشوند!! بفاصله چند ماه صاحب آن دست را خائن و سزاوار هر گونه تخريب و تحقير و حتي اخيرا تهديد ميدانند؟
آيا اين با آموزههاي ديني و اخلاقي ما سازگاري دارد؟ کدام وليّ خدا مردم را توصيه به هتک حرمت يکديگر، تهمت، دروغ، تخريب، دهان چاکي کرده و يا وصيت به آبروريزي از مؤمنين کرده که در نظام اسلامي عدّهاي چون اوجب واجبات کمر به ترويج اين رذايل بستهاند!
از سوي ديگر کساني نيز که همه اقدامات اين دولت را يکسره غلط ميانگارند نيز راه به بيراهه بردهاند. چگونه ممکن است افدامات شجاعانهاي را که در عرصه دفاع از حق ّ ملّت ايران در حوزه فنّ آوري هستهاي و ديپلماسي در سايه رهبريهاي حکيمانه حضرت آيت الله خامنهاي و توسط اين دولت بدست آمده، يا اجرايي کردن طرح سهميهبندي بنزين که سالها راکد مانده بود و بسياري جرات اجراي آن را نداشتند، يا محوري شدن شعارها و ارزشهاي انقلاب در اين دولت را بکلّي ناديده گرفت. لذا هيچ ترديدي نيست که دولت نهم هم چون ساير دولتها نقاط قوت فراوان وبسيار ارزشمندي دارد که بايد منصفانه به آنها پرداخته شود.
دلسوزان نظام بايد اصلاح اين فضا و فرهنگ را سرلوحه کارهاي خود قرار دهند و بدانند که تا زماني که خدمات دولتها صادقانه برشمرده نشود و مورد تقدير قرار نگيرند و عيوب آنها گفته نشود و راهکارهاي اصلاحي براي جلوگيري از تکرار آنها انديشيده نشود، سنگ روي سنگ بند نميشود و رسيدن به سند چشمانداز و برنامهريزيهاي درازمدت بيشتر به يک لطيفه ميماند. چرا که حداکثر عمر هر دولتي تاکنون 8 ساله بوده در حالي که برنامه ما بيست ساله است و وقتي بنا باشد که هيچ رئيسجمهوري کار رئيس جمهور قبلي خود را ادامه ندهد و مسير جديدي را بپيمايد، هيچگاه به مقصد تعيين شده نخواهيم رسيد.
متن كامل را در ستون يادداشت بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
صد البته تجربيات دولتهاي گذشته بايد مورد ارزيابي آيندگان قرار گرفته نكات مثبت تقويت شده و منفي ها تضعيف در عمل نه در سخن!!چرا كه بسياري از اين حرفها مورد استفاده غير خوديست.
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
امیدوارم که سرها را از برف بیرون کنیم و واقعیات را نوعی انگ ندانیم
قضاوت اینکه چه کسی چه کاری انجام داده را به تاریخ بسپاریم که تا کنون از این معلم بزرگ درسهای بسیار آموخته ایم.
هرگز نخواهیم خواند که امیرکبیر در حق ایرانیان ظلم کرد هر چند که در زمان خود مورد ظلم واقع شد
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟








