وقتی «هزینه شخصی» از مدیریت یک فدراسیون بهتر نتیجه میگیرد
شنبه این هفته بود که شناگران نوجوان بسیاری از سرتاسر قاره آسیا برای کسب سهمیه المپیک جوانان نانجیگ در دوبی رقابت کردند؛ رقابتی که حاصل آن برای تیم ملی ایران رسما کسب ۴ سهمیه B این المپیک بود و به صورت غیر رسمی یک سهمیه A، مدال طلا و رکوردشکنی هم به همراه داشت؛ ماجرایی که به جنجال این روزهای فدراسیون بیسروصدای شنا بدل شد.
به گزارش «تابناک»، از رهام پیروانی در یکی دو سال اخیر به مثابه استعداد شنای ایران یاد میکردند. نوجوان مستعد شیرازی که یک عمو دوست داشتنی و محبوب در دنیای فوتبال داشت و حالا میخواست به دور از سایه غلامحسین پیروانی در دنیای شنا، نامی برای خود دستوپا کند؛ آن هم رشتهای که ما تجربه عنوان جهانی در سطح نخست آن را تا کنون در تاریخ ورزشمان نداشتهایم و نتایج المپیکیمان هم در آن رشته نه تنها خوب نبود که به «افتضاح بودن» هم تنه میزد.
در چنین شرایطی، ظهور یک استعداد بینظیر که در همین ردههای نوجوانان و جوانان تا کنون موفق به شکستن پنجاه رکورد داخلی شده نشان میدهد که رهام پیروانی را باید دو دستی در شنای ایران چسبید و به ارتقای جایگاه بینالمللی او و شنای ایران اهتمام ورزید؛ اما تنها اتفاقی که در این میان نیفتاد همین بود.
اختلافات فدراسیون شنا و رهام پیروانی و پدرش، موجب شد تا او از تیم ملی خط بخورد و در مسابقات دوبی نه در پیراهن تیم ملی که در قالب یک باشگاه در این رقابتها شرکت کند و از قضا نفر اول ۲۰۰ متر پشت شود و تنها ایرانی باشد که سهمیه A این رقابتها را کسب کرده. چهار ملیپوش جوان دیگری که در قالب تیم ملی در این رقابتها حضور داشتند، همگی سهمیه B را برای حضور در المپیک نانجینگ کسب کردند و سهمیه B به این معناست که اگر ظرفیت ورزشکاران این مسابقات پر شود، نخستین کسانی که از المپیک خط میخورند دارندگان سهیمهB هستند.

ماجرا از جایی آغاز شد که پدر رهام به عنوان مربی و مدیر برنامههایش از حضور او در اردوی تیم ملی جلوگیری کرد. آنها بر این باور بودند که تمرینات تیم ملی نمیتواند رهام را به سطح آمادگی مطلوب برساند و رهام باید مانند برخی شناگران معروف جهانی با مربی شخصی تمرین کند. این بود که پیمان پیروانی، یک مربی اوکراینی برای پسرش استخدام کرد.
والری اوکراینی بنا به گفته پیروانی، ماهیانه بین هزار تا دو هزار دلار روی دست او خرج میگذاشت اما نتیجهاش کسب سهمیه A المپیک جوانان شد؛ رخدادی که در کارنامه فدراسیون شنا نیفتاد و همین رهام و پدرش را در ادامه راهشان مصممتر کرد.
پیمان پیروانی بر این باور است که پسرش در اردو تیم ملی نتیجه نمیگرفت. وی میگوید: «مطمئنم اگر رهام به اردو تیم ملی میرفت نتیجه نمیگرفت. چرا که او تا هفده سالگی با کشتکار کار کرده. کشتکار تا هفده سالگی میتواند شناگران را آموزش دهد. حالا شاگردی دارد که ۲۱ ساله است و هیچ نتیجهای نمیگیرد. در حالی که قبل از آن خوب بود».
موضوع مربی تنها دغدغه پیروانیها برای عدم حضور یکسالهشان در اردوهای تیم ملی نیست. پیمان پیروانی میگوید، وقتی در فدراسیون شنا اوضاع چندان مناسب نبود و در چند سال اخیر پنج رئیس عوض شده چرا باید پسرش را به اردوی تیم ملی میفرستاد که هرچند وقت یک بار با حضور یک رئیس جدید سیستمی جدید در آن پیاده میشد. او و مربی شخصیاش در آرامش، خود را برای رقابتهای پیش روی آماده میکردند.
اما در این میان گویا چندان موفقیتهای رهام پیروانی به مذاق برخیها خوش نیامده و موجب شده تا شائبه دوپینگی بودن او هم پیش بیاید. پدر رهام میگوید: «محسن رضوانی این قضه را مطرح کرده است. در حالی که مسابقه دبی، مسابقه انتخابی فیناست؛ استخری که همه ساله رقابتهای جهانی در آن برگزار میشود. این اتهام را روزی که رهام در نانجینگ رکورد ۲ دقیقه و ۹ ثانیه و رفت را هم مطرح کردند. رضوانی همان روز به من زنگ زد و بعد از تبریک پرسید چیزی استفاده نکرده؟ رهام شناگری در سطح متوسط دنیاست. شما هستید که سطح پایینی دارید. آقای رضوانی به جای شکستن آیینه خودتان را بشکنید».
او درباره حضور در مسابقه دبی بدون مجوز شورای برون مرزی میگوید: «من و خانوادهام توریستی به دبی آمدهایم. فکر نمیکنم برای سفر هم نیازی به مجوز باشد. از طرفی این مسابقهها هم آزاد است. اصلا هدفم مسابقه نبود. رهام با ۸۰ درصد آمادگی پا به این مسابقه گذاشت. اما وقتی دیدم ظلم است، ترجیح دادم با همین توان هم در مسابقه شرکت کند تا توانمندیاش را نشان دهد. من رهام را چراغ خاموش آوردم».
حالا اما موضعگیریها در قبال این موفقیت رهام پیروانی متفاوت است. بسیاری عملکرد او، مربی شخصی و پدرش را از عملکرد فدراسیون شنا بهتر میدانند که گواهشان هم کسب سهمیه A آسیاست و گروهی دیگر او را به بازیکنسالاری متهم میکنند. چه اینکه گویا در مواضع رضوانی، رئیس فدراسیون شنا هم در خصوص حضور او در المپیک نرمشهایی پدید آمده است و رضوانی از رایزنی با وزارت ورزش برای حضور پیروانی در المپیک سخن گفته است. اما باید دید پیروانی و فدراسیون برای سبک تمرینات و دوران آمادگیشان برای حضور در المپیک به توافق میرسند یا خیر.
به هر حال در شرایط تیم ملی و مربیان آنکه بعید است تغییری رخ بدهد و دور از ذهن است که تا تابستان امسال، موعد برگزاری المپیک جوانان، سبک تمرینات تیم ملی تغییر کند. از سوی دیگر پیروانیها روی تمرینات مربی شخصی خود پافشاری میکنند. «پسر من با مربی اوکراینی تمرین میکند. با سیستم فدراسیون سهمیه b نگرفته که حالا هم با سیستم آنها به سهمیه a رسیده باشد. همان موقع هم که ورودی b گرفت، گفتند صد در صد نیست حضورش در المپیک. حالا هم شرایط خوب نباشد رهام عطای المپیک را به لقایش میبخشد. با این سیاست فدراسیون برایم اهمیت ندارد که رهام به المپیک برود. میدانم که آنها حالا هم میخواهند او را به اردو دعوت کنند تا برنامهای پیاده کنند، وگرنه چرا رهام چهارشنبه سهمیه گرفته تازه جمعه اعلام کردهاند؟»!
حالا اینکه این چالش چگونه قرار است از سوی دو طرف مدیریت شود که هم شأن تیم ملی حفظ شود و هم یک استعداد شنای کشورمان بتواند در شرایطی قرار بگیرد که روز به روز وضعیتش بهتر شود نه بدتر، موضوعی است که علاقهمندان به شنا را نگران کرده است.
پیشنهاد:پدر این شناگر ، ریس فدراسیون شنا شود ومربی آن نیز مربی تیم ملی شنا شود و مسعولین کنونی فدراسیون بروند آب حوضی...
وقتی لیسانس جغرافیا میاد میشه مدیر کل اقتصادی و فوق لیسانس ادبیات و معارف اسلامی هم میشه مدیر کل تربیت بدنی شما انتضار دیگه ای داری؟؟؟؟
آٔا گول این فدارسیونها را نخور
تحت هیچ شرایطی
اگه از من بپرسید من می گم مسئولین ورزشی ابتدا به فکر حفظ موقعیت هستند سپس به فکر نتیجه گیری البته با نتیجه گیری مناسب هم ممکن است حفظ موقعیت کرد ولی در دراز مدت .تازه باز هیچ تضمینی برای حفظ موقعیت در کسب موفقیت نیست .ولی داشتن یک پشتیبان قوی برای یک مسئول ورزشی بهتر از نتیجه گیری است .پس همیشه یک ورزشکار فقط خودشه که می تواند باعث موفقیتش بشه امیدی به کسی نیست .




