غزه در شرمالشیخ، غزه در تهران
روز دوشنبه، کارناوال بزرگ اقتصادی غرب حامی اسرائیل و مدیحه سرایی میلیاردی همپیمانان آمریکا در خاورمیانه، در سرای ییلاقی رئیسجمهور مصر در شرمالشیخ، با حضور بیش از هفتاد دولت و نماینده مؤسسات بینالمللی با تخصیص بیش از چهار میلیارد دلار برای بازسازی غزه، به پایان رسید و در این باره باید گفت که آمریکا، اتحادیه اروپا، اعضای شورای امنیت سازمان ملل و همه کسانی که در عرف سیاسی امروز به «جامعه بینالملل» شهرت دارند، در این «غوغای حمایت مالی بینالمللی» از غزه در عصر سقوط و ورشکستگی اقتصاد جهانی، حضور داشتند.
در این کنفرانس، نه کسی پرسید که جنایتکاران جنگی در غزه چه کسانی بودند و نه کسی سؤال کرد که چرا پانصد تن از شهدای مردم غزه از کودکان و زنان بودند و نه کسی پرسید که ریشه این جنگ و دهها جنگ دیگر علیه مردم فلسطین چه بوده است و نه کسی درصدد برآمد که از اسرائیل جویا شود، چرا این چنین غزه را به خاک و خون کشیدی و مقر نیروهای سازمان ملل را به آتش کشیدی. همه آمدند و سخنرانی کردند و چکهای بی محل چند ده و یا چند صد میلیون دلاری کشیدند تا نشان دهند که در برابر جنایتهای اسرائیل آنچنان هم که گفته میشود، خیلی بیتفاوت نیستند و آنها آمادهاند پس از هر جنایت و نابودی که توسط ارتش اسرائیل ایجاد میشود، پولهای خود را برای بازسازی، تقدیم فلسطینیها کنند، ولو این که این روند صدها سال دیگر هم طول بکشد. دست و دل بازی این اروپاییها و این آمریکاییها و آن پولداران کشورهای عربی، از سوی اسرائیل هم بیپاسخ نماند.
فقط چند صد کیلومتر آن طرفتر، دولت اسرائیل در قدس اشغالی همزمان با این همایش بینالمللی، رسما اعلام کرد که درصدد برپایی هفتاد و سه هزار خانه مسکونی جدید در شهر قدس و کرانه غربی است و در همین راستا نیز روند تخریب خانههای ساکن قدس شرقی را آغاز کرد.
اما فراموش کردیم بگوییم که استفاده از پولهای این کنفرانس تعلیق به محال هم شد. خانم کلینتون، «وزیر خارجه آمریکا» که با یک چک نهصد میلیون دلاری و بسیار سخاوتمندانه در کنفرانس حاضر شده بود، اعلام کرد که همه این کمکها، مشروط به عدم وصول این مبالغ به دست حماس است و خطاب به محمود عباس ـ که چندی است قانونی رئیس حکومت خودگردان هم نیست ـ گفت که باید از رسیدن این پولها به دست حماس جلوگیری کند تا مبادا باز هم به صورت قاچاق به انبار سلاحهای خود بیفزاید! این در حالی است که هنوز آثار خرابههای ساختمانها، بیمارستانها، مقر آنروا، مساجد و منازل در نوار غزه هست و هنوز همچون روز پایانی جنگ است و مردم غزه منتظر دریافت کمکها هستند. آن روی خطاب و تعلیق خانم کلینتون کاملا روشن است و آن این که روند بازسازی وعده داده شده کنفرانس شرمالشیخ آغاز نخواهد شد، زیرا حماس، حاکمیت را در غزه به دست دارد.
جالب است که این کنفرانس بینالمللی با قیمتی حدود چهار میلیارد دلار، میخواهد اعتراف به مشروعیت دولت اسرائیل را هم از زبان حماس و مقاومت خریداری کند و گفته است که این اعتبارات باید برای برپایی دولت فلسطینی هزینه شود که از خشونت علیه اسرائیل دست برداشته و به مشروعیت اسرائیل هم اعتراف کند. جالب این که این سناریوها و نانها در زمانی در حال پخت در شرمالشیخ بود که به قولی، «افراطیترین دولت دست راستی اسرائیل» در حال شکلگیری است؛ دولتی که حتی معاهدات و قراردادهای سابق اسرائیل با طرف فلسطینی مبنی بر تشکیل دولت مستقل فلسطینی و کشور فلسطینی یکپارچه ـ با همان مرزهای زندان وارش ـ را هم نمیپذیرد و به فلسطینیها به منزله آوارگانی مینگرد که تنها مستحق لقمهای نان خشک و خیمهای برای فرار از سرما و گرما هستند.
اما رئیسجمهور مصر و وزیر خارجه عربستان نیز از مواضع سابق خود کوتاه نیامدند و با جملهای تهدیدآمیز خطاب به شرکت کنندههای غربی گفتند: انتخاب جنگ و صلحی که طرح صلح اتحادیه عرب به اسرائیل ارایه کرده است، همیشه باز نخواهد بود و البته به همین اندازه نیز بسنده کردند.
دستاورد این کنفرانس از سوی یکی از کارشناسان سیاسی لبنانی، بسیار زیبا و این گونه بیان شده است: کنفرانس شرمالشیخ، سازمانی جدید برای کمکرسانی به مردم فلسطین، نه همه فلسطین بلکه تنها برای ساکنان نوار غزه، راهاندازی کرده است که هر دلار از بودجه این «سازمان کمکرسانی» تنها با شرطهای اسرائیل در نوار غزه مصرف خواهد شد.
حال دیگر نیازی به استدلال نداریم که بگوییم این کنفرانس برای انزوای سیاسی و اقتصادی مقاومت فلسطین، حماس و دولت قانونیاش در نوار غزه و حاکمیت حکومت خودگردان محمود عباس بر نوار غزه در سایه مانورهای اقتصادی است که از سوی این کنفرانس تدارک دیده شده است و این همان بازی است که اگر جورج بوش نیز در کاخ سفید میبود، اجرا میکرد.
این شواهد نشان میدهد که دولت جدید آمریکا و رئیسجمهور نورسیده این کشور، در نگاه خاورمیانهای خود، مرزی روشن و جدا شده با گذشتگانش ندارد، اما با فاصله تنها دو روز و از روی حسن اتفاق، غزه از شرمالشیخ به تهران منتقل شد و این بار در قالب کنفرانس بینالمللی حمایت از «فلسطین مظهر مقاومت، غزه قربانی جنایت».
چه کسی میتواند گمان کند، دولت مصر که صدها کیلومتر از قضیه فلسطین و آزادی آن دور است، میتواند به نمایندگی از مقاومت اسلامی فلسطین با طرفهای غربی گفتوگو کند؟ آیا صرف این که گذرگاهی کوچک به نام «رفح» باز و بستنش به دست مصریهاست و همچون «دستی بر گلو» هر وقت بخواهند بر آن میفشارند، میتواند حکم به «قاضی القضاتی» دولت مصر در تحولات فلسطین دهد؟ مقاومت اسلامی فلسطین، هشیارتر از آن است که چنین اختیاری را به دولت مصر دهد و باز نیز بیشتر هشیار است تا بهانهای به دست این دولت ندهد. آمریکاییها باید اکنون به خوبی دریافته باشند که قدرت مانور مصر، جز پذیراییهای پادشاهانه در شرمالشیخ برای غربیها و اسرائیلیها و دوستانش، چیز دیگری نیست و بر خلاف آنچه حاکمیتهای رسمی خاورمیانه همچون عربستان سعودی اعلام میکنند، دولت مصر جز به دلیل ارتباط جغرافیایی این کشور با نوار غزه، از هیچ مشروعیتی برای حل و فصل مسأله فلسطین برخوردار نیست و سالهاست که به دلیل امضای قرارداد کمپ دیوید، عملا نمیتواند پلی بین مقاومت و اسرائیل و یا آمریکاییها باشد.
از همه مهمتر این که امروز نیروهای مقاومت منطقه در فلسطین، لبنان و دیگر کشورهای منطقه، خود به یک اردوگاه پنهان و آشکار تبدیل شدهاند که انکار آنها در منطقه، هیچ سودی برای دولت اوباما ندارد؛ البته اگر واقعا به چیزی با نام «اصلاح و تغییر» در سیاست خارجی آمریکا باور داشته باشند؛ بنابراین، بهتر است آمریکاییها پس از کنفرانس شرمالشیخ، به اخبار کنفرانس تهران با جدیت و دقت و وسواس بیشتری نگاه کرده و پیامهای آن را به خوبی ارزیابی کنند. کنفرانس تهران، بدنه واقعی، حقیقی و مردمی مقاومت و سرکشی در برابر سیاستهای ظالمانه و ناعادلانه آمریکا در خاورمیانه و در رأس آن قضیه فلسطین است. اینان همانهایی هستند که با اراده و ایمانی خللناپذیر عرصه را بر «خاورمیانه جدید» جورج بوش تنگ کرده و موجبات سقوط آن را فراهم کردند و هم اینان، همانهایی هستند که درسی فراموش نشدنی به ارتش اشغالگر اسرائیل دادند. پس آشکار است که حرف مردانی که قدرت تغییر واقعی را دارند در کنفرانس تهران است، نه در شرمالشیخ.




