آدرس؛ ليگ يک، حوالي تاريکي مطلق؛ لذتي که در ديده نشدن هست!
1 ) به ليگ برتر نگاه کنيد و براي چند لحظه، همه ناهنجاريهاي آن را در ذهنتان مرور نماييد. دلالي، زد و بند، تباني، خشونت، دعوا، درگيري، بي نظمي و هزار کجروي ديگر که از سطح حرف و حديث و شايعه تا عمق حقيقت و رسوايي در بالاترين درجات فوتبال ايران رخنه کرده، جلوه اي فاجعه بار به اين رقابتها مي دهد.
به نوشته قدس، همه اينها البته در شرايطي است که مسابقات ليگ برتر بشدت زير ذره بين قرار دارد و مورد توجه رسانه ها، افکار عمومي و مجاري قانوني است. حالا خودتان قضاوت کنيد که در ليگ يک، بدون اين همه نظارت، چه اتمسفري حاکم است !
2) از نقطه نظر نظم و انضباط، رقابتهاي ليگ يک به مثابه ملغمه آشفته اي است که هر اتفاقي در آن محتمل به نظر مي رسد. در حال حاضر ستون تعداد بازيهاي تيمهاي دو گروه ليگ يکي، چيزي شبيه چرتکه هاي قديمي يا صفحه کليد ماشين حساب است که هر عددي در آن پيدا مي شود. مسابقات تيمهاي گوناگون به انواع و اقسام دلايل موجه و غيرموجه لغو مي شود و البته چنين اتفاقهايي اغلب واکنش چنداني را هم در پي ندارد.وقتي در ليگ برتر با همه آنچه ذکرش رفت، مسايلي چون يخ زدگي لوله ها يا با نامه يک تيم ليگي به فدراسيون، فوتبال لغو مي شود، ديگر چه انتظاري از ليگ يک مي توان داشت؟! در عين حال، اغراق نخواهد بود اگر ادعا کنيم اين کمترين مشکل برگزاري رقابتهاي ليگ يک است !
3) حرف و حديثهايي که گاهي از مجراي افراد درگير با مسابقات ليگ يک به محافل فوتبالي درز مي کند، به اندازه اي حيرت انگيز است که هوش از سر مي ربايد. فکرش را بکنيد؛ چگونه مي توان باور کرد داوران برخي از بازيهاي دسته اول را دلالها مشخص مي کنند؟ آيا بايد شايعات مربوط به دوپينگ اجباري و همه گير در تعدادي از تيمهاي حاضر در ليگ يک را باور کرد؟ با عملکرد برخي از روزنامه نگارها در انتخاب بازيکنان نيمکت نشين در تيم منتخب هفته چه مي توان کرد؟ !
4) وقتي در رقابتهاي فصل جاري ليگ يک، دو بازيکن يک تيم جنوبي به شکلي عجيب با هم درگير شدند تا داور هر دو را از زمين مسابقه اخراج کند و تيم مزبور در برابر حريفي که هدايتش را يک «متخصص دسته اول» برعهده داشت، 9 نفره شود، شايعات فراواني در اطراف اين بازي پديد آمد؛ شايعاتي که البته براي پيگيري کننده هاي ليگ يک چندان تازگي نداشت.
5) نمي توان سر در برف کرد و اين همه ناهنجاري را نديد. ليگ يک در تاريکي برگزار مي شود و همين «ديده نشدن»، فضا را براي فرصت طلبان متخلف فراهم مي کند. البته که ساده ترين فرمول براي رهايي از عذاب اين حجم فراوان از تخلفات در ليگ دسته اول، توجه نکردن به آن است، اما آيا فرصت آن نرسيده است که آقايان به جنگ آن همه پلشتي بروند؟ اوضاع به اندازه اي وخيم است که گفته مي شود برخي از دلالها به هيچ وجه حاضر نيستند ليگ يک را رها کنند و به ليگ برتر بروند! استيلاي آنان بر جو موجود در دسته اول چنان مخوف است که گويا بي اذن آنها، برگ از درخت نمي افتد! دقيقاً در چنين فضايي مربيان اخراجي و بي کيفيت، دوباره و به سرعت باد تيم پيدا مي کنند و البته برخي از بازيکن تحت هيچ شرايطي روي زمين نمي مانند
6) هفت هفته به پايان بازيهاي ليگ يک و روشن شدن سيماي سه تيم صعود کننده به ليگ برتر باقي مانده است. تجربه و منطق مي گويد نابساماني ها در اين مقطع به اوج خودش مي رسد و باند بازها از خواب و خوراک مي افتند.اگر واقعاً قلب کسي براي سلامت فوتبال اين مرز و بوم مي تپد، بهتر است حجم نظارتها را افزايش بدهد، نه اينکه حتي اعزام ناظر به مسابقات اين دسته، در هاله اي از ابهام قرار بگيرد !


