ورزشی »
حربههای کهنه کارآمد شد؛
پرداخت حق السکوت در سکوت بالادستیها
با نقدهای آتشین پس از المپیک، عملاً برخی فدراسیونها بیمحابا مجدداً چنین کمیتههایی را احیاء کردند و در برخلاف عرف معمول رسانهها، منتقدینشان که حتی در رسانه ملی با ذکر نام، آنها را فاقد صلاحیت نقادی خوانده بودند، به عضویت این کمیتهها درآوردند تا با پرداخت سهم برخی مطبوعاتیها، فشار رسانهای به مراتب کاهش یابد.
کد خبر: ۳۹۱۰۰
| | 12209 بازدید
فصل انتخابات در بسیاری از فدراسیونهای ورزشی در شرایطی فرا میرسد که تعدادی از فدراسیونهای ورزشی با تشکیل کمیتههای رسانهای، سعی در تطمیع غیرمستقیم رسانههای منتقدشان دارند که توسعه اشتباهات، تخلفات و ناکامیهایی که در چند مدت اخیر توسط برخی منتقدان دو آتشه مورد بیتوجهی قرار گرفته، اثربخشی تشکیل این کمیتهها را تضمین نموده است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، کمیته رسانهای عنوانی بود که در گذشته نه چندان دور به عنوان یکی از اجزاء لاینفک برخی فدراسیونهای ورزشی با چنین عنوانی شکل گرفت و فدراسیونهایی که در طول سال از کمترین دستاورد برخوردار بودند و بدین سبب نیاز به یک گروه تبلیغاتی داشتند که ضمن تلاش برای کمرنگ جلوه دادن ناکامیهای بزرگ، دستاوردهای کوچک را تا سرحد ممکن بزرگ نماید.
بر این اساس برخی فدراسیونها که چنین رویکردی در پیش گرفته بودند، برخی خبرنگاران و دبیران سرویس مربوط به رشتههای خود در رسانههای سیاسی و ورزشی دارای اعتبار و خواننده را به عضویت این کمیتهها در آورده تا این گروه با دریافت حقوقهای ثابت ماهیانه یا حقالجلسات کلان برای نشستهای فرمالیته کمیته رسانهها، عملاً نه تنها از موضع نقادی برخورد نکنند، بلکه صددرصد به حمایت از این مجموعهها بپردازند.
با این سبک حمایت کورکورانه رسانهای ها، در مقاطعی بدترین اتفاقات در دل فدراسیونها به وقوع میپیوست و به واسطه حقوق و مزایای اعضاء این کمیته که عمدتاً زبدهترین خبرنگار هر حوزه ورزش محسوب میشدند، هیچ رسانهای در جریان آن قرار نمیگرفت و حتی در برخی اوقات که مربی یا ورزشکاری در دایره تسلط این خبرنگاران، بخشی از ناگفتهها را بیان میکرد، مربی یا ورزشکار مذکور متهم به تخریب و برخوردهای غرضورزانه شده و تیم رسانهای فدراسیون خواستار اقتدارگرایی فدارسیون برابر چنین رفتارهایی و پایان دادن به خود محوری مربی یا بازیکنسالاری با حذف معترضین میشدند!
بدین ترتیب حواشی فدراسیونهایی که دارای چنین کمیتهای بودند هیچگاه رسانهای نشده و در سمت معکوس، کوچکترین دستاوردهای این رشتهها در حد قهرمانی جهان برخی رشتهها با استدلالهای گوناگون بزرگنمایی شده و حتی دستگاه ورزش نیز تحت فشار گذاشته میشد که از این فدراسیون تجلیل و بر بودجه و اعتبارات سالیانه ان بیافزاید.

در این فضا، هنگامی که در دوره یکی از روئسای سابق سازمان تربیت بدنی، خبرنگاران منتقد دستگاه ورزش نیز در یک فدراسیون ساماندهی شده و به دستور متولی ورزش، فدراسیون مذکور مکلف به پرداخت حقوق ماهیانه به این خبرنگاران شد، برخی فدراسیونها که برای تشکیل چنین کمیتهای شک و تردید داشته و از عواقب هزینهکرد بودجه بدین شکل هراس داشتند، نیز دست به کار شدند و بدین ترتیب در دورهای تعداد قابل ملاحظهای از فدراسیونهای ورزشی به صورت علنی یا غیرعلنی، چنین کمیته رسانهای تشکیل داده و از خاصیتهای آن بهره بردند!
برخورد حذفی سازمان تربیت بدنی با یکی از روئسای فدراسیونها که به شدت برای کمیته رسانهای خود که منتقدین مهرعلیزاده را نیز در برمیگرفت، هزینه انجام داده بود، منجر به تجدیدنظر سایر فدراسیونها شد تا شاهد تاثیرات مثبت تنها رویکرد اثربخش حوزه رسانهای سازمان ورزش در طول سه سال اخیر باشیم اما این روند تنها یک سال و اندی پابرجا ماند و برخی روئسای فدراسیونهای ورزشی که تاب نقادی رسانهها را نداشتند و کرسیهایشان را در خطر از دست رفتن میدیدند، مجدداً به این حربه کهنه متوسل شدند تا هم نقادان از درآمدی ثابت که عمدتاً از حقوق روزنامهنگاری این نقادان نیز بیشتر است، برخوردار شوند و هم بار دیگر نقابی بر صورت رشتههای ناکام گذاشته شده و هر منتقدی با فضاسازی این گروههای خبرنگار، حذف شود.
پیش از بازیهای المپیک پکن در برخی فدراسیونها که مسئولان آنها نسبت به کسب نتیجه قابل قبول تردید داشتند در این خصوص گامهایی برداشته شد که با نقدهای آتشین پس از المپیک، عملاً برخی فدراسیونها بیمحابا مجدداً چنین کمیتههایی را احیاء کردند و در برخلاف عرف معمول رسانهها، منتقدینشان که حتی در رسانه ملی با ذکر نام، آنها را فاقد صلاحیت نقادی خوانده بودند، به عضویت این کمیتهها درآوردند تا با پرداخت سهم برخی مطبوعاتیها، فشار رسانهای به مراتب کاهش یابد.
این حرکت فدراسیونها در حالی مجدداً به وقوع میپیوندد که سکوت بالادستیها که دورهای از چنین اقداماتی ناخرسند بودند، نیز توسط روئسای فدراسیونها به نشانه چراغ سبز ارزیابی شده و پرداختها که بار دیگر از محل حساب غیردولتی فدراسیونها به خبرنگاران عضو کمیتههای اطلاع رسانی انجام میپذیرد تا شامل حال نظارت دقیق دستگاههای بازرسی نشود، از نو آغاز شده است.
از سویی دیگر برخی فدراسیونهای ورزشی نیز با هدف در اختیار داشتن توجیهاتی قابل قبول در صورت نظارت بر نوع هزینهکرد اعتبارات، خبرنگاران مرتبط را تحت عنوان مشاوران رئیس فدراسیون یا کارمندان کمیته روابط عمومی پوشش مالی دادهاند که در بررسیها مشخص شده، برخی روئسای فدراسیونها برابر با ظرفیت معاونت وزراتخانهای بزرگ، از مشاور رسانهای و کارمند روابطعمومی برخوردارند.
فضای وجود آمده در ارتباط با همراهیهای اینچنینی با برخی نمایندگان رسانههای گروهی، این بار در برخلاف دور گذشته با مشخصاتی است که به نظر میرسد تا انتهای سال 88، حداقل در فدراسیونها لزومی برای بازنگری در پرداختهات وجود ندارد و این ارقام که عملاً حکم حق السکوت را دارد، همچنان در سکوت برخی بالادستیها که علاقمند هستند برای بقاء در این مقطع، حوزه مختلف ورزش را کمحاشیهتر از هر زمان معرفی کنند، ادامه خواهد یافت و برخورد جدی و عملی با خرید قلم برخی خبرنگاران و تحلیلگران صورت نخواهد پذیرفت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


