آجیل تلخ بیتدبیری برای سینماگران
بازگشت انحصار و توقف حمایت از سبک «جدایی نادر از سیمین»
بدتر از این دو رویداد، درج این بند در بخشنامه مذکور است که «مجوز فیلمهای اول تا سقف ۱۵درصد عناوین مصوب در هر فصل است»؛ یعنی کمتر از انگشتان یک دست در هر سال سینمای ایران، فرصت فیلمسازی نسل تازه سینماگران جوان است. این انحصارگرایی در حالی است که دستکم در سه دوره اخیر جشنواره، بدترین فیلمها از سوی برخی کارگردانان پیشکسوت ارائه شد.
یکی از رویدادهای اثرگذاری که با تغییر دولت تصور میشد در حال وقوع در عرصه سینماست، پا پس کشیدن دولت از جزئیات این صنعت و واگذاری آن به صنوف و حضور در سطح عالی و نظارت بر عملکردها بود؛ اما گویا قرار نیست هیچ گاه شاهد چنین اتفاقی باشیم و در اقدامی نگرانکننده، شاهد ورود به عرصههایی هستیم که جز انحصارگرایی و سلیقه گرایی در سینمای ایران، حاصلی ندارد و نگرانیهایی را میان سینماگران ایران در پی داشته که در آغاز سال تازه سینما، حکم آجیل تلخ بیتدبیری برای سینماگران یافته است.به گزارش «تابناک»، یکی از کمترین انتظاراتی که از مدیران سینمایی دولت یازدهم میرفت، حضور در سطح عالی سینما و عدم ورود به جزئیات فیلمسازی بود؛ کاری که در گذشته در مواردی انجام نشد و هزینههایی در پی داشت و به همین دلیل، گمان میرفت حکم درس عبرتی را داشته که مانع از تکرارش در دولتهای آینده میشود. آنچه منطقی تصور میشد، صرفاً محورهای مورد تأکید سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد در فیلمسازی به عنوان اولویتهای حمایت مالی از آثار بود.

با سیاستهای تازه، فیلمهای پایان باز نظیر «جدایی نادر از سیمین» به حداقل خواهند رسید
با این حال، بخشنامهای که با نام «اهداف، اولویتها و ضوابط اعطای مجوز ساخت فیلم در سال 93» توسط معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد، نشان داد این بار نه تنها قرار است در مضامین آثار سینمایی دخالت مستقیمی شود، بلکه این دخالت در حد حمایت و یا عدم حمایت مالی نیز نخواهد بود و صاحبِ اثری که در اولویتهای مورد اشاره سازمان سینمایی نباشد، اساساً برای دریافت پروانه ساخت فیلمش باید بدود.
هرچند اهداف معرفی شده از سوی سازمان سینمایی مشتمل بر «تحكيم و ترويج ارزشهای انقلاب اسلامي و دفاع مقدس»، «تحكيم نهاد خانواده و محوريت بخشي به آن»، «ايجاد و تقويت فضای اميد، كار و تلاش و نشاط اجتماعی»، «ايجاد و تقويت روحيه احترام به اخلاق و قانون در روابط اجتماعی»، «معرفی و ترويج سبک زندگي ايرانی و اسلامی» باارزش است، اینکه اهداف فیلمسازان را در این موارد محدود کرد تا خروجی مطلوب مدیران در جشنواره فجر سی و سوم حاصل آید، عملاً بایکوت بخشی از سینمای ایران است و برخی ژانرها نظیر تراژدی را باید به کل تعطیل کرد!

با ریلگذاری تازه، عملاً سینمای ضد قصه نظیر «اسب حیوان نجیبی است» کاهانی به حداقل خواهد رسید
از مضامین که بگذریم، شاهد این مسأله هستیم که مدیران سازمان سینمایی در قالب این دستورالعمل تازه، حتی در تکنیک فیلمسازی نیز ورود کردهاند که در هیچ دولتی سابقه ندارد. بر مبنای این دستورالعمل، «آثار قصهگو، قهرمان محور و بدون پایان باز»، «آثار با محوریت کودک و نوجوان»، «آثار طنز و دارای فضای مفرح»، «آثار اجتماعی با نگاه واقع بینانه توأم با نگاه نقادی مشفقانه، منصفانه و مصلحانه»، «آثار اقتباسی از ادبیات نمایشی و متون ایرانی» در اولویت دریافت پروانه نمایش هستند و طبیعتاً سایر سبکهای فیلمسازی در ایران در اولویت دریافت پروانه نمایش نبوده و باید برای دریافت پروانه ساخت بدوند.
بنابراین، آثاری چون «چهارشنبه سوری»، «جدایی نادر از سیمین»، «اینجا بدون من»، «طعم گیلاس»، «خون بازی»، «یه حبه قند» که پایان باز دارند و قرار بود با اولویتبندی جدید ساخته شوند، احتمالاً برخی از آنها مجوز تولید نمیگرفتند و یا در اولویت دوم قرار میگرفتند و مشخص نبود چه زمانی پروانه تولیدشان صادر شود. بر همین مبنا، حقیقتاً مشخص نیست چه منطقی در پی این دستورالعمل بوده که تکنیک اتفاقاً کاربردیِ پایانِ باز را که تنها در مواردی بد استفاده شده، محدود سازد.

با سیاستهای تازه، آثاری نظیر «اینجا بدون من» به واسطه فضای تلخشان بسیار محدود خواهند بود
بدتر از این دو رویداد، درج این بند در بخشنامه منتشره از سوی شورای پروانه ساخت و ابلاغی توسط سازمان سینمایی است که در آن آمده: «مجوز فیلمهای اول تا سقف ۱۵درصد عناوین مصوب در هر فصل است» و در واقع اگر حدود ۱۰۸ فیلمی که امسال مجوز تولید گرفتند، در سال آینده پروانه ساخت دریافت کنند، تنها حدود شانزده فیلمساز، تجربه نخست فیلمسازی را در سال خواهند داشت که این رقم با توجه به آنکه بسیاری از پروژههایی که پروانه ساخت میگیرند، به تولید نمیانجامند تا یک سوم این رقم تقلیل مییابد و کمتر از انگشتان یک دست در هر سال سینمای ایران، فرصت ظهور و بروز نسل تازه سینماگران جوان است.
این سیاست که به ظاهر با هدف تناسب بخشیدن به ظرفیت اکران و همچنین ایجاد فرصت برای چهرههای دارای سابقه فیلمسازی است، عملاً انحصار منتهی به رانتی است که در دولتهای پیش بود و اگر جواد شمقدری، یک حرکت درست کرده باشد، برداشتن کامل همین رانت بود و بسیاری از فیلمسازان جوان در سایه برداشتن این انحصارگرایی ـ که در گذشته تا این حد رسمی نیز نبود ـ توانستند کارگردان و تهیه کننده اول شوند؛ رخدادی که اساساً با سیاست تازه سازمان سینمایی تقریباً غیرممکن است و بعید به نظر میآید که کارگردان فیلم اولی، بتواند همزمان تهیهکننده فیلم اولی نیز باشد.

با روند تازه، فرصت ظهور فیلم اولیها نظیر ثقفی و «مرگ کسب وکار من است» محدودتر میشود
این سیاست را شاید بتوان با تکیه بر آثار جشنوارههای سیام، سیویکم و سیودوم فیلم فجر نیز به چالش کشید و کنکاش عمیقتری نیاز نباشد، چرا که دستکم در سه دوره اخیر جشنواره، بدترین فیلمها توسط برخی کارگردانان پیشکسوت ارائه شد که حالا دوباره برایشان رانت شکل گرفته و برخی از بهترین آثار سینمای ایران توسط کارگردان جوان و فیلم اولی یا دارای تجربه بسیار کم تولید شد و به همین دلیل، شاید منطق ایجاب کند در آیین نامه مذکور و حتی در ترکیب شورایی پروانه ساخت و اداره ارزشیابی ـ که خروجیشان چنین دستورالعملی بوده ـ به شدت تجدیدنظر کرد.
آنچه نگرانیهایی را در پی داشته و باید چندباره بر آن تأکید کرد، گذاردن این موارد به عنوان ضوابط دریافت پروانه نمایش است و نه ضوابط دریافت کمک مالی از سازمان سینمایی. در واقع شاید بتوان بدین طریق سال آینده، دیگر فیلمهایی درباره مضامین تلخ اجتماعی در جشنواره سی و سوم فیلم فجر کمتر داشته باشیم و حسابی کمدی ببینیم و یک دل سیر بخندیم. نباید تعبیر اشتباهی داشت، چرا که منتقدان بر این باورند که بر پایه برآوردها، سینمای ایران نیاز به کمدیهای فاخر دارد و باید این حوزه نیز توسعه یابد؛ اما هیچ ژانری از سینما را نباید و نمیتوان با بخشنامه تحدید کرد.
ای کاش مدیران سازمان سینمایی اندکی از گذشته درس گرفته و این دستورالعمل را پس بگیرند تا شاهد شکل گیری حاشیههایی تازه متاثر از همین دستورالعمل تازه در طول زمان نباشیم و خشت تازهای کج نهاده نشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۸
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
ایجاد و حمایت از چشنواره های مردمی
حمایت از فیلمهای فاخر
تاسیس و پایه گذاری سازمان سینمایی و دریافت بودجه قابل توجه برای ان
حمایت از کارگردانهای ارزشی و توانمند
اکران استانی چشنواره فجر
اکران خارجی فیلم های ایرانی برای اولین بار مثل 33 روز، شکارچی شنبه و....
رفع توقیف بسیاری از فیلم های در دوران خاتمی و صفار جلو اکران ان گرفته شده بود مثل فیلم معروف حاتمی کیا ...
اکران فیلم های درجه 2 در شبکه خانگی به خاطر عدم امکان اکران سینمایی
حل مشکل کپی فیلم با توسعه اکران خصوصی و شبکه خانگی
دادن مجوز به سریال های قسمتی برای اکران در شبکه خانگی مثل قهوه تلخ، شاه گوش، قلب یخی و شکست انحصار صدا وسیما برای تولید سربال
پاسخ ها
mehdi
| ۱۳:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
منظورتون فیلمهایی مثل راه ابی ابریشم و لاله و .. هست دیگه...
ناشناس
| ۱۵:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
پاسخ ها
mehdi
| ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
عجب منطقی...
نظرت چیه چون کارگردان هامون هم خوب فیلم نمیسازن کلا فیلمسازی تعطیل بشه..
پاسخ ها
mehdi
| ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
ناشناس
| ۰۰:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۹
در ضمن در مورد محدودیت ورود کارگردانان تازه کار نیز قبلاً چنین سیاست هایی بود. در اواسط دهه هفتاد، هر سال فقط شش کارگردان فیلم اولی، پروانه ساخت می گرفتند.
پاسخ ها
mehdi
| ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
اگر یه عده ای از یه چیزی بدشون میاد باید تولیدش متوقف بشه؟
نکته ی قابل توجهی که شاید کمتر به اون پرداخته می شه این هست که « چرا سینمای ایران فقط به فیلم های اجتماعی بها می ده ؟ » حتی اگه دقت بکنید فلیم های کمدی که ساخته می شه هم اجتماعی هستند.
هیچ کس حتی به خودش زحمت نمی ده یک مقدار این روند رو عوض کنه...
چرا هیچ وقت در سینمای ما هیچ کس جرأت نداره « ارباب حلقه ها » بسازه ؟ چرا هیچ کس جرأت نداره « شعبده باز » بسازه ؟
حتی سیاست هایی هم که وضع می کنند همه اش مربوط به فیلم های اجتماعی می شه.
کاش یه سیاست وضع می کردند که « تو رو به خدا بسه دیگه هرچه قدر فیلم تأثیر گذار اجتماعی ساختید! »
پاسخ ها
mehdi
| ۱۶:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۸
اگر به فیلمهای اجتماعی بها داده می شد که وضعیت سینمای ایران این نبود
البته حرف شما در مورد اینکه فیلمهای سرگرم کننده قوی و پرفروشی که بتونه سینمای ورشکستمون رو نجات بده رو قبول دارم...
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




