همه آنهایی که خارج از گود بر سر دولت فریاد میزنند!
چرا برخی نمایندگان مجلس به گونهای سخن گفته و رفتار میکنند که مخاطب را به این فکر میاندازند که ایشان بیرون گود نشسته و هر کدام از سویی بر سر دولت فریاد میکشند که چنین و چنان کن و جالب آنکه اگر دولت به این فریادها توجه نکند یا به اشکالات آنها اشاره کند، سر و صدای این دست از نمایندگان بلند میشود و شروع به انتقاد از عملکرد دولت میکنند!
هنوز زمان زیادی از تحویل بودجه ۹۳ نگذشته و چندی بیش نیست که ابلاغیه آن از سوی رئیس مجلس و در نهایت رئیسجمهور منتشر شده است که سخنان برخی نمایندگان مجلس درباره هدفمندی یارانهها در فاز دوم، مخاطب عام و خاص را به فکر فرو میبرد.
در این باره، احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه اظهار کرده است: درآمد هدفمند کردن یارانهها به صورت غیر هدفمند بین تمام مردم و یکسان تقسیم شد. به باور بنده، مرحله نخست باید مرحله آخر این قانون تلقی شود.
توکلی گفته است: کاهش مصرف، استفاده بهینه از منابع برای توسعه، عدالت بین مردم در مصرف یارانه پنهان و مواردی از این دست از اهداف هدفمند کردن یارانهها بود که هیچ کدام به درستی محقق نشد.
البته این بار اولی نیست که احمد توکلی اذعان میکند مخالف اجرای فاز دوم هدفمندی یارانههاست، ولی این مخالفتها در حالی است که خود وی چندی پیش به همراه دو تن دیگر از نمایندگان مجلس، از جمله غلامرضا مصباحی مقدم، طرحی به نام راهبرد سوم برای اجرای فاز دوم هدفمندی یارانهها به دولت پیشنهاد داده بودند؛ طرحی که عملا در بخشهایی تناقضات فراوان داشت و در بسیاری موارد دیگر همان قانون فعلی ولی با رنگ و لعاب دیگری بود و جای تعجب بود که چگونه نام آن راهبرد سوم گذاشته شده است؟!
از سوی دیگر، وی از نخستین افرادی بود که پیشنهاد حذف یارانه نقدی بخشی از دهکهای درآمدی را در فاز دوم هدفمندی یارانهها داد. وی در مهر ماه سال جاری با ارائه این پیشنهاد گفته بود که حذف سه دهک درآمدی ۶ هزار میلیارد تومان از هزینههای دولت میکاهد. اما راهکارهای وی چه بود؟
این نماینده مجلس در آن زمان گفته بود: در تمامی دنیا این کار انجام شده و در ایران نیز امکانپذیر است. شناسایی این افراد آسان است؛ برای نمونه، کارمندان دولتی که بیش از دو تا سه میلیون تومان در ماه حقوق میگیرند، کاملا قابل شناسایی هستند. افرادی که خودرو شخصی آنها از مدل و قیمت خاصی بالاتر باشد، به آسانی قابل شناسایی هستند.
امروز هم وی بیان کرده است: اگر قبول داشته باشید یکی از اهداف هدفمند کردن یارانهها، کاهش فاصله خانوارهای ایرانی در استفاده از یارانه پنهان است، میتوان گفت که دولت میتواند به آسانی مستحق و غیرمستحق را شناسایی کند.
راهکار هم جالب توجه است: شناسایی افراد مستحق به لحاظ دینی و نیز تجربه بشری امکانپذیر است، چرا که بنا بر سنت شرعی ۱۴۰۰ سال است که مسلمانان در حال شناسایی افراد مستحق بوده تا به آنها خمس و زکات بدهند. در کشورهای سرمایهداری صنعتی نیز انواع اعانات به نام پرداختهای انتقالی با شناسایی نسبتا دقیق مستحقان داده میشود. از همین روی، میتوان به آسانی افراد مستحق را شناسایی کرد. همچنین شناسایی ثروتمندان هم از طریق روشهای مالیاتگیری امکان پذیر است.
اما جالب آنجاست که گویا وی خود گفتههایش را نقض میکند، زیرا بیان کرده است: اینکه دولت میخواهد با تعیین کف درآمد مشمولان دریافت یارانه را تعیین کند، بیاشکال هم نیست؛ از جمله این اشکالات اینکه در این طرح وضعیت کمی و کیفی خانوارها دیده نشده است؛ برای نمونه، یک خانواده دو نفره در شهر بجستان خراسان رضوی با یک میلیون تومان درآمد ماهانه میتواند زندگی معمولی در شهر خود داشته باشد ولی اگر فردی همان درآمد را در تهران داشته باشد، دخل و خرجش با هم نمیخواند. همچنین شاید برخی خانوارها به خاطر درمان بیماران خاص خود هزینههای بالایی بپردازند که در این طرح دیده نشده است.
اگر به گفته این نماینده در تعیین کف درآمد این همه مشکلات وجود دارد، چگونه قرار است از سیستم اعانات و خمس و زکات که اساسا یک سیستم غیر متمرکز و بدون اطلاعا و آمار دقیق است به شناسایی فقرا، و از طریق سیستم مالیاتگیری که اساسا اگر روبهراه بود دولت هیچ مشکلی برای حذف ثروتمندان نداشت، به شناسایی اغنیا پرداخت؟!
پرسش دیگر اینجا است، آیا زمانی که وی طرح حذف دهکها را مطرح میساخت و نام خود را به عنوان طراح حذف دهکها مطرح کرده بود، به مشکلات موجود در پس طرح خود نمیاندیشید؟
پرسشهای دیگری نیز در این میان مطرح است و آن اینکه آیا اکنون که بودجه ۹۳ تصویب و هزینهها و درآمدهای هدفمندی در آن لحاظ شده است، سخن از عدم اجرای فاز دوم منطقی است؟ به عبارت کلیتر، چرا برخی نمایندگان مجلس به گونهای سخن گفته و رفتار میکنند که مخاطب را به این فکر میاندازد که ایشان بیرون گود نشسته و هر کدام از سویی بر سر دولت فریاد میکشند که چنین و چنان کن.
و جالب آنجاست که اگر دولت به این فریادها توجه نکند یا به اشکالات آنها اشاره کند، سر و صدای این دست از نمایندگان بلند میشود و شروع به انتقاد از عملکرد دولت میکنند!
اینها همه در حالی است که هرچند موضوع حذف دهکها و افراد غیر نیازمند به یارانه، موضوعی است که تقریبا بر سر آن اجماع هست، این اجماع تنها و تنها به این معناست که بار حذف افراد به دوش دولت افتاده و هر کاری در این مسیر به پای دولت نوشته خواهد شد.
انتقاد به روشهای در پیش برای حذف افراد از یارانه نقدی زیاد است و کارشناسان درباره این موضوع بارها دیدگاههای خود را گفتهاند؛ اما گویا بیان سخنانی از جمله اینکه فاز اول هدفمندی باید به عنوان فاز آخر تلقی شود، از زبان نمایندگان مجلس ـ که زمانی خود علَم هدفمندی را با شور و شوق بلند کرده بودند و خود دولت را تشویق به ادامه مسیر کردند، آن هم در زمانی که دولت بیش از هر زمانی نیازمند حمایت هم از سوی قوا و نهادهای حاکمیتی و هم از سوی افکار عمومی است ـ چندان خوش آیند نیست و جز خالی کردن دل دولت در یکی از حساسترین شرایط اقتصادی نتیجهای ندارد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۷
انتشار یافته: ۹
نماینده ، سخنگوی توده ی مردم است بنابراین انتقاد از نماینده ای که به دنبال استیفای حق مردم است اشتباه محض است.
پاسخ ها
رضا
| ۱۰:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۲۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۵
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




