پیروز مجتهدزاده در گفتوگو با «تابناک»؛ (بخش پایانی)
چرا عدهای کشورهای عربی را قدرتمند جلوه میدهند؟
میتوانم از شما بپرسم، این لابی عربی تخیلی چگونه شکل گرفته و در کجای جامعه سیاسی غرب و ایالات متحده امریکا جا گرفته است؟ ما در سواحل جنوبی خلیج فارس حتی یک ملت نداریم. آنچه در آن صفحات و سواحل دیده میشود، قبایلی هستند که در ساختمانهای بتنی و بلورین زندگی سنتی خود را ادامه میدهند.
مذاکرات اولیه گام نهایی جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱ +۵ در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در شهر وین اتریش با حضور محمدجواد ظریف و کاترین اشتون برگزار شد. این مذاکرات سه روز طول کشید و سرانجام پنجشنبه صبح، ساعت ۹ صبح به وقت وین به پایان رسید. هدف از این دور مذاکرات، تعیین دستور کار مذاکرات آتی و چهارچوببندی آن در گام نهایی برای رسیدن به توافق نهایی بود، تا همه موضوعات جمعبندی و احصا شده و در دستور کار مذاکرات جامع قرار گیرد.
نکتهای که در مدت مذاکرات زیاد در مطبوعات داخلی و بینالمللی به چشم میخورد، تناقضهای رفتاری و کلامی امریکاییها در مواجه با ابتکار دیپلماتیک ایران بود و از سوی دیگر زمزمههایی از تغییر نگرش امریکا به روابط با ایران نیز بسیار افزایش پیدا کرده است.
در همین رابطه «تابناک» در گفتوگو با دکتر پیروز مجتهدزاده، مشاور پژوهشی دانشگاه سازمان ملل متحد و مدیر عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک (Urosevic Research Foundation) لنـدن سیاست امریکا در قبال ایران و آینده پرونده هستهای ایران را بررسی کرده است.
آقای دکتر همان گونه که در جریان هستید، توافق ژنو در سیام دی ماه به اجرا درآمد. به نظر جنابعالی اجرایی توافق ژنو تاکنون چه تأثیراتی داشته است؟
همان گونه که همه ما دیدیم، دست یافتن به توافقهای اولیه کار بسیار دشواری برای هر دو طرف بود. بدیهی است که وقتی صحبت از دشواری در این رابطه به میان آید، منظور دشواری برای هر دو طرف است. البته در مقاطعی شرایط به صورتی پیش آمد که دشواری برای طرف ایران بیشتر بود. چون طرف مقابل باید متعهد میشد که از فشار و سخت گیریهای غیر قابل اندازه گیری در مقابل ایران دست بردارد و این دست برداشتن از فشارها و سختگیریهایی که معادله میزان کاهش با زمان کاهش در توافقها نمیتوانست کامل و دقیق اندازهگیری شود، کار آسانی نیست.
به هر حال، در مراحل اجرا تا آنجایی که ما از طریق رسانههای بینالمللی اطلاع به دست میاوردهایم و میتوانیم قضاوت کنیم؛ ایران به همه تعهدات خودش عمل کرده است و آزانس بینالمللی انرژی هستهای هم همین یکی، دو روز پیش دوباره تأیید کرد ایران همه گونه همکاریهای توافق شده را ارائه کرده است. حداقل این است که ما موردی را ندیدیم که صحبت از خطا یا کوتاهی از طرف ایران به وسط آمده باشد؛ ولی در طرف مقابل ما شاهدیم، در مواردی ایالات متحده امریکا نتوانسته است جلوی افزایش غیر اصولی فشارها و اقدامات مخرب را بگیرد. در حقیقت در این چند مدت از طرف امریکا کوتاهیهایی را شاهد بودیم که عمدتا این کوتاهیها مربوط به اجرای برخی از تحریمهای اضافی مربوط به دوران پس از توافقها میشود؛ یعنی پس از توافق اینها نمیبایستی تحریمهایی را مطرح کنند که کردند. در برخی از موارد نیز برخی تحریمها را به اجرا درآوردند که نمیبایستی این کار را میکردند.
البته ما از طرف اتحادیه اروپا شاهد کوتاهی عمدهای نبودیم. لاجرم آن چیزی که در این وسط میماند این است که فقط ایالات متحده امریکاست که نتوانسته در اجرای تعهدات خود کاملا روسفید از آب دربیاید و این وضعیت بدیهی است که تاثیرات ناگواری بر اصل صداقت و صمیمیت در اجرای تعهدات خواهد گذاشت. ما میدانیم اگر صمیمیت و صداقت در کار نباشد، تعهدات به هیچ وجه نمیتوانند به ثمر برسند، برای اینکه هر قدر یک طرف اقداماتی را انجام دهد، چون طرف دیگر اعتماد و صمیمیت لازم را نمیبیند، ممکن است در پذیرفتن تعهدات دچار مشکل شود.
به هر حال در مجموع فضا آن طوری نیست که نسبت به آینده و پیشرفت کار ناامید باشیم. فقط یک مقدار باید کاخ سفید و وزارت خارجه ایالات متحده امریکا صمیمیت و جدیت بیشتری نشان دهند. ما درک میکنیم که آنها روی طناب بسیار باریکی حرکت میکنند و ما میدانیم که آنها برای اینکه از روی این طناب بسیار باریک سقوط نکنند، ناچار هستند که به منابع فشار آورنده هم گاهی توجه بکنند و هم گاهی مطالبی برای خشنودی آنها به زبان بیاورند. ولی آنها باید منافع ملی امریکا را در نظر بگیرند. ظاهرا منافع ملی آمریکا این طور حکم میکند که آنهاها هر بحث و مطلبی را که میخواهند به کار بگیرند، دقیقا بسنجند و بررسی کنند؛ تا مبادا که در نتیجه بیدقتی در بحث و بیان، سبب ایجاد اشکال در پیشرفت مطلوب روند کار شوند.
* شما روند افکار عمومی امریکا را نسبت به سیاستهای اخیر دولت اوباما چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ همه ما دیدیم که در آغاز پاییز گذشته در یک نظرسنجی عمومی بیش از ۷۰ درصد رأیدهندگان امریکایی با پیشرفت حل مسالمت آمیز مسأله هستهای ایران کاملا موافقت داشتهاند؛ بنابراین، افکار عمومی در اینجا مشکل ندارد. آن چیزی که میماند، لابی یهودی است. این لابی در کنگره، سنا و در دولت ایالات متحده امریکا نفوذ بسیار گسترده و حیرت انگیزی دارد.
* شما علت مخالفت عربستان و برخی از کشورهای عربی با نزدیکی امریکا به ایران و توافق ژنو را چه میدانید؟
ــ بگذارید قاطعانه به شما بگویم که من مخالفت موثری از جانب عربستان و فرمانبردارانش در شورای همکاری خلیج فارس علیه نزدیکی ایران با ایالات متحده ندیده و نمیبینم. این ادعا بیشتر جنبه افسانهای دارد تا واقعیت. اینکه تلاشهایی میشد این مذاکرات صورت نگیرد ناشی از لابی نیست در جهان عربی نبوده است بلکه صرفا و یکسره ناشی از تأثیر لابی یهودی در سیاستهای امریکاست؛ هنری که اوباما به خرج داد و به نمایش گذاشت، مقاومت در برابر لابی یهودی بود و اگر از میان عربان سخنی شنیده شد، فقط جملات نصیحتوار وزیر خارجه امریکا آن سخنها به بوته خاموشی کشیده شدند.
* لابی عربی در سیاست خارجی امریکا تأثیری ندارد؟
ــ میتوانم از شما بپرسم که این لابی عربی تخیلی چگونه شکل گرفته و در کجای جامعه سیاسی غرب و ایالات متحده امریکا جا گرفته است؟ عدهای که علاقهٔ خاصی به گسیل کردن ایران به طرف دوستی نامتعادل با عربستان و کشورهای عربی خلیج فارس دارند و در عمل میخواهند این دوستی نامتوازن را به قیمت تثبیت بدهیهای سرزمینی ایران سوق دهند، نسبت به قدرت و نفوذ واقعی لابی تخیلی عربی در غرب افسانهپردازی میکنند. اگرچه برخی افراد از عربستان سعودی و کویت و قطر و امارات از طریق بازیهای مربوط به سرمایهگذاری و رشوه دهی به صورت فردی تأثیراتی صوری بر برخی افراد سیاسی و مؤسسات کوچک مطالعاتی امریکایی نقشی را به نمایش در آورند، ولی من معتقدم چیزی به نام لابی عربی وجود ندارد. آن چیزی که به نام لابی عربی وجود دارد عبارت است از تلاش عدهای از ثروتمندان سعودی، کویتی و قطری که برای ایجاد نفوذ در سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه از طریق لابی یهودی عمل میکنند.
یعنی خودشان حتی این مقدر اندک نفوذ ندارند که بتوانند بدون کمک لابی یهودی حتی یک سناتور و یا یک نماینده کنگره را بخرند. در واقع اگر گاهی مقداری اهمیت و اعمال نفوذ از طرف کشورهای عربی دیده میشود اینها از طریق لابی یهودی است. به گفته دیگر باید توجه داشت که در ورای افسانه لابی عربی آنچه تأثیرگذار نهایی در رابطه ایران و امریکاست، همان لابی یهودی است و لاغیر. کشورهای عربی میخواهند ما را در معادلات خودمان به اشتباه بیندازند و کسانی هم سعی میکنند این مسأله را بزرگ کرده و ما را به اشتباه بیندازند. قاطع میگویم، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به غیر از عربستان فقط و فقط فرمانبردار هستند. اینها بر فرمانده خود هیچ تأثیری ندارند. بلکه اینها منتظر میشوند که تا فرمانده آنان چه تصمیمی میگیرد و به کدام طرف میرود. روزی که امریکا میخواهد با ایران خصومت را گسترش دهد میبینیم که بلر سفری به این کشورها میکند و همه این کشورها نسبت به تأسیسات اتمی ایران در بوشهر اعتراضی را مطرح میکنند.
روزی دیگر که امریکا میخواهد روابطش را با ایران برای آغاز مذاکرات اصلاح کند، میبینیم که وزیر خارجه امریکا سری به سواحل جنوبی خلیج فارس میرند و همه آنها را دلداری میدهد و میگوید که آرامش با ایران به مصلحت سیاسی آنهاست. این کشورها هیچ گونه سیاست خارجی مستقل ملی ندارند. چون ملتی در این منطقه وجود ندارد.
* این جمله شما که در کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس ملت وجود ندارد، به چه معناست؟
ــ ما در سواحل جنوبی خلیج فارس حتی یک ملت نداریم. آنچه در آن صفحات و سواحل دیده میشود قبایلی هستند که در ساختمانهای بتنی و بلورین زندگی سنتی خود را ادامه میدهند. شاید آثاری از مفهوم ملت را در بحرین و مقداری کمتر در عمان را بشود جستجو کنیم. در جاهای دیگر ملتی که استقلال ملیتی و سیاسی داشته باشد، وجود ندارد. عربستان با دیگر کشورها به دلیل وابستگیهای نفتی امریکا و غرب وضعش فرق میکند. عامل نفت رابطه امریکا و عربستان را عمق و گسترش میدهد که آن هم در حال تزلزل است.
* این ادعای خود را میتوانید در چهارچوب مثالی توضیح دهید؟
ــمثلا وضعیت روابط ایران و امارات کلا و همواره محدود به مسأله ادعای این کشور نسبت به جزایر است. دشمنیهای امارات از سال ۱۹۹۲ که این ادعا مطرح شد (اگرچه این وضعیت در آن تاریخ ناشی از اشتباه ما بود) شاهد بودیم که امارات از هیچ هتاکی زبانی کوتاهی نکرد. اینها بر اساس عجله و عصبیت ادعایی را مطرح کردند و در آن ماندهاند. اینها به علت عدم درک مفهوم «حکومت یا کشور ملت پایه»، این درک را ندارند که کشور بزرگی مثل ایران با ملتی بیدار و هشیار به هم پیوسته که در برابر چالشهای سرزمینی در تاریخ، به ویژه در برابر چالشهای سرزمینی که به جنگ تحمیلی هست ساله انجامید، چه دلاوریها از خود نشان داده و دنیا را متحیر کردند. برخی سیاسیون امارات و قطر از جمله وزیر خارجه ابوظبی نشان دادهاند که نمیتوانند درک کنند که ملت ایران نمیتواند به دلیل ادعاهای مسخره و وانمود کردنهای خندهآور از قسمتی از خاک وطنش چشم پوشی کند. هیچ کشوری این کار را نمیکند.
* به رغم همه این کارشکنیها میبینیم در سه روز اخیر مذاکرات اولیه گام نهایی توافق هستهای آغاز شد و هر دو طرف ابراز رضایت کردهاند، شما علت این پیشرفت را چه میدانید؟
ــ همه طرفها یک عزم سیاسی برای رسیدن به توافق دارند و تلاش میکنند مشکلات تا به امروز را از بین ببرند. ما از مدتها قبل به دنبال چنین وضعیتی بودیم. شما امروز از ظریف و اشتون این کلمات را میشنوید. رهبری هم گفته است که نگرانیهایی دارند ولی مذاکرات ادامه خواهد داشت و مذاکرات به نتیجه خواهد رسید. در واقع پیش از اشتون و ظریف، رهبر جمهوری اسلامی این کلمات را گفت. با توجه به مشکلات و کارشکنیها عزم و ارده ملی هر دو طرف بر حل این مسائل است. مخالفت حق همه است؛ اما کارشکنی حق هیچ کس نیست. انسان عاقل سعی میکنند ابراز مخالفت را به صورتی مطرح نکنند که فردا باعث سرافکندگی شود. ما در سیاستهای مربوط به مسأله هستهای در دوازده تا پانزده سال اخیر شامل موارد این گونه بودیم. باید دور از علایق حزبی، جناحی و ... با این مسأله برخورد کرد.
چون موضوع هستهای مربوط به منافع ملی میشود. ما در کشور متأسفانه اختلافات داخلی را به عرصه سیاست خارجی کشاندیم که متأسفانه باعث مشکلات زیادی بر سر راه دفاع از منافع ملی ما شده است. در منافع ملی نباید اختلاف داشته باشیم و کار را به جایی برسانیم که دوباره اوباما بگوید گزینه جنگ روی میز است.
متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.
نکتهای که در مدت مذاکرات زیاد در مطبوعات داخلی و بینالمللی به چشم میخورد، تناقضهای رفتاری و کلامی امریکاییها در مواجه با ابتکار دیپلماتیک ایران بود و از سوی دیگر زمزمههایی از تغییر نگرش امریکا به روابط با ایران نیز بسیار افزایش پیدا کرده است.
در همین رابطه «تابناک» در گفتوگو با دکتر پیروز مجتهدزاده، مشاور پژوهشی دانشگاه سازمان ملل متحد و مدیر عامل بنیاد پژوهشی یوروسویک (Urosevic Research Foundation) لنـدن سیاست امریکا در قبال ایران و آینده پرونده هستهای ایران را بررسی کرده است.
آقای دکتر همان گونه که در جریان هستید، توافق ژنو در سیام دی ماه به اجرا درآمد. به نظر جنابعالی اجرایی توافق ژنو تاکنون چه تأثیراتی داشته است؟
همان گونه که همه ما دیدیم، دست یافتن به توافقهای اولیه کار بسیار دشواری برای هر دو طرف بود. بدیهی است که وقتی صحبت از دشواری در این رابطه به میان آید، منظور دشواری برای هر دو طرف است. البته در مقاطعی شرایط به صورتی پیش آمد که دشواری برای طرف ایران بیشتر بود. چون طرف مقابل باید متعهد میشد که از فشار و سخت گیریهای غیر قابل اندازه گیری در مقابل ایران دست بردارد و این دست برداشتن از فشارها و سختگیریهایی که معادله میزان کاهش با زمان کاهش در توافقها نمیتوانست کامل و دقیق اندازهگیری شود، کار آسانی نیست.
به هر حال، در مراحل اجرا تا آنجایی که ما از طریق رسانههای بینالمللی اطلاع به دست میاوردهایم و میتوانیم قضاوت کنیم؛ ایران به همه تعهدات خودش عمل کرده است و آزانس بینالمللی انرژی هستهای هم همین یکی، دو روز پیش دوباره تأیید کرد ایران همه گونه همکاریهای توافق شده را ارائه کرده است. حداقل این است که ما موردی را ندیدیم که صحبت از خطا یا کوتاهی از طرف ایران به وسط آمده باشد؛ ولی در طرف مقابل ما شاهدیم، در مواردی ایالات متحده امریکا نتوانسته است جلوی افزایش غیر اصولی فشارها و اقدامات مخرب را بگیرد. در حقیقت در این چند مدت از طرف امریکا کوتاهیهایی را شاهد بودیم که عمدتا این کوتاهیها مربوط به اجرای برخی از تحریمهای اضافی مربوط به دوران پس از توافقها میشود؛ یعنی پس از توافق اینها نمیبایستی تحریمهایی را مطرح کنند که کردند. در برخی از موارد نیز برخی تحریمها را به اجرا درآوردند که نمیبایستی این کار را میکردند.
البته ما از طرف اتحادیه اروپا شاهد کوتاهی عمدهای نبودیم. لاجرم آن چیزی که در این وسط میماند این است که فقط ایالات متحده امریکاست که نتوانسته در اجرای تعهدات خود کاملا روسفید از آب دربیاید و این وضعیت بدیهی است که تاثیرات ناگواری بر اصل صداقت و صمیمیت در اجرای تعهدات خواهد گذاشت. ما میدانیم اگر صمیمیت و صداقت در کار نباشد، تعهدات به هیچ وجه نمیتوانند به ثمر برسند، برای اینکه هر قدر یک طرف اقداماتی را انجام دهد، چون طرف دیگر اعتماد و صمیمیت لازم را نمیبیند، ممکن است در پذیرفتن تعهدات دچار مشکل شود.
به هر حال در مجموع فضا آن طوری نیست که نسبت به آینده و پیشرفت کار ناامید باشیم. فقط یک مقدار باید کاخ سفید و وزارت خارجه ایالات متحده امریکا صمیمیت و جدیت بیشتری نشان دهند. ما درک میکنیم که آنها روی طناب بسیار باریکی حرکت میکنند و ما میدانیم که آنها برای اینکه از روی این طناب بسیار باریک سقوط نکنند، ناچار هستند که به منابع فشار آورنده هم گاهی توجه بکنند و هم گاهی مطالبی برای خشنودی آنها به زبان بیاورند. ولی آنها باید منافع ملی امریکا را در نظر بگیرند. ظاهرا منافع ملی آمریکا این طور حکم میکند که آنهاها هر بحث و مطلبی را که میخواهند به کار بگیرند، دقیقا بسنجند و بررسی کنند؛ تا مبادا که در نتیجه بیدقتی در بحث و بیان، سبب ایجاد اشکال در پیشرفت مطلوب روند کار شوند.
* شما روند افکار عمومی امریکا را نسبت به سیاستهای اخیر دولت اوباما چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ همه ما دیدیم که در آغاز پاییز گذشته در یک نظرسنجی عمومی بیش از ۷۰ درصد رأیدهندگان امریکایی با پیشرفت حل مسالمت آمیز مسأله هستهای ایران کاملا موافقت داشتهاند؛ بنابراین، افکار عمومی در اینجا مشکل ندارد. آن چیزی که میماند، لابی یهودی است. این لابی در کنگره، سنا و در دولت ایالات متحده امریکا نفوذ بسیار گسترده و حیرت انگیزی دارد.
* شما علت مخالفت عربستان و برخی از کشورهای عربی با نزدیکی امریکا به ایران و توافق ژنو را چه میدانید؟
ــ بگذارید قاطعانه به شما بگویم که من مخالفت موثری از جانب عربستان و فرمانبردارانش در شورای همکاری خلیج فارس علیه نزدیکی ایران با ایالات متحده ندیده و نمیبینم. این ادعا بیشتر جنبه افسانهای دارد تا واقعیت. اینکه تلاشهایی میشد این مذاکرات صورت نگیرد ناشی از لابی نیست در جهان عربی نبوده است بلکه صرفا و یکسره ناشی از تأثیر لابی یهودی در سیاستهای امریکاست؛ هنری که اوباما به خرج داد و به نمایش گذاشت، مقاومت در برابر لابی یهودی بود و اگر از میان عربان سخنی شنیده شد، فقط جملات نصیحتوار وزیر خارجه امریکا آن سخنها به بوته خاموشی کشیده شدند.
* لابی عربی در سیاست خارجی امریکا تأثیری ندارد؟
ــ میتوانم از شما بپرسم که این لابی عربی تخیلی چگونه شکل گرفته و در کجای جامعه سیاسی غرب و ایالات متحده امریکا جا گرفته است؟ عدهای که علاقهٔ خاصی به گسیل کردن ایران به طرف دوستی نامتعادل با عربستان و کشورهای عربی خلیج فارس دارند و در عمل میخواهند این دوستی نامتوازن را به قیمت تثبیت بدهیهای سرزمینی ایران سوق دهند، نسبت به قدرت و نفوذ واقعی لابی تخیلی عربی در غرب افسانهپردازی میکنند. اگرچه برخی افراد از عربستان سعودی و کویت و قطر و امارات از طریق بازیهای مربوط به سرمایهگذاری و رشوه دهی به صورت فردی تأثیراتی صوری بر برخی افراد سیاسی و مؤسسات کوچک مطالعاتی امریکایی نقشی را به نمایش در آورند، ولی من معتقدم چیزی به نام لابی عربی وجود ندارد. آن چیزی که به نام لابی عربی وجود دارد عبارت است از تلاش عدهای از ثروتمندان سعودی، کویتی و قطری که برای ایجاد نفوذ در سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه از طریق لابی یهودی عمل میکنند.
یعنی خودشان حتی این مقدر اندک نفوذ ندارند که بتوانند بدون کمک لابی یهودی حتی یک سناتور و یا یک نماینده کنگره را بخرند. در واقع اگر گاهی مقداری اهمیت و اعمال نفوذ از طرف کشورهای عربی دیده میشود اینها از طریق لابی یهودی است. به گفته دیگر باید توجه داشت که در ورای افسانه لابی عربی آنچه تأثیرگذار نهایی در رابطه ایران و امریکاست، همان لابی یهودی است و لاغیر. کشورهای عربی میخواهند ما را در معادلات خودمان به اشتباه بیندازند و کسانی هم سعی میکنند این مسأله را بزرگ کرده و ما را به اشتباه بیندازند. قاطع میگویم، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به غیر از عربستان فقط و فقط فرمانبردار هستند. اینها بر فرمانده خود هیچ تأثیری ندارند. بلکه اینها منتظر میشوند که تا فرمانده آنان چه تصمیمی میگیرد و به کدام طرف میرود. روزی که امریکا میخواهد با ایران خصومت را گسترش دهد میبینیم که بلر سفری به این کشورها میکند و همه این کشورها نسبت به تأسیسات اتمی ایران در بوشهر اعتراضی را مطرح میکنند.
روزی دیگر که امریکا میخواهد روابطش را با ایران برای آغاز مذاکرات اصلاح کند، میبینیم که وزیر خارجه امریکا سری به سواحل جنوبی خلیج فارس میرند و همه آنها را دلداری میدهد و میگوید که آرامش با ایران به مصلحت سیاسی آنهاست. این کشورها هیچ گونه سیاست خارجی مستقل ملی ندارند. چون ملتی در این منطقه وجود ندارد.
* این جمله شما که در کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس ملت وجود ندارد، به چه معناست؟
ــ ما در سواحل جنوبی خلیج فارس حتی یک ملت نداریم. آنچه در آن صفحات و سواحل دیده میشود قبایلی هستند که در ساختمانهای بتنی و بلورین زندگی سنتی خود را ادامه میدهند. شاید آثاری از مفهوم ملت را در بحرین و مقداری کمتر در عمان را بشود جستجو کنیم. در جاهای دیگر ملتی که استقلال ملیتی و سیاسی داشته باشد، وجود ندارد. عربستان با دیگر کشورها به دلیل وابستگیهای نفتی امریکا و غرب وضعش فرق میکند. عامل نفت رابطه امریکا و عربستان را عمق و گسترش میدهد که آن هم در حال تزلزل است.
* این ادعای خود را میتوانید در چهارچوب مثالی توضیح دهید؟
ــمثلا وضعیت روابط ایران و امارات کلا و همواره محدود به مسأله ادعای این کشور نسبت به جزایر است. دشمنیهای امارات از سال ۱۹۹۲ که این ادعا مطرح شد (اگرچه این وضعیت در آن تاریخ ناشی از اشتباه ما بود) شاهد بودیم که امارات از هیچ هتاکی زبانی کوتاهی نکرد. اینها بر اساس عجله و عصبیت ادعایی را مطرح کردند و در آن ماندهاند. اینها به علت عدم درک مفهوم «حکومت یا کشور ملت پایه»، این درک را ندارند که کشور بزرگی مثل ایران با ملتی بیدار و هشیار به هم پیوسته که در برابر چالشهای سرزمینی در تاریخ، به ویژه در برابر چالشهای سرزمینی که به جنگ تحمیلی هست ساله انجامید، چه دلاوریها از خود نشان داده و دنیا را متحیر کردند. برخی سیاسیون امارات و قطر از جمله وزیر خارجه ابوظبی نشان دادهاند که نمیتوانند درک کنند که ملت ایران نمیتواند به دلیل ادعاهای مسخره و وانمود کردنهای خندهآور از قسمتی از خاک وطنش چشم پوشی کند. هیچ کشوری این کار را نمیکند.
* به رغم همه این کارشکنیها میبینیم در سه روز اخیر مذاکرات اولیه گام نهایی توافق هستهای آغاز شد و هر دو طرف ابراز رضایت کردهاند، شما علت این پیشرفت را چه میدانید؟
ــ همه طرفها یک عزم سیاسی برای رسیدن به توافق دارند و تلاش میکنند مشکلات تا به امروز را از بین ببرند. ما از مدتها قبل به دنبال چنین وضعیتی بودیم. شما امروز از ظریف و اشتون این کلمات را میشنوید. رهبری هم گفته است که نگرانیهایی دارند ولی مذاکرات ادامه خواهد داشت و مذاکرات به نتیجه خواهد رسید. در واقع پیش از اشتون و ظریف، رهبر جمهوری اسلامی این کلمات را گفت. با توجه به مشکلات و کارشکنیها عزم و ارده ملی هر دو طرف بر حل این مسائل است. مخالفت حق همه است؛ اما کارشکنی حق هیچ کس نیست. انسان عاقل سعی میکنند ابراز مخالفت را به صورتی مطرح نکنند که فردا باعث سرافکندگی شود. ما در سیاستهای مربوط به مسأله هستهای در دوازده تا پانزده سال اخیر شامل موارد این گونه بودیم. باید دور از علایق حزبی، جناحی و ... با این مسأله برخورد کرد.
چون موضوع هستهای مربوط به منافع ملی میشود. ما در کشور متأسفانه اختلافات داخلی را به عرصه سیاست خارجی کشاندیم که متأسفانه باعث مشکلات زیادی بر سر راه دفاع از منافع ملی ما شده است. در منافع ملی نباید اختلاف داشته باشیم و کار را به جایی برسانیم که دوباره اوباما بگوید گزینه جنگ روی میز است.
متن کامل گفت و گو را اینجا بخوانید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱۳
در انتظار بررسی: ۲۷
انتشار یافته: ۱۰۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
تا وقتی که این کینه ی شتری میان مردم ایران و کشور های عربی است هیچ کشوری در خاورمیانه روی پیشرفت رو نمی بینه
ناشناس
| ۱۴:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
علی
| ۲۱:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
سیامک
| ۰۰:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
حرفهایشان در مورد ملل عربی ریشه گرفته از افکار کج بینانه به تاریخ تمدن ایران است که وجود تمام اقوام و ملل و تمدنهای کل آسیا را انکار میکنند
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۱۹:۱۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
اگر مخالفتی با نظرم دارید منفی بزنید نیازی به شناختنم نیست
کرد ایرانی
| ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۲۱:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
رامین
| ۲۲:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
عرب
| ۲۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
علیرضا
| ۲۳:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۰۱:۲۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
آدم می تونه خودشو به ندیدن بزنه ولی حقیقت عوض نمیشه
ناشناس
| ۰۲:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
چقدر خوبه اگر به کشورمان وفادار نیستیم حداقل بهش تهمت نزنیم
بهروزی
| ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
عبدالله انتظاری
| ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس
| ۱۱:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس
| ۱۲:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس
| ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
هر دو یک ریشه دارند ضد ایرانی
ناشناس
| ۱۶:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
این آقا با این نوشته ها شخصیت خودشان را پایین آورده اند!
تابناک برام مهم نیست انتشار کنی یا نه!
سیاوش
| ۱۷:۵۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
پاسخ ها
بهروزی
| ۰۷:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس اول
| ۰۸:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس اول
| ۰۹:۰۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
علی
| ۱۲:۱۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
ناشناس
| ۰۹:۵۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
توی تحریم ها که بودم
اما در دولت جدید را نمیدونم ؟!!!
اتفاقا اگر منطق داشته باشین میبینین که عرب ها به خاطر خرید تسلیحات و سرمایه گذاری های هنگفت در امریکا و اروپا نفوذ زیادی دارن
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۲۲:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
ناشناس
| ۱۸:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
یک نوع نظر سنجی میشه. چون همه حوصله خواندن یا نوشتن نظر ندارند
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۱:۴۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
پولشونو میگیرن بعد سرشون شیره میمالن
ناشناس
| ۱۲:۴۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۵
حقیقت را گفته، بخصوص در مورد قطر،کویت،بحرین و بویژه امارات
پاسخ ها
ناشناس
| ۲۱:۰۵ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
نباید قدرت پول و سرمایه را کم گرفت.
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
هم واسه ترور هم واسه پول نفت هم ایران هراسی
هم اینه که عرب عربستان ملخ خور ه
ناشناس
| ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
تابناک متاسفم
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



