نهايت راستگرايي در اسرائيل
با مأمور شدن «بنيامين نتانياهو» از حزب ليکود براي تشكيل كابينه جديد رژيم صهيونيستي از سوي «شيمون پرز» رئيس اين کشور و همچنين نپيوستن حزب کاديما به رهبري «تزيپي ليوني» به عنوان حزب پيروز انتخابات به ائتلاف تحت رهبري بي بي (نتانياهو در اسرائيل به بي بي معروف است) شاهد اوج گرفتن راستگرايي در اين کشور هستيم.
سه حزب اصلي ائتلاف دولت بي بي، «ليکود، شاس و اسرائيل خانه ما» هستند که روي هم 53 کرسي از کنيست اسرائيل را در اختيار دارند.
ليکود به رهبري نتانياهو مخالف تشکيل دولت مستقل فلسطيني است، اسرائيل خانه ما به رهبري «ليبرمن» از همان ابتدا مخالف کنفرانس صلح آناپوليس بوده و حزب مذهبي شاس نيز خواهان توقف گفتوگو بين اسرائيل و گروههاي فلسطيني است.
اين ائتلاف شکننده و بسيار راستگرايانه موجب شده است که از يک سو چشمانداز اوضاع سياسي داخلي اين کشور بسيار تيره و نااميد کننده جلوه کند و از سوي ديگر نيز تنگناهاي سياست خارجي اين کشور، خود را بيش از پيش نمايان سازد.
در حوزه سياست داخلي اسرائيل بايد گفت، همان اتفاقي که در سال 2000 در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده براي «الگور» روي داد، براي حزب کاديما و خانم ليوني نيز تکرار شده است.
در انتخابات اخير اسرائيل همانند انتخابات سال 2000 که الگور اکثريت آراي مردم را به دست آورد ولي موفق به تشکيل دولت نشد، حزب کاديما و خانم ليوني نيز با اينکه اکثريت آراء و بيشترين تعداد کرسيهاي کنيست را به دست آوردند، نتوانستند دولت تشکيل دهند.
اما آسيبهاي احتمالي دولت مستقر از اين روند در اين دو کشور اساساً با هم متفاوت است و دولت نتانياهو و حکومت اسرائيل بر خلاف جورج بوش در عرصه داخلي آسيب به مراتب بيشتري از اين روند خواهند ديد كه مبناي اين ادعا ناشي از دو تفاوت عمده در ساختار سياسي ايالات متحده آمريكا و اسراييل است.
نخستين تفاوت در نظامهاي سياسي اين دو کشور و دومين تفاوت در ميزان تأثير پذيري مستقيم اين دو کشور از نظام بين المللي است. بدين گونه که نظام سياسي ايالات متحده نظامي رياستي است که حزب پيروز (بر اساس هر فرآيندي) در انتخابات نيازي به ائتلاف با ساير احزاب يا رقيب حزبي خود ندارد، اما در سيستم پارلماني اسرائيل دولت از درون پارلمان شكل ميگيرد، لذا براي تشکيل دولت، حضور اکثريت کنيست در دولت ضروري است و همواره ائتلاف احزاب رقيب در اين نوع نظام سياسي براي تشکيل دولت مشاهده ميشود.
بر پايه اين دو پيش فرض ليوني بر خلاف الگور بنا بر ماهيت نظام سياسي کشورش، با عدم شرکت خود و حزبش در ائتلاف دولت، خود را در قالب اپوزيسيون دولت نگه داشته است تا در اولين فرصت که خيلي هم دور نيست قاطعانه قدرت را در اسرائيل به دست گيرد.
شايد ترس از همين آسيب پذيري است که دوستداران اسرائيل توقع دارند ليوني نيز چون الگور در قبال تحولات اخير سکوت کرده و با اعلام موافقت خود با ائتلاف حاضر، تنشهاي سياسي اين کشور را به حداقل برساند. به نظر ميرسد در چند ماه آينده سياست داخلي اين کشور همچنان متأثر از اختلاف بين ليوني و نتانياهو خواهد بود.
علاوه بر اين اسرائيل بر خلاف آمريکا که امور داخلياش کمتر تحت تأثير مستقيم تحولات نظام بينالملل است، به شدت تابع نظام بينالملل است و ليوني و کاديما نميخواهند با دولتي ائتلاف کنند که دير يا زود بايد خود را در معرض سياست «تغيير» باراک اوباما قرار داده و خود را درگير چالشهاي فرسايشي بکنند.
در عرصه سياست خارجي اما مسأله بغرنجتر است و نتانياهو در فرآيند صلح خاورميانه بايد انرژي زيادي را براي گفتوگو با ساکنان جديد کاخ سفيد به كار گيرد. حزب ليکود به رهبري نتانياهو، به عنوان حزبي راستگرا شناخته ميشود که در مرامنامه آن موضوعي به نام تأسيس دولت مستقل فلسطيني رد شده است.
رهبران اين حزب با واگذاري اراضي بيشتر به فلسطينيان مخالف هستند و همه اينها در حالي است که از کاخ سفيد شعار «تغيير» به گوش ميرسد و اوباما به صراحت راهبرد خود در مسأله خاورميانه را حمايت از تأسيس دولت مستقل فلسطيني در کنار دولت اسرائيل اعلام کرده است.
بيجهت نيست که به محض تشکيل دولت جديد اسرائيل توسط بي بي، سخنگوي کاخ سفيد و نماينده آمريکا در سازمان ملل صراحتاً اعلام ميکنند که آمريکا مصرانه به دنبال تشکيل دولت مستقل فلسطيني است و تأسيس دولت مستقل فلسطيني از برنامههاي اصلي اوباما براي صلح خاورميانه است. آيا به راستي ميتوان گفت که کاخ سفيد هم عميقاً نگران شدت راستگرايي در اسرائيل شده است؟



