نگاه شما: تکثّـر اقـوام؛ فـرصت یا تهـدید
ناصر حسینی مُنجـزی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
«وَ هُوَ اَلَّذی جَعَلَکُم خَلائِفَ اَلأَرضَ وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِیَبلُوَکُم فیما اتیکُم إنَّ رَبِّکَ سَریعُ العِقابَ وَ إنَّهُ لَغَفُورٌ رَحیمٌ» یعنی: «و او خدائی است که شما را جانشین گذشتگان روی زمین قرار داد و رتبة بعضی را از بعضی بالاتر قرار داد تا در این تفاوت درجات شما را بیازماید که همانا خدا سخت زود کیفر و بسیار بخشنده و مهربان است». (سورة انعام - آیة 165)
اصل دوّم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در مقام بیان مبانی و زیرساخت های نظام حکومتی دینی که در اصل اوّل قانون اساسی از آن با عنوان «جمهوری اسلامی ایران» یاد شده است، شش اصل و یا مبنا و زیرساخت را بیان کرده است که یکی از آنها، «کـرامت انسـانی» است. گنجاندن «اصـل کـرامت انسـانی» در اصل دوم قانون اساسی، به عنوان یکی از مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران، برای توجه دادن به شناسائی و رعایت حقوق همة اقوام و اتباع ملت ایران بدون عنایت به مفهوم متداول آن در نظام جهانی حقوق بشر، نبوده است. توجه به این نکته، هم در فهم اصل قانون اساسی به خصوص در زمینه حقوق ملت و هم در تدوین و تصویب قوانین عادی و رویه های اجرائی و اداری، تأثیر گذار خواهد بود.
امام خميني (ره) از جمله متفكراني است كه بر «هـويت ملـي» به عنوان يك مفهوم مهم و كليدي تأكيد دارد و شناخت و تبيين دقيق آن را مهمترين عامل شناخت اهداف و جهتگيريهاي هر نوع حركت اصلاحي و نوسازي در كشورهاي جهان سوم ميداند. يكي از محورهاي اساسي تشكيل دهنده استراتژي امام (ره) وحدت و انسجام است که در ابعاد مختلف کاربرد دارد. استراتژي و طراحي حضرت امام خميني (ره) براي رسيدن به «انسجام اسلامي» متشكل از دو لايه است: لايه اول؛ كاركرد فرهنگي و فكري است و دومين عنصر، جنبش سياسي و عملي است.
از منظر رهبر معظم انقلاب، «خودفراموشى» - به معنى فراموش كردن هويت خود- امري خطرناك است كه وجود آن در ادبيات سياسي يك كشور، به ذلت و خواري مردم آن كشور ميانجامد. «اگر قوم و ملتى هويت و تاريخ و فرهنگ و زبان خود را فراموش كنند، نتيجه آن ذلت و بدبختى آن قوم خواهد بود».
«همه اقوام ايرانى به ايـران و جمهـورى اسـلامى علاقه مندند و ايران را وطن و ميهـن خودشان مىدانند. اقوام ايراني مسلمانند و به اين آب و خاك دلبستهاند، عـزّت و رفـاه خودشان را در ايـران سـربلنـد و آزاد مشاهده ميكنند...».
«تاریخ؛ خاطرة مشترک، سند هویّت ملّی و شناسنامة فرهنگی یک ملّت است». «تاریخ»؛ نسل های گذشته و حال و آینده را به هم پیوند می زند. پیوندی عمیق که باعث حفظ «اصالت» و «هویّت» هر شخص یا قوم و یا ملّتی می شود. نگاه و نگرش به گذشته، نشان دهندة «ثبات فرهنگ» و «سنّت های اصیل» هر قوم یا ملّتی می باشد.
بناء، بزرگي و اعتبار هر جامعه ای وابسته به فرهنگ آن است و تفاوت جوامع در تفاوت فرهنگ ها خلاصه مي شود و جامعه چيزي غير از افراد و نتيجۀ روابط بين آنها نیست. به عبارت دیگر، «فرهنگ» يا «ميراث اجتماعي» به اورگانيـزم هاي انساني نظام مي بخشد و افراد را به رنگ خود در مي آورد و ناگزير از رفتارهاي معيّـن مي كند.
پیوندهای گروهی - به ویژه پیوندهائی که براصل و نَسَب قومی، قبیله ای، فرقه های مذهبی، سازمان های محلّی و عواطف و احساسات فامیلی و خانوادگی مبتنی بود - از یک سو، موجب تقویت گروه های عمودی (سلسله مراتبی) و تضعیف طبقات اُفقی (غیرسلسله مراتبی) و از سوی دیگر، موجب شکل گیری ساختار قدرت (نظام اقتدار) می شد و بدین ترتیب از تبدیل منافع و علایق اقتصادی پنهان به نیروهای سیاسی آشکار جلوگیری می کرد.
در ایران اوایل قرن 19، افراد بسیاری که شیوة زندگی مشابه داشتند، در نظام تولید دارای موقعیّت همسان بوده و روابط یکسانی با نهادهای اداری داشتند و «طبقات اقتصادی – اجتماعی» را تشکیل می دادند ولی چون این افراد پیوندهای قومی و گروهی داشتند، در غلبه بر موانع و مشکلات محلّی مؤفّق نبودند و علایق و منافع فرا محلّی و ملّی نداشتند و «طبقات سیاسی – اجتماعی» تشکیل نمی دادند. بنابراین، همین عدم وجود طبقات قدرتمند، پیامدهای سیاسی گسترده ای به دنبال داشت. زیرا تا زمانی که نیروهای فرا محلّی و ملّی در برابر دولت مرکزی و حکومت وجود نداشت، پادشاهان و حاکمان محلّی می توانستند به شیوه مستبدان شرقی، بر جامعه (اقوام، قبائل، ایلات، گروه ها و ...) حکمرانی کنند.
اصطلاح «قوميّت» به گروهي اشاره دارد كه با ويژگي هاي بنيادي از قبيل زبان، آداب و رسوم و ميراث تاريخي از ساير گروه هاي اجتماعي كه داراي پيوستگي و همبستگي نژادي هستند، متمايزند.
ايران جزو كشورهائي است كه از قبايل، اقوام و ايلات گوناگون در تركيب جمعيّتي خود برخوردار است. هويّت ملّي، وحدت ملّي و همگـرائي و انسجام بين اقوام از موضوعات مهّمي هستند كه حكـومتها و دولتها در كشـورهاي «پُـلي اتنيك (Poly Ethnic)» يا «پُـلي ژنيك (Polygenis)» و یا «كثيـرالاقـوام» با آن مواجه اند. تعدّد و تنوّع قومي، چالش هايي را در قالب فرصت يا تهديد براي حكومت مركزي یا دولت به ارمغان مي آورد.
بنابراين، ايـران از جمله كشورهائي است كه از تنـوّع و تعـدّد قـومي در ساختار جمعيّتي خود برخوردار است، با اين تفاوت كه در اغلب كشورهاي «پُـلي ژنيك (Polygenis)» جهان، همانند آمريكا و كانادا تنوّع قومي، محصول مهاجرت اقوام مختلف به اين كشورهاست ولي ايران جزو معدود كشورهائي است كه اقوام مختلف آن، همگي بومي اين سرزمين اند و ذاتاً به ايران و سرزمين خود دلبستگي و تعلّق خاطر دارند.
بررسي چالش هاي قومي يكصد سالۀ اخير بیانگر، اين واقعيّت است كه كشورهائي چون آمريكا، روسيه و انگليس در وراي منازعات قومي درصدد تضعيف حكومت هاي مركزي و وابستگي بيش از پيش آنها به خود بوده اند. حكومت و مديريت بر ملّت هاي «پُـلي ژنيك (Polygenis)» هرچند ويژگي ها و توانمندي هاي خاصّ خود را مي طلبد، امّا به مسألة تنوّع قومي نمي بايست همواره به ديده تهديد نگاه كرد، بلكه تنوّع قومي و تكثّر فرهنگي فرصت هاي فراواني را نيز فراروي حكومت ها قرار مي دهد كه در صورت شناخت و برنامه ريزي براي آن كارآيي و اقتدار حكومت ها را افزايش مي دهد و حوزة نفوذ و تأثيرگذاری آنها را نيز از مرزهاي سياسي فراتر مي بَرد.
توزيع فضائي جمعيّت در ايران به جهت قرار گرفتن در گذرگاه مهاجرت هاي تاريخي، با تركيب قوميّتهاي مختلف در بافت جمعيّتي خود مواجه است كه به تناسب پيشينة تاريخي و تحوّلات سياسي و اجتماعي در گسترة سرزمين توزيع و استقرار يافته اند. مهـاجرت هاي تاريخي بين سه قارّة آسيـا، اروپـا و آفريقـا به سكونت اقوام مختلف و درهم آميختگي قومی و نژادي و پيدايش «اقوام پُـلي ژنيك (Polygenis)» انجاميده است.
موقعيّت جغرافيائي ايران و يورش اقوام كوچ نشين با زبان ها و اديان مختلف در طول بیش از 3 هزار سال گذشته، منجر به استقرار سه خانوادة زباني: آريائي، سامي(عربی، عبری، آسوری) و اورال آلتاي (تُركي-مُغولي) و نيز ادياني چون: زرتشتي، يهودي، مسيحي و اسلام در ايران شده است.
حرکت قومیّت ها در کشورهای مختلف نشان می دهد که قومیّت ها به سمت باز یافتن ریشة خود بوده و برای بازسازی و احیای فرهنگ مجدّد اصلی خود از هیج تلاشی دریغ نمی کنند. لذا نقش دولت ها بیش از هر زمان دیگری روشن تر و مشخّص تر می شود و دولت ها براي پاسخ دادن به نيازهاي فرهنگي و اقتصادي و حتّي سياسي اقـوام مجبورند راهكار و شيوة خاصّي را انتخاب نمايند.
هدف عمدة سياست هاي قومي نائل آمدن به همبستگي ملّي يا اجتماعي و در نهايت تحقّق وحدت نمادي است. تاريخ ايران نشان ميدهد كه این کشور هيچگاه سرزمین يک قوم غالب بر اقوام مغلوب نبوده است و در تمام دوران های تاريخي، مديريت و ادارة مناطق در انحصار قوم و قبيله خاصّي نبوده است و همة اديان و فرهنگ ها و اقوام يا ملل ايران مورد احترام بوده است. بطوريكه در عهد داريوش هخامنشي امپراطوري ايران حدود 50 قوم و حدّاقل 25 تا 30 منطقه يا ايالت فدرال و خودمختار داشت و هر زماني که سياست قوم ستيزي و محـو هويّتهاي قومي و تحميل فرهنگ يک قوم بر اقوام ديگر معيار قرار گرفته آن سياست منجر به شکست شده است. لذا توجّه به فرهنگ ها، بايد يكي از اهداف دولت ها باشد. اغلب اوقات ما مي بينيم كه توجّه زياد به همبستگي ملّي باعث بي توجّهي به هويّت فرهنگي شده و همبستگي ملّي را نيز دچار اختلال مي كند.
از سوی دیگر، قلمرو پهنة جغرافيايي ايران زمين از اقوام و ايلات گوناگونی تشكيل شده است كه دو ويژگي مهّم «ايـرانيّـت» و « اسـلاميّـت » در ساية اتّحـاد ملّـي و انسجـام اسـلامي موجب همگرائي آنان شده است و آنچنان پيوندي بين آنان به وجود آورده كه همواره با سربلندی و غروري سرشار از عشق و محبّت به « ايـراني بـودن » و « مسلمـان بـودن » خود افتخـار مي كنند. در این روزگار پُرآشوب و دنیای پُرتلاطم که روزگار گُسستنی ها و دنیای از خود بیگانگی هاست، ما ناچاریم برای آن که «ایـرانـی» بمانیم و «اسـلامـی» زندگی کنیم، خویشتنِ خویش و هـوّیت قـومی و تاریخ و فرهنگ ملّی خود را بازیابیم ...
پس شایسته است، سياست کلان قومي در كنار اينكه معطوف به تقويت وفاق اجتماعي، همبستگي ملّي و انسجام نظام اجتماعی است، حراست و پاسباني از فرهنگ و عناصر جوهري و حقوقي اقوام و اقليّت ها نيز يكي از اهداف اصلي سياست هاي قومي تعريف شود. بکارگرفتن روش های سیاسی و اقتصادی مؤثّر (توزیع فضایی متعادل قدرت و منابع و امکانات اقتصادی بین اقوام) و روش های فرهنگی و اجتماعی کارگشا (احترام به عقاید و باورها و رعایت حقوق شهروندی همه اقوام و گروهها) راه حل هایی هستند برای ایجاد تعادل و توازن بین هویّت قومی و هویّت ملّی که می توانند مفید واقع شوند.
از اینرو، مطالعه دقیق و شناخت درست ساختار سياسي- اجتماعي اقـوام، ايـلات و گروههای اجتماعی، ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده که شایسته است در چهارچوب اصول و موازین شرع مقدس اسلام و قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران به آن پرداخته شود.
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.



