زندگي دو هوو در يک خانه، به جنايت انجاميد
مرد دوزنهاي که در پي اختلاف با همسر اولش، او را به قتل رسانده بود، پس از شش ماه انکار، وقتي نظريه پزشکي قانوني را عليه خود ديد، اتهام همسرکشي را پذيرفت.
به نوشته «اعتماد»، ساعت 30و1 بامداد روز سوم مردادماه شخصي به نام اميد در تماس با مرکز فوريتهاي پليسي از مرگ همسرش خبر داد. در پي اين تماس، گروهي از ماموران کلانتري کن به خانه اميد واقع در فلکه دوم شهران رفتند و با پيکر بيجان زني 28 ساله به نام شهلا روبهرو شدند. در اطراف متوفي چند جعبه خالي قرصهاي مختلف به چشم ميخورد و اين مساله باعث مطرح شدن زمينه خودکشي شهلا شد.
در همين حال پزشکان اورژانس که در محل حاضر شده بودند، اعلام کردند زن جوان چندين ساعت پيش فوت شده و مرگ وي مشکوک است. به اين ترتيب به خاطر وجود ابهام در مرگ اين زن، محمدحسين شاملو، بازپرس کشيک ويژه قتل پايتخت در جريان قرار گرفت و دقايقي بعد همراه با کارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي در محل حاضر شد.
کارآگاهان در بررسيهاي اوليه دريافتند، شيشه و در ورودي آپارتمان شکسته است. از سويي پرس وجو از همسايهها فاش کرد شهلا و همسرش با هم اختلافات شديدي داشتند و مدام از داخل آپارتمانشان صداي داد و فرياد به گوش ميرسيده است. به همين دليل احتمال دادند شهلا قرباني اختلاف خانوادگي شده و جعبههاي قرص ظاهرسازي شوهر او براي فرار از اتهام همسرکشي است. از سويي ديگر برملا شدن ازدواج دوم اميد اين فرضيه را قويتر کرد.
به اين ترتيب وي و همسر دومش به نام الهام ـ 24 ساله ـ به عنوان مظنون بازداشت و به پليس آگاهي منتقل شدند. اين مرد هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفت، اتهام قتل همسرش را کتمان کرد و گفت شهلا احتمالاً خودکشي کرده است. اميد درباره مشکلات زندگي و ماجراي ازدواج دومش گفت؛ سال 82 به خواستگاري شهلا رفتم و با او ازدواج کردم و حاصل زندگي مشترک ما دو فرزند است. من و همسرم از مدتي قبل با هم اختلاف پيدا کرديم و دائم با هم کشمکش داشتيم اما به خاطر فرزندانمان مجبور بوديم همديگر را تحمل کنيم. سه ماه قبل به طور اتفاقي با الهام آشنا شدم و او را به طور موقت و بدون آنکه شهلا متوجه شود، عقد کردم. مدتي بعد شهلا متوجه شد پاي يک زن ديگر در ميان است. اين موضوع باعث بالا گرفتن اختلافاتمان شد. بعد از چند روز شهلا توانست خانه الهام را پيدا کند. او به آنجا رفت و با همسر دومم درگير شد و در خانه و شيشه بوفه را شکست. وقتي درگيري در خانه الهام شدت گرفت، يکي از همسايهها به پليس خبر داد و با حضور ماموران در محل هر سه به کلانتري کن رفتيم. در آنجا شهلا کمي آرامتر شده بود و بعد از گفتوگوي مفصل توافق کرديم هر سه با هم در خانه الهام زندگي کنيم. فرداي آن روز دوباره شهلا و الهام با هم درگير شدند. اميد ادامه داد: شب هنگام خواب، من و الهام دچار سردرد شديم. هر دو قرص خواب آور خورديم و خوابيديم. اما حدود ساعت 30و1 بامداد صداي گريه بچه من را از خواب بيدار کرد. شهلا هم کنار من خوابيده بود اما متوجه شدم نفس نميکشد. هرچه او را صدا کردم، جواب نداد تا اينکه نگران شدم و با اورژانس و پليس تماس گرفتم و فهميدم همسرم فوت شده است.
در پي اظهارات اين مرد از آنجا که هيچ مدرکي دال بر گناهکار بودن وي وجود نداشت و از سويي آثار ضرب و جرح در بدن شهلا به چشم نميخورد، اميد و همسر دومش آزاد شدند. با گذشت چندماه از فوت مرموز شهلا در شرايطي که تلاشها براي فاش شدن علت واقعي مرگ وي بينتيجه مانده بود، سرانجام روز يازدهم بهمن ماه پزشکي قانوني طي گزارشي علت مرگ متوفي را نارسايي تنفسي اعلام کرد. به همين خاطر اميد دوباره به اداره آگاهي فراخوانده شد و بازجوييها از وي از سرگرفته شد.
با به دست آمدن مدارک جديد، اميد راهي جز اعتراف نداشت و در تحقيقات فني ـ پليسي اتهام قتل شهلا را پذيرفت. او گفت: ساعت 30و9 شب حادثه در حالي که الهام خواب بود، من و شهلا با هم درگيري لفظي پيدا کرديم. حرفهاي شهلا مرا عصباني کرد. من هم در يک لحظه کنترلم را از دست دادم و به سمت او حمله کردم. بيني و دهانش را با دو دستم گرفتم و چند لحظه نگه داشتم تا او خفه شد. سپس چندساعتي او را به همان حال رها کردم و ساعت 30و1 بامداد با اورژانس تماس گرفتم. سرهنگ سعيد ليراوي، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران درباره اين پرونده گفت: تحقيقات نشان ميدهد الهام در قتل هوويش هيچ نقشي نداشته و اميد به تنهايي اين جنايت را رقم زده است. وي همچنين از اعتياد اميد و دو همسرش به ماده مخدر شيشه خبر داد و گفت تحقيقات پيرامون اين پرونده همچنان ادامه دارد.



