روابط ایران و آمریکا؛ سازش یا ستیز؟
هرچند موافقتنامهٔ سوم آذر ۱۳۹۲ مصادف با ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ ژنو، رویدادی مهم در تاریخ روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران و دیپلماسی جهانی است، آنچه از اصل این توافق از نظر کارشناسان برجستهتر و مهمتر مینماید، نوع تعامل ایرن و آمریکا پس از نزدیک ۳۴ سال به بهانه این توافق است. درباره این رویداد مهم و چشم انداز روابط آینده ایران و آمریکا، دیدگاههای متفاوت و بعضا متضادی مطرح میشود؛ یک دیدگاه بدبینانه، اختلافات ایران و آمریکا را عمیق و ناشی از تضاد ایدئولوژیک دانسته و تداوم ستیز و ناسازگاری در روابط دو کشور را دارای پایداری میپندارند که در کوتاه مدت تزلزل در این پایداری ستیز، دور از واقعیت است.
با اینکه برخی کارشناسان مانند «جورج فریدمن» رئیس اندیشکده استراتفور و از مشاورین نهادهای تصمیمگیر در ایالات متحده، به رغم اعتقاد به اختلافات جدی ایدئولوژیکی بین دو کشور، عادی شدن روابط آنها را با بهره گرفتن از نمونههای تاریخی، مانند عادی شدن روابط آمریکا و چین در دهه ۱۹۷۰ ممکن و بلکه قابل پیشبینی میداند، در مقابل چنین دیدگاهی گروهی نیز با عینک خوشبینی به آینده روابط دو کشور نگریسته و با برشمردن برخی منافع عمدتا امنیتی و مادی مشترک به ویژه در منطقه خاورمیانه، اختلافات اساسی و ریشهدار میان آنها را در بسیاری از زمینهها قابل چشم پوشی دانسته و چشمانداز آینده روابط فی مابین را سازش و تعامل و در نهایت عادی شدن میدانند.
در برابر دو دیدگاه تقریبا سیاه و سفید یادشده، دیدگاهی میانه هم مطرح است که معتقدین به این دیدگاه بر این باورند، چشم انداز روابط ایران و آمریکا نه مانند ۳۴ سال گذشته تداومستیز و دشمنی خواهد بود و نه در نتیجه شکلگیری شرایط جدید، دو کشور به سازشی پایدار در روابط و عادی شدن تعاملات دو جانبه دست خواهند یافت؛ به عبارت دیگر، ترکیبی از سازش و ستیز در روابط پیچیده دو کشور در سالهای آتی مورد انتظار است.
شاید دیدگاه فرید زکریا، تحلیلگر هندی تبار آمریکایی، تصویر گویایی از روابط سازش و ستیز تهران ـ واشنگتن در آینده باشد؛ آنجا که میگوید: «دشمنان ایران نباید انتظار داشته باشند اتفاقی که در زمان نیسکون و مائو در روابط چین و آمریکا اتفاق افتاد، رخ داده باشد، چنین حسی وجود ندارد. توافق ایران و آمریکا، چیزی شبیه توافق شوروی و آمریکا درباره کنترل تسلیحات است؛ جایی که دو دشمن برای کنترل تسلیحات به زمینههای مشترکی با هم دست یافتند».
گویا دیدگاه اخیر با توجه به ساختار قدرت و شرایط موجود ایران و آمریکا، به واقعیت نزدیکتر باشد. دو کشور در برخی زمینهها از جمله موضوع هستهای و تحریمهای غیر قانونی علیه ایران، افراطیگریها در منطقه، مسائل عراق و افغانستان، تا حدی بحران سوریه و موضوعاتی از این دست، ناگزیر به همکاری و سازش نسبیاند. آنچنانکه اختلاف بنیادی و ایدئولوژیک در ارزشهای اساسی، دیدگاه متضاد در خصوص رژیم اسرائیل، اختلاف نظر جدی درباره حقوق ملت فلسطین، نظر متضاد درباره حزب الله لبنان، طرح مباحثی مانند حقوق بشر و موضوعات مهمی از این دست، چشمانداز تداوم ستیز و چالش در روابط طرفین را در آینده مینمایاند؛ بنابراین، به احتمال زیاد، از اکنون تا سالهای آتی باید شاهد روابطی پیچیده و ترکیبی با رویکرد سازش و ستیز، بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا باشیم.
در صورتیکه صد در صد هم با اینها در زمینه هسته ای به توافق برسیم بسیاری موضوعات دیگر مانند تروریسم، حقوق بشر، برنامه موشکی و فضایی و .... وجود دارد که فورا میتواند برای بهانه جویی مورد سوء استفاده واقع شده و علت تحریم ما گردد.




