بدمينتون؛ قهرمان بدون حمايت
بدمينتون از رشته هايى است كه معمولا در طول سال فقط يكى دو بار و به واقع در زمان انجام مسابقات گراميداشت دهه مبارك فجر مطرح مى شود و دو سه روزى اخبار آن پخش و منعكس مى گردد و سپس از يادها مى رود.
به نوشته جوان، درست است كه امسال به سبب داشتن يك نماينده (كاوه محرابى) در بدمينتون المپيك در آن زمان نيز اين رشته مورد توجه نسبى قرار گرفت، اما با توجه به حذف سريع محرابى از صحنه آن دوران هم به سرعت سپرى شد و چيز زيادى از آن بر جاى نماند.
اين بار مسابقات گراميداشت دهه مبارك فجر هم كه در تهران برپا شد. بعد از توزيع مدال ها و پايان كار، مانند ساير وقايع اين ورزش از يادها رفت و به جز درگيران و اهالى اين ورزش سايرين چندان چيزى را در رقابت بدمينتون بازان ما نديدند و مراتب كم توجهى به اين ورزش كامل شد.
هر دو مقام
به سبب قلت ورزشكاران برجسته خارجى در اين مسابقات و فقدان ستاره هاى ساير كشورها در اين رقابت ها هر دو مقام قهرمانى انفرادى و دوبل مردان اين پيكارها از آن ورزشكاران ايران شد. به واقع فينال انفرادى يك رقابت كاملا ايرانى از آب درآمد و در اين مرحله محمدرضا خردمندى ۱-2 بر على شاه حسينى چيره شد و عنوان اولى را كسب كرد.
در قسمت دوبل يك زوج از تركيه در برابر ورزشكاران ايران ( خردمندى و شاه حسينى) قرار گرفتند و پيروزى از آن بدمينتون بازان ما شد. در قسمت بانوان، ورزشكاران ما از كسب رتبه اول بازماندند، اما حتى در اين رشته نيز خبرى از ورزشكاران شاخص و بزرگ خارجى نبود.
بدون تبليغات
شايد بتوان به اين نتيجه رسيد كه حتى سران فدراسيون بدمينتون هم طى سال هاى اخير به حداقل و ادامه حيات اين ورزش با شرايطى متوسط و بدون تبليغات بزرگ خو گرفته اند و اگر هم چيزى جز اين بخواهند، نيل به آن بسيار سخت خواهد بود.
در سال هاى اخير و به واقع در تمام دو دهه اخير، همان طور كه قبلا گفتيم بدمينتون فقط زمانى مورد توجه قرار گرفته كه مسابقه اى بين المللى در داخل كشورمان سازماندهى شده و تعداد اين گونه موارد اندك بوده و در اكثر موارد به همان مسابقات بزرگداشت دهه مبارك فجر ختم شده است.
اين در حالى است كه با وجود قدرت نمايى اروپايى ها و از جمله دانماركى ها در ۲۰ سال اخير، حرف اول را در اين رشته معمولا شرق آسيايى ها زده اند. دير زمانى اندونزى بر اين ورزش حكم مى راند و اينك سال هاست كه چين آن راه را مى رود و در اين سال ها امثال مالزى، ژاپن و كره جنوبى هم پيروزى هايى كوچك تر داشته اند.
دلايلى متفاوت
شايد امكان مبادله و مسابقه بيشترى با اين حريفان براى بدمينتون بازان ما وجود داشته است كه اگر از آن سود نجسته ايم، سبب هاى متفاوتى داشته است. يكى عدم تمايل بدمينتون بازان برجسته چينى و همتاهاى آنان براى حضور درمسابقاتى كه ما براى خود ترتيب مى دهيم و شركت آنان در آن صحنه ها را براى خود مفيد مى انگاريم و ديگرى فراهم نبودن زمينه هاى لازم براى مسئله مذكور است.
از يك سو وقت بدمينتون بازان برجسته جهانى و افرادى كه به آنها اشاره شد، چنان پر است كه حتى اگر بخواهند نمى توانند در ديدارهاى رودرروى پرشمار مقابل ما بايستند و از جانب ديگر بدمينتون بازان ما نيز ساز و كار كسب توفيق در چنين برخوردهايى را ندارند و بنابراين بايد ابتدا تقويت و بهتر از گذشته شوند و سپس در برابر رقبايى بايستند كه كلاس جهانى شان به دور از ترديد است.
غيرقابل انكار
در سال هاى اخير بارها پيش آمده است كه بدمينتون بازان ما در برابر رقبايى از مالزى و نظاير آن مسابقه داده و اغلب راه به جايى نبرده اند و اين در حالى است كه مالزى فقط ماكتى كوچك از چين امروز و اندونزى گذشته در اين رشته به حساب مى آيد.
محدوديت ها و كمبودهاى پيش رو در اين ورزش غيرقابل انكار است، اما در دو دهه اخير هم مهدى كرباسيان رئيس فدراسيون بدمينتون با اين مسائل خو گرفته است و هم ورزشكاران اين رشته عادت كرده اند كه حمايتى اساسى از آنها صورت نگيرد و از شرايط كم موجود، بيشترين بهره را بگيرند.
وقايع اخير و مسابقات بزرگداشت دهه فجر نيز چيزى را از بابت فوق برمحاسبات و مسائل اين ورزش نيفزود و از اين بابت دستاوردهاى اين جام فراتر از جام هاى قبلى نبود، هرچند به سبب كلاس نه چندان بالاى ميهمانان و كوشش بيشتر ورزشكاران خودى اين بار ما قهرمان شديم.


