گامي بلند براي رفع نگرانيها
تعيين سقف قرارداد براي ورزشكاران برخي رشتهها كه مدتها بود درباره آن صحبت ميشد، ظاهرا از فوتسال شروع شده است.
به نوشته جام جم، در حالي كه پرداختهاي بيرويه و بيش از حد همچنان در رشته فوتبال ادامه دارد، اخيرا در فوتسال جلساتي برگزار شده و سقفهايي براي پرداختها تعيين شده است؛ سقفهايي كه البته تضميني بر پرداختشان وجود ندارد و شايد از حد حرف فراتر نرود.
حداكثر مبلغ قرارداد براي مليپوشان فوتبال سالني 50 ميليون تومان و براي غير مليپوشان، 25 ميليون تعيين شده و اين يعني باشگاهها حتي ميتوانند با پرداخت ارقامي كمتر از اين نيز با نفرات مورد نظر خود كنار بيايند. آيا واقعا از عهده اين كار برميآيند؟
خواست باشگاهها
قبل از اين كه جواب اين پرسش را بدهيم، بد نيست متذكر شويم كه به گفته عباس ترابيان رئيس كميته فوتسال، تعيين «حداكثر»هاي فوق به درخواست و اصرار باشگاههاي اين رشته صورت پذيرفته است. وقتي اعتراض شماري از مليپوشان فوتسال در قبال «سقف»هاي تعيين شده شكل گرفت و ارقام مقرر از سوي آنها عادلانه توصيف شد، مرد اول اجرايي فوتسال كشور در گفتگويي با راديو تهران اظهار كرد: «اين چيزي نبود كه خود ما خواهان آن بوده باشيم و تنها نهاد مجري آن، كميته فوتسال بوده باشد.
كاري كه ما انجام داديم، واكنش نشان دادن به درخواست باشگاهها بود كه كمرشان زير فشار پرداختهاي بيرويه خم شده و خواستار كمتر شدن مبلغ قراردادها و كاهش مخارج خود شده بودند و طبعا بايد كاري در اين ارتباط صورت ميگرفت.
بنابراين اعتراضي به ما پذيرفته نيست و اقدام ما كوشش براي تامين خواسته تيمهاي مختلف بوده است كه خواهان پرداخت مبالغي كمتر از گذشتهاند و پولي معقولتر را براي اين رشته توصيه ميكنند.
بهتر است همه به ياد داشته باشند كه اگر باشگاهها بر اثر فشار مالي تعطيل و منحل شوند، ديگر تيمي نميماند كه بر سر كم يا زياد بودن پرداختهايش بين بازيكنان بحثي به وجود آيد. بنابراين ابتدا باشگاهها بايد در صحنه بمانند تا در درجه بعد بتوان روي كارهايشان بررسي و به لحاظ مالي با آنها كار كرد، چراكه بيم آن ميرود با ادامه پرداختهاي بيرويه باشگاهي باقي نماند.»
فوتسال را تعطيل كنند!
با اين حال در هفتههاي اخير كه بحث «حداكثر»هاي فوق در فوتسال قويتر و بيشتر از گذشته شده، صداي معترضان و كساني كه معتقدند پرداختها در اين رشته بايد آزاد و فارغ از هر گونه ملاحظه و محدوديتي باشد، بيشتر به گوش خورده و نظرها را فزونتر به خود جلب كرده است.
يكي از معترضان وحيد شمسايي، كاپيتان و ستاره تيم ملي فوتسال ايران است. او كه در سالهاي اخير دائما تغيير باشگاه داده و با هر بار پيوستن به يك تيم جديد درآمد قابل توجهي داشته است، ميگويد: «اگر ميخواهند سقف قرارداد تعيين كنند، بهتر است كل فوتسال را تعطيل كنند. كساني كه جمع شدهاند و اين پيشنهاد را داده و تصويب كردهاند، آن را به گردن ترابيان انداختهاند.
حال آن كه او به دنبال تامين مالي هر چه بيشتر بازيكنان است. تعيين سقف قرارداد براي بازيكنان در هيچ جاي ديگر دنيا نيز مرسوم نيست. در كشور ما يك سال تيم «تام» سقف قراردادش را بالاتر از تمامي تيمها قرار داد و به موجب آن قهرمان شد و در همان زمانها تيم شهيد منصوري هم سرمايهگذاري مناسبي داشت و در كورس قهرماني بود. امسال نيز همين تغيير در فولاد ماهان نيز صورت گرفت و به قهرماني رسيد.»
از قضا فولاد ماهان همان تيمي است كه امسال با داشتن شمسايي عنوان قهرماني ليگ برتر فوتسال را از آن خود كرد و اگر حرفهاي مرد سال فوتسال آسيا را مبنا بگذاريم، بايد متذكر شويم او بابت فصل گذشته بيش از 100 ميليون تومان در آن باشگاه عايدي داشته است.
شمسايي ميگويد: نه فقط من، بلكه تعدادي ديگر از بازيكنان ما نيز حدود 50 ميليون گرفتهاند . با اين حساب بهتر است سقفي براي قراردادها تعيين نكرد و پرداختها را آزاد گذاشت و آن هم براي ورزشي كه شايد رشته دوم براي بسياري از ورزشكاران باشد. شك نكنيد همان باشگاههايي كه باعث و باني تعيين سقف قرارداد براي بازيكنان فوتسال بودهاند، خودشان پولهايي بيشتر را به طور زيرميزي به بازيكنان مطرح اين رشته خواهند داد تا نفرات بهتري را جذب خويش سازند و به موفقيتهايي بيشتر برسند و بنابراين صداقت در اين ورزش كمتر از گذشته خواهد شد.
سر به فلك كشيدن
قضاوت و تصميمگيري درباره مسائل و ملاحظات فوق را ميتوان به مسوولان امر سپرد اما شكي نيست كه همه افرادي كه صحبت از تعيين سقف قرارداد براي بازيكنان چند رشته ورزشي كرده و در اين راه گامهايي برداشتهاند، از ازدياد بيرويه پرداختها و سربه فلك كشيدن برخي دستمزدها در فوتبال و فوتسال واقعا نگران شدهاند و حتي سازمان تربيت بدني هم در اين خصوص ابراز نگراني كرده است.
با چنين ديدگاهي تعيين حداكثرهاي فوق براي فوتساليستها نه تنها واقعهاي منفي نيست بلكه ميتواند قدمي بلند براي كاستن از مخارج نجومي و رفع دغدغهها باشد و رد كردن آن، همان قدر آسان نيست كه در اظهارات شمسايي حس ميكنيم.


