اختلافي طولاني و تاسفآور
اختلافاتي كه در ورزش ژيمناستيك ظرف 2 سال اخيربهوجودآمده و پيوسته رو به تزايد داشته،اينك به مرحلهاي نگرانكننده رسيده و عجيب است كه سازمان تربيت بدني همچنان نظارهگر ماجراهاست و كاري براي رفع غائله انجام نميدهد و اگر هم انجام ميدهد، چندان تاثيرگذار نيست.
به نوشته جام جم، تقابل احمد محتشمي، رئيس فدراسيون با گروه مخالفانش كه شماري از اهالي و كارشناسان معروف اين ورزش ازجمله خرسندل و ميرقائمي را در برميگيرد، در ماههاي اخير به حدي رسيده كه هيچ بهرهاي بر آن متصور نيست و اگر كسي اميدوار باشد كه در پي اين اختلاف سليقهها اثري مثبت در جهت رشد اين ورزش برجاي ميماند، اشتباه كرده است، زيرا مصاحبههايي كه دو طرف پيوسته عليه يكديگر انجام ميدهند، وحدت و پايههايي محكم براي ادامه و تقويت كار است و معلوم نيست كه حتي دو طرف تمايلي به همراهي و تلاش مشترك براي تقويت رشتهاي داشته باشند كه از انواع مشكلات و كاستيها در دهههاي اخير رنج ميبرده است و حالا عنصر اختلاف نيز آشكارتر از هر زماني به جان آن افتاده است. هر دو سو حرفهايي ميزنند كه در رد ايدههاي طرف مقابل و دفاع از مواضع خودي است، اما مهمترين اصل كه نياز به همكاري و برنامهريزي براي اعتلاي اين ورزش است در حرفهاي آنان كمتر به چشم ميخورد.
حسن ميرقائمي كه بتازگي از پست سرمربيگري تيم ملي ژيمناستيك كنارهگيري كرده و از قضا به طور نسبي همدورهاي محتشمي در اين تيم بوده و هر دو در يك عصر اين تيم را در مسابقات بينالمللي همراهي ميكردند، پس از پذيرفته شدن استعفايش ميگويد، اگر از سمت خود كنارهگيري كرده، به دليل اعمال نظر فدراسيون در خصوص انتخاب نفرات برتر، برنامهها و اظهارات(به زعم وي) ناصحيح فدراسيون در ارتباط با بازيهاي آسيايي گوانگجو و همچنين روند استعداديابي در اين رشته، نامناسب بودن سالن و امكانات تيم ملي، ناهماهنگي و نبود يكرنگي در خانواده ژيمناستيك بوده است.
مشابه اين ديدگاهها در اظهارات خرسندل نيز كه تا حدي با محتشمي و ميرقائمي همدوره بوده است، خودنمايي ميكند و نظر هر دوي آنان و بواقع هر كس كه همچون آنها فكر ميكند، اين است كه فدراسيون باعث تنزل ژيمناستيك شده و از نيروهاي موجود بدرستي استفاده نميكند و فقط به عدهاي خاص بها ميدهد.
به اعتقاد اين گروه، فدراسيون چنان ضعيف كار كرده كه شمار ورزشكاران مطرح اين رشته و مليپوشان و كساني را كه قابليت راهيابي به ميادين جهاني داشته باشند، از 7، 8 نفر فراتر نميرود.
محتشمي تمام ادعاهاي فوق را رد ميكند و ميگويد حتي اگر ميرقائمي قصد استعفا از سمت خود را نداشت، وي مصمم بود او را كنار بگذارد و ميرقائمي پيشدستي كرده و زودتر استعفا كرده است!
محتشمي در عين حال ميگويد: «خرسندل شايد صاحب نظر باشد، اما به شرطي كه ايدههاي او و نظاير وي غرضورزانه نباشد.» او همين مساله را به ميرقائمي هم بسط ميدهد و ميگويد: «ما هيچ اعمال نظري روي انتخاب مليپوشان و نفرات برتر نداريم و هر كس جز اين ميگويد، هدف تشويش افكار عمومي را تعقيب ميكند.»
موارد فوق و نظرات موافق و مخالف از سوي دو طرف، چيزي است كه پايانناپذير مينمايد و اگر حوصله داشته باشيد و مجالي موجود باشد، ميتوان دهها نمونه آورد و از مسائلي سخن گفت كه دو طرف به عنوان ايرادهاي اساسي طرف مقابل مطرح ميكنند، ضعف امكانات در سالن ژيمناستيك و در دسترس نبودن اسباب و وسايلي كه ظاهرا خريداري شده، از ديگر مواردي است كه ميرقائمي و همتاهاي او روي آن مانور ميدهند.
در حال حاضر كه دو طرف بيرحمانه عليه يكديگر ميگويند اميدي به حل مشكلات نيست و آنچه در اين ميان به جا نميماند، وحدت و كار جمعي است. اي كاش سازمان تربيتبدني در اين ماجرا بسرعت ورود و تعيين تكليف ميكرد و به فكر اين ورزش ميبود.
اختلافات اخير در اين ورزش به حدي رسيده كه حتي امكان همفكري ساده نيروها و نفرات موجود را از بين برده و به تبع آن چيزي نمانده است كه بتوان براي رشد اين ورزش روي آن حساب كرد و با تكيه بر آن اختلافهاي طولاني و تاسفآور مورد بحث را حل و فصل كرد.
دور از مدالها
همه اينها وقتي تاسفآورتر ميشود كه در نظر بگيريم، برخلاف اظهارات محتشمي نهتنها شانسي براي كسب مدال در مسابقات ژيمناستيك بازيهاي آسيايي گوانگجو نداريم، بلكه در صورت حضور همه مدعيان قارهاي در مسابقات ژيمناستيك قهرماني قاره نيز بختي براي ايستادن در 6 رده نخست براي ورزشكاران ما متصور نيست، بنا بر اين معلوم نيست اين همه دعوا بر سر چيست؟.



