جای خالی متخصصین در باشگاههاي فوتبال
نتايج يك تحقيق نشان داد: ميزان تحصيلات بيشتر کارکنان باشگاههاي فوتبال در سطح ليسانس است و بيشتر کارکنان باشگاهها از رشتههايي غير مرتبط با تربيت بدني و علوم ورزشي و از ساير رشتهها بودند.
به گزارش ايسنا، "تعالي سازماني باشگاه هاي فوتبال تهران درليگ برتر ايران از ديدگاه مديران وکارکنان" در تحقيقي توسط اسماعيل زنگنه، كارشناس ارشد مديريت ورزش از دانشگاه تربيت مدرس، مورد تحقيق قرار گرفت.
در عصر كنوني، تربيت بدني و ورزش، به خصوص بازي فوتبال در ميان طبقات مختلف اجتماعي توسعه يافته و شكل عمومي به خود گرفته است، و به علت گستردگي فوق العاده، تعداد بيشمار ورزشکاران و تماشاچيان، سرمايهگذاريهاي کلان مالي و پوشش رسانهاي، عرصهاي بسيار فراتر از ديگر ورزشها کسب كرده است. باتوجه به نقش سازنده باشگاههاي فوتبال در جامعه، بررسي کيفيت فعاليتهاي باشگاههاي فوتبال براي پيدا کردن نقاط ضعف و اقدام براي برطرف کردن تنگناها، امري ضروري واجتناب ناپذير است. زيرا بهبود کيفيت را ميتوان يکي از رويکردهاي اصلي براي ارتقاي توانايي سازمان درجهت بهبود فرايندها، محصولات وخدمات دانست. بنابراين سازماني از بقاء و تعالي برخوردار خواهد بود که به مقوله کيفيت درتمام سطوح سازمان توجه كند.
پس ميتوان گفت که کيفيت نقطه شروعي براي تعالي سازماني است. بررسي تعالي سازماني ميتواند مسوولين را در ارايه يک برنامه جامع مطابق با نيازها و رضايت اعضاي باشگاه کمک كند و براي اينکه بتوان در مسير تعالي موفق بود و فاصله تا هدف را تشخيص داد، ميتوان از مدل هاي تعالي نظير EFQM استفاده كرد.
اين تحقيق توصيفي ـ تحليلي است که به صورت ميداني انجام گرفت. تعداد ٦ نفر از مديران و ٩٦ نفر از کارکنان باشگاههاي فوتبال تهران، درليگ برتر٨٦-85 کشور برابر با ٧٥ درصد، جامعه آماري اين تحقيق را تشكيل ميدادند که شامل باشگاههاي استقلال، پيروزي، پيکان، راهآهن، سايپا و صباباتري هستند.
در اين تحقيق از ميانگين نظرات شش گروه کارکنان باشگاهها استفاده شده است. روش گردآوري اطلاعات استفاده از پرسشنامه ٥٠ سوالي تعالي سازمانيEFQM است. پرسشنامه از ٩ فاکتور رهبري، استراتژي، کارکنان، شرکا و منابع، فرايندها، نتايج کارکنان، نتايج مشتري، نتايج جامعه و نتايج کليدي عملکرد تشکيل شده است. پنج فاکتور اول مربوط به توانمندسازها و چهار فاکتور بعدي مربوط به نتايج هستند. همچنين در آمار استنباطي، براي بررسي تفاوت بين ديدگاه مديران وکارکنان درحوزههاي مختلف از آزمون T مستقل همراه با بهرهگيري از نرم افزارهاي SPSS و EXCEL استفاده شده است.
يافتههاي تحقيق نشان داد:
سن و سابقه فعاليت کارکنان؛ از ٩٦ نفر کارکنان باشگاهها تعداد ٦٩ نفر مرد و ٢٧ نفر زن بودند. در بين کارکنان باشگاهها بالاترين سن وسابقه، به ترتيب ٦٨ و ٤٨ سال و کمترين سن و سابقه، به ترتيب ٢٣ و يك سال بودند.
ميزان تحصيلات و رشته تحصيلي کارکنان؛ ميزان تحصيلات بيشتر کارکنان باشگاهها در سطح ليسانس است. (حدود ٤٨ درصد) وبيشتر کارکنان باشگاهها از رشتههايي غير مرتبط با تربيت بدني و علوم ورزشي و از ساير رشتهها بودند.(٨٣ درصد).
ميزان تحصيلات و رشته تحصيلي مديران؛ ميزان تحصيلات پنج نفراز مديران باشگاهها در سطح فوق ليسانس وبالاتر بود.(٣/٨٣ درصد) و پنج نفراز مديران باشگاهها از رشتههايي غير مرتبط با تربيت بدني وعلوم ورزشي و از ساير رشته ها بودند.( ٣/٨٣ درصد).
نتايج بدست آمده در بخش آمار توصيفي نشان ميدهد، باشگاهها داراي کارکناني نسبتا جوان و باتجربه هستند. همچنين نتايج نشان داد: ٤٧درصد کارکنان داراي مدرک تحصيلي ليسانس و٨٣ درصد مديران داراي مدرک تحصيلي کارشناسي ارشد و بالاتر هستند که ميتواند نشان دهنده اين باشد کارکنان و مديران باشگاه داراي سطح تحصيلات نسبتا خوبي هستند. همچنين فقط ١٧ درصد کارکنان ومديران فارغ التحصيل رشته تربيت بدني هستند که ميتواند آمار نگران کنندهاي در باشگاههاي فوتبال باشد و نشان دهنده اين است، افراد متخصص ورزش در باشگاههاي فوتبال حضور کمي دارند.
با نگاهي به ميانگين امتيازهاي کسب شده در باشگاههاي فوتبال شهر تهران، رهبري (٤٩/٦١)، نتايج کليدي عملکرد (١٠/٥٦)، استراتژي وخط مشي (٨٦/٥٣)، شرکا و منابع (٣٥/٥١)، کارکنان (٦٢/٤٨)، فرايندها (٤٥/٤٧)، نتايج جامعه (٣٨/٤٦)، نتايج مشتريان (٢٥/٣٨) و نتايج کارکنان (٣٣/٣٩) متوجه ميشويم که فاکتور نتايج مشتريان پايينترين امتياز را به خود اختصاص داده بود، سپس نتايج کارکنان بود و نقطه ضعف بعدي نتايج جامعه بود. در نقاط قوت، فاکتور رهبري و بعد از آن نتايج کليدي عملکرد بالاترين امتيازها را به خود اختصاص داده بودند. به اين معني که باشگاههاي فوتبال بايد توجه بيشتري در ارتباط با کارکنان خود و جامعه محلي و ملي مبذول دارند، براي اين منظور:
باشگاههاي فوتبال بايد برنامههايي جهت بهبود اين فاکتور از طريق ارتباط منظم با کارمندان و نظرخواهي از آنها مورد توجه خود قرار دهند.
از طريق نظرسنجيها، گزارشات، همايشهاي عمومي، مشارکت با کارکنان و گروههاي محلي (مشارکت در آموزشها و تحصيلات، کمک به امکانات رفاهي و پزشکي، کمک به فعاليتهاي ورزشي و اوقات فراغت کارکنان )
يکي ديگر از نقاط ضعف باشگاههاي فوتبال فاکتور نتايج مشتريان بود كه بايد از طريق:
الف) نظرسنجي از سازمانهايي که با باشگاه در ارتباط هستند.
ب) نظرسنجي از هواداران و دريافت برداشتهاي آنها.
ج) ايجاد کانالهاي ارتباطي با هواداران
د) ايجاد تغيير در برنامههاي بازاريابي و ايجاد روشهاي متفاوت، وفاداري مشتريان خود را جلب کنند.
در مورد نقاط قوت باشگاههاي فوتبال نيز ميتوان به حيطه رهبري و نتايج کليدي عملکرد اشاره کرد. به اين معني که روساي باشگاههاي فوتبال:
١. تقريبا به طور مناسبي آرمانها و ماموريتهاي سازمان را تعيين و دسترسي به آنها را تسهيل ميکنند.
٢. ارزشهاي مورد نياز براي موفقيتهاي درازمدت را ايجاد و آنها را از طريق فعاليت و رفتار مناسب به کار ميگيرند.
٣. اشخاص از ايجاد و بکارگيري سيستم مديريت اطمينان مييابند و نتايج کليدي طرحريزي شده، که با اهداف سازمان در ارتباط است، را به طور خوبي متوجه شدهاند.
در تحقيق حاضر باشگاه سايپا در بين باشگاههاي مورد مطالعه بالاترين امتياز تعالي سازماني را نيز کسب کرده است، بنابراين احتمالا يکي از دلايل موفقيت اين باشگاه توجه مدير باشگاه به نتايج سازمان و افراد سازمان به يک ميزان است. همچنين باشگاه سايپا که رتبه اول کسب كرده است، در همين سال در مسابقات ليگ فوتبال باشگاههاي کشور نيز رتبه اول را کسب كرده و کمترين تغييرات را در سيستم مديريت باشگاه داشته است. باشگاههاي پرسپوليس و استقلال رتبههاي پنجم و ششم را از لحاظ تعالي سازماني را کسب كردهاند و در مسابقات ليگ نيز رتبههاي خوبي را کسب ننموده و داراي بيشترين تغييرات در مديريت باشگاه بوده اند. شايد بتوان رتبههاي کسب شده باشگاهها در مدل تعالي سازماني و موفقيت آنها در ليگ برتر فوتبال مرتبط دانست وشايد هم يکي از دلايلي که باعث کسب اين رتبهها توسط باشگاههاي استقلال و پرسپوليس شده است وابسته بودن آنها به سازمان تربيت بدني و متعلق بودن ديگر باشگاهها به بخش صنعت باشد.
همچنين نتايج باشگاهها در مسابقات فوتبال همين سال بر رتبهبندي باشگاهها تاثير گذاشته باشد. آمار استنباطي نشان داد تفاوت معني داري بين ديدگاه کارکنان و مديران از نظر ميزان تعالي سازماني در باشگاههاي فوتبال وجود ندارد. شايد بتوان از ديدگاههاي نزديك مديران و كاركنان نتيجه گرفت كه فعاليتهاي باشگاه در حيطه فاكتورهاي EFQM شفاف بوده، به طوري كه هم مديران و هم كارمندان ديدگاه يكساني داشتهاند. شايد هم كاركنان همسو و موافق با اهداف مديريت و باشگاه استخدام شده اند.
در مدل تعاليEFQM امتياز سازمانهاي متقاضي از ١٠٠٠ محاسبه شده و سازمانهاي سرآمد معرفي ميشوند كه در حال حاضر بيشترين امتياز متعلق به شركت "نوكيا" است كه ٧٥٠ امتياز كسب كرده، درايران نيز "فولاد مباركه" در سال ٨٣ موفق به كسب ٣٣٠ امتياز شده است.
به نظر ميرسد با توجه به نتايج و نمرات كسب شده در اين تحقيق نيز، باشگاهها تاحدودي خوشبينانه به سوالات پاسخ دادهاند که شايد دليلش نحوه انتخاب جامعه آماري و توزيع پرسشنامه بين كاركنان و مديران باشد.


