در انتظار روزهاي خوب نساجي
روزهاي خوب نساجي را هنوز هم ميتوان در لابهلاي صحبتهاي مردم قائمشهر جستوجو كرد؛ روزهايي كه حتي گذشت بيش از يك دهه نيز سبب فراموشياش نشده است.
به نوشته اعتماد ملی، نساجي تيم معمولي بزرگان آن روزها اكنون به دور از گروه بزرگان تبديل به تيمي معمولي شده است و روزهايش البته پر از بدشانسي، بحران و بيپولي. نساجي، تيم قدرتمند سالهاي نهچندان دور مازندران، شايد جزو معدود تيمهايي است كه باسابقهاي طولاني تاكنون بازيكن خارجي جذب نكرده است و سالها بود كه باشگاه از بازيكنان پايه براي تيم بزرگسال استفاده ميكرد.
اين رويه اگرچه در سالهاي اخير فراموش شده بود اما بيپولي باشگاه سبب شد كه امسال نيز مديران به اين اصل روي خوش نشان دهند. اين نهايت آرزوي تيمهاي پايه فوتبال اين باشگاه است كه روزي پيراهن تيم بزرگسالان را برتن كنند البته اگر نساجي از اين روزهاي بد به سلامت عبور كند. روزهاي بد باشگاه نساجي در اين سالها از بحرانحامي بزرگ مالي اين تيم شروع شد؛ حامي قدرتمند گذشته، كه نامش همچنان روي نام اين باشگاه باقيمانده، به دور از سالهاي اقتدار وضعيتي مشابه باشگاه نساجي دارد. مديران كارخانه چند سال قبل پس از بحرانهايي كه سبب پايين آمدن سودآوري كارخانه شده بود، تصميم گرفتند باشگاه را پس از حدود 45 سال به بخش خصوصي واگذار كنند.
بيشتر تيمي معمولي
تيم فوتبال نساجي تقريبا همزمان با شروع به كار كارخانه در نيمه دوم دهه سي با سه تيم فوتبال شمارههاي يك، دو و سه نساجي حيات ورزشياش را آغاز كرد؛ شمارههايي به نشانه تمايز تيمهاي كارخانه سه تكه در قائمشهر. نخستين بازيكنان اين تيم كارگراني بودند كه در كارخانهها كار ميكردند و در سالهاي ابتدايي، فعاليت تيمهاي فوتبال كارخانه در سطح شهر و استان بود. فعاليت استاني نساجي در زماني كه فوتبال ايران ليگ شناختهشدهاي نداشت در زمان ليگ تخت جمشيد نيز به همين منوال ادامه داشت.
تيم مطرح آن روزهاي مازندران در ليگ تختجمشيد، خانه مازندران نام داشت كه البته تيمي از بازيكنان منتخب مازندران بود. رحيم دستنشان، بنيانگذار نساجي كنوني، در مورد آن روزها ميگويد كه تنها سه بازيكن قائمشهري در اين تيم عضويت داشتند.
دستنشان درباره شكلگيري دوره جديد نساجي ميگويد: دستنشان كه صاحبامتياز تيم بانك ملت آن روزها بود در مهرماه سال 1362 در نامهاي به اداره تربيتبدني قائمشهر درخواست كرد تا تيم بانك ملت به عنوان 222 بهمن نساجي شماره سه>
در مسابقات حضور پيدا كند، اين خواسته در كمتر از يك هفته با موافقت تربيتبدني شهر مواجه شد و زيربناي نساجي كنوني شكل گرفت. باشگاه نساجي حدود يك سال بعد از شكلگيري 222 بهمن نساجي شماره سه> با درخواست ديگر دستنشان موافقت كرد و نام تيم را به تغيير داد؛ تيمي كه پيراهن قرمز را به عنوان رنگ نخست خويش برگزيد و روزگاري در خانهاش دستنيافتني بود.
دستنشان درباره آن روزها ميگويد: سرمربي آن روزهاي نساجي از 15 سال بدون شكست بودن اين تيم در زمينش صحبت ميكند؛ ركوردي كه در فصل 73-1372 در ديدار مقابل ذوبآهن شكسته شد. فصل 73-1372 البته آخرين فصل حضور پرشكوه نساجي در ليگ بود؛ يك فصل قبل از سقوط كه با رتبه پنجمي و همامتياز با تيم سوم جدول به پايان برده شد. آنها در سال 74 سقوط را تجربه كردند و با اينكه پس از آن دو بار تا نزديكي صعود به ليگ برتر پيش رفتند اما هيچگاه به ليگ برتر قدم نگذاشتند.
واگذاري به بخش خصوصي؛ خوب يا بد
سال 85 زماني بود كه سرانجام كارخانه تصميم گرفت تيم را به بخش خصوصي واگذار كند و آقاي سلاميان تنها متقاضي خريد نساجي در روزهاي واگذاري به بخش خصوصي بود. سرانجام در ماه پاياني سال 1386 اين انتقال صورت گرفت؛ انتقالي كه به گفته فريد يعقوبنيا سرگروه كنوني نساجي، مشكلات تيم را چند برابر كرد.
يعقوبنيا كه بيش از يك دهه در اين تيم توپ ميزند، ميگويد كه نزديك به دو سال است تقريبا چيزي از قراردادش را دريافت نكرده است و بازيكنان ديگر نيز وضعيتي مشابه او دارند. رحماني، مدير عامل نساجي مازندران، حرفهاي بازيكنان مبنيبر طلبكاري از سال 1385 را رد ميكند و ميگويد: اين در حالي است كه كاپيتان نساجي تاكيد ميكند كه مديرعامل بدهيهاي سال 85 را به مبلغ سال 86 اضافه كردهو به او و ديگران چكي داده كه تاكنون نقد نشده است. مشكلي كه معمولا تيمهاي ليگ دسته اول با آن روبهرو هستند نداشتن اسپانسر مالي مناسب است كه تيمها را از لحاظ مالي با مشكل مواجه ميكند چرا كه كارخانهها معتقدند حضور در دسته يك و در كانون توجه نبودن اين مسابقات نميتواند تبليغات مناسبي برايشان محسوب شود. اين موضوع در شهري صنعتي همچون قائمشهر خودش را به خوبي نشان ميدهد.
ناتواني درآمدزايي از فوتبال بزرگترين مشكل بخش خصوصي در بحث مالي فوتبال ايران است و اين موضوع سبب ميشود باشگاههاي خصوصي در ادامه كار به مشكل بربخورند. اگر سهامدارن نساجي مايل به ادامه سرمايهگذاري نيستند، سرمايهگذاراني چون مهندس درويش، مالك باشگاه شموشك نيز در اين فوتبال به مشكل برخوردند. يعقوبنيا درباره وضعيت ديگر تيم مطرح خصوصي مازندران ميگويد:
درگيري داخلي
نساجي در اين روزها از درگيري داخلي نيز رنج ميبرد. عدهاي از تماشاگرها خريداران را با تهديد از خريد باشگاه منصرف ميكنند و مانع از فروش باشگاه ميشوند اما درگيري در سطحي گستردهتر ميان مديرعامل، تربيتبدني استان و تربيتبدني قائمشهر در جريان است.
رحماني هنگامي كه با مدل پيام مشهد و واگذاري 75 درصد سهام به تربيتبدني استان مواجه ميشود، موافقتش را با اين مدل بيان ميكند و ميگويد:
بهروان، رئيس فوتبال استان، از اين پيشنهاد استقبال و اعلام ميكند: او ميگويد: او شايعات كمك نكردن مسوولان به نساجي تا زمان پايان مديرعاملي رحماني را تكذيب ميكند: او البته منكر درستي اين شايعات نميشود و ميگويد اين حرفها در هيات فوتبال استان و استانداري مطرح نميشود و منبع آن بايد در جاي ديگري جستوجو شود.
وضعيت نساجي اين روزها بيشتر به مردابي شبيه است كه به خاطر بوي بدش نميتوان به آن نزديك شد اما كاپيتان يعقوبنيا عشق به گل نيلوفر را دليلي ميداند كه آنها بوي بد مرداب را فراموش كنند؛ اين همان انگيزهاي است كه سبب ميشود بازيكنان نساجي با تركيبي از 2 بزرگسال، 9 اميد و تنها با يك ذخيره برابر استيلآذين قرار بگيرند تا مانع از سقوط اين تيم به دو دسته پايينتر شوند؛ آنها همچنان به اين اميد بازي ميكنند كه سالهاي ديگر، كسي نتواند از آنها به عنوان به نساجي نام ببرد.


