افزايش شکايت ها از زورگيران استاد دانشگاه تهران
همزمان با افزايش شکايتها از زورگيران استاد دانشگاه تهران، پليس با انتشار عکس بدون پوشش سارقان از مالباختگان خواست براي طرح شکايت به پليس آگاهي مراجعه کنند.در دي ماه سال جاري از طريق مرکز فوريتهاي پليسي وقوع يک فقره زورگيري منجر به جرح به کلانتري 148 انقلاب اعلام شد.
به گزارش مردم سالاری، با حضور مأموران کلانتري در مرکز درماني (بيمارستان) و بررسيهاي اوليه مشخص شد يکي از اساتيد دانشگاه تهران درحاليکه قصد داشته تا در داخل پارکينگ دانشگاه (واقع در خيابان 16 آذر ) سوار خودرو شود مورد زورگيري قرار گرفته و در زمان مقاومت در برابر سارقين، توسط آنها و از ناحيه سر مورد اصابت ضربات قمه قرار گرفته است.
با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع «سرقت به عنف» و به دستور قاضي هاشميان، بازپرس شعبه يازدهم دادسراي ناحيه 27 تهران، پرونده جهت رسيدگي در اختيار پايگاه سوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
اظهارات استاد دانشگاه
با مراجعه کارآگاهان به استاد دانشگاه (مالباخته و شاکي پرونده) وي در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «در ساعت 15 روز چهاردهم دي92، داخل خيابان 16 آذر – خيابان عروجي – داخل پارکينگ دانشگاه تهران در حال سوار شدن به ماشين بودم که يک نفر جوان حدودا 20 الي 23 ساله با يک قمه به من نزديک شد و از پشت سر گوشي تلفن همراهم را از دستم کشيد و در همين زمان با قمه ضربه اي بر روي سرم زد ؛ در ادامه نيز زمانيکه به تعقيب وي پرداختم مجددا ضربه اي ديگر به سرم زد و در حاليکه من به علت شدت ضربه بر روي زمين افتاده بودم، با يک موتورسوار از محل متواري شد».
دستگيري سه سارق زورگير و اعتراف به دهها فقره زورگيري
با آغاز رسيدگي به پرونده و با بررسي تصاوير دوربينهاي مداربسته محل سرقت، کارآگاهان موفق به شناسايي يکي از متهمان سابقه دار به نام سعيد. الف (20 ساله) شدند. با شناسايي مخفيگاه «سعيد» در خيابان طيب، اين محل تحت مراقبتهاي پليسي قرار گرفت و سرانجام در ساعت 1 بامداد روز هفدهم دي92 و پس از اطمينان از حضور متهم در مخفيگاهش، وي دستگير و جهت انجام تحقيقات و شناسايي متهم پرونده به پايگاه سوم پليس آگاهي منتقل شد.
«سعيد. الف» که پس از مواجهه حضوري با مالباخته و مشاهده تصاوير صحنه سرقت چارهاي جز اعتراف نداشت، صراحتا به زورگيري گوشي تلفن همراه استاد دانشگاه تهران و دهها فقره سرقت مشابه اعتراف و عنوان کرد که سرقت خيابان 16 آذر را بهمراه يکي از دوستانش به نام «پيام. س» ( 20 ساله ) انجام داده است؛ وي در اعترافاتش و در خصوص ضرب و جرح مالباخته نيز به کاراگاهان گفت: «هرکس مقاومت ميکرد، او را ميزديم».
با شناسايي «پيام» به عنوان دومين متهم پرونده، وي نيز به همراه يکي ديگر از اعضاي گروه سارقين زورگير به نام «بهنام. ب» (19 ساله) در داخل مخفيگاهشان واقع در منطقه خراسان، دستگير و در بازرسي از مخفيگاه آنها تعداد زيادي انواع گوشيهاي تلفن همراه و چندين قبضه انواع سلاح سرد (قمه و چاقو) کشف و توقيف شد.
شناسايي تعداد ديگري از شکات پرونده
با دستگيري متهمان پرونده و اعتراف صريح آنها به دهها فقره سرقتهاي مشابه (زورگيري – کيف قاپي و سرقت گوشي تلفن همراه) در مناطق مختلف تهران از جمله در مناطق ميدان ولي عصر، تجريش، ستارخان، شريعتي و...، شناسايي و دعوت از ساير مالباختگان در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.
يکي از مالباختگان پس از حضور در پايگاه سوم و در حاليکه تصاوير تعقيب شدن خود توسط متهمان را نيز بهمراه داشت، پس از شناسايي متهمان در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: «در روز هشتم دي92 هنگاميه از محل کارم واقع در خيابان شريعتي – خيابان ملک خارج و به خيابان سهروردي رفته بودم، يک دستگاه موتورسيکلت طرح هوندا 125 قرمز با دو سرنشين در نزديکي من توقف کرد و ترک نشين آن پس از پياده شدن از موتور، به سمت من آمد ؛ وي با تهديد قمه اقدام به زورگيري کرد و با ضربات قمه کاپشن مرا نيز پاره کرد و پس از سرقت دو دستگاه گوشي تلفن همراه و مبلغ 500 هزار تومان وجه نقد، بهمراه همدستش به سرعت از محل متواري شدند».
سرهنگ عباسعلي محمديان، رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ، با اعلام اين خبر گفت: «با توجه به دلايل و تصاوير بدست آمده از صحنههاي سرقت، شناسايي متهمان توسط مالباختگان و همچنين اعترافات صريح متهمان به دهها فقره زورگيري در مناطق مختلف شهر تهران، دستور انتشار بدون پوشش تصاوير هر سه متهم پرونده از سوي مقام محترم قضايي صادر شده؛ لذا از کليه مالباختگان و شکاتي که موفق به شناسايي تصاوير متهمان شدند دعوت ميشود تا جهت طرح و پيگيري شکايات خود به پايگاه سوم پليس آگاهي تهران بزرگ واقع در خيابان خرمشهر – ميدان نيلوفر مراجعه کنند».
دیگه این همه هم شلوغش نکنین
دستگیر نشن که سنگین تره
فردا دوباره به یه بهانه ای ( وثیقه و پر بودن زندان و ... ) آزاد میشن.
یا نگیریدشون یا وقتی می گیریدشون حتما اعدام یا اردوگاه کار اجباری در یک جزیره بد آب و هوا تا آدم بشن. فیلم " پاپیون " رو نگاه کنید تا بفهمید چی می گم.



