چين غرق در بحران، روسيه سرگرم فروپاشي
سرويس بينالملل «تابناک» ـ آثار و نشانههاي رکود اقتصادي در ماههاي اخير، نه تنها چالشهاي بسياري براي آمريکا پديد آورده که بسياري از ديگر کشورها را نيز در معرض بحران قرار داده است.
به گزارش هفتهنامه آمريکايي «نيوزويک»، در هفتههاي اخير، نگراني از آشفتگي اقتصادي جهاني، به اعتراضها و تظاهراتهاي گستردهاي در کشورهايي چون يونان، فرانسه و انگلستان منجر شده است. افزايش قيمتها، کاهش درآمدها و افزايش روزافزون بيکاري، عواملي هستند که نه تنها به بحرانهاي اقتصادي دامن زدهاند، بلکه بيم آن ميرود که به ناآراميهاي سياسي هم منجر شوند.
اين هفتهنامه مينويسد: هماکنون ترس از ناآراميهاي سياسي در کشورهايي چون روسيه و چين، بيش از هر زمان ديگري قوت گرفته تا جايي که «ايان برمر»، رئيس گروه «اوراسيا»، در کتاب خود، سال 2009 را سالي پر خطر براي روسيه خوانده و نسبت به آشفتگيهاي سياسي در اين کشور هشدار داده است.
نيوزويک همچنين ادامه ميدهد: از نظر برمر، يکي از دلايل اصلي ايجاد چنين خطري، کاهش شديد قيمت نفت از 147 دلار به کمتر از 40 دلار است؛ بنابراين، از آنجا که اقتصاد روسيه، وابستگي بسياري به درآمدهاي نفتي دارد و تا به امروز سرمايهگذاري اساسي روي صنعت نفت خود انجام نداده، خطرات ناشي از کاهش قيمت نفت براي اين کشور دو چندان شده است. به علاوه، اين مسأله ميتواند موقعيت ژئوپوليتيکي روسيه را نيز به خطر بيندازد.
اين نشريه آمريکايي ميافزايد: چنين تهديداتي آن هم در فضايي که رغبت به سرمايهگذاري، بسيار کاهش يافته است، ضربه بزرگي به روسيه خواهد زد.
برمر همچنين در کتاب خود، وضعيت پيش روي روسيه را با زمان فروپاشي شوروي مقايسه کرده است. از نظر او، روسيه تنها يک حکومت با قدرت متمرکز نيست، بلکه قدرت در روسيه تا اندازه زيادي در اختيار يک نفر است و او کسي نيست، جز پوتين.
اين هفتهنامه بينالمللي ادامه ميدهد: شايد بتوان او را قدرتمندترين شخص در جهان دانست؛ کسي که به تنهايي نفوذ و قدرت فراواني در روسيه به دست آورده است. اما او نيز به رغم موفقيتهايش در گذشته، هماکنون با مشکلات جدي ناشي از بحران مالي دست به گريبان است و اين همان چيزي است که وضعيت روسيه را تا اندازهاي شبيه به زمان فروپاشي شوروي کرده است.
نيوزويک ميافزايد: برمر هماکنون در روسيه است و در پاسخ به چگونگي اوضاع و احوال اين کشور چنين ميگويد: در همايشي که سال گذشته در روسيه برگزار شد، صحبتها همه از امنيت اقتصادي و سياسي روسيه بود و اشاره به مخازن نفت و گاز، اما امسال ديگر خبري از آن سخنان نيست و گويي، همه چيز به سقوطي محتمل پايان خواهد يافت.
همچنين برمر در پاسخ به وضعيت چين به اين نکته اشاره ميکند که اوضاع اين کشور با روسيه قابل مقايسه نيست، زيرا دولت چين، سي سال است که رشد اقتصادي خوبي را تجربه ميکند و از حمايت مردمي بالايي برخوردار است و در نتيجه، اين سخن که اگر نرخ رشد اقتصادي چين به زير 8 درصد برسد چين منفجر خواهد شد، نادرست است.
به هر روي، اين دو قدرت بزرگ جهاني، يعني روسيه و چين در زيرساختهاي سياسي و اقتصاديشان تفاوتهاي فاحشي با آمريکا و ديگر کشورهاي اروپايي دارند. بنابراين، بايد منتظر بود و ديد كه بحران اقتصادي کنوني به کجا پايان مييابد و چقدر بر قدرتهاي سياسي جهان تأثير ميگذارد.


