گسست منطقهای در بستر تحولات جهانی
دکتر مجید دیوسالار
کد خبر: ۳۷۰۲۱۶
| | 47694 بازدید
مقدمه:
امروزه و در بستر تحولاتی که شرایط جهانی به ویژه سیاست و روابط بین الملل را از خود متاثرساخته می توان به موضوعاتی از قبیل تحولات دگرگون ساز در کشورهای عربی ـ آفریقایی، حضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک جغرافیایی، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران و شکل گیری جریان تکفیری و حضور در برخی کشورهای عربی (سوریه و اخیراً در عراق) با هدایت وهابیت عربستانی و تزریق افکار و ایدئولوژی های این گروه بر اذهان جریان های تفرقه انداز نام برد. در ادامه نحوه تاثیرگذاری این موضوعات برسیاست و روابط بین الملل و نتیجتاً گسست منطقه ای دربستر این موضوعات به صورت جداگانه تحلیل و ارزیابی خواهد شد.
1- تحولات دگرگون ساز در کشورهای عربی ـ آفریقایی:
تحولات دوران ساز در خاورمیانه عربی آفریقایی به ویژه در مصر،لیبی،بحرین و برخی خرده کشورها، ناشی از انباشت مطالباتی است که پاسخ قانعکنندهای به این توقعات داده نشده است. اگر تصور کنیم که مثلث بحران در این کشورها ناشی از فقدان دموکراسی، مداخله حداکثری قدرت های خارجی و فقدان هرگونه افق روشن برای اصلاحات و دگرگونی های مثبت در درون این کشورها باشد، می توان تصور نمود که بازتاب هایی از قبیل جابجابی در هرم قدرت ، نقش یافتن مردم در تحولات جریان ساز نسبت به گذشته، برجستگی نقش شبکه های اجتماعی (فیس بوک، یوتیوب، اینترنت و...)، تغییر آرایش سیاسی در چیدمان خاورمیانه در حال گذار با تاکید بر هویت خواهی، تاکید بر مطلوبیت مدل دموکراسی حداقلی و نهایتاً امکان پذیری واکنش به ساختار نظام بین الملل و مدیریت نهادی و اقتداری آن به عنوان حداقل بازتاب های این مثلث بحران خواهد بود. در نتیجه و در بستر چنین تحولاتی شاهد گرفتاری خاورمیانه در چرخه بی پایان بی ثباتی و پیامدهای داخلی و منطقه ای وحضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک خاورمیانه خواهیم بود که بلحاظ محوری و استراتژیک می تواند زمینه گسست منطقه ای را در منطقه خاورمیانه فراهم آورد. همچنین می توان تغییرات قابل توجه در نظم منظقه ای و ترسیم الگوهای رقیب منطقه ای را از سوی قدرت های مطرح منطقه ای مشاهده نمود. از آنجا که یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع است، رقابت بر سر مدل مطلوب یا الگوهای رقیب منطقه ای امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری تعریف و ارائه تصویر مطلوب از خود و اهداف خود، دامنه نفوذ خود را افزایش دهند و به کانون تأثیرگذاری بر معادلات و پویش های موجود تبدیل شوند.دراین مورد می توان به فروپاشی ائتلاف ها و شکل گیری ائتلاف های جدید منطقه ای اشاره نمود.زیرا هریک از رقبای منطقه ای درصدد مهار سایر رقبا و یارگیری برای مشروعیت بخشی به خود به عنوان قدرت برتر می باشند.
2- حضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک جغرافیایی جهان:
«ژان گوتمن» پژوهشگر و پدر جغرافیای سیاسی نوین می گوید: اگر سطح کره زمین مانند توپ پینگ پنگ صاف و بدون پستی و بلندی های گوناگون بود. مباحثی چون جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل و اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک مناطق نیز وجود نداشت. مناطقی همانند خلیج فارس،آسیای مرکزی،آفریقا و آسیای شرقی از مناطق استراتژیک مهم دنیا محسوب می شوند.زیرا هرکدام از این مناطق دارای یکسری ویژگی های خاص و منحصر به فرد به لحاظ راهبردی و امنیتی هستند می در درون قالب بزرگتر به نام کره زمین می تواند گسست هایی را بین کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای به وجود آورد. موضوعاتی ازقبیل اقتصاد، ارتباطات، انرژی و امنیت آن و نهایتاً تکنولوژی های دیجیتال در این مناطق همانند آتش زیر خاکستری می باشد که به راحتی می تواند شعله ور شده و تنش های جدی منطقه ای و بین المللی را به ارمغان آورد. در حمایت هایی که غرب به لحاظ سیاسی به برخی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در جریان انقلاب هاب رنگی و مخملی و اخیراً به مخالفان اوکراین نموده و یا می نماید حکایت امنیتی ای است که همان معمای امنیت را تداعی می نماید. رقابت هایی که در سایر مناطق مورد اشاره مثل آسیای شرقی و خلیج فارس بین قدرتهای بزرگ وجود دارد می تواند شرایطی را ایجاد کند که غافلگیری اقتصادی و دیجیتالی را به همراه موضوعات امنیتی در قالب چرخه ای از سیکل قدرت و یا بازی حاصل جمع صفر به همراه داته باشد.در منطقه آفریقا حضور جدی سه قدرت ایالات متحده آمریکا،روسیه و چین نمادی از رقابت بین المللی برای فزون خواهی این دسته از کشورها است که گسست هایی را در سایر مناطق و موضوعات به وجود آورده و سیاست همراه سازی را در نظام بین الملل به صورت جدی به نمایش گذاشته است.
3- برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران:
در خصوص برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران و نحوه تاثیرگذاری این موضوع بر گسست منطقه ای باید این توضیح را ارائه نمود که نحوه برخورد غرب و گروه پنج به علاوه یک با موضوع به ویژه بعد از راست آزمایی درپرتو توافق ژنو 2013، چگونه خواهد بود. قابل ذکر است موقعیت حساس جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران و وضعیت هارتلندی و مرکزیت ایران در منطقه هارتلند بزرگتربه نام خاورمیانه می تواند سایر مسائل مرتبط با کشورهای درگیر در مذاکره و مناطق جغرافیایی آن ها را به لحاظ وابستگی ای که به امنیت انرژی و برخی مسائل جدی که نقش ایران در آن موضوعات می تواند جدی،پررنگ و موثر باشد را تحت تاثیر قراردهد. اگر دورنمای مذاکرات را با فرض مثبتی بنگریم مطمئناً ثبات منطقه ای و بین المللی را می توان به عنوان آرزوی سیاسی بزرگ برای طرفین ایران در نظر داشت. زیرا فرافکنی و برخورد دوگانه نسبت به موضوع هسته ای بستری از نفی و بی اعتمادی بین المللی را نسبت به جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد که حتی برخی خرده کشورها خود را در همراهی باغرب نسبت به ایران ذیحق دانسته و با آنها همراهی نمودند. در نتیجه جمهوری اسلامی ایران و کشورهای طرف مذاکره باید به دنبال هویت خواهی ای باشند که دربسترنظام بین الملل نسبت به آنها نگاه مثبت به وجود آید.
4- شکل گیری جریان تکفیری در برخی کشورهای عربی(سوریه و اخیراً در عراق)
در حال حاضر يکي از عوامل مهم فتنه گري در منطقه جريان سلفي تکفيري است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسير منافع غربيان گام برمي دارد. حضور اين افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآورده هاي فرهنگي آن در برخي از مراکز، باعث جلب توجه برخي از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمده اند، شده است و براي رهايي از اين فشار، زمينه را براي گرويدن به اين جريان هاي افراطي مناسب ديده اند. روش هایی که جریان های تکفیری برای استدلال و استخراج احکام و عقاید مورد بهره برداری قرار می دهند، با افراط و تفریط های بسیاری همراه است و برخی از آنها نیز کاملاً با اندیشۀاسلامی متفاوت است. نقل گرایی و حدیث گرایی مفرط در کنار ظاهرگرایی شدید در حوزه معنا شناسی سبب می شود که جریان های تکفیری در فهم کتاب و سنّت، بر معانی ظاهری و سطحی بسنده کنند و در نتیجه گرفتار تشبیه و تجسیم شوند. این عنوان به بررسی دیدگاه های ظاهرگرایانه و نقل گرایانه آنان در فهم متون مقدّس به خصوص کتاب و سنّت می پردازد.
حضور جریان های تکفیری در عراق در دو مقطع قابل بررسی است. مقطع اول در قرن سیزدهم است که جریان تکفیری با حمله به عراق به خصوص کربلا، خون بسیاری از مسلمانان را ریختند و جنایت های بسیاری را در این سرزمین دامن زدند. اما کشتار و جنایت های جریان های تکفیری تنها به دوران گذشته خلاصه نمی شود و علی رغم ادعاهای واهی آنها مبنی بر تغییر روش، همچنان شاهد جنایت های این جریان ها در مناطق مختلف جهان اسلام هستیم. در دوران معاصر و طی دوسال اخیر این جریان در عراق شدیداً دولت و جمعیت بزرگ شیعی را هدف قرار داده است. این جریان در سوریه طی دوسال اخیر در بحران سوریه وضعیتی را رقم زد که حتی حامیان غربی ـ اروپایی آن با توجه به عملکرد این گروه به این نتیجه رسیده اند که اگر قرار باشد که از یک گروه صورت حمایت صورت گیرد که منافع آنان را تامین نماید قطعاً گروه و جریان تکفیری نخواهند بود. زیرا فرض غرب بر این است که منطقه خاورمیانه با توجه به وجود اقوام متنوع، مستعد بالکانیزه شدن می باشد و چنانچه در چنین شرایطی این گروه هدایت و کنترل اوضاع سوریه را در دست بگیرند مطمئناً منافع غرب را تامین نخواهند نمود و نظم حداقلی منطقه را از ثبات حداقلی خارج نموده و زمینه ورود قدرت های بزرگ بین المللی را برای در اختیار گرفتن کنترل اوضاع و از طریق یارگیری همانند دوران جنگ سرد فراهم خواهد نمود. لذا نقش محوری جمهوری اسلامی ایران وترکیه به عنوان بازیگران موثر می تواند گسست منطقه ای را فارغ از هرگونه مشکلات و رقابت منطقه ای محو نماید.
امروزه و در بستر تحولاتی که شرایط جهانی به ویژه سیاست و روابط بین الملل را از خود متاثرساخته می توان به موضوعاتی از قبیل تحولات دگرگون ساز در کشورهای عربی ـ آفریقایی، حضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک جغرافیایی، برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران و شکل گیری جریان تکفیری و حضور در برخی کشورهای عربی (سوریه و اخیراً در عراق) با هدایت وهابیت عربستانی و تزریق افکار و ایدئولوژی های این گروه بر اذهان جریان های تفرقه انداز نام برد. در ادامه نحوه تاثیرگذاری این موضوعات برسیاست و روابط بین الملل و نتیجتاً گسست منطقه ای دربستر این موضوعات به صورت جداگانه تحلیل و ارزیابی خواهد شد.
1- تحولات دگرگون ساز در کشورهای عربی ـ آفریقایی:
تحولات دوران ساز در خاورمیانه عربی آفریقایی به ویژه در مصر،لیبی،بحرین و برخی خرده کشورها، ناشی از انباشت مطالباتی است که پاسخ قانعکنندهای به این توقعات داده نشده است. اگر تصور کنیم که مثلث بحران در این کشورها ناشی از فقدان دموکراسی، مداخله حداکثری قدرت های خارجی و فقدان هرگونه افق روشن برای اصلاحات و دگرگونی های مثبت در درون این کشورها باشد، می توان تصور نمود که بازتاب هایی از قبیل جابجابی در هرم قدرت ، نقش یافتن مردم در تحولات جریان ساز نسبت به گذشته، برجستگی نقش شبکه های اجتماعی (فیس بوک، یوتیوب، اینترنت و...)، تغییر آرایش سیاسی در چیدمان خاورمیانه در حال گذار با تاکید بر هویت خواهی، تاکید بر مطلوبیت مدل دموکراسی حداقلی و نهایتاً امکان پذیری واکنش به ساختار نظام بین الملل و مدیریت نهادی و اقتداری آن به عنوان حداقل بازتاب های این مثلث بحران خواهد بود. در نتیجه و در بستر چنین تحولاتی شاهد گرفتاری خاورمیانه در چرخه بی پایان بی ثباتی و پیامدهای داخلی و منطقه ای وحضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک خاورمیانه خواهیم بود که بلحاظ محوری و استراتژیک می تواند زمینه گسست منطقه ای را در منطقه خاورمیانه فراهم آورد. همچنین می توان تغییرات قابل توجه در نظم منظقه ای و ترسیم الگوهای رقیب منطقه ای را از سوی قدرت های مطرح منطقه ای مشاهده نمود. از آنجا که یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع است، رقابت بر سر مدل مطلوب یا الگوهای رقیب منطقه ای امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری تعریف و ارائه تصویر مطلوب از خود و اهداف خود، دامنه نفوذ خود را افزایش دهند و به کانون تأثیرگذاری بر معادلات و پویش های موجود تبدیل شوند.دراین مورد می توان به فروپاشی ائتلاف ها و شکل گیری ائتلاف های جدید منطقه ای اشاره نمود.زیرا هریک از رقبای منطقه ای درصدد مهار سایر رقبا و یارگیری برای مشروعیت بخشی به خود به عنوان قدرت برتر می باشند.
2- حضور قدرت های بزرگ در مناطق استراتژیک جغرافیایی جهان:
«ژان گوتمن» پژوهشگر و پدر جغرافیای سیاسی نوین می گوید: اگر سطح کره زمین مانند توپ پینگ پنگ صاف و بدون پستی و بلندی های گوناگون بود. مباحثی چون جغرافیای سیاسی و روابط بین الملل و اهمیت ژئوپولتیک و استراتژیک مناطق نیز وجود نداشت. مناطقی همانند خلیج فارس،آسیای مرکزی،آفریقا و آسیای شرقی از مناطق استراتژیک مهم دنیا محسوب می شوند.زیرا هرکدام از این مناطق دارای یکسری ویژگی های خاص و منحصر به فرد به لحاظ راهبردی و امنیتی هستند می در درون قالب بزرگتر به نام کره زمین می تواند گسست هایی را بین کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای به وجود آورد. موضوعاتی ازقبیل اقتصاد، ارتباطات، انرژی و امنیت آن و نهایتاً تکنولوژی های دیجیتال در این مناطق همانند آتش زیر خاکستری می باشد که به راحتی می تواند شعله ور شده و تنش های جدی منطقه ای و بین المللی را به ارمغان آورد. در حمایت هایی که غرب به لحاظ سیاسی به برخی کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در جریان انقلاب هاب رنگی و مخملی و اخیراً به مخالفان اوکراین نموده و یا می نماید حکایت امنیتی ای است که همان معمای امنیت را تداعی می نماید. رقابت هایی که در سایر مناطق مورد اشاره مثل آسیای شرقی و خلیج فارس بین قدرتهای بزرگ وجود دارد می تواند شرایطی را ایجاد کند که غافلگیری اقتصادی و دیجیتالی را به همراه موضوعات امنیتی در قالب چرخه ای از سیکل قدرت و یا بازی حاصل جمع صفر به همراه داته باشد.در منطقه آفریقا حضور جدی سه قدرت ایالات متحده آمریکا،روسیه و چین نمادی از رقابت بین المللی برای فزون خواهی این دسته از کشورها است که گسست هایی را در سایر مناطق و موضوعات به وجود آورده و سیاست همراه سازی را در نظام بین الملل به صورت جدی به نمایش گذاشته است.
3- برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران:
در خصوص برنامه صلح آمیز هسته ای جمهوری اسلامی ایران و نحوه تاثیرگذاری این موضوع بر گسست منطقه ای باید این توضیح را ارائه نمود که نحوه برخورد غرب و گروه پنج به علاوه یک با موضوع به ویژه بعد از راست آزمایی درپرتو توافق ژنو 2013، چگونه خواهد بود. قابل ذکر است موقعیت حساس جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران و وضعیت هارتلندی و مرکزیت ایران در منطقه هارتلند بزرگتربه نام خاورمیانه می تواند سایر مسائل مرتبط با کشورهای درگیر در مذاکره و مناطق جغرافیایی آن ها را به لحاظ وابستگی ای که به امنیت انرژی و برخی مسائل جدی که نقش ایران در آن موضوعات می تواند جدی،پررنگ و موثر باشد را تحت تاثیر قراردهد. اگر دورنمای مذاکرات را با فرض مثبتی بنگریم مطمئناً ثبات منطقه ای و بین المللی را می توان به عنوان آرزوی سیاسی بزرگ برای طرفین ایران در نظر داشت. زیرا فرافکنی و برخورد دوگانه نسبت به موضوع هسته ای بستری از نفی و بی اعتمادی بین المللی را نسبت به جمهوری اسلامی ایران به وجود آورد که حتی برخی خرده کشورها خود را در همراهی باغرب نسبت به ایران ذیحق دانسته و با آنها همراهی نمودند. در نتیجه جمهوری اسلامی ایران و کشورهای طرف مذاکره باید به دنبال هویت خواهی ای باشند که دربسترنظام بین الملل نسبت به آنها نگاه مثبت به وجود آید.
4- شکل گیری جریان تکفیری در برخی کشورهای عربی(سوریه و اخیراً در عراق)
در حال حاضر يکي از عوامل مهم فتنه گري در منطقه جريان سلفي تکفيري است که در لباس دفاع از سنت، عملا در مسير منافع غربيان گام برمي دارد. حضور اين افراد در محافل و جوامع و انتشار آثار و فرآورده هاي فرهنگي آن در برخي از مراکز، باعث جلب توجه برخي از جوانان پرشور که از اقدامات سرکوبگرانه اشغالگران به ستوه آمده اند، شده است و براي رهايي از اين فشار، زمينه را براي گرويدن به اين جريان هاي افراطي مناسب ديده اند. روش هایی که جریان های تکفیری برای استدلال و استخراج احکام و عقاید مورد بهره برداری قرار می دهند، با افراط و تفریط های بسیاری همراه است و برخی از آنها نیز کاملاً با اندیشۀاسلامی متفاوت است. نقل گرایی و حدیث گرایی مفرط در کنار ظاهرگرایی شدید در حوزه معنا شناسی سبب می شود که جریان های تکفیری در فهم کتاب و سنّت، بر معانی ظاهری و سطحی بسنده کنند و در نتیجه گرفتار تشبیه و تجسیم شوند. این عنوان به بررسی دیدگاه های ظاهرگرایانه و نقل گرایانه آنان در فهم متون مقدّس به خصوص کتاب و سنّت می پردازد.
حضور جریان های تکفیری در عراق در دو مقطع قابل بررسی است. مقطع اول در قرن سیزدهم است که جریان تکفیری با حمله به عراق به خصوص کربلا، خون بسیاری از مسلمانان را ریختند و جنایت های بسیاری را در این سرزمین دامن زدند. اما کشتار و جنایت های جریان های تکفیری تنها به دوران گذشته خلاصه نمی شود و علی رغم ادعاهای واهی آنها مبنی بر تغییر روش، همچنان شاهد جنایت های این جریان ها در مناطق مختلف جهان اسلام هستیم. در دوران معاصر و طی دوسال اخیر این جریان در عراق شدیداً دولت و جمعیت بزرگ شیعی را هدف قرار داده است. این جریان در سوریه طی دوسال اخیر در بحران سوریه وضعیتی را رقم زد که حتی حامیان غربی ـ اروپایی آن با توجه به عملکرد این گروه به این نتیجه رسیده اند که اگر قرار باشد که از یک گروه صورت حمایت صورت گیرد که منافع آنان را تامین نماید قطعاً گروه و جریان تکفیری نخواهند بود. زیرا فرض غرب بر این است که منطقه خاورمیانه با توجه به وجود اقوام متنوع، مستعد بالکانیزه شدن می باشد و چنانچه در چنین شرایطی این گروه هدایت و کنترل اوضاع سوریه را در دست بگیرند مطمئناً منافع غرب را تامین نخواهند نمود و نظم حداقلی منطقه را از ثبات حداقلی خارج نموده و زمینه ورود قدرت های بزرگ بین المللی را برای در اختیار گرفتن کنترل اوضاع و از طریق یارگیری همانند دوران جنگ سرد فراهم خواهد نمود. لذا نقش محوری جمهوری اسلامی ایران وترکیه به عنوان بازیگران موثر می تواند گسست منطقه ای را فارغ از هرگونه مشکلات و رقابت منطقه ای محو نماید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


