تیم ملی در کوچه اما و اگرها
اگرچه علی دایی پس از پایان مسابقه با کره جنوبی برخلاف همتای کره ای خود از نتیجه و روند بازی ابراز رضایت کرد و اطمینان داد ایران به جام جهانی صعود خواهد کرد اما خود او بهتر از هر کسی می داند گرفتن سه تساوی در چهار مسابقه و ثبت تنها یک برد در کارنامه دور رفت مسابقات، نتیجه چندان دندان گیری نیست.
به نوشته سرمایه، استراتژی علی دایی کسب تساوی در خارج از خانه و برد در خانه بود که تا هشت دقیقه مانده به پایان بازی ایران- کره جنوبی هم منطبق با آن حرکت کرد و تنها ضربه سر پارک جی سونگ هافبک معروف کره ای بود که محاسباتش را به هم ریخت. اتفاقات دیگر هم وضعیت گروه ایران را پیچیده کرده است. کره شمالی که به ما باخته بود حالا مدعی صعود است و یک امتیاز بیشتر از ما دارد و کره جنوبی هم به تنهایی در صدر تکیه زده است. اگرچه سوم شدن در گروه هم همچنان راه صعود را به صورت مشروط پیش رو دارد اما سومی در گروه یعنی قرار گرفتن مقابل تیم سوم گروه دیگر. اگرچه امروز صحبت از این اتفاق زود است و هر تیم چهار مسابقه دیگر را پیش رو دارد اما اگر بدانیم در گروه دیگر بحرین در پله سوم ایستاده قطعاً صدای زنگ خطر برای ما با شدت بیشتری به صدا درخواهد آمد. ما خاطرات تلخی از مصاف با بحرین داریم و اصولاً موکول کردن اتفاقی به بزرگی صعود به جام جهانی به انجام یک مسابقه رفت و برگشت بسیار خطرناک است، پس چرا ما در همین مرحله گروهی کار را تمام نکنیم. علی دایی خودش می داند تساوی هفته گذشته که در هیاهوی داربی بزرگ پایتخت گم شد به معنی چرخش به سمت کوچه اما و اگر بود؛ کوچه ای پرمخاطره و خطرناک که هر لحظه امکان لغزش و بر باد رفتن آرزوها در آن وجود دارد. بنابراین او باید هر چه زودتر تدبیری بیندیشد و با اصلاح نقاط ضعف تیمش خودش را از این وضعیت بغرنج خارج کند.
پاشنه آشیل
پاشنه آشیل تیم دایی را برخی از کارشناسان خط دفاع او ارزیابی می کنند؛ جایی که سیدجلال حسینی نمایش بهتری نسبت به عقیلی از خود نشان داده است. در واقع عقیلی تنها مهره عقب زمین تیم ایران بود که هیچ نقشی در شروع منطقی بازی نداشت و اکثراً به کشیدن زیر توپ به قصد دفع آ ن اکتفا می کرد اما اشکالات دیگری هم به این خط وارد است. ابراهیم آشتیانی مدافع سال های دور تیم ملی برخی از این اشکالات را برمی شمرد: «وظایف بازیکنان ما در خط دفاع به صورت تفکیک شده مشخص نیست. به عنوان نمونه در گلی که از کره خوردیم، به هیچ وجه رحمتی مقصر نبود. در واقع مشخص نبودن وظیفه بازیکنان خط دفاعی باعث شد دفاع چپ ما توپ برگشتی را دفع نکند و حتی به سمت توپ هم نرود.»او اشکالاتی را هم متوجه دو مدافع کناری تیم ایران می داند: «دو مدافع کناری ما هم در طول بازی شهامت حرکت به سمت جلو نداشتند. اشجاری تنها ضربات ایستگاهی را می زد و کعبی هم دو سه بار جلو رفت و سانتر کرد که سانترهایش به بیرون می رفت و این کیفیت کار در شأن تیم ملی نیست.»
تعویض های اشتباه
اما قسمتی دیگر از نقدها درست متوجه خود دایی سرمربی تیم ملی است و اینکه بعضاً اشتباهاتی را در نحوه تعویض ها و زمان آنها داشته است. جلال طالبی که خود زمانی روی نیمکت تیم ملی نشسته، می گوید: «تعویض های دایی اشتباه بود. ما بیشتر به این فکر بودیم که نظم کره را به هم بزنیم. در این راه موفق بودیم اما بازی خود را فراموش کردیم. بیرون کشیدن مسعود شجاعی اشتباه بود اما شاید در آن لحظه از نظر دایی بهترین تصمیم بوده است.»
منتقدان در لابه لای کلام شان چند نام است که بیشتر از دیگران تکرار می شود (مهدی مهدوی کیا و علی کریمی) و معتقدند با حضور آنها تیم ملی جان تازه ای می گیرد. آیا دایی هم برای خارج شدن از وضعیت خطر فعلی به آوردن این ستاره ها تن خواهد داد؟


