جمع کنید این بساط شعر گفتن را!
هفته آخر آذر، هفته پژوهش نامگذاری شده است و مقامات و مسئولین کشور در همه این سالها از ضرورت توجه بیشتر به پژوهش و کاربردیتر کردن آن سخن گفتهاند.
به گزارش «تابناک»، سهم پژوهش از بودجه و هزینههای عمومی به معیاری تقریبا جهانی برای سنجش میزان تطابق مسیر حرکت یک کشور با مسیر پیشرفت و تعالی به رسمیت شناخته شده است. شاید به همین سبب است که اسناد بلندمدت کشور بر افزایش تدریجی بودجه پژوهش و رسیدن آن به چند درصد از بودجه کشور تأکید دارند.
به عنوان یک مثال بهروز از اهمیت پژوهش، میتوان به پیشنویس قانون اساسی جدید مصر اشاره کرد که در آن لازم دانسته شده که دولت باید دستکم ۴ درصد از تولید ناخالص ملی را به آموزش، 2 درصد دیگر را برای آموزش عالی و حداقل یک درصد دیگر را به پژوهش اختصاص دهد.
البته در همین شرایط نیز مسئولان وزارت علوم به شدت از وضعیت منابع مالی دانشگاهها شاکی و نگران هستند. رضا ملکزاده معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت گفته که «مسئولان ما اعتقادی به علم ندارند. از ۱.۵ درصد بودجهای که باید به پژوهش تعلق میگرفت تنها ۰.۴ درصد اختصاص یافته و نباید گمان کرد این کار فقط به عهده وزارت بهداشت است، بلکه همه ما باید تلاش کنیم و این باور را به وجود بیاوریم که برای پژوهش باید سرمایهگذاری کرد». فراتر از این، فرجی دانا در توصیف وضعیت دانشگاهها گفته است: «هزینه غذای دانشجویی کمر دانشگاهها را خم کرده است».
اینکه بودجه کافی برای پژوهش و یا حتی غذای دانشجویی وجود ندارد، جای نگرانی دارد، ولی اینکه راه فراهم کردن آن چیست، پرسشی دیگر است.
اگر بنا بر تعریف موجود، اقتصاد را دانش تخصیص بهینه منابع بدانیم، وقتی به دولتی اعتراض میشود که وضع اقتصاد کشور را به هم ریخته، معنای آن حیف و میل منابع عمومی است. به زبان دیگر، اگر در جایی از کشور فقر دیده میشود یا اگر در خیابان کودکی بدسرپرست یا بیسرپرست دیده میشود یا اینکه دانشگاهها در تأمین منابع ضروری خود به مشکل خوردهاند، باید به دنبال چاه و چالهای گشت که بودجه و منابع عمومی در آن تلف میشود و سودی هم برای کشور ندارد.
سهیل محمودی، شاعری که عامه مردم را بیش از هر چیز با برنامه «با کاروان شعر و موسیقی» و به ویژه با برنامههای با حضور علیرضا افتخاری میشناسند، طبق مطلبی که از زبان وی منتشر شده است، در همان روزی که خبر فرستادن دومین میمون به فضا توسط سازمان فضایی ایران منتشر شد، برای خرید خُردهریزهای خانه و مقداری مواد غذایی و چهارتا خِرت و پِرت یخچالی، از چند تا خیابان و چهارراه گذشته و بدون استثنا پشت هر چراغ قرمزی که ایستاده، تعدادی مرد و زن و دختر بچههای ده، یازده سالهای را دیده که یا فال حافظ میفروختند یا گُل... و یا گدایی میکردند!
شاعر و نویسنده از دیدن این صحنهها دلگیر شده و فریاد برآورده است که «جمع کنید این بساط ماهوارهٔ میمون هوا کردن را».
دوست داشته باشیم یا نه، این روزها شمار کودکان سر چهارراهها نگرانکننده و ظاهرا این مسأله چنان عادی شده است که کسی هم توجهی به آن نمیکند، ولی آنچه پذیرفتنی نیست و باید به آن اعتراض کرد، سخنان آقای شاعر است که برای رفع مشکل کودکان مورد نظر کارآمدترین و موفقترین بخشهای علمی و پژوهشی کشور را هدف قرار داده است.
بنا به گفته محمد ابراهیمی، مدیر پروژه اعزام انسان به فضا، سیصد تن از متخصصان رشتههای فیزیولوژی، دامپزشکی، الکترونیک و مخابرات، آیرودینامیک، کنترل عملیات پرواز و دیگر رشتهها با صرف هزینه هفت میلیارد تومانی، کاوشگر حامل یک میمون را با موفقیت به فضا فرستادهاند. کیفیت و اهمیت کار این متخصصان به گونهای است که رئیس جمهور ایران ـ چه محمود احمدینژاد باشد و چه حسن روحانی ـ از به ثمر رسیدن آن تشکر و قدردانی میکنند و آن را به مردم تبریک میگویند.
اکنون پرسش این است: اگر کسی از سر دلسوزی و تعهد به جامعه قصد اعتراض به وضعیت کودکان سر چهار راهها را دارد، باید به کجا حمله کند؟ به هفت میلیارد بودجه این پروژه موفق فضایی یا برای نمونه، به صدوپنجاه میلیارد تومان ارزان فروختن یک نیروگاه به تأمین اجتماعی؟ به این هفت میلیارد تومان که صدها ذهن و مغز مفید را برای فکر کردن برای افزایش قدرت و پرستیژ کشور در ایران حفظ کرده، باید معترض بود یا به صدها میلیارد تومانی که در پروژههای عمرانی بیسرانجام هزینه میشود؟ به این هفت میلیارد تومان باید اعتراض کرد یا به صدها میلیارد تومان بودجه فرهنگی که مجلس هم نمیدانست در کجا هزینه شده است؟ به این هفت میلیارد باید اعتراض کرد یا به هزاران میلیارد تومانی که در فساد مالی و یا در تصمیمات غلط اقتصادی از بین میرود؟
به این هفت میلیارد تومان باید اعتراض کرد یا به صدها میلیارد تومانی که در فوتبال حرام میشود یا حتی به پولی که صرف فیلم و شعرهای بیمصرف میشود. آیا وقتی تلویزیون و ارشاد برای شعر گفتن و شعر خواندن و گعده شاعرانه برگزار کردن پول هزینه میکنند، نباید فریاد زد جمع کنید این بساط شعر گفتن را؟!
انتقاد ایشون اینه که باید توزیع منابع خدادادی مردم در بخش های مختلف اقتصادی فرهنگی هنری اقتصادی سیاسی نظامی عادلانه باشد...
...همین .......
یعنی نمیشود چندین میلیارد پول نفت را صرف فراگرفتن ارسال موشک فضایی کرد در حالی که نگاه کودکان فقیر و مردم منتظر موعد یارانه بدرقه راهش شده باشد...!
اما صحبت فقط هفت میلیارد نیست فکر و مشغولیت بیشتر مسءولان فارغ از مشکلات این کودکان بیچاره است
بالاخره یکی پیدا شد حرف و درد دل مردم فقیر را گفت.....
خدا از گزندها حفظت کند ای مرد دوست داشتنی و محبوب دلها....
بعبارتی کنایه این شاعر عزیزمان به نحوه مدیریت است جاییکه میلیاردها تومان پول به باد می رود و بقول خودتان طرف راست راست تو خیابون راه میره و کسی هم جرات نداره بهش چیزی بگه!
شما خبرگزاری ها می تونید شروع یک جریان خوب باشید پس مدام این زنگ را به صدا در آورید.
احسنت




