صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
آسيب شناسي سيستم ورزش کشور؛

بيماري‏هاي ورزشي

محمدرضا اسماعيلي
کد خبر: ۳۶۵۳۲
| |
15734 بازدید
ورزش امروز جزيي از زندگي ماست که با بسياري از عرصه ها همچون اقتصاد، سياست، فرهنگ و... درآميخته است؛ آميختگي که باعث پيامدهاي منفي و مثبت شده است.
 
به هر حال به دليل جايگاه ورزش و تاثيرگذاري آن بايد به آسيب شناسي آن پرداخت و گوشه هايي از چالش هاي پيش رو و آفات پيچيده به دست و پاي آن، به ويژه فوتبال را به تصوير کشيد که شايد تلاش همگان اين مشکلات را رفع کند. البته بي انصافي است، اگر از پيروزي هاي مختلف ورزشي که ثمره تلاش مخلصانه فرزندان اين کشور است، غفلت شود.

ورزش با مشکلات بسياري درگير است که مي توان برخي از آن را برشمرد و اميدوارم صاحبنظران ورزش با بذل عنايت، اين نظريات را اصلاح و غني کنند تا شايد مورد بهره برداري تصميم سازان، مجريان و... و در نهايت جامعه ورزشي کشورمان قرار گيرد.

دلالي؛ در کل جامعه دلالي مشکل هرروزه مردم است. «دلال ها»، پس از نفت، مسکن، شکر، موز و... به ورزش، خصوصاً فوتبال هم روي آورده اند. متاسفانه اميدي هم به کسي که سر و ساماني به اين اوضاع بدهد، نيست. اي کاش بازيکنان، خودشان در حفظ کرامت خويش بکوشند.

استفاده سياسي؛ برخي از سياسيون، ورزش را فقط به عنوان کسب منافع شخصي و سکوي پرتاب سياسي و اجتماعي خود مي خواهند.

سقوط اخلاق در ورزش؛ متاسفانه وجود زد و بند ها و دروغگويي و باندبازي و خلاصه روش هاي ماکياوليستي در حذف رقبا، عدم رعايت پيشکسوتي و پيشکسوت سازي مجازي به جاي پيشکسوتان واقعي، موجب شيوع اين رفتارها در ميان عده يي از مسوولان رده هاي پايين و مربيان و ورزشکاران مي شود، گرچه در شعارها از خصلت هاي پهلواني و جوانمردي گفته شود.

ضعف مديريت؛ (نه به معني نداشتن مدير خوب، بلکه به معناي دفع و حذف مديران مطلوب به هر بهانه) تنگ نظري و کنار گذاشتن مديران قابل و کارشناسان مستقل و ضعف کادرهاي فني که به سستي سيستم مديريتي مي انجامد، موجب عدم تسلط بر مديران و مربيان و حتي ضعف تسلط مربيان بر ورزشکاران و عدم تمکين آنان مي شود. اين امر موجب آفت هاي «بازيکن سالاري» و «مربي سالاري» و «مجري و خبرنگارسالاري» مي شود.

ناهماهنگي با قوانين جهاني؛ همان طور که اقتصاد قوانيني دارد که تابع توصيه هاي آمرانه نيست، ورزش هم در جهان داراي قوانين و اصول خاص خود است. ما بايد براي اصلاح اشکالات، حرف هاي علمي، منطقي، قانوني و بين المللي بزنيم. همچنين بايد با مطالعه دقيق قواعد، ضمن حفظ اصالت هاي خود، به بهترين وجه از آن بهره مند شويم.

آفات حرفه اي و آماتور بودن؛ در گذشته، ورزشکاران ما آماتور بودند و پايبند به اصول جوانمردي، ايمان، اخلاق، خصلت هاي پهلواني، وطن دوستي و...، اما امروز، اکثر ورزشکاران ما، حرفه يي شده اند و گاهي در آن سوي اين مرزها قرار مي گيرند. پس لازم است، از فوايد دو شاخصه سود جست.
 
عدم کارشناسي فني و علمي؛ امروز در تغذيه و روانشناسي ورزشي، جامعه شناسي و اقتصاد ورزشي، بدنسازي ورزشي و...، از بالاترين سطح از علوم استفاده مي شود. ورزش مقوله يي است که تمام علوم در خدمت آن است. با شعار و ظاهرسازي و استفاده از الفاظ و القاب، نمي شود با تيم هايي که از قوانين علمي، کمال استفاده را مي برند، مقابله کرد.

آمارسازي؛ ارائه کلکسيوني از مقام ها و مدال ها در مسابقات غيرمعتبر که با شرکت تيم هاي اصلي ملي و سطوح بالاي ما به دست مي آيد، موجب نتيجه گيري نادرست مردم و مسوولان غيرمسلط در ورزش مي شود. تبليغات و بزرگنمايي اين مدال ها، باعث بيراهه رفتن و ادامه روزمرگي ها مي شود. متخصصان امر مي دانند ده ها مدال مسابقات مذکور، اعتبار يک مدال المپيک يا يک مدال جهاني در رشته هاي خاص مثل فوتبال را ندارد.

عدم توجه به جايگاه کميته المپيک؛ تعيين ضابطه و نظارت و بازرسي بر پيشرفت ها در رشته هاي ورزشي، بر عهده کميته ملي المپيک است. نقش کميته ملي المپيک در ورزش، مانند نقش مجلس بر قوه مجريه است. ارائه ضوابط و قوانين و نظارت در اجرا و پيشرفت سازمان و فدراسيون هاي ورزشي و استقلال کميته از سازمان، از ضروريات است.

محروميت؛ عدم دسترسي آسان عموم مردم به مکان هاي ورزشي، کمبود اماکن، گراني ، دوري و انحصاري کردن آنها از ديگر آفات ورزش است.

فقدان برنامه ريزي پايه اي؛ کار روي نونهالان و نوجوانان و دانش آموزان، جدي و منظم نيست و پيشرفت ورزش قهرماني در آموزشگاه ها بسيار کند است.

نقدناپذيري؛ ندادن زمينه به منتقدان واقعي و مستقل و ميدان دادن به منتقدان مجازي نيز از ديگر آفات ورزش به شمار مي رود.

ضعف اطلاع رساني؛ انجام ندادن مسووليت و رسالت در نگارش خبر در بسياري از موارد در تريبون ها و در رسانه هاي شنيداري، نوشتاري و ديداري، به خاطر «خودطرحي» و برخي اغراض ديگر سبب مي شود نهايتاً حقايق و واقعيت ها منعکس نشود.

برنامه نداشتن؛ عدم وجود سياستگذاري مدرن و کارشناسي شده و برنامه هاي درازمدت و تعطيل همين مقدار که در قانون برنامه و سند چشم انداز هست، از ديگر آفات است.

عزل و نصب ها؛ باندبازي، نگرش هاي خطي، فراکسيون سازي و لشگرکشي، به جاي شايسته سالاري در ورزش به چشم مي خورد.

مخالف خواني؛ اختلاف هاي نفساني و تخريب و عدم پذيرش يکديگر موجب دوري انسان هاي باشخصيت و اصيل شده است. آنان حاضر نيستند در فضاهاي مسموم بمانند.

احساسي نگري؛ حاکميت احساسات به جاي عقلانيت و برنامه و تاکتيک پذيري و عدم حفظ آرامش و تعقل در بحران ها سبب شده است گاهي به يک تيم ضعيف مي بازيم و گاهي يک تيم قوي را مي بريم. دامنه اين نوسان در فوتبال احساسي، خصوصاً با تماشاگران احساسي تر، بسيار وسيع است.

انتخاب غلط؛ يکي از بدترين آفات انتخاب بدون موازين بسياري از روسا، تغيير مجدد آن مديران است. در نتيجه تداوم در مديريت بسيار کمرنگ مي شود. اگر ضوابط و اصول پايدار و کارشناسي شده، بر انتخاب ها حاکم باشد، با تغيير دولت ها اين مقدار تغييرات پرهزينه و غيرقابل دفاع صورت نمي گيرد.

عدم کار کارشناسي؛ تصميم گيري هاي ناگهاني و انفجاري و غيرکارشناسي در ورزش واقعاً مورد بحث است.

دولتي شدن ورزش؛ گرفتن همه شئون ورزشي و دولتي نگه داشتن باشگاه هاي بزرگ و پرطرفدار.

احساسات؛ جهت دهي و تربيت تماشاچيان و مردم در مسير منافع افراد يا گروه هاي خاص، منجر به حاکميت يک فرهنگ غلط و مقلدانه مي شود که در آن، پيچ تماشاگر و احساسات مردمي، به دست چرخانندگان منفعت طلب است، در حالي که با اين همه امکانات تبليغي مي شود فرهنگ سالمي را به وجود آورد.

انتصاب افراد غيرورزشي؛ انتصاب افراد غيرورزشي و حتي کم تجربه در مديريت هاي تخصصي و کلان ورزشي و پرداخت خسارت هاي منتج از آزمون و خطاهاي مکرر در جاهاي حساس و از همه بدتر تغيير مکرر مديران پس از کسب نتايج ضعيف، از آفات مهم است.

عدم ارائه معيارهاي مبتني بر ارزش هاي اخلاقي؛ عدم ارائه معيار و ملاک هاي مبتني بر اصول و ارزش هاي اخلاقي براي تماشاگران و کمبود آگاهي آنان، زمينه را براي برخي مهيا مي کند.

عدم درايت در ورزش بانوان؛ عدم درايت در برنامه ريزي ورزش بانوان که ما را از کسب نيمي از کل مدال ها و پيشرفت و مزايا و اثرات ورزش در اين قشر محروم کرده است. حل اين معضل، تلاش مضاعف در تحقيقات و ابراز نظر فقها و درايت و برنامه ريزي و اجراي دقيق را در کارگزاران رسانه ها و دواير ورزشي مي طلبد. اگر ديد وسيع امام نبود، اکنون شطرنج در ورزش نبود و بسياري از مسابقات مثل کشتي از تلويزيون پخش نمي شد و زنان اجازه ورزش نداشتند و...

عدم الگوي مدون؛ نداشتن الگوي مدون و همه جانبه ورزشي، اعم از بين المللي و ملي و بومي و نداشتن پاسخ مناسب براي بسياري از سوالات و انجام دادن برخي کارهاي سليقه يي، از ترس بي عمل بودن، به عنوان مثال آيا مربي خارجي داشته باشيم؟ براي چه کاري؟ براي چه رشته هايي؟ براي چه مقاطعي؟ تيم‏هاي ملي انتخابي باشد يا انتصابي؟ انتخاب و اعزام مربيان بر اساس چه ضوابطي باشد؟ چگونه و کدام ورزشکار را به المپيک بفرستيم؟

عدم ضوابط براي اعزام ورزشکاران و غيرورزشکاران؛ نبود ضوابط کارشناسي شده و دقيق براي اعزام ورزشکاران و غيرورزشکاران، خبرنگاران و پزشکان و مربيان و کمک ها و خلاصه همراهان. عدم توجه به اين مساله، موجب بدبيني و دلسردي و انگيزه نداشتن خدمتگزاران واقعي ورزش و اتلاف منابع ملي و از همه بدتر سکوت منتقدان و تحليلگران و خبرنگاران و... مي شود.

عدم استفاده مفيد از ساعات ورزش دانش آموزان؛ عدم استفاده مناسب از ساعت ورزش مدارس و همکاري ضعيف و غيرتعريف شده ميان معلم ورزش آموزشگاه ها و مربيان تربيت بدني، از آفات ورزش است. مثلاً مي شود در يک ناحيه يا منطقه و در يک مقطع تحصيلي ورزشي، دانش آموزان را در يک بعدازظهر با دقت کافي، با مديريت مشترک هر دو سازمان، در يک سالن يا زمين يا مکان، ورزش داد و استعداديابي کرد و زير نظر گرفت و تربيت کرد. ظهور ورزشکاران استثنايي که تناسب اندام و روحيه آنان با ورزش مورد نظر منطبق است، اتفاقي است و نه از روي کشف و هدايت.

فقدان انگيزه هاي اقتصادي؛ فقدان انگيزه هاي اقتصادي، به خاطر دولتي بودن باشگاه ها، خصوصاً تيم هاي پرطرفدار و دخالت دولت در امور اقتصادي و مديريتي آنها از آفات ورزش است. واگذاري به بخش خصوصي، تخصيص سود تبليغات پخش تلويزيوني و خريد و فروش بازيکن و... مثل ساير بنگاه هاي اقتصادي راه حل اين قضيه است.

بي‏توجهي به استانداردهاي بين المللي؛ عدم تناسب استانداردهاي بين المللي و رعايت عدم تناسب هايي همچون هوا و زمين و آب و وسايل و افراد و روش ها و... ديگر مشکل ورزش ايران است.

بيمه نبودن بازيکنان؛ در چند رشته معدود، بازيکنان درآمد مناسب دارند. بقيه بازيکنان عمر و جواني را مي دهند ولي حداقل زندگي را پس از دوره قهرماني ندارند و گاهي بيمه هم نيستند.

عدم تناسب درآمدها؛ عدم تناسب درآمد بازيکنان با حقوق مربيان و داوران و ... و تعريف اخذ يک نوع ماليات از باشگاه ها و بازيکنان و اختصاص بخشي از درآمدهاي حاصل از آن رشته ورزشي به شرط خصوصي شدن کامل و قانوني شدن آن حق براي حفظ کرامت مربي و داور راه حل اين قضيه است.

پيشکسوت تراشي؛ بعضي از کارها، ضرر موردي و مقطعي دارد، ولي بعضي کارها خيانت ملي است، چون فرهنگ مي شود و به اين سادگي آثارش پاک نمي شود. پيشکسوت تعريف دارد و ساختني نيست. بايد پيشکسوت هاي واقعي را شناخت. واژه هاي ديگري در پهنه اجتماعي و علمي و سياسي و... همچون استاد، پژوهشگر، پروفسور، مخترع و... وجود دارد که همپاي پيشکسوت و جهان پهلوان مظلوم است اما شايد دامنه اثرگذاري آن در حال حاضر چه بحق يا ناحق در اندازه يک ورزشکار قهرمان ملي نيست. اگر اجازه بدهيد هر چيز در جاي خود قرار گيرد همان مي شود که مولا علي (ع) مي خواست، يعني «عدل» رعايت مي شود.

لمپنيسم؛ لمپن يعني ورزشکار يا حتي قهرمان غيرجوانمرد، يعني قهرماني که بدن آماده و توانا دارد، اما از ايمان و عقل و اخلاق تهي است. در طول تاريخ کشورها، خصوصاً در مقاطع توسعه نيافتگي، در بعد فرهنگي هميشه لمپن ها در ابعاد سياسي، مذهبي، اجتماعي و... تاثير قابل ملاحظه يي داشته اند اما در ورزش اين مساله بيشتر رشد مي کند. ورزش بستر مناسبي است براي حضور لمپن ها که استفاده ببرند و استفاده برسانند. ورزشکارهاي غيراخلاقي و برخي مربيان هميشه به دور خود از اين زوائد داشته و به موقع از آنها سوءاستفاده لازم را مي برند.
 
نماينده مردم قم در مجلس ششم
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
عالی بود مثل همیشه سخنی که از دل بر آید بر دل نشیند
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟