رضایی: دوقطبي شدن انتخابات بعيد است
محسن رضايي با اعتقاد به اينكه «تهديدها و چالشها از ابتداي انقلاب تاکنون پيچيدهتر شده است» بيان كرد كه در حوزه اقتصادي و فرهنگي، جمهوري اسلامي هنوز به آرمانهاي خود نرسيده است.
دولت آينده بايد از درون يک حرکت جمعي بيرون بيايد
محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ، در گفتوگو با ايسنا درباره ويژگيهاي دولت آينده اظهار كرد: دولت آينده بايد از درون يک حرکت جمعي بيرون بيايد وگرنه حتما ضعيف خواهد بود؛ هر کسي هم که برنده انتخابات باشد اگر به صورت تک روي و فرد محورانه و شخصيتمحوري برنده شود و بخواهد آدمهاي تابع خود را بر سر کار بياورد، ملت ايران شاهد از دست دادن فرصتهاي ديگري در سالهاي آينده خواهد بود.
وي ادامه داد: تنها دولتي ميتواند کارآمد باشد که بر اثر يک حرکت جمعي و جمعي از افراد کارآمد کشور شکل گرفته باشد و هدف هم بايد اين باشد كه دولت مشكلات جامعه را حل كند.
حداقل انتظار مردم از دولت دهم، كارآمدي و تعهد است
رضايي گفت: هر دولتي که در چهار سال آينده بر سر کار بيايد اگر حرکت او جمعي نباشد دولت او ناکارآمد خواهد بود. حداقل انتظار مردم از دولت آينده کارآمدي و تعهد است؛ خواسته دوم آنها سر کارآمدن دولتي ارزشي و متعهد است.
وي يادآور شد: نامزدهاي احتمالي با وجود اعتراف به اين نظريه، اقدام عملي نكردهاند. يا فشار مردم و خواستههاي مردم بايد آنها را مجاب کند يا در اثر پرداخت هزينهها و فرصتسوزيهاي خيلي زياد اين نظريه در انتخابات بعدي تحقق خواهد يافت و سياستمداران ناچار شوند به اين منطق تن دهند. نخبگان ما هنوز مدلي براي شتاب دادن به توسعه پيدا نکردهاند در حالي که در برخي کشورهاي ديگر پيدا شده است. اگر در اين انتخابات به اين نظريه نرسيم و دولتي کارآمد و جمعي و متعهد بر سر کار نيايد در دورههاي بعد اين اتفاق ميافتد؛ با اين تفاوت که ما چند سال را از دست بدهيم.
دوقطبي شدن انتخابات بعيد است
رضايي درباره احتمال به کانديداي واحد رسيدن دو جناح عمده کشور گفت: هيچ کدام از جناحها به کانديداي واحد نميرسند و بعيد است انتخابات دو قطبي شود.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه درباره چالشهاي سي سال گذشته انقلاب به خبرنگار ايسنا گفت: چالشهاي دهه اول انقلاب عمدتا سياسي و امنيتي و نظامي بود؛ در آن زمان با بحرانهايي که ضد انقلاب ايجاد کرده بود، مواجه بوديم و پس از آن هم جنگ به ايران تحميل شد. در دهه دوم با چالشهاي سياسي و اقتصادي مواجه بوديم. در دهه سوم در حالي که چالشهاي سياسي و اقتصادي همچنان گريبانگير نظام بود، چالشهاي فرهنگي نيز به آن اضافه شد.
تهديدها و چالشها از ابتداي انقلاب تاکنون پيچيدهتر شده است
وي افزود: بنابراين از ابتداي انقلاب تاکنون تهديدها و چالشهاي انقلاب پيچيدهتر شده است؛ اگرچه انقلاب بسياري از اين چالشها را پشت سر گذاشته است و حتي در عرصههاي سياسي، دفاعي و امنيتي، چالشها را به خوبي، کنترل و خنثي کرده و حتي براي دشمنانش چالش متقابل در منطقه و جهان ايجاد کرده اما در حوزه اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي هنوز به آرمانهاي خود نرسيده است.
رضايي درباره دلايل ناکامي در اين عرصه تصريح کرد: يکي از دلايل اين است که نظام ما الگو و تئوري لازم براي مقابله با اين چالشها را تا چند سال پيش ايجاد نکرد؛ دليل دوم هم اين است که در بحث مديريت و برنامهريزي ضعيف عمل كرده است.
وي درباره ضعف مديريت يادآور شد: مديريت به دو گروه تقسيم ميشود؛ مديريت توزيعي يعني توزيع درآمدها به صورت عادلانه و كارآمد باشد. در اين زمينه تمام دولتهاي انقلاب کارنامه خوبي دارند. نوع دوم مديريت خلق درآمدها و ثروتهاي جديد است که متکي بر نوآوريها و ابتکار است و آن را ميتوان مديريت توليد ثروت نام گذاشت. در اين زمينه تمام دولتهاي بعد از انقلاب کارنامه ضعيفي داشتهاند؛ علت اين است که آنها يا اعتقاد به توليد ثروت و علم نداشتهاند يا اگر داشتهاند تئوري لازم نداشتند يا از تيم کاري متناسب با اين هدف استفاده نکردهاند.
رضايي خاطر نشان کرد: يکي ديگر از دلايل عدم توليد ثروت و علم، اين بوده است که نگرشها و رفتارهاي انکاري بيشتر از نگرشهاي اثباتي در مديريت كشور وجود داشته است يعني نفي تمدنها و ايدئولوژيها و الگوهاي زيست ديگران بدون ارائه كردن نظريه جديد و ارائه آن، غلبه داشته است.
به گفته دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، مديريت اجتماعي در سي سال گذشته انقلاب کمتر مورد توجه بوده است. فرق مديريت اجتماعي با مديريت سياسي اين است که اولي در ميان تودههاي مردم و به شکل اجتماعي شکل ميگيرد و ساز و کار آن هم اجتماعي است. مديريت اجتماعي ما که به صورت سنتي شکل گرفته بود با انقلاب فرو ريخت. در ابتداي انقلاب شعار مقابله با نظامات اجتماعي و سنتها و نهادهاي محلي مثل خوانين و فئودالها در كشور شايع شد و با شکل گرفتن جريان قوي انقلاب نظامات سنتي از بين رفت اما ديگر چيزي به جايش نيامد. بعد از سالها شوراها مطرح شد و اما آن هم با محدوديتهاي زيادي از سوي مديران سياسي مواجه است.
چشمانداز با نگاه به حل مشکلات موجود نوشته شده است
وي در ادامه با بيان اينکه چشمانداز با نگاه به حل مشکلات انقلاب نوشته شده است گفت: چشمانداز، گام دوم انقلاب است و براي اين طراحي شده که خلاء پيشرفت انقلاب را حل کند.انقلاب در بعد اجتماعي و اقتصادي عقبماندگيهاي ملموسي دارد و هدف اساسي چشمانداز ايجاد يک تحول اجتماعي و اقتصادي است تا بتواند نهادهاي قدرتمندي را در کشور ساماندهي کند و رشد اقتصادي کشور را شتاب ببخشد و جامعه ايراني را در شرايط فعلي بر مباني انقلاب بازسازي کند.
وي ادامه داد: در حقيقت ساختن يک جامعه نوين ايراني اسلامي مهمترين هدف چشمانداز بيست ساله ايران است. دليل آن، اين است که ما فکر ميکنيم در بعد سياسي دستاوردهاي لازم به دست آمده و آن تحول لازم صورت گرفته است. البته اين مشخص است که نواقصي در ابعاد سياسي نيز وجود دارد، اما بسياري از نهادها و زيرساختهاي سياسي در ايران شکل گرفته است و ما بايد آن را تقويت کنيم تا کارآمدتر شوند.
رضايي تصريح کرد: معتقدم نهادهاي سياسي کارآمد بدون تحول در بعد اقتصادي و اجتماعي امکانپذير نيست براي خود سياست خوب است ولي نواقض فرهنگي و اقتصادي را پوشش نميدهند. به عبارتي ذخيره کيسه سياست براي تقويت خود به پايان رسيده است. ما ناچاريم براي تقويت سياست از تحول اقتصادي اجتماعي بهره بگيريم. ضمن اين که اين تحول سياسي و اجتماعي خود اهداف مستقل از صحنه سياسي دارد که آن نيکبختي و سعادت مردم ايران است و اين لازمهاش تحول اقتصادي اجتماعي است که مکمل آن قبلي در حوزه سياست است. سند چشم انداز براي اين کار طراحي شده است.
نياز داريم دولتمردان متناسب با چشمانداز داشته باشيم
وي درباره موانع پيش روي چشمانداز گفت: دو مشکل عمده سر راه چشمانداز است؛ يکي فرهنگ سنتي غلط گذشته مانند زندگي يارانهاي، مصرفي، بيبرنامگي و عادت به گذران عمر، احساس بيهدفي و بيمسووليتي، اينها ناشي از زندگي تحميلي صد سال اخير به جامعه ايران است. مشکل دوم فرهنگ دولتمردان ايران است. دولتمردان ايراني در موضعگيري و رفتارها و گفتارهايشان فرهنگ متناسب با چشمانداز ندارند؛ ما نياز داريم که دولتمردان متناسب با چشمانداز داشته باشيم که به دليل پيشگاميشان بتوانند کله بدنه نخبگان و جامعه را پشت سر خود بکشانند.
رضايي بيان كرد: اگر دولتمردان جامعه رفتار و گفتارشان متناسب با چشمانداز نباشد، خود آنها مهمترين مانع تحول چشمانداز ميشوند.


