صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

كوچه‌هايي كه براي غيريهوديان بن‌‌بست است

ع. آزاد
کد خبر: ۳۶۴۳۱
| |
5910 بازدید
«به طور مسلم، دشمن‌ترين مردم نسبت به مؤمنان را يهود و مشركان خواهي يافت.» سوره مائده ـ آيه 82

در التهاب حملات شديد ارتش يهودي به غزه، چند تن از خاخام‌هاي بزرگ يهودي، فتاوي بهت‌آور و مشمئزكننده‌اي را صادر كردند كه در لابه‌لاي اخبار جنگ گم شد. به گزارش شبكه‌ العربيه و روزنامه‌ سعودي الوطن، خاخام «مردخاي الياهو» كه در گذشته خاخام اعظم اسرائيل بوده است، در فتوايي براي سردمداران اسرائيلي، تاكيد كرد كه قتل مردم عادي در غزه، امري مشروع و حتي واجب است و كشتار آنان براي حفظ جان يك يهودي، مجاز است. همزمان با اين فتوا، خاخام «ئيسرائيل روزين» نيز اعلام كرد: قتل هر كس كه كينه‌ اسرائيل را در دل داشته باشد، واجب است. «واجب است مردان، كودكان و حتي شيرخواران، زنان و كهنسالان آنان كشته شوند و حتي چهارپايان آنان.»

«شلموا الياهو»، خاخام بزرگ صفد نيز در همراهي با ساير خاخام‌ها حكم مي‌دهد: «اگر100 نفر از فلسطيني‌ها را بكشيم ولي باز نايستند، بايد 1000 نفر را بكشيم. اگر بازهم متوقف نشوند بايد 10 هزار نفر را بكشيم و همين‌طور پيش برويم. حتي اگر تعداد كشته‌هاي آنان به يك ميليون برسد، بايد به كشتار ادامه داد؛ هر چند كه اين كار وقت زيادي را بگيرد.»
اما رسواترين فتوا از آن افراطي‌ترين خاخام اسرائيل است كه حزب تندرو «شاس» را رهبري مي‌كند. خاخام «عوباديا يوسف» فتوا مي‌دهد: «يهوديان علاوه بر بمباران خانه‌هاي فلسطينيان و قتل‌عام تمام ساكنان آن حتي كودكان و زنان، اجازه‌ تعرض و تجاوز به زنان فلسطيني را در بسترهايشان دارند.»(1)

براي آشنايي خواننده با تفكرات پيروان آيين يهود، نگاهي گذرا به گذشته‌ فكري بزرگان قوم ضروري است. زيرا با آشنايي زيرساخت‌هاي اعتقادي يهود مي‌توان ريشه‌ صدور احكام نژادپرستانه‌ فوق را درك نمود. به همين علت كمي به گذشته بر مي‌گرديم و در كاخ فرعون مصر حضور پيدا مي‌كنيم.
فرعون از مشاورين خود مي‌خواهد پاسخ اين سؤال را پيدا نمايند كه چرا قوم بني‌اسرائيل عليرغم گذشت چند دهه از اقامت مشقت بار در مصر همچنان به عنوان يك قوم استوار بر جاي مانده‌اند؟
نخبگان پس از مشاوره، تفكر و تعقل بسيار، دلايل زير را منشاء دوام قوميت در بني اسرائيل دانسته و به فرعون اعلام مي‌كنند:
- محل سكونت اين قوم جدا از ساير مصريان است. آنان هرگز در مصر پراكنده نشده و در «جوشن» بهترين قسمت خاك مصر در محله‌ها به صورت دسته جمعي سكني گزيدند.
- به همين علت، فرهنگ و سنت‌هاي قومي ديني آنان مصون مانده و چه بسا به ساختارهاي تمدن مصر نيز آسيب رسانده‌اند.
- يهوديان هرگز از مصريان دختري به زني نگرفته و دختري نيز به مردان آنان نداده‌اند تا خلوص خوني آنان محفوظ بماند.
- هرگز غير يهود را به پذيرش آيين خود ترغيب نكرده و اجازه پذيرش ساير مرام‌ها و مسلك‌ها را به آحاد قوم نمي‌دهند.
- باهوش و زيركند.
- رهبران و عقلاي آنان نقش موثري در حفظ و تداوم فرهيختگي قوم داشته‌اند.
- ......

با توجه به نظرات مشاورين و خوابي كه فرعون را آشفته نموده بود، وي به فكر از بين بردن بني‌اسرائيل افتاد و در اين راه از راهكارهاي نخبگان و منجمين دربار كمك گرفت و آنان نيز بر نابودي فرسايشي قوم يهود از طريق كشتن نوزادان ذكور، صحه گذاشتند.

هدف اين بود كه در سال‌هاي آينده و بر اثر فقدان مردان جوان در بني‌اسرائيل، دختران آنان مجبور شوند براي تشكيل خانواده با مردان مصري ازدواج نمايند و اين اتفاق طي چند سال منجر به از بين رفتن قوم بني‌اسرائيل مي‌گرديد. البته اين نظريه تحقق نيافت و تبديل به جرياني به نفع قوم بني‌اسرائيل گرديد. زيرا موفق شدند رهبر آينده قوم را به درون كاخ نفوذ داده و سلامتي وي را توسط دشمن خود تضمين نمايند. (2)

قرن‌ها از آن تاريخ گذشت تا در سال 1789 ميلادي، فرانكلين رئيس جمهور وقت آمريكا به نتايج فرعون كه ديگر در اهرام ثلاثه به خوابي سنگين فرو رفته بود برسد. فرانكلين در جمع مخاطبين خود اين‌چنين از فرزندان عبري ياد مي‌كند:
«خطر بزرگي ايالات متحده آمريكا را تهديد مي‌كند. اين خطر از سوي يهودياني است كه به اين سرزمين مهاجرت كرده و در آن اقامت مي‌كنند. آنها در عزم ملت خلل وارد آورده و منش تجارت شرافتمندانه را متزلزل مي‌سازند. هرگز با بقيه مردم در هم آميخته نشده، بلكه دولتي را درون اين دولت ايجاد مي‌كنند و مردم را در خفقان مالي قرار خواهند داد، همان‌گونه كه اين كار را در پرتغال و اسپانيا انجام دادند.»

«من به آقاياني هشدار مي‌دهم كه يهوديان را از مهاجرت به اينجا منع نكردند. بطور حتم فرزندانتان در پاي گورهايتان شما را نفرين و لعنت خواهند كرد. يهوديان حتي اگر ده نسل در ميان ما زندگي كنند، باز هم كردار و منششان با ما فرق مي‌كند.» (3)
اما چرا با گذشت قرنها، فرعون و فرانكلين به يك نتيجه واحد مي‌رسند و هر دو به نسبت درك و فهمشان به آيندگان هشدار مي‌دهند.

چرايي اين مسأله و ده‌ها سؤال ديگر را بايد در كوچه پس كوچه اعتقادي جماعت يهود جستجو كرد. جايي كه اسم كوچه‌هاي پرپيچ و خم آن را تورات، تلمود، هلاخا، زهر، قبالا و … گذاشته‌اند.(4) كوچه‌هايي كه براي غير يهوديان بن بست بوده و قدم زدن در آن سرگيجه و تهوع آور است.!
ادعاي برتري نژادي بني‌اسرائيل كه منجر به جدايي تعمدي آنان از ساير ابناء بشر گرديده، از كتب فوق و انديشه‌هاي قومي بزرگان يهود كه در اين كتب مستـتر مي‌باشد، الهام گرفته است و اين ادعاي موهوم با توجه به اقتدار بني‌اسرائيل در ادوار مختلف تاريخ از شدت و ضعف زيادي برخوردار بوده است. خاخام كُهِن در تلمود مي‌نويسد: «ساكنان دنيا به دو دسته تقسيم مي‌شوند: ملت اسرائيل و ساير ملت‌ها. ملت اسرائيل قوم برگزيده و اصل اساسي دنيا مي‌باشد!» (5)

آري زماني در آيين يهود، خوارج قوم (مسيحيان) مستوجب شنيع‌ترين اهانت‌ها و نفرين‌ها بودند(6) و امروز فلسطينيان به انواع حيوانات موذي تشبيه ‌شده و لياقت بدترين توهين‌ها را دارند. «رافائل ايتان» از سركردگان قتل عام فجيع صبرا و شتيلا در تاييد اين ادعا اظهار مي‌دارد: «عربها جيرجيرك‌هايي هستند كه بايد بدترين خشونت‌ها را عليه آنها بكار ببريم، اعراب هيچ حقي بر ما ندارند، آنها بايد در خدمت دولت ما باشند.» (7)

«ژابوتيسنگي» (1940-1880 ) از ايدئولوگ‌هاي صهيونيسم در 1904 طي مقاله‌اي درباره حفاظت از خالص ماندن نژاد يهودي مي‌نويسد: «منشا احساسات ملي هركسي را بايد فقط در خون و خصوصيات فيزيكي نژاد او جستجو كرد... بنابراين فقط آن قومي مي‌تواند داراي هويت ملي باشد كه همبستگي ملي خود را هميشه و به هر قيمتي حفظ كرده باشد و چون همبستگي ملي نيز فقط با خالص ماندن نژاد حفظ خواهد شد بنابراين ما يهوديان ناچاريم براي خود سرزميني داشته باشيم تا از اختلاط با ديگر نژادها مصون بمانيم.»(8)

دين نيز نقش تعيين كننده‌اي در نژاد پرستي صهيونيسم داشته است و خاخام‌هاي يهودي هميشه بازيگر نقش اول اين صحنه اعتقادي! بوده‌اند. دانشمندان يهود به اين اصل بنيادين معتقد بودند كه اسرائيل قوم برگزيده خدا بوده و اين اعتقاد را در كتب مذهبي يهود نيز رواج داده‌اند. اين تفكر در روايت تلمودي زير به خوبي بيان شده است:
«هنگامي كه خداي حاضر در همه جا خود را عيان ساخت تا تورات را به بني اسرائيل عطا كند، او خود را نه تنها بر ايشان، بلكه برهمه ملل جهان ظاهر كرد. او نخست به نزد فرزندان «عيسو» پسر اسحاق رفت و بديشان گفت: آيا تورات را قبول مي‌كنيد؟ پرسيدند در تورات چه نوشته است؟ خداوند فرمود: يكي از فرامين، اين است قتل مكن. پس در پاسخ گفتند: اي پروردگار عالم ما نمي‌توانيم چنين توراتي را قبول كنيم زيرا خصلت و فطرت جد ما عيسو خونريزي و آدمكشي بوده است. پس خداوند به نزد «بني‌عون و موآب» رفت و بديشان گفت: آيا تورات را قبول مي‌كنيد؟ پرسيدند در اين تورات چه نوشته است؟ خداوند در جواب گفت: يكي از احكامش اين است كه زنا مكن. گفتند: اي پروردگار عالم براي ما ممكن نيست كه چنين توراتي را بپذيريم زيرا بنياد ملت‌هاي ما بر روي زنا استوار بوده است و چنانكه گفته شده است هر دو دختر لوط از پدر خود آبستن شدند. ملتي نماند كه خداوند نزد آنها نرفته و قبول تورات را به ايشان پيشنهاد نكرده باشد و فقط بني‌اسرائيل آن راپذيرفتند.»

بر همين اساس و تاييد برتري نژاد يهود توسط خداوند، (البته به زعم يهوديان) فقهاي ايشان هر گونه اقدام نژادي را نه تنها ضروري بلكه واجب ديني بر شمرده و به همين علت يك يهودي هر نوع عملي را كه به حفظ برتري نژادي بينجامد ثواب مي‌انگارد.
«ابن ميمون» (هارامبام 1302-1135) از بزرگترين فقهاي يهود و به روايتي موساي دوم يهوديان در رعايت اعمال روز سبت (شنبه روز تعطيل و مقدس يهوديان كه انجام بسياري از اعمال در اين روز براي آنان ممنوع شده است) حكم مي‌دهد: «حتي در برابر دستمزد نبايد به يك زن غير يهودي كه روز سبت در حال زايمان است ياري رساند، از خصومت نيز نبايد بيمي به دل راه داد. حتي زماني كه با چنين كمكي بي‌حرمتي به سبت نيز در كار نباشد. يا خاخام «اكيوا اگرا» (متوفي به سال 1838 ميلادي) مقرر مي‌دارد: «يهوديان حق ندارند يك كشتي به خطر افتاده را در روز سبت نجات دهند اگر اطلاع قطعي ندارند كه كشتي يهودياني را جابجا مي‌كند، چه، بيشتر مسافران كشتي از غير يهوديان است.»

قومي كه براي نجات يك زن در حال زايمان و مسافران درحال غرق شدن كه غير يهودي هستند هيچ ارزشي قائل نمي‌باشد، وقتي پاي حفظ جان يك يهودي در ميان باشد، تمام احكام قطعي خود را زير پا مي‌گذارد. در منابع يهودي از نجات جان به عنوان «پيقوح نفش» يادشده و نجات جان يهودي از فريضه‌هاي بزرگ كه هر ثواب ديگر تورات را تحت الشعاع قرار مي‌دهد بر شمرده شده است. اين فريضه در مواردي حتي باعث عدم رعايت قوانين سبت مي‌گردد و ثواب نيز محسوب مي‌شود.
«اريه نيومن» درباره تقدس زندگي عبريان مي‌نويسد: «...و يكي از ارزش‌هاي بلند پايه آيين يهود حيات انسان است. (9) يك ضرب المثل يهودي مي‌گويد سبت به خاطر انسان آفريده شده ونه انسان به خاطر سبت!» (10)

«درباره تفاوت ارزش جان يك يهودي با غير يهودي منابع متعددي موجود است. برابر قوانين مذهبي، قتل يك يهودي گناهي كبيره محسوب شده و يكي از سه گناهي است كه از همه گناه‌ها زشت‌تر است. دادگاه‌هاي مذهبي دستور دارند كه هر قاتل يك يهودي را حتي در وراي حوزه اختيارات عادي خويش تنبيه نمايند؛ زيرا خاخام «آوينر» مي‌گويد هميشه جرم مرتكب شده عليه يك يهودي مهم‌تر از همان جرم عليه غير يهوديان است.(11) اما اگر قرباني يك غير يهودي باشد «ابن ميمون» مي‌گويد آن يهودي قاتل اگر به عمد غير يهودي را به قتل رسانيده، تنها گناه خلاف قوانين آسماني را مرتكب شده است و اگر بطور غير مستقيم باعث مرگ يك بيگانه شده باشد به هيچ روي گناهي مرتكب نشده است.» (12) در ادامه يكي از معروف‌ترين مفسران تلمود خاخام «داويد هلوي» چگونگي مرگ غير مستقيم را تشريح مي‌كند: «در مورد يك بيگانه نبايد براي آزار او دست بلند كرد، بلكه مي‌توان او را بطورغير مستقيم آزار رساند. مثلاً با ربودن نردبان، زماني كه او در گودالي افتاده است!» (13)

با پيدايش رژيم صهيونيستي و احساس امنيت ناشي از قدرت اين غده سرطاني در دنيا، فقهاي قوم نيز عقده‌هاي فرو خورده چند هزارساله را گشودند و پرده از رازهاي مخوف و دهشتناك دين تحريف شده موسي(ع) كنار زدند. اينك سرنوشت صهيونيسم و شريعت تحريف شده موسي در هم گره خورده است و بقاي هر يك در گرو حفظ ديگري مي‌باشد. «ناتان وينستوك» در كتاب خود تحت عنوان صهيونيسم عليه اسرائيل مي‌نويسد:
«علت اينكه كهنه‌انديشي و ارتجاع، خاخام‌هاي اسرائيل را فرا مي‌گيرد اين است كه عرفان صهيونيستي تنها با توسل به آيين يهود مي‌تواند حالت انسجام پيدا كند. اگر مفاهيمي چون قوم برگزيده و سرزمين موعود را حذف كنيد پايه‌هاي صهيونيسم فرو خواهند ريخت. به همين دليل احزاب مذهبي قدرت خود را بصورت متناقضي از تباني و همدستي با صهيونيست‌ها به دست مي‌آورند. ساختار دروني صهيونيسم اسرائيل، تقويت حاكميت مذهبيون را بر رهبران اين كشور تحميل كرده است. اين حزب سوسيال دموكراتMAPAI بود كه با تشويق «بن گوريون» دروس مذهبي را بصورت اجباري در برنامه درسي مدارس وارد كرد، نه احزاب مذهبي.» (14)
رهبران صهيون از طريق فتاوي ربي‌هاي بني‌اسرائيل توانستند ايده كذايي سرزمين موعود را به ساير يهوديان تلقين نمايند تا اين ايده نقش آرماني بخود بگيرد. «موشه دايان» از رهبران پيشگام در قتل عام مسلمانان در 16 اوت 1987 در روزنامه «جورزالم پست»، چنين مي‌نويسد: «ما اگر تورات را داريم و خود را ملت تورات مي‌دانيم، بايد تمام سرزمين‌هايي كه در تورات آمده است را نيز داشته باشيم. فلسطينيان بايد همانند سگ‌ها زندگي كنند، هركسي هم كه خوشش نمي‌آيد از اينجا برود.» (15)

رهبران يهودي در سال 1953 و از طريق صندوق ملي يهود به طرح توراتي خود اعتبار قانوني نيز بخشيدند. بر اساس قوانين اين صندوق، زمين‌هاي تحت مالكيت، تنها به يهوديان قابل اجاره و فروش است و هيچ غير يهودي حتي كساني كه به زور اين زمين‌ها از آنها گرفته شده هم حق اجاره اين زمين را ندارند. از نظر صندوق، زمين‌هاي عربي مصادره شده، وقف ابدي يهوديان است.
اما قانون صندوق بر اساس چه مستندات ديني است؟

«هلاخا» بر يهوديان ممنوع مي‌كند كه اموال غير منقول(كشتزارها و خانه‌ها) را به بيگانگان در سرزمين اسرائيل بفروشند. در سوريه مجاز هستند كه خانه‌ها و نه كشتزارها را بفروشند. اجاره يك خانه در سرزمين اسرائيل به يك بيگانه به دو شرط داده مي‌شود. يكي خانه نه به عنوان مسكن، بلكه به عنوان انبار يا براي ساير مصارف بكار رود. دوم، به بيگانگان بيش از دو خانه هم جوار اجاره داده نشود. حضور موقت بيگانگان تنها زماني تحمل مي‌گردد كه يهوديان در تبعيد باشند يا بيگانگان قدرتمندتر از يهوديان باشند.
پس اگر يهوديان به‌اندازه كافي قدرتمند باشند وظيفه مذهبي آنان اخراج فلسطينيان است. خاخام‌هاي متنفذي كه در ميان افسران اسرائيلي پيروان متعددي دارند، فلسطينيان را به ملت‌هاي قديمي همانند مي‌كنند. امري كه بالفعل، فرمان‌هايي از اين قبيل مي‌دهد: «تو هيچ جنبنده‌اي را زنده بر جاي نخواهي گذاشت.»(16)

«هرتزل» بنيانگذار جنبش صهيونيسم در كتاب خود بنام دولت يهودي، فلسطينيان را اينگونه توصيف مي‌كند: «فرض كنيم كه خواهان پاكسازي يك كشور از حيوانات درنده آن باشيم، بديهي است كه ما تير و كمان بر نخواهيم داشت تا تك تك بدنبال خرس‌ها برويم. بلكه يك برنامه شكار دسته جمعي ترتيب داده و با استفاده از ارتشي با تيراندازان ماهر و پرتاب بمب‌هاي قوي آنان را از بين خواهيم برد.» (17)

براي از بين بردن خرس‌ها(به زعم هرتزل) نياز به توجيه مذهبي احساس مي‌شد، پس ماشين توراتي خاخام‌ها شروع بكار كرد و انواع مستندات تاريخي چند هزارساله!!! براي اقدامات نژادپرستانه بني اسرائيل كشف گرديد! اين استفتائات تاريخي، دستاويز لازم را براي حكام صهيونيستي جهت همسو كردن آحاد ملت يهود در انجام هرگونه اقدامي فراهم كرد.
روزنامه «هاآرتص» مورخه 15 فوريه 1995، در مورد شرطي كردن كودكان در مدارس، به بيان نظرات يكي از آموزگاران مي‌پردازد: «تحقيقي كه اخيراً توسط پروفسور «بارتال» استاد دانشگاه تل آويو انجام شده، نشان مي‌دهد كه نظام آموزشي اسرائيل تا چه حد براي توجيه مواضع خود در جنگ با اعراب بسيج شده است. آموزش مربوط به هولوكاست و كشتار يهوديان ذهنيتي را در اسرائيل بوجود آورده است كه يهوديان از ديگران برترند و همواره حق به جانب آنهاست.»
بارتال اين حقايق را در ميان 107 كتاب تاريخي و متوني كه امسال مورد تاييد وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته‌اند يافته است. در كتب تاريخي عملاً هيچ حرفي از صلح به ميان نيامده است و اگر در اين مورد سخني گفته شده، از آن به عنوان خيال واهي ياد شده است.

كشيش «كلود راينود» نيز در كتابش تحت عنوان لبنان ـ فلسطين مي‌نويسد: «يكي از اساتيد دانشگاه تل آويو به نام «تامارين» فرم‌هايي را در ميان هزاران دانش‌آموز يهودي توزيع كرد كه در آن نوشته شده بود: شما چكيده زير را از كتاب يوشع(يوشع جانشين و پيامبر پس از موسي عليه السلام بودكه نقش بسزايي در پيروزي بني‌اسرائيل در جنگ‌هاي قومي داشت) مي‌شناسيد: «مردم به سوي شهر اريحا سرازير شدند وآن را تسخير كردند وكساني را كه در آن زندگي مي‌كردند اعم از زن وبچه و پيرمرد، همه را كشتند.» اكنون به دو سوال زير پاسخ دهيد:

- به نظر شما يوشع و قوم بني اسرائيل كار خوبي كرده‌اند يا خير؟
- فرض كنيد ارتش اسرائيل در جريان جنگ، يك روستاي عرب نشين را تسخير مي‌كند، آيا بايد با اهالي آن همان كاري را بكنند كه يوشع با اهالي اريحا كرد يا خير؟

در سال 1972 استاد دانشگاه تامارين به دليل افشاي نتايج دهشتناك اين تحقيق از دانشگاه تل آويو اخراج شد. 70 درصد سوال شوندگان به هر دو سوال پاسخ مثبت داده بودند. (18)
در سال 1979 وزارت آموزش و پرورش اسرائيل اعلام كرد كه آموزش نسل كشي براي دانش آموزان سال آخر دبيرستان، اجباري است. كنيست (مجلس) نيز در 26 مارس 1980 به شناخت و خاطره اين نسل كشي و قهرماني راي مثبت داد. پس از آن مسأله نسل كشي در مدارس ابتدايي و دبيرستان تدريس مي‌شود و 20 درصد از برنامه درس تاريخ و امتحانات پايان سال را تشكيل مي‌دهد.(19)

فرزندان بني‌اسرائيل را با سينه‌‌هايي آكنده از نفرت وكينه از غير يهوديان، در مدارس پرورش مي‌دهند تا به هنگام بلوغ با انگيزه نژادپرستي و اعتقاد قلبي به برتري قومي وارد ارتش توراتي شوند، جائيكه به آنان تعليم مي‌دهند چگونه بر اساس آموزه‌هاي تلمود غير يهوديان را قتل‌عام كنند. سربازان هر روز هدف خود را تكرار مي‌كنند: «دستيابي به امپراطوري تعيين شده در كتاب مقدس والگوي يوشع در كشتار كنعانيان.»

«منوخيم باراش» در سال 1974 در روزنامه «يديعوت آحارونوت» از متن توراتي براي توصيف رفتار اسرائيل با فلسطيني‌ها بهره مي‌گيرد: «ما براي تسلط بر سرزميني كه خدا به ابراهيم وعده داده است بايد از شيوه يوشع براي فتح سرزمين اسرائيل پيروي كنيم و طبق دستورات تورات در اين سرزمين مستقر شويم. در اين سرزمين جايي براي ساير اقوام، غير از بني‌اسرائيل وجود ندارد. اين بدان معناست كه ما بايد تمام كساني را كه در آن ساكن هستند بيرون برانيم… اين جنگ، مقدس است كه تورات خواهان آن است.»(20)

برنامه شرطي كردن فرزندان بني اسرائيل در ارتش نيز ادامه مي‌يابد. اين كار با كتاب مقدمه تورات نوشته «خاخام گادناوون»، خاخام اعظم ارتش اسرائيل شروع شده است. روزنامه «هاآرتص» در تاريخ 22 ژانويه 1996 در اين خصوص مي‌نويسد: «يافتن عبارتي دلخراش‌تر از مقدمه تورات كه اكنون در اختيار سربازان جوان ارتش مي‌باشد، براي سياسي كردن متون مقدس با تحريف پيام جهان‌شمول آنها بسيار دشوار است.»
در اين كتاب، تورات به عنوان سرمايه‌اي معرفي شده است كه مختص يهوديان است و حق مسلم يهوديان را براي تصاحب زمين‌هاي اجدادي خود به رسميت شناخته است و دليل حضور دائمي يهوديان در اين سرزمين نيز همين تورات است. خاخام گادناوون مقدمه كتاب خود را با آيه چهارم از باب بيستم سفر لاويان به پايان مي‌رساند. «…زيرا خداوند در كنار توست و با تو عليه دشمنانت مبارزه مي‌كند و پيروزي را براي تو به ارمغان مي‌آورد.»(21)

ارتش براي تكميل اين مقدمه قوم مدارانه، اطلسي را به تورات ضميمه كرده است بنحوي كه هر سربازي مي‌تواند نقشه اسرائيل بزرگ را كه نه تنها جوده و سامري، بلكه اردن را نيز شامل مي‌شود، در آن بيابد. نقشه ديگر به عنوان «سرزمين داده شده از سوي خدا به قوم يهود» با توجه به آيه مشهور در مورد سرزميني كه از ساحل مصر شروع و به رود فرات ختم مي‌شود، تنظيم شده است.(22)
فقهاي بني اسرائيل با مستمسك قراردادن احكام تلمودي، جوانان يهودي را براي نسل كشي و قتل عام اقوام ديگر تشويق مي‌كنند. خاخام «آ . آويدان» در كتاب خود بنام پاكي سلاح‌ها در پرتو «هلاخا» مي‌نويسد: «وقتي نيروهاي ما در طول يك جنگ و يا در جريان يك تعقيب مسلحانه و يا يك حمله هوايي، به غير نظامياني برخورد مي‌كنند كه مطمئن نيستند اين غير نظاميان، گزندي به آنها نخواهند رساند، مطابق تعاليم هلاخا مي‌توان و حتي بايد آنها را كشت… در هيچ حالتي نمي‌توان به يك عرب اعتماد كرد، حتي اگر حالت متمدن داشته باشد.»(23) به همين علت وقتي پس از فاجعه «جنين»، وزير دادگستري اسرائيل، از اينكه نتوانستند فلسطينيان بيشتري را بكشند اعلام تاسف نمود! كسي تعجب نكرد. (24)

با توجه به آموخته‌هاي بالا، مي‌توان درك كرد كه چرا نظاميان اسرائيلي بدون هرگونه عذاب وجدان غير يهوديان را قتل عام مي‌كنند. روزنامه «كل هاير» در تاريخ 10 مه 1996 با 5 نفر از سربازاني كه فاجعه انساني «قانا» را در عمليات موسوم به «خوشه‌هاي خشم» به وجود آوردند مصاحبه‌اي انجام داد:
سوال: آيا پس از كشتار زنان و كودكان لبناني دچار عذاب وجدان نشديد؟
جواب: ما تنها به وظيفه خود عمل كرديم. وانگهي كسي نظر ما را نپرسيد.

سوال: اگر كسي نظر شما را مي‌پرسيد چكار مي‌كرديد؟
جواب: گلوله‌هاي بيشتري شليك مي‌كرديم و اعراب بيشتري را مي‌كشتيم.

داعيه برتري نژادي بني‌اسرائيل بسيار فراتر از چند مصداق مي‌باشد. اين قوم تا آنجا پيش رفته است كه بزرگان آن مدعي حيوانيت ساير اقوام مي‌باشند و نگاه پست خداوند را به ساير مخلوقات تبليغ مي‌كنند. خاخام «آيزنبرگ» در كتاب خود به نام تاريخ يهوديان مي‌نويسد: «انسان هر چه يهودي‌تر باشد، انسان‌تر است.» «الي وايزل» نيز در اثري بنام اقامه تلمودي مي‌نويسد: «يهودي از هر انساني، به بشريت نزديكتر است.» «هلاخا» مي‌گويد: « غير يهوديان دروغگويان مادرزاد هستند.» همچنين بر يهوديان ممنوع است حتي زني را كه به يهوديت گرويده است به همسري اختيار نمايند چرا كه هلاخا اين اصل را وضع مي‌نمايند كه هر زن غير يهودي يك روسپي است. دادن صدقه و هرنوع هبه را به غير يهود ممنوع مي‌كنند و امر مي‌كنند از وام گيرندگان غير يهودي سنگين‌ترين نرخ‌ها را طلب كنيد. قاطعانه بازگرداندن اشيا گمشده يك غير يهودي را منع مي‌كنند و فريب در معاملات با غير يهوديان را جايز مي‌شمارند. خاخام «ماير كاهانا» در نيويورك فتوا مي‌دهد اعراب را بايد به دريا بريزيم و «آريل شارون» قصاب فلسطيني‌ها نيز آنان را به پشه‌هاي مرداب تشبيه مي‌كند. و… (25)

آري اينك به خوبي فلسفه‌ صدور فتواهاي خاخام‌هاي يهودي عليه اعراب غزه را درك خواهيم كرد. اكنون متوجه مي‌شويم كه اين قبيل فتاوي، ريشه در تورات و تلمود بني‌اسرائيل دارد كه قاطبه‌ قوم بر اصالت آن صحه مي‌گذارند و كشتار زنان و كودكان بي‌گناه غزه را مشروع مي‌دانند. اين تفكرات پست و پليد، يهوديان اسرائيلي را به حيواناتي بدل نموده كه مصداق همان فرمايشات مقام معظم رهبري هستند، يعني: گرگ وحشي.!


منابع و ماخذ:
1- نقل از: روزنامه‌ جمهوري اسلامي، سه‌شنبه 1 بهمن 1387، ص2
2- سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل از داستان فوق و ساير داستانهاي تورات به عنوان كيس‌هاي اطلاعاتي بهره‌‌برداري كرده و آنها را در دانشكده‌هاي اطلاعاتي تدريس مي‌نمايند. (توضيح اينكه يهوديان قداستي را كه مسلمانان براي پيامبران قائل مي‌باشند محترم نمي‌شمارند. جهت اطلاع بيشتر يكبار مطالعه تورات بي‌فايده نخواهد بود.)
3- سايت اينترنتي خبرگزاري ج.ا.ا .

4- تورات: جزيي از كتاب مقدس مي‌باشد كه عهد عتيق نام دارد. شامل پنج قسمت يا پنج سفر(كتاب) است به نام‌هاي پيدايش، خروج، لاويان، اعداد، تثنيه. اين كتاب توسط بزرگان يهود تحريف گرديد و قرآن نيز اين تحريف را تاييد نمود.
تلمود: جميع استفتائات و نظريات فقهي دانشمندان و خاخام‌هاي بني‌اسرائيل است كه الگوي رفتاري يهوديان را در زندگي معين مي‌كند.
زهر: كتاب رسمي فرقه رازآميز كاباليست‌ها (قبالا. قباله ) مي‌باشد كه نوشته‌هايي رمز آلود در تفسير و تاويل تورات دارد.
هلاخا: به معناي راه و روش و مربوط به احكام شرعي يهوديان است كه بايد به پيروي از فرامين تورات انجام شود.

5- محاكمه صهيونيسم اسرائيل، نوشته روژه گارودي، ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده. انتشارات موسسه كيهان، سال 1380، صفحه 42
6- همه منابع يهودي از اعدام حضرت عيسي عليه السلام خبر مي‌دهند و مسئوليت آن را با غرور برعهده مي‌گيرند.
تلمود علاوه بر يكسري اتهامات جنسي ركيك عليه پيغمبر خدا ، مي‌گويد كه كيفر او در دوزخ اين است كه در حمامي از مدفوع جوشان افكنده شود.

7- مجله نداالقدس، سال سوم، 1/11/1380، صفحه 32
8- مجله افق بينا، سال سوم، 1380، شماره 15، صفحه 23

9- خاخام كوهن در كتاب خود كه درباره تلمود منتشر شده است (انتشارات مايوت. صفحه 269) چنين مي‌نويسد: در تلمود وقتي از كلمه همنوع (انسان) استفاده مي‌شود منظور متمايز كردن يهودي از كافر است. اين تنها تفسيري است كه رسماً پذيرفته شده است و به كودكان در دبستان و به سربازان در ارتش و به مردم در رسانه‌ها آموزش داده مي‌شود.

10- واژه‌هاي فرهنگ يهود، انتشارات انجمن جوامع يهودي تل آويو، چاپ اورشليم، 1977 ميلادي.
11- محاكمه صهيونيسم اسرائيل، نوشته روژه گارودي، ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده، انتشارات موسسه كيهان، سال 1380. نقل از روزنامه كيهان، مورخه 12/5/1378
12- تاريخ يهود مذهب يهود بار سنگين سه هزار ساله، نوشته اسرائيل شاهاك، ترجمه مرحوم مجيد شريف، انتشارات چاپخش، 1376

13- همان منبع. ضمناً روژه گارودي نيز به بررسي سرنوشت تعدادي از اين قاتلين مقدس! پرداخته است:
- در 16 سپتامبر 1948 كنت برنارد مسيحي گزارشي موسوم به648 A را تسليم سازمان ملل نمود كه تاراج وسيع صهيونيست‌ها و خراب كردن روستاها بوسيله يهوديان را تشريح مي‌كرد. فرداي آن‌روز يهوديان وي را در بيت المقدس به قتل رساندند. ناتان فريدمن يلين قاتل او به 5 سال زندان محكوم گرديد اما پس از مدتي تبرئه و در سال 1960 به عنوان نماينده مجلس انتخاب گرديد.!
- لرد مويان وزير امورخارجه بريتانيا در 1942 اعلام كرد يهوديان امروزي، فرزندان عبريون گذشته نيستند و ادعاي آنان در مورد سرزمين مقدس غير قانوني است. وي براي اين حرف جانش را از دست داد. و جالب اينكه 31 سال بعد فاش شد اجساد دو قاتل وي كه از گروه تروريستي اشترن به رهبري شامير بودند در بناي يادبود قهرمانان دفن شده‌اند.
- باروخ گلدشتاين قاتل 29 نمازگزار عرب نيز همانند ساير قاتلين مقدس مورد تمجيد قرارگرفت. يهوديان همه روزه بر گور او دسته‌هاي گل مي‌گذارند.

14- صهيونيسم عليه اسرائيل ، انتشارات ماسپرو 1969 ، صفحه 316 به نقل از منبع شماره 4
15- مجله ندا القدس، سال سوم، 1/12/1380 ، شماره62 ، صفحه 13

16- تورات، سفر تثنيه، 20 : 16
17- هفته نامه اردني المجد شماره 387 به نقل از منبع شماره 6

18- لبنان – فلسطين، انتشارات هارماتان، 1987، صفحه 84-86 ، بنقل از منبع شماره 10 صفحه 162 –163
19- محاكمه صهيونيسم اسرائيل، نوشته روژه گارودي، ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده، انتشارات موسسه كيهان، سال 1380، صفحه 162

20- همان منبع، صفحه 23
21- ژان ژاك روسو نويسنده مشهور قرن 18 فرانسه درتكذيب ادعاهاي منتسب به فرامين يهوه (خداي اسرائيل) در كتاب خود بنام اميل آورده است: خداي شما، همان خداي ما نيست. خدايي كه قومي را بر مي‌گزيند تا ساير اقوام را از بين ببرد، خداي همه انسان‌ها نيست.

22- محاكمه صهيونيسم اسرائيل، نوشته روژه گارودي، ترجمه جعفر ياره، احمد نخستين، مجيد خليل زاده، انتشارات موسسه كيهان، سال 1380، صفحه164
23- همان منبع ، به نقل از روزنامه كيهان مورخه 12/5/1378
24- روزنامه كيهان ، شنبه ، مورخه 31/1/1381

25- رجوع كنيد به:
- روزنامه همشهري، ديپلماتيك، 21 اسفند 1380، صفحه 8
- مقاله تقدس زدايي از يك فاجعه تاريخي بنام شوآ مندرج در روزنامه كيهان، مورخه 21/2/1378
- تاريخ يهود مذهب يهود بار سنگين سه هزار ساله، نوشته اسرائيل شاهاك، ترجمه مرحوم مجيد شريف، انتشارات چاپخش، 1376
- روزنامه كيهان، مورخه 25/3/1379
- گنجينه‌اي از تلمود، تاليف راو دكتر. ا. كهن، مهر سال 1350 شمسي .
- تورات، انجمن كتاب مقدس.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۳
مقاله جالبي بود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۹ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
سلام. پس چرا در ماجراي غزه بعضي از يهوديان مانند يهوديان ايراني جنايات همكيشان خود را در اسرائيل محكوم كردند. مگر تورات هم مانند انجيل چند نوع است كه يهوديان هم در اين خصوص چند دسته هستند.؟؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۰۳ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
به نظرم بررسي انتخابات اسرائيل نيز جالب باشد. زيرا هر كانديدايي كه بيشتر درباره كشتار فلسطيني ها صحبت مي كند آراي بيشتري را به خود جلب مي كند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۶ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
اگر دغدغه انسانیت در کسی باشد واگر به درد بیاید دلش از دردی که در دلی دیگر است می گرید و می سوزد از آنچه در غزه گذشت وآنچه در سودان می گذرد که در ویتنام, عراق, افغانستان.
و آنگاه که انسان انسان است درد ,درد است و اشک ,اشک است چه تفاوت می کند گونه من یا گونه ای دیگر.
و آنکه فریاد می کشدو می ایستد تا دست بگیرد دفاع کند یاری کند... او که فریاد می کشد تا انسان باشد به دور از هر مسلک و مرام... (انسان)..باشد باید که بی بغضی بر فریاد خود را رسا بر سر تمامی سنگین گوشان که دغدغه انسانی ندارند ونام گرامیش را به دوش می کشند بکشد...ولی آیا...
در آنچه نوشته ای بغض نیست؟
دوست من آیا حساب یهودیان را به عنوان انسان جدا کرده ای از گروهی متعصب قدرتپرست پست اندیش؟
آیا قوم بنی اسراییل و کتاب آسمانیشان را جدا کردی از ظلم پرستانی که تحریف می کنند؟
آیا خود در این مقاله همان روش را که منزلت انسان را نادیده می گیرد و همه را با یک چوب می زند به کار نگرفتی؟
آیا تعصب وبغض در پس این کلمات نیست؟
تو را دوست خطاب می کنم که انسانیت را دوست می دارم
دوست من دوباره نگاه کن
یک یهودی
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
چرا يهوديان اين همه تاكيد دارند كه بهترين قوم هستند حالا مثل بقيه باشند چه فرقي مي كند. آيا ارزش دارد كه براي از دست ندادن اين رتبه متوسل به قتل‌عام زنان و كودكان فلسطيني شوند.؟؟؟!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۳ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۴
با انتخابات اخير، بیش از دو سوم از اعضای مجلس اسراییل از تندروها و تندروهای افراطی هستند. يعني يهوديان اسرائيل كشته شدن مردم بي گناه در جنگ 22 روزه را كافي نمي‌دانند و به همين دليل به افراطي‌ها راي مي دهند تا كشتار را ادامه دهند. اين يعني نفوذ آيات تورات در دل يهوديان اسرائيلي. يعني تبعيت پذيري از حاخام ها و .....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۶ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۵
چشم بعضی از آقایان روشن با آن نظراتشان در خصوص مردم اسرائیل
ناشناس
|
United States
|
۰۸:۰۷ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۶
خجالت بر شما که هر آنچه خود با فرزندان ایران می‌کنید و به بچه هایه خود یاد میدهید به یهودیان و اسراییل نسبت میدهید. عرب‌های مقیم اسرائیل به مراتب آزادی و احترام بیشتری دارند تا ایرانیان در کشور خودشان.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۵ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۶
اينجورحرفهادل يهوديان ايراني رامي شكندباآنكه من خودم هميشه براين عقيده بوده ام كه يكي ازعلل بدبيني اكثريت جامعه به اقليت يهودي انزواي آنها ونجوشيدن شان با بقيه افراد مي باشدولي نفرت بعضي ازمسلمانان راهم از انهاكه متاسفانه رنگ مذهبي هم دارد نبايد ناديده گرفت...بهرحال ماايراني هستيم ودرمقام ميزباني اكثرا مهربانترهستيم تازمانيكه مهمانيم...استناد به آموزه هاي كهن مذهبي خطرناك است مگر نه اينكه اكثرسوره هاي بقره برعليه يهودي هاست؟!ولي زمانيكه خداوندانسان راآفريدمرزبنديهاي ديني نبود..پس مقام انسانيت بالاتراز اين حرفاست...درآخرخطاب به هم وطنان يهودي :همه ماايراني هستيم،ووجودشماتزئين بخش اين موزائيك هاي رنگين اقوام ايراني است...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۵۲ - ۱۳۸۷/۱۱/۲۶
قابل توجه رهبران مزدور عرب
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟