شيپورچي حمله به ايران
نقش لابي صهيونيستي در سياست خارجي آمريکا
کد خبر: ۳۶۴۱
| | 4675 بازدید

پس از آزادي از زندان در تاريخ 3/11/2006 و به دنبال تحقيقاتي که با اينترنت انجام دادم، به دو گزارش در سايت اينترنتي مجلس نمايندگان آمريکا دست يافتم که متني واحد عينا در صفحات بيستم و ششم آنها درج شده است؛ گزارش نخست تهيه شده توسط يک کارشناس بلندپايه و سابق «اف.بي.اي» و بنا بر مطالب مندرج در روزنامه رژيم صهيونيستيها آرتص و به نقل از يک مجروح فلسطيني است که ادعا کرده، بنده در استخدام نيروهاي فلسطيني براي هستههاي حزبالله فعاليت کردهام. هرچند اين گزارش کلا بيپايه است، همين ادعا و گزارش عينا در اسناد کنگره روابط بينالملل مجلس نمايندگان آمريکا درج و ثبت شده است. وجود اين اسناد، بيانگر آن است که دولت آمريکا، دستكم از آغاز سال 2005 نام بنده را در رده افراد درگير در عمليات تروريستي قرار داده و متأسفانه، سيستمي براي دنبال كردن و اطلاع به موقع از چنين مواردي براي برخورد مناسب وجود ندارد، ولي در طول يک سال گذشته، همواره درصدد بودهام در کار با وکلا، آنان را متوجه اينامر بکنم که اين كار دولت آمريکا، يک نوع تلهگذاري و در کمين نشستن بوده است.
از سوي ديگر، در تحقيق و بررسي روند چگونگي توسعه دشمني آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران که وکلا ميخواهند به عنوان بخشي از اسناد به دادگاه عالي ارايه کنند، به مطلبي برخوردم که انگيزه تهيه اين مقاله شد که به خوبي ميتوان از لابلاي مطالب آن، به عمق کينه و چگونگي عداوت و فعاليتهاي رژيم صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي ايران و دلايل مخالفت شديد اين رژيم با گزارش اخير ارگانهاي اطلاعاتي آمريکا در زمينه فعاليتهاي هستهاي ايران پي برد. هرچند گزارش مذکور داراي ابعاد گوناگوني است که اگر به خوبي بررسي نشود، اثرات منفي درازمدت آن به مراتب بيشتر از منافع کوتاه مدت آن خواهد بود، از سوي ديگر، براي سران اين رژيم نيز اين خيلي سنگين است که با فاصله يک هفته پس از سفر نخستوزير اين رژيم به آمريکا ظاهرا اينگونه ناگهاني خبر گزارش را دريافت کنند.
آمريکا متحد اصلي رژيم صهيونيستي در عرصه بينالمللي است و ساليانه سه ميليارد دلار کمک بلاعوض به اين رژيم ميدهد. در سازمان ملل همه قطعنامههايي را که به نوعي مورد قبول رژيم صهيونيستي نيست وتو ميكند که در يکي از آخرين نمونههاي اين سياست در جريان جنگ سيوسه روزه با لبنان حاضر نشد تقاضا براي فشار بر رژيم صهيونيستي در راستاي آتشبس سريع در لبنان را بپذيرد. برخي تحليلگران ميگويند علت نزديکي رژيم صهيونيستي و آمريکا را بايد در قدرتمندي لابي يا مجموعه محافل طرفدار رژيم صهيونيستي در آمريکا جستجو کرد، اما لابي صهيونيستي چگونه عمل ميکند و متشکل از چه نهادهايي است؟ در مطالبي که درباره لابي صهيونيستي در آمريکا نوشته شده، نام برخي نهادها مرتب تکرار ميشود. برخي از آنها به نحو آشکار سياسي هستند؛ مثل «سازمان صهيونيستهايآمريکا»؛ برخي دانشگاهي و تحقيقاتي هستند، مثل «انستيتوي سياست خاور نزديک در واشنگتن» که در لابي رژيم صهيونيستي نقش نظري ايفا ميکند. در مقالات گوناگون از جمله نوشته مايکل مسينگ، از نويسندگان نيويورکتايمز از نام شماري از اعضاي متنفذ کنگره هم به عنوان بخشي از لابي رژيم صهيونيستي نام برده ميشود.
اما سازماني که نقش هماهنگي اين نهادها و افراد گوناگون را بازي ميکند و نامش با لابي رژيم صهيونيستي همخوان شده، ايپک يا «کميته آمريکايي روابط عمومي اسرائيل» است و در سايت اينترنتياش آمده است که «هدفش استحکام بخشيدن هر چه بيشتر به روابط آمريکا و رژيم صهيونيستي است و صد هزار نفر از اعضايش را آمريکاييهايي تشکيل ميدهند که به حساسيت خطراتي که متوجه رژيم صهيونيستي است آگاهند».
ايپک يک سازمان بسيار بزرگ، متشکل و مؤثري است که اغلب نظرات اسرائيليها را منعکس ميکند، اما در برخي موارد، حتي از سياستي که خود رژيم صهيونيستي در پيش گرفته، افراطيتر بوده است. ايپک به ويژه، روي کنگره و دولتآمريکا متمرکز است. اين سازمان ترتيب سفر نمايندگان کنگره آمريکا به سرزمين اشغالي فلسطين را ميدهد، در تماس مستمر با دفاتر اعضاي کنگره است و براي افراد خاصي که نامزد نمايندگي در کنگره شدهاند فعاليت انتخاباتي كرده يا عليه نامزدهاي خاصي فعاليت ميکند. نتيجه اين شده که بسياري از نمايندگان در مجالس آمريکا دريافتهاند که مخالفت با ايپک ممکن است در دور بعدي انتخابات برايشان گران تمام شود. به اين ترتيب، شيوههاي ايپک در حمايت از رژيم صهيونيستي بسيار موفق بوده است.
«استيون والت»، استاد دانشگاه هاروارد هم که مقالهاش در اين باره بحث برانگيز شده، ميگويد: تمهيدات ايپک به ويژه درباره نمايندگان مجالسآمريکا تاکنون بسيار موفق بوده است. وي ميگويد: اگر شما يک نماينده در کنگره آمريکا هستيد و در زمينه مسائل مربوط به رژيم صهيونيستي نظر خاصي نداريد، ترجيح ميدهيد زرنگي کنيد و از رژيم صهيونيستي حمايت کنيد و وقتي کسي ميآيد، از شما ميخواهد به اين يا آن مصوبه يا قطعنامه رأي بدهيد، اين کار را بکنيد. به ويژه که اگر اين کار را نکنيد ممکن است عواقب خطرناکي برايتان داشته باشد. اگر شما به عنوان کسي که از رژيم صهيونيستي حمايت نميکند مشهور شويد، ممکن است در انتخابات بعدي با دردسر روبهرو شويد، مثلا ممکن است پول بيشتري به حساب رقيب انتخاباتي شما سرازير شود. براي همين بود که «ارنست هالينگز»، سناتور پيشين، گفت که در مجالس آمريکا شما نميتوانيد در قبال رژيم صهيونيستي سياستي متفاوت با سياستي که ايپک به شما ميدهد، در پيش گيريد. اعضا و طرفداران ايپک و سازمانهايي که از سياستهاي رژيم صهيونيستي درآمريکا حمايت ميکنند، اغلب خود را يهودي يا متشکل از يهوديان معرفي ميکنند.
اما «جان مرشايمر» بر اين باور است که بيشتر اين چهرهها يا سازمانها، غيرمذهبي هستند و حمايتشان از رژيم صهيونيستي به دلايل غيرمذهبي است. او براي مثال، از نومحافظهکاران در دستگاه دولتي آمريکا نام ميبرد: در مجموع نومحافظهکاران افرادي غيرمذهبي هستند. تلاشهاي آنها در حمايت از رژيم صهيونيستي و هر چه بيشتر نزديک کردن آمريکا و رژيم صهيونيستي ربطي به ديدگاههاي مذهبي ندارد.
«استيون والت» هم با اين نظر موافق است. او ميگويد در مقاله خود در اين باره هيچگاه از عنوان لابي يهودي استفاده نکرده است، چرا که در اغلب موارد، آراي اکثريت يهوديانآمريکا با آراي لابي رژيم صهيونيستي متفاوت است. براي مثال، او ميگويد: يک نظرسنجي عمومي پيش از جنگ عراق مشخص کرد که به نسبت جمعيت عمومي آمريکا، در واقع حمايت از جنگ در ميان يهوديهاي آمريکا کمتر است. حال آنکه لابي رژيم صهيونيستي حامي جنگ عليه عراق بود. به اين ترتيب، لابي رژيم صهيونيستي نوعي ائتلاف است از مجموعه سازمانهايي که مواضعي اتخاذ ميکنند که ممکن است از نظر اکثريت يهوديها افراطي به نظر برسد.
ولي واقعيت امر اين است که به تازگي سازمانهاي مسيحي و کليساهاي آمريکا، نقش بيشتري در لابي طرفدار رژيم صهيونيستي پيدا کردهاند. براي مثال، کشيش جان هگي بنيانگذار سازمان مسيحيان متحد در دفاع از اسرائيل معتقد است سازمان او به زودي از ايپک، نهاد اصلي در لابي طرفدار اسرائيل، قويتر خواهد شد. بر خلاف ايپک و نهادهاي مشابه، مسيحيان انجيلي براي حمايت از رژيم صهيونيستي دلايل مذهبي دارند. آنها فکر ميکنند که خلق دوباره رژيم صهيونيستي متحقق شدن آن چيزي است که انجيل بشارتش را داده است؛ بنابراين، از نظر آنها خداوند در آن چيزي که قصد طرح ريزي آن را دارد، موجوديت رژيم صهيونيستي را هم گنجانده و به همين دليل، رژيم صهيونيستي بايد از جانب مسيحيان حمايت شود. مسحيان انجيلي در سالهاي اخير در آمريکا صاحب نفوذ زيادي شدهاند و هنوز هم روز به روز بر قدرت آنها افزوده ميشود. زماني مسيحيان جاي چنداني در لابي رژيم صهيونيستي نداشتند، اما اکنون وضع متفاوت است، زيرا حضور هزاران مسيحي در فراخوان کشيش هگي در واشنگتن براي حمايت از رژيم صهيونيستي در گردهمايي اوليه اين سازمان که اعضاي آن به محل کنگره آمريکا رفتند و با شماري از اعضاي کنگره در مجلس نمايندگان سنا ديدار کردند، يک پديده جديد است. ايپک هزاران عضو و طرفدار دارد، اما مسيحيان بنيادگرا درآمريکا را با رقم ميليوني بايد سنجيد. به اين ترتيب، عامل جديد قدرتمندي وارد لابي رژيم صهيونيستي تبديل شده است.
ولي «جف وينتروب»، ميگويد: لابي رژيم صهيونيستي در آمريکا با مخاطرات جديدي روبهروست و همين مخاطرات در حال رقم زدن سرنوشت اين لابي است. او ميگويد: اين لابي در سراشيب افتاده، چرا که در داخل گروههاي طرفدار رژيم صهيونيستي درآمريکا اختلاف آرا ايجاد شده است. آنچه لابي رژيم صهيونيستي خوانده ميشود، حال در مورد سياستهاي دولت رژيم صهيونيستي با يک صداي واحد حرف نمي زند. مثلاً خود من متهم هستم که در لابي رژيم صهيونيستي فعاليت ميکنم، اما سالهاست با احداث شهرکهاي يهودي نشين مخالفت ميکنم و طرفدار ايده دولت فلسطيني هستم. از نظر وي اين صداي متفاوتي که وارد صحنه شده را ميتوان صداي جامعه ليبرال يهود ناميد، که در بسياري موارد، راه خود را از دولت رژيم صهيونيستي جدا ميکند، اما به باور گري سيک، گروههاي گوناگون داخل لابي صهيونيستي، از ليبرال تا افراطي، آنگاه که حس ميکنند خطري خارجي رژيم صهيونيستي را تهديد ميکند، همصدا ميشوند. او ميگويد: يکي از کشورهايي که از جانب اين گروههاي گوناگون به مثابه تهديد به شمار ميرود و تمايلات گوناگون داخل اين لابي در مورد آن هم عقيده هستند، ايران است. به گفته وي، خود ايران اين تصور را قوت بخشيده است، از طريق رفتارهايي که عملاً باعث شده تهديد قلمداد کردن ايران براي مجموعه لابي رژيم صهيونيستي راحت تر باشد. مانند اظهارات رئيسجمهور ايران مبني بر ضرورت انهدام اسرائيل، اينها باعث ميشود بتوان ايران را يک خطر عمده قلمداد کرد. شايد به همين دليل است که وقتي به سايت اينترنتي ايپک در آمريکا مراجعه ميکنيد، در يکي از صفحات آن که به مسائل و خطراتي که پيشروي رژيم صهيونيستي است، اختصاص دارد، نخست نام ايران و برنامه اتمي آن را ميبينيد و پس از آن دولت حماس و گروههاي فلسطيني را.
در مارچ سال 2006 مقالهاي درباره لابي طرفدار رژيم صهيونيستي در آمريکا و نقش آن در سياست خارجي آمريکا توسط دو استاد علوم سياسي شناخته شده آمريکايي استيون والت (رئيس دانشکده علوم سياسي هاروارد) و جان مرشايمر (از استادان شناخته شده دانشگاه شيکاگو) نوشته شده است که در مجله نقد کتاب لندن (London Review of Books) چاپ شد که با استفاده از اين لينک، اصل مقاله قابل بهرهبرداري است. نويسندگان مقاله بر اين باورند نفوذ اين لابي بر کنگره و دستگاه سياست خارجيآمريکا به اندازهاي است که اگر قانوني خلاف منافع مليآمريکا ولي مورد نظر لابي باشد، تصويب ميشود. بخش ديگري از مقاله اختصاص دارد به شيوههايي که لابي براي ساکت کردن مخالفان سياستهايش بهکار ميگيرد. شيوههايي که تقريباً همهشان در مورد خود اين دو نفر هم اجرا شد. نخست اين كه نتوانستند مقالهشان در هيچ مجله معتبر آمريکايي چاپ کنند و آن را براي چاپ به لندن فرستادند. دوم آن كه در دانشگاه برايشان مشکلاتي ايجاد شد و حتي روزهاي اول اعلام شد که مرشايمر بازنشسته شده. و سوم تقريباً همه سخنرانيهايشان به دليل فعاليت اعضاي لابي از چند روز پيش از سخنراني در آمريکا لغو شد. آنها ميزبانان را تلفن و نامه و ايميل باران ميکردند که اين افراد ضديهود هستند و اگر سخنراني کنند، اعتبار مؤسسهتان را زير سؤال بردهايد و ديگر انتظار هيچ گونه کمکي از سازمانهاي طرفدار رژيم صهيونيستي هم نداشته باشيد. و اکثريت قريب به اتفاق دعوتکنندگان هم در اثر اين حملات از دعوتشان منصرف ميشدند و برنامه را لغو ميکردند.
دو ماه پيش، اين مقاله به صورت کتاب منتشر شده که در ايران نيز ترجمه و چاپ شده است و دوباره بحثهاي مربوط به لابي رژيم صهيونيستي سر زبانها افتاد. چندي پيش،«والت» و «مرشايمر» در مدرسه اقتصادي لندن سخنراني داشتند. فضاي جلسه کاملاً همراه با نويسندگان بوده البته تعداد کمي از طرفداران لابي و رژيم صهيونيستي هم در سالن بودند. چند باري هم درباره برنامه اتمي ايران صحبت شده است، زيرا بخشي از کتاب هم درباره نقش لابي در جنگطلبانهتر شدن سياست دولت آمريکا در برابر ايران است و هم نويسندگان و حاضران در سالن با سياستهاي آمريکا و رژيم صهيونيستي درباره ايران مخالف بودند. به عقيده آقاي والت لابي رژيم صهيونيستي يک لابي مثل بقيه لابيهاست که کارش را که حمايت از منافع رژيم صهيونيستي است، به خوبي انجام ميدهد و موفق شده سياست خارجيآمريکا را کاملا بنا بر با خواست خود شکل دهد.
وي گفت: با توجه به فعاليتهاي گسترده لابي هوادار رژيم صهيونيستي که تقريبا هيچ سياستمداري در آمريکا که قصد انتخاب يا انتصاب به يک سمت سياسي را دارد، بر خلاف منافع رژيم صهيونيستي و برخلاف مواضع لابي هوادار اين کشور صحبت نخواهد کرد، چون اين کار باعث حذف او از سيستم سياسي آمريکا ميشود.
به گفته والت، در نتيجه اين فعاليتها، آمريکا تقريبا در همه موارد و بدون قيد و شرط از رژيم صهيونيستي حمايت ميکند، حتي اگر اين کار بر خلاف منافع ملي آمريکا باشد. «مرشماير» نيز گفت: هماكنون وزارت خارجه، نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي و نيروهاي نظامي آمريکا شديدا مخالف گزينه نظامي عليه ايران هستند و اگر سخني از احتمال حمله نظامي به ايران گفته ميشود، در نتيجه فعاليتهاي لابي هوادار رژيم صهيونيستي است. چون اين لابي، تنها گروهي است که موافق حمله آمريکا به ايران است.
به گفته «والت»، يکي از دلايل حمايت بي قيد و شرط آمريکا، اين است که رژيم صهيونيستي يک رژيم دمکراتيک و يک سرمايه استراتژيک براي ايالات متحده است. ولي نخست اين كه تنها رژيم دمکراتيک جهان نيست، در حالي که بقيه کشورهاي دمکراتيک به هيچ وجه از حمايت بي قيد و شرط آمريکا برخوردار نيستند. دوم اين كه رفتار اين رژيم با جمعيت عرب اين کشور و نيز با فلسطينيها در بسياري از موارد دمکراتيک نيست. نکته ديگر مسئله خواست مردم آمريکا را در اين حمايت مطلق مطرح ميکنند. در حالي که به گفته آقاي والت نظرسنجيها نشان ميدهند 78 درصد مردم آمريکا ميگويند آمريکا نبايد در مناقشه خاورميانه طرف هيچ کدام از طرفين درگيري را بگيرد و 87 درصد يهوديهاي آمريکا نيز گفتهاند طرفدار سياست دو دولت مستقل در کنار هم هستند، وي ميگويد يکي از کارکردهاي اصلي لابي هوادار رژيم صهيونيستي، خاموش کردن هر صداي مخالف است. آقاي والت به شکايتهايي اشاره کرد که پس از پخش يک مجموعه مستند تلويزيوني در «سي.ان.ان» ساخته کريستينامانپور ـ به اعتقاد مخالفان افراطيهاي يهودي و مسيحي و مسلمان را با هم مقايسه کرده بود ـ از اين شبکه تلويزيوني شد. سيل تلفنها و نامههاي شکايتآميز به انتشاراتي که کتاب اخير جيمي کارتر، رئيسجمهور اسبقآمريکا، درباره مسئله رژيم صهيونيستي و فلسطين را چاپ کرده بود، ديگر مثال آقاي والت در اين مورد بود. به گفته وي، اين لابي در اين راه از روش زدن برچسب ضد يهود بودن به مخالفان استفاده ميکند. با اين روش انرژي فرد مورد نظر، صرف اين ميشود که به اتهام ضد يهود بودن پاسخ دهد، باعث ميشود که ديگران نظراتشان را نگويند و باعث ميشود ديگران فرد مورد نظر را يک فرد دردسرساز بشناسند و سراغ او نروند.
مرشايمر درباره نقش ويژه اين لابي در شکل دادن به سياست خارجي آمريکا سخن گفت و به طور مشخص به نقش لابي يادشده در سياست خارجي آمريکا در قبال عراق، پيش از حمله و ايران، در حال حاضر پرداخت. به گفته وي، پيش از حمله آمريکا به عراق در آغاز سال 2003، رژيم صهيونيستي تنها کشوري جز کويت بود که هم مردم و هم حکومتش از حمله به عراق پشتيباني کردند. ايده حمله به عراق در آغاز سال 1998 و در نامه تعدادي از نومحافظهکاران به بيل کلينتون، رئيسجمهور وقت آمريکا، مطرح شد؛ نومحافظهکاراني که شماري از آنها از اعضاي فعال لابي طرفدار رژيم صهيونيستي هستند، اما رژيم صهيونيستي ترجيح ميداد آمريکا نخست به ايران حمله کند و بعد به عراق، چون ايران را خطر بزرگتري ميدانست، اما وقتي دريافت اولويت دولت آمريکا برخورد با صدام حسين است، سياستش را تغيير داد و به تشويق آمريکا به حمله به عراق پرداخت. به گفته نويسندگان کتاب در آن زمان وزارت خارجه، سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي و نيروهاي نظاميآمريکا مخالف حمله به عراق بودند، اما فعاليتهاي نومحافظهکاران و نيز لابي و دولت رژيم صهيونيستي، باعث شد سرانجام جورج بوش تصميم به حمله به عراق بگيرد.
به گفته مرشايمر، جلوگيري از هستهاي شدن ايران در راستاي منافع آمريکا و اروپا و کشورهاي خاورميانه است، اما حمله نظامي براي اين منظور در راستاي منافع آمريکا نيست. ايران تهديد مستقيمي براي آمريکا نيست، بلکه تهديدي مستقيم براي رژيم صهيونيستي است و بوش هم در سال 2006 تصريح کرد: ما به اين دليل ميخواهيم جلوي هستهاي شدن ايران را بگيريم که اين رژيم را تهديد کرده است. مرشايمر در پايان سخنراني خود، نتيجهگيري کرد که به باور نويسندگان کتاب، رژيم صهيونيستي يک کشور عادي است که آمريکا بايد با آن همچون يک کشور عادي رفتار کند. به اين معني که اگر اين رژيم کاري کرد که در راستاي منافع ملي آمريکا بود، از آن پشتيباني کند و اگر کاري کرد که بر خلاف منافع ملي آمريکا بود، از آن حمايت نکند و به آن رژيم براي تغيير آن سياست فشار بياورد.
چندي پيش نيز در نيويورک جلسهاي از طرف مجله نقد کتاب لندن London Review of Books برگزار و جان مرشايمر به همراه مارتين اينديک، دنيس راس، شلومن بن عامي، رشيد خليل و توني جوت سخنراني داشتند. اين جلسه جالب و مفيد را ميتوان همراه مشخصات شرکت کنندگان و مدير جلسه و همه پيشنهادهايي که ارسال شده است در لينک زير ديد.
نکات خوبي در اين جلسه مطرح شده است؛ يکي از نکاتي که نويسنده کتاب از مقالهاي از بيل کلينتون نقل ميکند، مسئله علاقه و فشار لابي صهيونيستي در سال 2003 براي حمله آمريکا به ايران پيش از حمله به عراق است.
اميد آن كه اين مقاله، مقدمهاي براي توجه و دقت نظر بيشتر بخشهاي مطالعاتي و کارشناسي مراکز مطالعاتي باشد تا با دعوت از نويسندگان کتاب و افرادي از اين دست که کار تحقيقاتي و دانشگاهي ارايه ميدهند، به جاي برگزاري کنفرانس هولوکاست، دانشجويان و علاقهمندان به سياست خارجي را با آنچه دشمنان ايران دنبال ميکنند آشنا سازند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


