نگاه شما: وزیران، وزیری کنند
در شطرنج، وزیر، قویترین مهرهٔ بازی است که میتواند نامحدود و افقی، عمودی و قطری حرکت کند. جای آن در صفحهٔ بازی در کنار شاه است و از همین حسن همجواری، قدرت و نیرو میگیرد. از آنجا که وزیر قدرتمندترین سوار بازی است، وقتی پیادهای با رسیدن به خانهٔ آخر ترفیع مییابد، معمولاً تبدیل به وزیر میشود. مَثَل برخی از وزرای دولت تدبیر و امید، مَثَل همان پیادهای است که در خانهٔ آخر ترفیع یافته و وزیر شده است.
عملکرد برخی از وزرا در چند ماهی که به وزارت رسیدهاند، چنان زار و ضعیف بوده است که بیاختیار مرا به یاد شیوههای تاریخی شطرنج میاندازد؛ شیوه ای که در هند و ایران ابداع شده و تمرین میشد، به گونهای بود که وزیر، یک مهرهٔ ضعیف بود که فقط میتوانست یک خانه آن هم ضربدری حرکت کند. قدرت و توان و حرکت دیگری نداشت و لذا همواره اسیر حرکات دیگر مهرهها میشد.
برخی از وزرای عزیز ما نیز تابع این سنت دیرینهاند و گویی قوانین رایج بازی سیاست را نمیدانند و ترس از شکست زود هنگام ـ بخوانید استیضاح ـ آنان را به سنت ناپسند عافیت طلبی دچار کرده و تعارف را در مدیریت کلان خود چاشنی حرکتهای استراتژیک ساختهاند.
این روزها، پرسش مشخص بسیاری از مردم عزیز ایران، نخبگان و کارشناسان این است که چرا وزیران، وزیری نمیکنند؟ که چرا همانند سبک هندی، تنها به یک حرکت بسنده میکنند؟ البته بیانصاف نباید بود. از یک جهت حق دارند. وقتی برخی از نمایندگان محترم مجلس، فراتر از وظایف قانونی خود، در انتصابات وزرا نیز دخالت میکنند و با به کارگیری ادبیات و الفاظ نامناسب، تهدید به استیضاحشان مینمایند و وقت و بیوقت برای پارهای از توضیحات به مجلس فرا میخوانندشان، معلوم است که وزیری خواهند بود در حد و اندازههای سبک و شیوهٔ قدیمی شطرنج هندی... .
باید اذعان نمود که در شرایط بغرنج و پیچیدهٔ اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی کشور، پذیرفتن پست وزارت، کار شجاعانهای است که بحمدالله وزرای عزیز آن را بدون تعارف پذیرفتهاند. اما گامهای دیگری نیز مانده و هنوز به درستی برداشته نشده و مهمترین آنها خطر کردن و نترسیدن از مشکلات و موانعی است که کارشکنان و سنگاندازان به راهها و اشکال مختلف به وجود میآورند.
مردم عزیز ما به دولت تدبیر و امید رأی ندادهاند تا برخی از مدیران ناکار شده ـ بخوانید بیکار شده ـ در دولتهای گذشته بر سر کارشان برگردند و خودشان و فرزندانشان همچنان بیکار بمانند و اتفاق و تحول خاصی در زندگیشان رخ ندهد. مردم فهیم ایران، بیآنکه از مجموعهٔ دولت انتظار معجزه داشته باشند، تأکید مؤکدشان این است که وزیران، از اقدامات کارشکنانه برخی رسانهها و شخصیتها نترسند و بدانند که در مدیریت ورزیدن، به جای قلندر بودن، گاهی قلدری کردن نیز ضرورت دارد و برای حرکت به سمت جاودانههای تعالی و پیشرفت، بدون ترس از نهیبهای نامهیب رسانههای غیر متشرع و بد اخلاق، باید از نیرویهای متعهد، مخلص و قابل بهره ببرند.
باید بدانند که عزل و نصبهای مدیریتی، گام مهمی در موفقیت یک مجموعه است که البته باید فاکتورهای لازم در آن رعایت شود. باید نشان دهند که نه تنها در مقام، وزیرند که در اقدام نیز این گونهاند.
در این میان جای شگفتی است که خطیب محترم نماز جمعه حضرت آیت الله جنتی، با به یاد نیاوردن عزل و نصبهای وسیع و البته قهرآمیز دو دولت گذشته و شاید از سر تعهد دینی و ملی، دکتر روحانی را نصیحت میکنند که نیروهای انقلابی در حال درو شدن هستند. گویا کسانی که اکنون بر مسند مسئولیتند با انقلاب میانهای ندارند و انقلابی فقط همانانند.
گمان جدی مردم ما این بود که با بازگشت مدیران کاربلد و ممتاز بر کرسی مدیریت کشور، عدهای از گذشته درس گرفته، خرسند میشوند و برای رفع ابهامات مدیریتی سالهای گذشته، دست دوستی به سمت دولت اعتدال دراز میکنند. اما دیری نپایید که لبخندها و شادباشها، به غیض و غضب تبدیل شد که چرا کسر قابل توجهی از ملت ایران، با این تصمیم و انتخاب، رجوع دوباره به آنها را به مصلحت ندانستند.
در این باره باید گفت اگر صرف انقلابی بودن، ملاک و مجوزی برای مدیریت باشد، آنگاه چرا آقای احمدینژاد و بخشی از اعضای دولت ایشان، بدون داشتن سوابق انقلابی موثر، تأیید صلاحیت شدند و هشت سال بر این کشور پهناور مدیریت کردند؟ حضرت آیت الله جنتی قبول بفرمایند که مردم عزیز با مشارکت حداکثری در انتخابات ۹۲ و انتخاب دولت تدبیر و امید، حرف مشخصشان را زدهاند و به وضوح اعلام کردهاند که چه مدیرانی را با چه دیدگاه و منطقی میخواهند و البته با این پشتوانه، وزیران محترم نیز باید جانب مردم را بگیرند و با انتصاب مدیران مردمی و دلسوز به وعدههایشان عمل کنند.
وزرای عزیز باید بدانند که وزیرند و بر اساس قانون، صاحب اختیارات معلوم و مصرحی هستند که برای اجرایی کردن آنها به وزارت رسیدهاند و برای همین، برای تحقق وعدههای خود، اجازه ندهند حتی یکی از آن اختیارت هم راکد بماند. همه جانبه و منسجم مدیریت کنند و مبادا با دستبستگی و بیعملی، فرصت مغتنمی که برای خلق نشاط و رونق دوباره فضای اقتصادی کشور ایجاد شده است از دست برود. مبادا با عقب نشینی در برابر زیاده خواهی عدهای تندرو، باعث دلسردی و ناامیدی مردم از دولت امید شوند. حق نظارت نمایندگان محترم مجلس محفوظ، اما وزیران عزیز باید وزیری کنند و با قدرت، تحول در وزارتخانهها را دنبال نمایند و در تعمیر این دخمهٔ ویران بکوشند و تا آنجا که خلاف قانون و اختیارات قانونی عمل نکردهاند، از هیچ نهیبی نهراسند و دل قوی بدارند که به اعتماد و رأی مردم تکیه دادهاند.
در پایان لازم میدانم وزیر محترم علوم را مورد خطاب قرار دهم. جناب آقای دکتر فرجی دانا، وزارتی که شما رهبریاش میکنید، از قضا چالش برانگیزترین وزارتخانهای است که چشم و گوش بسیاری متوجهٔ آن است تا مبادا در راستای خواست مشروع دانشجویان و دانشگاهیان دست به تحولاتی بزنید که مظلمههای وارد بر این طبقهٔ مظلوم را وابکاود. هجمههای فراوان این روزها بیدلیل نیست. این هجمهها و حملههای ناجوانمردانه، نشان میدهد که شما در مسیر درستی گام نهادهاید و باید منتظر بارش سنگینتر از اینها باشید و چون چنین است، بدانید که ثبات در این عرصه و تغییر فضای قطبی گذشته، به قوت رأی و تلاش پیگیرانه و شجاعت و جسارت شما نیازمند است.
در این سالها، به لطف دولت مهر ورز و عدالت گستر، دانشگاههای ما نیز با مهربانی، گسترش پیدا کرده و از همین روی، افراد دانشگاهی نیز فراوان شدهاند. هرچند در دیگ این دانشگاهها علمی نجوشید، اما چه کم میشود از ما، اگر حمل بر صحت کنیم و بگوییم؛ به قدر قدرت و بضاعت، در دیگ آن علمی میجوشد و از پی آن عالمی برمیخیزد و با تأسی از بزرگان بر بیمروتیها میخروشد و از شما پشتوانی میکند.
آمارها نشان میدهند که نزدیک به پنج میلیون دانش آموخته دانشگاهی در این کشور حضور دارند و اگر چند نفری از آنها را مخالف این روند و رویکرد تحول خواهانه بدانیم، باقی همه خواهان تحول در این وزارتخانهاند. به این پشتوانهٔ حتمی دلگرم باشید و اگر بابت انتصاباتتان تهدید به استیضاح شدید، ترسی به دل راه ندهید، چرا که شما به عملکرد خود پاسخگو خواهی بود. حرکت کنید. ضربدری و افقی و عمودی، و نه به سبک هندی که محدود به یک حرکت شوید. آنگاه محاصره خواهی شد و مات. برای چنین اقدامی خجالت نباید کشید. با تعهد و شجاعت بر سر عهد خود با دانشگاهیان بمانید.
در این وزارتخانه، کسانی را که بر خلاف منشور اعتدال عمل میکنند، ابتدا با تأسی به آموزههای دینی، به رعایت منشور اخلاقی دولت اعتدال تذکر دهید، اگر افاقه نکرد ناگزیرید که مدیران متصف به صفت اعتدال را جایگزینشان کنید. نترسید. این اقدام، نه به معنای حذف و عزل است و نه بر سیاق عذل. تغییرات مرسوم و معمول مدیریتی است که در همه کشورها وجود دارد. با وجود این، چرا برخی از آقایان محترم مدام فریاد میزنند که بچه حزباللهیها را دارند از دانشگاهها بیرون میکنند. دارند بچههای ارزشی و انقلابی را حذف میکنند. من نمیدانم دانشگاهیان انقلابی و حزباللهی و مومن و شجاع ما را چه شده است که خودشان را به این آقایان نشان نمیدهند و نمیگویند که در دولت گذشته از کار بیکار شدند و بازنشسته. چرا نمیگویند اگر این دوستان، انقلابی و حزباللهی هستند، پس چرا بر گردن ستارگان منور دانشگاهی، مدال افتخار نیاویختهاند و بر صدرشان ننشاندهاند؟ اگر این عزیزان انقلابی بودند، شش سال تمام نفرات ارشد بچههای انقلاب – تعبیر رهبر انقلاب از تیم مذاکره کنندهٔ هستهای – را خانه نشین نمیکردند که اکنون کیاسانه و با علم بر تمامی حوزههای دیپلماسی، یک تنه مجموعهٔ غرب را مدیریت میکند. او چنان است که در حقش باید گفت:
ای ز نعت تو عاجز و حیران و هم حذاق و فکرت کیاس
آخر دانشجویان مظلوم ما، به چه زبانی بگویند از تندروی در دانشگاهها خستهاند؟ تا کی انجمن اسلامی دانشگاهها تعطیل بماند و دانشجویان، معطلِ گوشه چشمی از تغییرات مدیریتی حضرتعالی. اقدامی بکنید و حرکتی. افقی، عمودی و ضربدری... و به قول سعدی بزرگ:
تواضع گر چه محمود است و فضل بیکران دارد نشاید کرد بیش از حد، که هیبت را زیان دارد
فرستنده: روح الله فردوسی
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.


