افروغ: جامعه به سمت بيتفاوتي ميرود و اين خطرناك است
در ادامه طرح موضوع بيتفاوتي سياسي در جامعه امروز ايران با فعالان سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي، اين بار دكتر عماد افروغ درباره بيتفاوتي ميگويد: نميشود به طور قاطع گفت بيتفاوتي سياسي شديد در ايران وجود دارد. بلكه ميشود گفت، جامعه ما به سمت بيتفاوتي سياسي ميرود و اين خطرناك است و علت آن هم به شكاف بين توقعات و انتظارات مردم و رفتار مسئولان برميگردد.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس هفتم به خبرنگار «تابناک» گفت: بيتفاوتيها دو گونهاند؛ يكي وقتي بيتفاوتيها از سر اعتماد است؛ يعني جامعه به مديران و مسئولانش اعتماد دارد و ميگويد: ديگران در صحنه هستند. ديگر آنكه بيتفاوتي از سر بياعتمادي است. يعني مردم به مسئولان اعتماد ندارند.
افروغ، سرآغاز بيتفاوتيهاي سياسي جامعه را از دوره پس از جنگ تحميلي ميداند و ميگويد: به دليل نوع سياستهاي اقتصادي پس از جنگ، بيتفاوتي در ايران جوانه زد تا در دوم خرداد 76 به مردم، «اميد» داده شود و 76 درصد در صحنه انتخابات رياستجمهوري حاضر شوند. اما افول اين اميد، در دور دوم خاتمي است و به تازگي هم حركت نوظهور اصولگرايي اعتماد ايجاد كرد و درواقع، موجب حضور مردم در صحنه سياسي ـ اجتماعي كشور شد.
نماينده اصولگراي مستقل مجلس هفتم بر اين باور است كه براي برونرفت از وضعيت انفعال سياسي جامعه ايران، بايد ارزشها و اخلاقيات در اولويتهاي ما در رفتار سياسي ـ اجتماعي باشد.
وي افزود: «فرهنگ» بايد ترمز سياستهاي شتابان باشد. برخي سياستها با مباني ما سازگار نيستند، اما بايد از رفتار ماكياوليستي بپرهيزيم و استفاده ابزاري از اخلاق و دين نكنيم.
در اين حال علي صوفي، وزير تعاون در دولت دوم خاتمي، در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين سالها در جامعه ايران، نوعي بيتفاوتي سياسي ميبينيد، يا خير، ميگويد: متأسفانه بله. البته محدوديتها در همه جاي دنيا هست؛ خط قرمزهايي چون منافع ملي وجود دارد. همه جا رعايت اين مسئله براي احزاب و گروههايي كه يك نظام سياسي را ميپذيرند و مورد اهميت است.
وي گفت: در رژيم گذشته، هدف ما براندازي نظام بود، حالا ديگر آن جنبوجوشها و فعاليتهاي پس از پيروزي انقلاب كه پرنشاط بود، چند سالي است افت كرده و آن نشاط لازم نيست.
صوفي در بيان علل بيتفاوتي سياسي جامعه ايران افزود: فعاليت سياسي، ابزار ميخواهد و يكي از اين ابزارها، «احزاب» است. با آنكه كليت آزادي فعاليت سياسي در قانون ما آمده، اما در عمل جايگاه احزاب معلوم نيست. مورد دوم، بحث «رقابت» است. رقابت سالم بين احزاب، مساوي است با كاهش هزينه فعاليت سياسي و وقتي هزينهها بالا ميرود، به «بيتفاوتي» منجر ميشود.
نكته سوم آنكه بايد ببينيم در جامعه، دنبال فاكتورهاي نظام هستيم يا دولت حاكم؟ مثلا وقتي متوجه موضوع قانونگرايي هستيم؛ يعني فاكتور تقويت نظام و ربطي به اين دولت يا آن دولت ندارد.
صوفي توضيح داد: مثلا براي ارتش و نيروهاي مسلح لازم است وارد فضاي سياسي نشوند، اما همين نيروها وقتي وارد فضاي سياسي ميشوند؛ يعني استفاده ابزاري براي حاكميت؛ يا حتي از دين، فرهنگ و «ارزش»ها ميشود براي تقويت نظام و جامعه استفاده كرد، اما هرچه اين فاكتورها به سمت دولت پيش رود، نشاط سياسي را از بين ميبرد. چون رقابت، لازمهاش اين است كه «همه»، همسنگ باشند و از ابزارهاي همسنگ استفاده كنند. مثل دوپينگ در مسابقه نباشد، چون اگر كسي دوپينگ كرد، ديگر رقابت معنا ندارد.
عضو هيأت مديره اتاق تعاون گفت: زمان جنگ، ظرفهاي بزرگ داشتيم و امام همه جريانات دلسوز انقلاب را ميپذيرفت؛ همانگونه كه آنان نيز امام را ميپذيرفتند. مثلا همين دو جريان جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز، امام گفتند: اينها بايد باشند. ايشان تأكيد داشتند؛ پس از پيروزي انقلاب، بايد ميدان براي اظهارنظر اشخاص گوناگون، به ويژه دانشگاهيان و نخبگان دانشگاهي باز باشد.
وي در پايان گفت: امام تأكيد به روحانيت هم ميكنند كه اگر درباره اسلام اظهارنظري كردند و در همين چهارچوب، منطق خود را مطرح كردند، اينها را طرد نكنيد؛ يعني امام ميخواهد همه «صدا»ها حضور داشته باشند تا جامعه نشاط سياسي را از دست ندهد.
ضمنا بهتر است حضرات سخنان امام را مصادره به مطلوب نكنند.
اصولا اين جريان سازي هاي سياسي ارثيه گنديده غرب است كه آقايان با ولع تمام دنبالش سينه ميزنند







